مديريت مديريت .

مديريت

ارزش ويژه برند

 

ارزش ويژه برند 

 مفهوم ارزش ويژه برند در بيشتر مدل هاي آناليز شده قبلي مورد اشاره قرار گرفته است. اما دقيقا ارزش ويژه برند به چه معناست؟ طبق تعريفي كه نخستين بار از سوي فاركوهار در سال 1989 داده شده است ارزش ويژه برند يعني " ارزش افزوده" كه توسط آن ارزشي ويژه به يك محصول داده مي شود. (ص 24) به جز تعريف اوليه فاركوهار تعاريف ديگري نيز از ارزش ويژه برند ارائه شده است. بنابه نوشته هاي لاسار،ميتال و شاما (1995) ارزش ويژه برند را با توجه به ديدگاهي مالي و مشتري محور نيز مورد مطالعه و بررسي قرار داده اند. به عبارت ديگر، معناي مالي از نقطه نظر ارزشي كه يك برند براي موسسه دارد و منظور از ديدگاه مشتري محور در مورد ارزَ ويژه برند نيز ارزش آن برند براي مشتري هايي است كه در فعاليتي اقتصادي تصميم گيرنده هستند. همچنين ارزش ويژه برند را به معناي تقويت و افزايش كاربري و مرغوبيتي است كه يك برند به يك محصول مي دهد (لاسار، ميتال، و شاما 1995، ص 13) . ارزش بالاي برند يعني يك مزيت رقابتي زيرا: اين تصور را القا مي كند كه كارخانه ها مي توانند حق بيمه بالايي را درخواست كنند؛ تقاضاي مشتري ها افزايش مي يابد؛ توسعه وپيشرفت يك برند آسانتر مي شود؛ فعاليت هاي تبليغاتي موثرتر مي شوند، تغيير نسبت معين در تجارت (خريد زياد با مبلغي كم به عنوان وثيقه ) بهتر مي شود، تفاوت ها بيشتر مي شود و شركت در رقابت كمتر آسيب مي بيند. (بنديكسن، بوكاسا و ابرات 2003). به عبارت ديگر، ارزش بالاي ويژه برند موجب يك "تاثير افتراقي" "شناخت بيشترنسبت به برند" و عكس العمل بيشتري از مشتريان نسبت به آن برند مي شود كه طبيعتا منجر به عملكرد بهتر برند از نظر مالي و مشتري مداري مي شود.

 

BRAND EQUITY   

The brand equity concept has been mentioned in more than one of the previously analyzed models. But what exactly is brand equity? Brand equity, as first defined by Farquhar (1989), is “the ‘added value’ with which a given brand endows a product” (p.24). Apart from Farquhar’s first definition of brand equity, other definitions have appeared. According to Lassar, Mittal, and Sharma (1995), brand equity has been examined from a financial (Farquhar, Han, and Ijiri 1991; Simon and Sullivan 1993; Kapferer 1997, Doyle 2001b), and a customer-based perspective (Keller 1993; Shocker, Srivastava, and Rueckert 1994; Chen 2001). In other words, financial meaning from the perspective of the value of the brand to the firm, and customer-based meaning the value of the brand for the customer which comes from a marketing decision-making context(Kim, Kim, and An 2003).

Brand equity has also been defined as “the enhancement in the perceived utility and desirability a brand name confers on a product” (Lassar, Mittal and Sharma 1995, p.13). High brand equity is considered to be a competitive advantage since: it implies that firms can charge a premium; there is an increase in customer demand; extending a brand becomes easier; communication campaigns are more effective; there is better trade leverage; margins can be greater; and the company becomes less vulnerable to competition (Bendixen, Bukasa, and Abratt 2003). In other words, high brand equity generates a “differential effect”, higher “brand knowledge”, and a larger “consumer response” (Keller 2003a), which normally leads to better brand performance, both from a financial and a customer perspective.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۵ توسط:مديريت موضوع:

مروري بر روشهاي ارزيابي برند در دنيا

 

مروري بر روشهاي ارزيابي برند در دنيا


در اين بخش مدل هاي معتبر علمي كه در سطح جهان از روايي و مقبوليت برخوردار هستند و پايه هاي تدوين مدل بكار گرفته شده در اين طرح مي باشند، در حد حوصله اين گزارش تشريح شده اند.

مباني علمي طرح
در اين بخش مدل هاي معتبر علمي كه در سطح جهان از روايي و مقبوليت برخوردار هستند و پايه هاي تدوين مدل بكار گرفته شده در اين طرح مي باشند، در حد حوصله اين گزارش تشريح شده اند.

1 - ارزش ويژه برند از ديدگاه مصرف‌كنندگان – نظريه آكر
بنا به نظر پروفسور ديويد آكر، ارزش ويژۀ برند ريشه در 4 ركن آورده شده در اين مدل دارد:


وفاداري: ايجاد يك تعهد قوي در خريد مجدد يا نگهداري مجدد يك كالا يا خدمت به صورت هميشگي و عليرغم تأثيرات موقعيتي و اقدامات بازاريابي كه باعث تغيير رفتار ميگردد.
كيفيت ادراك شده: داوري و قضاوت مصرف كننده در خصوص ارجحيت و مزيت يك محصول، با توجه به هدفي كه آن محصول داشته است و نسبت به ساير محصولات موجود در بازار.
آگاهي از برند: عبارت است از توانايي خريدار بالقوه جهت تشخيص و به خاطرآوردن اينكه يك برند عضوي از يك طبقه كالايي خاص است .آگاهي از برند همراه با تداعي زياد برند باعث ايجاد يك تصوير مشخص از برند ميگردد.
تداعي هاي ذهني: تداعي برند هر چيز مرتبط با برند در ذهن است و مي تواند شامل ذهنيت مصرف كننده، ويژگيهاي محصول، موارد مصرف، تداعي هاي مربوط به سازمان، شخصيت برند و سمبل ها باشد.
وضوح متغيرهاي تعريف شده، سهولت اندازه گيري متغيرها، گستردگي استفاده از مدل در مطالعات پژوهشي و تعداد دفعات بالاي استفاده از پرسشنامه در كشورهاي مختلف از جمله مهم ترين نقاط قوت مدل آكر مي باشد.

2 - ( Customer-Based Brand Equity (CBBE نظريه كلر
طبق مدل كلر ارزش ويژه برند،‌ از دو عامل متأثر است؛ الف) دانش خريداران پيرامون يك برند. ب) پيوندهاي مطلوب،‌ قوي و منحصربفردي كه مصرف كنندگان با برند دارد.
مدل كلر،‌ چهار گام را معرفي مي كند كه ارزش آن به سؤالات مشتري اشاره مي كند و يك نردبان برند مي سازد. هر گام به پشت سرگذاشتن موفق مرحله قبل بستگي دارد. اين چهار گام شامل شش بلوك و تعدادي زيرمجموعه است. در هريك از اين چهار گام، سؤالات زير پاسخ داده مي شود:
1) پرسش از شخصيت: شما چه كسي هستيد؟
2) پرسش از مفهوم: شما چه چيزي هستيد؟
3) پرسش از واكنش مشتري: نظر شما در مورد برند چيست؟
4) پرسش از ارتباطات: رابطۀ ما (خريداران) و شما (برند) كدام است؟
بارز بودن: عمق و عرض آگاهي از برند.
عملكرد: برند براي برآورده ساختن نيازهاي عملياتي مصرف كنندگان چه مي كند؟


تصوير ذهني:
افراد درباره برند به طور خلاصه چطور فكر مي كنند،‌ بيش از آن كه فكر كنند برند بطور واقعي چطور عمل مي كند.
چهار بعد نامشهود مهم:
نوع مصرف كننده،‌ شخصيت برند، تاريخچه و ميراث، تجارب.
قضاوتها:‌ ارزيابي برند كلي توسط مشتري: مشتريان چگونه عملكرد و پيوندهاي تصويري را براي شكل دهي انواع مختلف عقايد برند، تركيب مي كنند.
احساسات: پاسخهاي احساسي مشتريان و عكس العمل آنها به برند.
مي تواند سخت يا ملايم، مثبت يا منفي باشد.
مي تواند به بازگشت مالي برند مربوط باشد.

هماهنگي: ميزاني كه مشتريان احساس مي كنند با برند هماهنگ هستند.
- شدت يا عمق بستگي رواني كه مشتريان با برند دارند.
- سطح فعاليتي كه از وفاداري ناشي مي شود

دانش از ديدگاه كلر:
دانش برند براساس دو جزء آن تعريف مي‌شود: آگاهي از برند،‌ كه به يادآوري و شناخت برند توسط محصول گفته مي‌شود، و تصوير برند،‌ كه به يك سري پيوندهايي گفته مي‌شود كه مصرف‌كننده در ذهن خود با برند ايجاد مي‌كند.

1 - آگاهي از برند: Brand Awareness
اولين بعد از دانش برند است كه ميزان در دسترس بودن برند در حافظه را نشان مي دهد. اين عامل به قدرت گره هاي ذهني مشتري بستگي دارد كه در توانايي تشخيص برند توسط مصرف كننده در شرايط مختلف مؤثر است. به بيان ديگر آگاهي از برند به احتمال بخاطرآوري آسان نام برند در ذهن مصرف كننده مرتبط است.
آگاهي از برند شامل دو بعد است:شناخت Recognition ويادآوري Recall.
1 - شناخت برند يعني توانايي مصرف‌كننده در تأييد ظواهر قبلي برند وقتي كه برند خاص را به عنوان يك نشانه مي‌بيند. به عبارت ديگر شناخت برند نيازمند اين است كه مصرف‌كننده برندي را كه قبلاً‌ ديده يا شنيده به درستي تمييز دهد. شناخت برند هنگام تصميم‌گيري در فروشگاه مي‌تواند مهم باشد. در تصميم‌گيري‌هايي با درگيري پائين، يك سطح حداقلي از آگاهي مي‌تواند براي انتخاب محصول كافي باشد.
2 - يادآوري برند: يعني توانايي مصرف‌كننده در بازيابي برند هنگامي كه با طبقه محصول، نياز برآورده شده توسط طبقه محصول يا نشانه‌هاي ديگري مواجه مي‌شود. به عبارت ديگر، يادآوري برند نيازمند اين است كه مصرف‌كننده به درستي محصول را از حافظه خود فرابخواند. خيلي مهم است كه تنها عمق يادآوري (درصد افرادي كه برند را مي‌شناسند) اندازه‌گيري نشود،‌ بلكه عرض آن (نشانه‌هايي كه منجر به يادآوري برند مي‌شوند) نيز اندازه‌گيري شود. يك شروع خوب براي سنجش عرض برند،‌ تفكر درباره اين است كه چه كسي،‌ كي،‌ كجا، و چگونه برند را مي‌خرد يا استفاده مي‌كند.
به طور كلي مدل كلر در مورد دانش برند به شكل زير است:


ديويد آكر يك مرحله را نيز به مراحل آگاهي اضافه مي‌كند و آن را شامل سه مرحله مي‌داند:
1 - Recognition: شناخت
2 - Recall: يادآوري
3 - Top of mine: وقتي برند اولين برندي باشد كه در طبقه محصول به ذهن مشتري مي‌رسد.

به طور كلي آگاهي را در دو دسته “aided” و “unaided” مي‌توان طبقه‌بندي كرد. آگاهيِ aided ميزان آشنايي مصرف‌كننده با يك برند، هنگامي است كه جزئي از يك برند به وي نشان داده مي شود (به طور مثال لوگو) و يا نام برند براي وي خوانده مي شود. آگاهيِ unaided بر ارتباط قوي‌تري با برند دلالت دارد و به عنوان توانايي مصرف‌كننده در نام بردن از برند هنگاميكه در مورد طبقه محصول از او سؤال مي‌شود، مطرح مي گردد.

2 -تصوير برند Brand Image:
تصوير برند به عنوان ادراكاتي در مورد برند تعريف مي‌شود كه با پيوندهاي ايجاد شده در حافظه مصرف‌كننده مرتبط است. پيوندهاي برند گره‌هاي اطلاعاتي است كه با گره‌هاي مربوط به برند در ذهن مشتري ارتباط پيدا كرده و حاوي مفهومي در مورد برند براي مشتري است.

3 - Brand Funnel


brand funnel نشان دهنده فرآيند سازگاري مشتري با برند از مرحله تشخيص يك برند تا تعهد به آن مي باشد. مراحل منطق brand funnel به اين صورت مطرح شدند: آگاهي از برند، تمايل به خريد برند، استفاده از برند كلي، تكرار مصرف، استفاده از برند بطور معمول و در نهايت تعهد به برند كه در هريك از اين مراحل معمولاً تعداد مشتريان كمتر مي شود كه اين مساله بايد به درستي مديريت شود تا حداقل ريزش مشتري در مراحل مختلف مشاهده شود. چراكه اين مشتريان متعهد به برند هستند كه به برند علاقمندند، ‌از آن دفاع مي كنند و براي ما سودآوري دارند. هر يك از مشترياني كه در مراحل مختلف از دست مي دهيم به معناي از دست دادن درآمد و سودمان است.
اهداف و مزاياي brand funnel را به شرح زير بيان مي شود:
يك ديدگاه كلي درباره عملكرد برند ارائه مي دهد.
بوسيله مخاطبان مختلف قابل دسترسي و فهم است.
عملكرد و سلامت برند را بطور مشخص نشان مي دهد.
رويكرد يكپارچه اي را در بازارها ارائه مي كند.
زبان مشتركي بين فعاليتهاي مختلف ايجاد مي كند.
4 - روش Interbrand


در روش اينتربرند،‌ ارزش برند با ضرب درآمدهاي متفرقه(differential earnings) در يك نرخ تنزيل (يا discount rate) محاسبه مي‌شود. اين نرخ تنزيل از كمي كردن فاكتورهايي،‌ كه طبق روش اينتربرند،‌ قدرت برند را محاسبه مي‌كند،‌ بدست مي‌آيد. ريسكي بودن نرخ تنزيل از طريق مقياس تركيبي قدرت برند كه از معيارها و وزنهاي نسبي تشكيل شده،‌ تعيين مي‌گردد.
اين محاسبه با يك ميانگين وزني از درآمدهاي متفرقه گذشته قبل از بهره و ماليات (EBIT) در مورد سه سال گذشته (كه با تفريق EBIT مربوط به محصولات بدون برند (از آن) بدست مي‌آيد) و حذف EBIT مربوط به فعاليتهاي غيرمرتبط با شخصيت برند شروع مي‌شود. غالباً عامل وزني براي سال جاري عدد 3، براي سال گذشته عدد 2 و براي دو سال گذشته عدد 1 است. وقتي كه ميانگين وزني EBIT تاريخي بزرگتر از EBIT پيش بيني شده برند براي سالهاي آينده باشد،‌ بايد اين اختلاف را به حساب آورد ( كم كرد). سپس صرفه سرمايه (capital remuneration) و ماليات كسر مي‌شود و درآمدهاي متفرقه(differential earnings) بدست مي‌آيند.
براي محاسبه كمي EBIT محصولات غيربرندي بايد در نظر داشت كه:
- يك محصول بدون برند به طور طبيعي حجم يا تقاضاي ثابت محصول برندي را ندارد.
- برند از طريق ثبات تقاضا صرفه اقتصادي ايجاد مي‌كند.
- محصول برنددار مي‌تواند نسبت به همتاي بدون برند خود به قيمت بالاتر فروخته شود.
براي محاسبه ضريب اعمال شده در درآمدهاي متفرقه برند،‌ اينتربرند «قدرت برند» را محاسبه مي‌كند كه ضريبي است (وزني) كه از 7 عامل تشكيل شده است. اين هفت عامل در قسمتهاي بعدي عنوان شده است. براي رتبه‌بندي هر عامل قدرت برند، لازم است تا برند،‌ موقعيتش در بازار، فعاليتهاي انجام شده در گذشته، ‌برنامه‌هاي آتي،‌ ريسك برند و غيره را به دقت مطالعه كرد.
علاوه براين، نقش برند در طبقه محصول يا خدمات براي تعيين درصد دريافتهاي نامشهود مربوط به برند اندازه‌گيري مي‌شود (RBI ). براي مثال، اگر برند مسئول 78% از تقاضاي مشتريان است،‌ دريافتها در 78% ضرب مي‌شوند. (تحليل تقاضاست).
به طور كلي، روش ارزيابي اينتربرند شامل 5 گام است:
1 - بخش‌بندي Segmentation
2 - تحليل مالي Financial Analysis
3 - تحليل تقاضاDemand Analysis
4 - تحليل قدرت برند Brand Strength Analysis
5 - محاسبه ارزش خالص فعلي Net Present Value Calculation



منتشر شده توسط ويوان نيوز در تاريخ ۱۳۸۹ پنج شنبه ۲۵ شهريور كدخبر:2581منبع:ويوان نيوزتاريخ انتشار:۱۳۸۹ بيست و پنجم شهريورلينك خبر: http://www.www.vivannews.com/Pages/News-2581.html

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۵ توسط:مديريت موضوع:

قوم شناسي مشتريان

قوم شناسي مشتريان

قوم شناسي مشتريان، يكي از روش‎هاي تحقيقات كيفي است. اين روش به منظور درك نيازهاي مشتريان و فرايند خريد آن‎ها، رفتار مشتريان  ديدگاه‌ها و فرهنگ آن‎ها را مورد مطالعه قرار مي‌دهد. قوم‌شناسي مشتريان  شاخه‌اي از مردم‌شناسي است كه از سوي بسياري از متخصصان به عنوان قابليتي محوري در بازاريابي شناخته شده، به عنوان جايگزين يا تكميل‎كننده تكنيك گروه‌هاي متمركز به كار گرفته مي‌شود. در قوم‌شناسي مشتريان، محققان به جاي پرسش از افراد در مورد كالاها و خدمات، به مشاهده رفتار آنان پرداخته، در زمان استفاده و خريد با آن‎ها مصاحبه مي‌كنند. تحليل دقيق مشاهده‎ها و مصاحبه‌هاي صورت گرفته انگيزه‌هاي مشتريان را در مورد نام‌هاي تجاري و برندهاي مختلف، آشكار ساخته محققان را قادر مي‌سازد تا بازار را به بخش‌هاي جديد تقسيم و برنامه‌هاي بازاريابي خود را با اثربخشي بيشتري، طراحي كنند.

 

متدولوژي

قوم‌شناسي مشتريان، بيشترين كاربرد را در طراحي و ايجاد كالاهاي جديد دارد، چراكه نتايج و يافته‌هاي حاصل از مطالعه‎هاي قوم‌شناسي را مي‌توان براي ارائه محصولات و خدمات موفق به كار گرفت.

مراحل فرايند  تحقيقات قوم‌شناسي مشتريان به اين شرح ست:

o         تعريف مسأله تحقيق

o         تخصيص زمان لازم براي مشاهده

o         طراحي سرفصل‌ها و پرسش‎‌هاي مصاحبه

o         انتخاب روش مطالعه: مصاحبه، ضبط فيلم و صداي مخاطبان،گرفتن عكس، مشاهده‎هاي تيمي

o         انجام تحقيقات پيمايشي: در خانه، فروشگاه، محل كار، محل استراحت يا تركيبي از اين موارد

o         تحليل يافته‌ها

 

كاربردهاي قوم‌شناسي مشتريان

با توجه به اين امر كه روندهاي فرهنگي و سبك زندگي بر عادت‎ها سليقه‎ها و تصميم خريد مشتريان‎، تاثيرگذار است؛ قوم‌شناسي مشتريان مي‌تواند در موارد زير، به شركت‌ها كمك كند:

o         نفوذ به بازارهاي جديد

o         اصلاح و بهبود محصولات موجود

o         طراحي نام تجاري يا ايجاد تصويري از آن براي شركت يا محصولات‎ آن

o         طراحي محصولات جديد

 

منبع: كتاب ابزارهاي مديريتي، ترجمه شادي گلچين فر و امير بختائي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۵ توسط:مديريت موضوع:

تبليغات در رسانه هاي اجتماعي

تبليغات در رسانه هاي اجتماعي

هر پيام تبليغاتي براي انتشار نياز به رسانه دارد. تلويزيون، راديو، نشريات و بيلبوردها برخي از رسانه‌هاي شناخته شده و پر استفاده هستند. مدتي است به دنبال توسعه شبكه‌هاي مجازي و گسترش رسانه‌هاي ارتباطي آنلاين، گروهي ديگر از رسانه‌ها وارد عرصه ارتباطات شده‌اند. اين رسانه‌ها كه تحت عنوان رسانه‌هاي اجتماعي مطرح هستند، قادرند مزاياي به مراتب بيشتري را در اختيار تبليغ دهندگان قرار دهند.

يكي از مهمترين ويژگي‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي امكان مشاركت كابران در توليد محتواست. بر اين اساس در رسانه‌هاي اجتماعي، برخلاف رسانه‌هاي سنتي بخش زيادي از توليد محتوا، توسط خود كاربران صورت مي‌گيرد. وبلاگها، ويكي‌ها، پادكستها، فروم‌ها و ... برخي از مصاديق رسانه‌هاي اجتماعي هستند.

اكنون وسعت و سرعت عمل رسانه هاي اجتماعي در برقراري ارتباطات تعاملي، مورد توجه سازمانها و شركتهاي تجاري قرار گرفته است. اين سازمانها در تلاشند با حضور در محتواي رسانه‌هاي اجتماعي و بهره‌گيري از توانمنديهاي اين رسانه‌ها، به معرفي قابليتهاي خود بپردازند.

رويكرد تبليغاتي در رسانه‌هاي سنتي بر خريد توجه متمركز است. در اين رسانه‌ها هدف اوليه جلب توجه بيشتر مخاطب است. اين رويكرد در رسانه‌هاي اجتماعي تغيير يافته و به رويكرد تعامل با مخاطبان تبديل شده است.

براي اينكه بتوانيم از رسانه‌هاي اجتماعي براي امور تبليغاتي استفاده كنيم بايد ابتدا رسانه‌هاي اجتماعي و كاركردهاي آنها را بشناسيم و سپس انگيزه‌‌هاي مخاطبان را از حضور در رسانه‌هاي اجتماعي درك كنيم.

منبع: اولين كنفرانس ملي مهندسي تبليغات، امير بختائي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۴ توسط:مديريت موضوع:

دوره آموزشي تحقيقات بازاريابي

دوره هاي آموزشي بازاريابي وي‍ژه :

علاقمندان . دانشجويان . كارشناسان و مديران بازاريابي

 دوره آموزشي 

تحقيقات بازاريابي

(در اين دوره بطور عملي با انجام پروژه هاي تحقيقات بازاريابي مربوط به شركت يا سازمان شما و يا يك مثال اجرائي مربوط به صنعت يا خدمات آشنا و  آنرا اجرا خواهيد نمود.)

 اطلاعات بيشتر در مورد اين دوره ها:

Tel: 0912-143-9541

Website: www.methodmaster.org

Fax:#98-21-22769883



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۴ توسط:مديريت موضوع:

بازاريابي دهان به دهان، موثرتر از گذشت

بازاريابي دهان به دهان، موثرتر از گذشت

اعظم احمدي _ منبع: Marketing web
بر طبق نتايج تحقيقات جديد PQ مديا ، به رغم بدترين ركود اقتصادي در 70 سال اخير بازاريابي دهان به دهان فراگيرتر شده است: هزينه‌ بازاريابي دهان به دهان برندها در سال 2008 با 2/14 درصد افزايش به 54/1 ميليارد دلار امريكا رسيد . در سال 2003 براي بخش خدمات بازاريابي 300 ميليون دلار هزينه شده بود و اينك انتظار مي‌رود كه تا سال 2013 هزينه مصرف شده براي بازاريابي دهان به دهان به 3 ميليارد دلار برسد.در حالي كه در سال 2009 احتمال كندتر شدن رشد سالانه وجود داشت اما امسال هزينه بازاريابي دهان به دهان با رشد 2/10 درصد در بخش بازاريابي و تبليغات در فهرست پر سرعت ترين رشدها قرار گرفت. با اين كه انتظار مي‌رفت كه كل اقتصاد آمريكا _ شامل تبليغات و خدمات بازاريابي _ در سال 2009 براي اولين بار از شروع بحران بزرگ در دهه 1930 دچار نزول شود.

صنعت تبليغات دهان به دهان كه شركت PQمديا در سال 2007 تنها منبعي بود كه ساختار و اندازه آن را تعريف كرد، شامل دو بخش مهم شركتهاي ارائه دهنده خدمات و محتوا و محصولات فرعي مي‌باشد. و همچنين شش بخش اضافي، استراتژي و مشاوره، آژانس‌هاي تبليغات دهان به دهان، انجمن‌هاي آنلاين، رسانه‌هاي دهان به دهان، تحقيقات و ارزيابي، و ابزار و تكنولوژي را شامل مي‌شود.
شركت PQ مديا بازاريابي دهان به دهان را يك استراتژي بازاريابي جايگزين مي‌داند كه با تحقيقات و تكنولوژي پشتيباني مي‌شود و مصرف كنندگان را تشويق مي‌كند تا به روش‌هاي مختلف آفلاين و آنلاين كه توسط نمايندگان برندها در اختيار آنها قرار مي‌گيرد درباره محصولات و خدمات با هم صحبت كنند. از سال 2003 تا 2008 ، ميزان هزينه بخش اقتصاد سالانه 6/37 رشد داشته است. زيرا رشد محبوبيت وبلاگها، شبكه‌هاي اجتماعي و انجمن‌هاي آنلاين، باعث شد تا برندها براي جذب بيشتر مصرف كنندگان بخشي از دلارهاي تبليغات رسانه‌اي خود را در بازاريابي دهان به دهان هزينه كنند.
پاتريك كيوئن مديرعامل PQمديا گفت: تاثيرگذارترين بازاريابها در زندگي مصرف كنندگان كساني هستند كه مصرف كننده آنها را مي‌شناسد و به آنها اعتماد دارد مانند افراد خانواده، دوستان و همكاران. اين تحقيقات نشان مي‌دهد كه برندها ارزش سرمايه‌گذاري در بازاريابي دهان به دهان را درك كرده‌اند. بررسي‌هاي ما حاكي از آن است كه برندها در درازمدت بخش بيشتري از بودجه خود را به كمپين‌هاي دهان به دهان و اجراي فعاليتهاي موثر آفلاين و آنلاين كه به مشتريان و گروههاي متمركز اتصال مي‌يابد، اختصاص مي‌دهند.
شركت PQ مديا پيش بيني كرده است كه در سالهاي 2013-2009 ، ارتباط بيشتر مصرف كنندگان با يكديگر از طريق ابزار بسيار پيشرفته مانند تلفنهاي هوشمند، و شبكه هاي رسانه اي مانند Facebook و Twitter باعث رشد و تغيير صنعت مي‌شود. در نتيجه بازاريابها خصوصا در زمينه برندهاي مواد غذايي و نوشيدني و كالاهاي بسته‌بندي شده كه حدود 30 درصد هزينه تبليغات دهان به دهان سال 2008 را شامل مي‌شد- در هزينه‌هاي بازاريابي خود بخش بيشتري را به بازاريابي دهان به دهان اختصاص خواهند داد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۳ توسط:مديريت موضوع:

بازاريابي رابطه مند و رفتار مصرف كننده

امروزه هر مشتري ارزش ويژه خود را دارد و اينك شركتها براي به دست آوردن سهم بيشتري از بــــازار ثابت يا روبه كاهش بايد مبارزه كنند، بنابراين هزينه هاي جذب مشتريان جديد روبه افزايش نهاده است.
تحقيقات نشان مي دهند كه هزينه جذب مشتريان جديد ۵ برابر هزينه حفظ مشتريان كنوني است. شركتها دريافته اند كه از دست دادن يك مشتري چيزي بيش از، ازدست دادن يك قلم فروش است، بلكه به معني از دست دادن كل جريان خريدهايي است كه مشتــري مي توانسته در طول زندگي يا دوره زماني كه مشتري بوده، انجام دهد (كاتلر، ۱۹۹۹، ۲۸).
همچون بسياري از ايده هاي نوين كسب وكار كه وارد ادبيات بازاريابي شده اند، بازاريابي رابطه مند در سالهاي اخير به طور گسترده اي استفاده شده است. اما از آنجا كه شك و ترديد بسياري در معني و مفهوم بازاريابي رابطه مند به چشم مي خورد كمي دقت و تأمل بيشتر در اين رابطه ضروري به نظر مي رسد به لحاظ مفهوم، بازاريابي رابطه مند در ميان مجموعه اي از تاكتيك هاي بازاريابي جاي داده شده كه به تحليل و تعامل بين خريداران و فروشندگان مي پردازد.
براي بعضي، بازاريابي رابطه مند تنها به معني پايگاه داده اي از مشتريان است. اما اين درحالي است كه هسته مفهومي آن به تعهد و اعتماد اشاره دارد. بازاريابي رابطه مند در سه سطح مفهومي قابل بررسي است كه در اين مجال به آن پرداخته خواهدشد.
بازاريابي رابطه مند
بازاريابي رابطه مند اولين بار در دهه ۱۹۸۰ توسط تني چند از صاحبنظران بازاريابي مطرح شد. اما اساس و پايه اين شاخه از بازاريابي كه رابطه تنگاتنگي هم با رفتار مصرف كننده دارد از دل تحقيقات مربوط به روابط بين خريــــــدار و فروشنده در كسب و كارهاي متوسط و نسبتاً بزرگ بيرون آمده است. در اين پارادايم به جاي نگرش خصمـــانه به مقوله چانه زني در هر معامله خريدار و فروشنده براي رسيـــدن به اهداف خود با يكديگر به توافق مي رسند و در يك قـــــالب طرح ريزي شده نسبت به هم تعهداتي پيدا كرده و روابط خود را شكل مي دهند (پالمر و سايرين، ۱۹۹۴).
بازاريابي رابطه مند به ايجاد روابط بلندمدت و متقابل با افراد و سازمانها و گروههاي ذينفع اشاره مي كند و اساس آن برقراري ارتباطات مطلوب و موثر به منظور حفظ ونگهداري آنهاست.
در بين گروههاي ذينفع، مشتــري مهمترين بوده و بازاريابي رابطه مند مشتـــــري را به ديده يك دارايي مي نگرد كه مستهلك نمي شود و اگر چه در ترازنامه شركتها جايي ندارد اما درحقيقت از همه آن اقلام مهمتــر است. بازاريابــــي رابطه مند، صرفاً به دنبال اين نيست كه خدمات را در مكان، زمان و قيمت مورد تقاضاي بازار هدف، دراختيارش قرار دهد، بلكه مي خواهد چنان روابطي با بازار هدف ايجاد كند كه مجدداً در آينده از او خريد و ديگران را نيز به اين كار ترغيب كنند. بازاريابي رابطه مند به دنبال آن است كه مشتريان بيشتري را حفظ كرده و مشتريان كمتري را از دست بدهد. براي روشن شدن موضوع به مدل سطل سوراخ دار توجه كنيد.
● ارزش طول زندگي
مقــــــدار سودي است كه يك مشتري مي تواند در طول عمر مشتري بودن خود براي يك شركت به ارمغان بياورد. اين مقدار درحقيقت همان ارزش خالص فعلي مشتري است كه برابر با ارزش فعلي حاصل تفاضل جريانهاي خروجي از شركت براي جذب و نگهداري مشتري و جريانهاي ورودي ناشي ازكل خريدهايي است كه مشتري در طول عمر خود انجام مي دهد. تحقيقاتي كه در اين زمينه در دانشگاه هاروارد انجام شده نشان مي دهد كه اين مقدار براي يك پيتزافروشي ۸۰۰۰ دلار و براي يك توليدكننده خودرو ۳۳۲ هزار دلار و براي يك شركت هواپيمايي چيزي بالغ بر يك ميليارد دلار است (ميكائيل هگارتي، ۲۰۰۲).
● مدل سطل سوراخ دار
اگر ما انباره مشتريان يك شركت را به يك سطل تشبيه كنيم كه چند سوراخ در انتهاي آن دارد. در گذشته شركتها مي توانستند اين سطل را از مشتريان جديد و فراوان پر كنند و بابت از دست دادن مشتريان قديمي به علت وجود سوراخ درانتهاي سطل نگراني نداشته باشند. ولي امروزه شركتها نگران سطح و ميزان نگهداري مشتريان خود هستند و مي دانند كه همواره بايد اين ميزان درحد مطلوبي باشد، آنها مي دانند اگر نگران ميزان ريزش مشتريانشان نباشند طولي نخواهد كشيد كه انباره آنان را تنها مشتريان حبس شده تشكيل خواهند داد و بزودي نابود خواهند شد.
اما سوالي كه ممكن است مطرح شود آن است كه: مشتريان چه احتياجي به روابط دارند؟
اصولاً روابط در هر جايي كه جرياني از منــــافع برقرار باشد به وجود مي آيد. در دنياي امروز خريداران براي تصميم گيري در فرايند خريد، با سوالات و اما و اگرهاي بسياري روبرو هستند. كالاها و محصولات مشابه باعث شده مشتريان با حق انتخابهاي فراوان روبرو شوند، پيچيدگيها، تغييرات مداوم كالاها و خدمات، عدم قطعيتها همه و همه بر دشواريهــــــاي فرايند خريد مي افزايند. لذا مشاهده مي شود كه مشتريان هم از ايجاد روابط، منافع و اهداف خاص خود را دنبــال مي كنند (جان تودر، ۲۰۰۲).
● منحني طول عمر رابطه خريدار و فروشنده
تئوري منحني طول عمر رابطه توسط DAWYER SCHURR در سال ۱۹۸۷ مطرح شد. اين مدل چگونگي ايجاد و توسعه يك رابطه را از مرحله آگاهي تا زوال را نشـــــان مي دهد (پالمر، ۲۰۰۰، ۱۲۱).
۱ ) مرحله آگاهي (AWARENESS) :
اين مرحله در هر زمان و مكاني ممكن است براي يكي از طرفين اتفاق بيفتد. در اين مرحله يكي از طرفين با جلب توجه طرف ديگر به خود و طرف مقابل با داشتن انگيزه هاي مناسب وارد مرحله بعد مي شوند.
۲ ) مرحله اكتشاف (EXPLORATION):
در اين مرحله هـــــريك از طرفين مي كوشد تا با چانه زني با طرف مقابل از خصوصيات شخصيتي، قدرت، هنجارها و انتظارات وي آگاه شود. چنانچه نتايج حاصله رضايت بخش باشد، رابطه وارد مرحله بعد مي شود.
۳ ) مرحله گسترش(EXPANSION):
در اين مرحله نتايج رضايت بخش از رابطه باعث گسترش رابطه و طولاني تر شدن آن مي شود. در غيـــر اين صورت رابطه وارد مرحله زوال مي شود.
۴ ) مرحله تعهد (COMMITMENT):
اين مرحله مادامي كه طرفين به گزينه هاي مناسب تر نرسيده اند و يا اينكه طرفين به دستيابي به اهداف خود اميدوارند ادامه مي يابد. درغير اين صورت رابطه وارد مرحله زوال مي شود.
۵ ) مرحله زوال (DISSOLUTION):
در اين مرحله يكي از طرفين يا هر دو طرف با فرض اينكه ادامه رابطه بين آنها ارزشي ايجاد نخواهدكرد، رابطه را ضعيف و يا بلافاصله قطع مي كند كه البته روند زوال بسته به ميزان تعهد يك طرف به طرف مقابل دارد.
▪ اما درنهايت فلسفه بازاريابي رابطه مند از چند بعد قابل بررسي است:
۱) بُعد تاكتيكي:
روابط به عنوان ابزاري براي ترفيع در فروش به كار گرفته مي شوند. در اين خصوص مي توان به توسعه فناوري اطلاعات درجهت ايجاد جنبه هاي مختلف وفاداري اشاره كرد. هرچند اجرا چنين پروژه هايي پرهزينه بوده ولي درعوض فرصت بسيار مناسبي را درجهت ايجاد وفاداري و سودآوري براي شركت ايجاد مي كند.
۲) بُعد استراتژيك:
هدف از روابط پيوندخوردن با مشتريان و ايجاد وفاداري در نزد مشتريان است. امروزه اغلب مديران ارشد سازمانها از مشتريان خود درخواست مي كنند تا با آنها تماس بگيرند و نيازهاي خود را درميان بگذارند. براي مثال، رئيس بخش آمريكاي شمالي شركت پپسي كولا روزانه دست كم با چهار مشتري تماس مي گيرد و با آنها به گفتگو مي پردازد.
۳) بُعد فلسفي:
از بعد فلسفي، برقراري اين روابط به سمت قلب مفهوم بازاريابي كه همان مشتري محوري است و درك نيازها و انتظارات اوست، پيش مي رود. براي درك بهتر مفهوم بازاريابي رابطه مند با آنچه بيشتر در بازاريابي سنتي مطرح مي شد، به مثال زير توجه كنيد: يك بازار رقابتي مثل صنعت خودرو را درنظر بگيريد كه در آن توليدكنندگان درنظر دارند اتومبيل هاي خود را ازنظر اصول طراحي، راحتي، ايمني، سرعت و قدرت به صورت سنتي توليد كرده و آن را درنظـــر مشتريان متفاوت جلوه دهند. عده اي ديگر از توليدكنندگان نيز قصد دارند با ارائه خدمات پس از فروش و ارائه ضمانتنامه، محصول خود را متفاوت جلوه دهند.
اما در اين بين توليدكنندگاني هم هستند كه قصد دارند با شناختي كه از مشتري، سوابق و علايق وي دارند به او مشاوره هايي در زمينه هاي مختلف مثل چگونگي تامين مالي براي خريد خودرو، نگهداري، بيمه، تعويض و يا حتي فروش داده و بدين وسيله اعتماد وي را جلب و روابط مستحكم تري با مشتري برقرار كنند (پالمر، ۲۰۰۰، ۱۱۸).
لذا در بازاريابي مدرن، خدمات فقط شامل خدمات پس از فروش نمي شود، بلكه هدف خدماتي فراگير و شامل ۳ مرحله است: پيش از فروش، در خلال فروش، پس از فروش (جدول شماره يك). مجموع اين خدمات مبناي بازارداري و حفظ مشتري است (ونوس و سايرين، ۱۳۷۸، ۲۲۰).

منبع : تبليغ سيتي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۳ توسط:مديريت موضوع:

پيشبرد فروش

آيا واقعا به كارگيري پيشبرد فروش يا همان Sales Promotion به همين سادگي است؟

آيا تصميمات مربوط به اين حوزه ساير تصميمات بازاريابي را تحت تاثير قرار نمي دهد؟

 همزمان با استفاده روزافزون از پيشبرد‌ فروش، شركت‌ها بايد مشخص نمايند كه با ارايه پيشبرد‌هاي فروش به دنبال دستيابي به چه اهدافي هستند و رابطه ميان برنامه‌هاي مربوط به پيشبرد‌هاي فروش آنها با ساير اجزاي آميخته بازاريابي چگونه است؟

بررسي‌هاي صورت گرفته حاكي از آن است كه هرگاه بازاريابان بدون توجه به آثار بلندمدت پيشبرد‌هاي فروش روي تصوير و جايگاه محصولات و برند شركت، اقدام به ارايه پيشبرد‌هاي فروش نموده‌اند، تنها تغييرات كوتاه مدتي در ميزان فروش ايجاد شده است.

تمامي فعاليت‌هاي مربوط به اجراي پيشبرد‌هاي فروش به منظور دستيابي به يك هدف خاص طراحي نشده‌اند. بازاريابان بايد با تجزيه و تحليل موقعيت و تعيين نقش هر يك از پيشبرد‌هاي فروش به تدوين برنامه ارتباطات يكپارچه بازاريابي بپردازند. آنها بايد تعيين نمايند كه برنامه مربوط به پيشبرد‌هاي فروش براي دستيابي به چه اهدافي طراحي شده است و اين برنامه‌ معطوف به چه بخشي از جامعه هدف مي‌باشد. تعيين اهداف روشن و قابل اندازه‌گيري براي برنامه‌هاي مربوط به پيشبرد‌هاي فروش، بازاريابان را ملزم مي‌سازد كه به چيزي ماوراي فروش در كوتاه‌مدت بينديشند.

از آنجايي كه هدف اصلي اغلب پيشبرد‌هاي فروش ترغيب مشتريان به خريد برندي معين مي‌باشد، ممكن است بازاريابان براي برند‌هاي قبلي و جديد خود اهداف متفاوتي تعيين نمايند. بطوركلي مهمترين اهداف شركت‌ها از ارايه پيشبرد‌هاي فروش عبارت است از:

الف) تشويق مشتريان به آزمايش و خريد محصولات جديد

ب) افزايش فروش محصولات موجود

ج) حفظ مشتريان فعلي

د) هدف قرار دادن بخش‌هاي خاصي از بازار

هـ) توسعه ارتباطات بازاريابي يكپارچه



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۳ توسط:مديريت موضوع:

Identifying Target Markets For Your Brand

Identifying Target Markets For Your Brand

Identifying target markets for your brand is critical because your customers are the future success and growth of your business. But who are your customers and how can you find more like them?

In their book on leveraging creativity, Juicing the Orange, Pat Fallon and Fred Senn discuss the strategy of one of their clients, United Airlines, as it struggled to find a way to differentiate itself among the other legacy air carriers and the start-up, no-frills airlines that were chipping away at its market share. They decided to focus on the core market of frequent business travelers. These folks made up only 9 percent of United's travelers, but they represented 46 percent of United's revenue.

Their thought was that if they could appeal to the frequent business travelers, leisure travelers would follow. ("If these seasoned road warriors know which airline to fly, surely I can do no worse than flying with the same carrier.") This philosophy is similar to the secret of finding the best roadside diner: go where the truckers eat.

So focusing on your target audience may not be about finding the biggest group of people who can and will patronize your business, rather, it's about finding the best group of people. For United, focusing on the core market of frequent business travelers was their chosen strategy.

Finding Your Core Market

Your target audience is made up of the people who love of your business and what it offers. They are not everyone who will come in contact with your business.

In order to find your target market, start by refining your target audiences.

Just take a look at the customers you have now.

- Who are your best customers?

- Which target segment makes up the bulk of your customers, supporters, or members?

- What do all these segments or individuals have in common?

- Can you find others like them?

Recognizing what your customers have in common can help you craft a marketing strategy to draw in more of the same people, thus building your target audience into a successful business.

How much do you know about your best customers or supporters?

- What is their typical age?

- Are they primarily male or female?

- What level of education have they received?

- Do they have any special interests or hobbies?

- How much is their household income?

By combining demographic and psychographic information (see exercise, below), you can begin building a mental profile of your core market. One business may find that men over 55 living in the Pacific Northwest and are interested in pro sports are their best prospects. Another business might discover that highly educated, empty nester women with lots of disposable income are their most valuable targets.

The only way to develop marketing communications that resonate with your target audience is to become knowledgeable about their wants, needs, and motivations. So ask them. Set up a continuous feedback and communication loops between your customers and the company. Make two-way communications a part of your corporate culture. You might also consider designing a short survey and sending it to your current and prospective customers and see what kinds of offerings, messages, and services your business should be providing.

While most businesses have multiple target audiences, they should only have one core market in order to provide as much focus as possible.

Sometimes, discovering your core market is about deciding whom it is that you're NOT going to serve. Take Voce, for example, a premium wireless provider that isn't looking to sell mobile phones to the whole world (like AT&T, Sprint, T-Mobile, and the rest). Voce targets only upscale users with the finest-quality handsets, a simple, albeit pricy, flat-rate plan, and an exclusive concierge service--24 /7 live customer support. Every call to Voce is answered by a real, live human being--with no annoying phone trees.

Because of their conscious decision of who not to target, Voce is able to align its offerings (high-end handsets), its service (Voce Personal Assistance) and its retail locations (boutiques in Beverly Hills, California, and at Neiman Marcus) with its preferred audience. You will not find Voce phones or plans at WalMart or even Target.

This targeting is what keeps Voce from simply becoming another wireless face in the crowd and from wasting marketing dollars on reaching people who can't and won't become customers.

About the Author: Mike DiFrisco is the "affordable branding guy." That's because I believe that no one knows your brand better than you. So don't waste your time or money hiring an overpriced ad agency or consultant to develop the brand strategy for your business; you can do it yourself



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۲ توسط:مديريت موضوع:

كالاهاي اجتماعي و بازاريابي

كالاهاي اجتماعي و بازاريابي مترجم : آذين صحابي

گاهي اوقات شما به عنوان صاحب يك كسب و كار، كالايي فيزيكي را عرضه نمي‌كنيد بلكه خدماتي كه در سطح اجتماع و براي گروههاي خاصي كاربرد دارد را مي‌فروشيد بازاريابي اين خدمات را بازاريابي اجتماعي گويند بازارياباني كه مي‌خواهند براي اولين بار وارد حوزه اين نوع بازاريابي شوند و به ويژه وظيفه بازاريابي اجتماعي و برقراري ارتباطات با مشتريان را برعهده گيرند، مي‌ترسند و گاهي با خود مي‌گويند كه بهتر است اصلاً اين كار را به كس ديگري واگذار كنند يا اصلاً از خيرش بگذرند. بعضي‌ها نيز تصميم مي‌گيرند كه اين عنصر مهم را در فعاليت‌هاي بازاريابي خود وارد نكننده و به عوامل ديگر بپردازند ولي اين كار واقعاً خطرناك است. در اين‌جا چند نكته مهم را مي‌آوريم كه به اين بازاريابان هراسان و نگران كمك مي‌كند تا با خيال راحت و بدون هيچ‌گونه فشار عصبي به بازاريابي اجتماعي بپردازند. اين‌ها در واقع پايه و اساس اين نوع بازاريابي هستند كه بايد در طرح آن لحاظ شوند. اما مفاهيم نهفته در اين قواعد در اصل پايه و اساس موفقيت هر طرح بازاريابي هستند :
۱) با مشتريان صحبت كنيد.
كليد موفقيت بازاريابي اجتماعي صحبت كردن و گوش دادن است. در اصل اين نوع بازاريابي به اين دليل «اجتماعي» نام گرفته كه نه خود بازارياب بلكه مشتري عامل پيش برنده روند آنست. با آنهايي كه مي‌خواهيد مشتري شما شوند، حرف بزنيد و حرف‌هايشان را گوش كنيد. بدانيد كه تمامي عناصر و نكاتي كه در طرح بازاريابي لحاظ مي‌كنيد بايد در جهت برآورده كردن نيازها و خواسته‌هاي مخاطبان هدف يا به عبارتي همان مشتريان بالقوه باشند تمركز همه قواي شما بايد بر اين گروه و خواسته‌هاي آنان جهت‌گيري شود. ساده است! براي اين كه بفهميد مشتريان چه مي‌خواهند بايد از آن‌ها سوال كنيد!
اما كمي دقت،‌ تيزهوشي و تحقيق هم لازمست تا راههاي ارزان و سريع كسب اين اطلاعات ارزشمند را بفهميد. ساده‌ترين راه اينست كه از خودشان و به صورت رودررو از مشتريان سوال كنيد. مثلاً فرض كنيد كه كسب و كارتان خدمات ارائه مي‌كند. پشت ميز پذيرش بنشينيد و از كساني كه منتظر دريافت خدمات هستند، بپرسيد كه انتظاراتشان و خواسته‌هايشان كدام‌ها هستند. يا به بازار محلي برويد و از نوجواناني كه آنجا قدم مي‌زنند يا خريد مي‌كنند، پرس و جو كنيد. مثلاً اگر شما يك مغازه خشك‌شويي داريد رفتن بين مشتريان ديگر خشك‌شويي‌ها و سوال كردن از آنها بسيار مفيد خواهد بود. شايد بسياري از آنها اصلاً شركت و خدمات يا كالاهاي شما را نشناسند؛ خود را به اين مشتريان بالقوه معرفي كنيد و بشناسانيد. اگر كساني هستند كه از كالا يا خدمات شما استفاده كرده‌اند، نظرشان را بپرسيد و راجع به خواسته‌ها و نظراتي كه براي بهتر شدن خدماتتان دارند، ايده بگيريد. بپرسيد كه دوست دارند اين كالا يا خدمات چطور به آن‌ها عرضه شود. به نظر آنها درباره بسته‌بندي، نحوه ارائه خدمات يا عرضه كالا توجه كنيد. شايد باور نكنيد ولي اين مشتريان كنوني و مشتريان بالقوه از صحبت كردن و راهنمايي شما بسيار خوشحال خواهند شد و همين نظرات صادقانه نكاتي ارزشمند در خود دارند كه بسيار مفيد و كاربردي خواهند بود.
۲) بازار هدف را تقسيم بندي كنيد.
بازاريابان ماهر و استادكار مي‌دانند كه هرگز نمي‌توان به يك گروه بزرگ و كل جمعيت يك جامعه كالا يا خدمات ارائه نمود. مردان، زنان، نوجوانان، ميانسالان و سالمندان هركدام ايده‌هاي گوناگون و خواست‌هاي متفاوت دارند. براي اينكه بتوانيد طرح بازاريابي هرچه موثرتري تدوين كرده به كار گيريد، مي‌بايست مخاطبان هدف خود را نيز به گروههاي كوچكي بخش كنيد كه تا حد ممكن به هم شباهت دارند ولي در نيازهاي كوچكي از يكديگر متمايز مي‌شوند سپس هركدام با پيام‌هاي بازاريابي مناسب حالشان خطاب كنيد و آنها را به كسب و كار يا خدمتتان متوجه سازيد. فاكتورهاي مهمي كه اين تقسيم‌بندي‌ها را شكل مي‌دهند عبارتند از : سن، جنسيت (مرد يا زن) و محل زندگي. علاوه بر اين رفتارهاي اجتماعي هم مي‌توانند معيار خوبي براي تعيين مخاطب كسب و كار شما باشند. مثلاً اگر بر آن هستيد كه يك برنامه پيشگيري از استعمال دخانيات مثلاً سيگار را به اجرا گذاريد،‌بايد مخاطب هدف را به دقت انتخاب كنيد. مسلماً جوانان بين دوازده تا ۱۸ سال بهترين هستند و ميان‌سالاني‌ كه بيست سال است سيگار مي‌كشند گروه خوبي نخواهند بود. البته مردمي كه در هر يك از اين گروهها قرار مي‌گيرند هم با يكديگر تفاوت‌هايي دارند و از نظر بعضي گرايش‌ها و بينش‌ها با هم فرق مي‌كنند ولي هر قدر كه بتوانيد اين بازار هدف خود را به مجموعه‌هاي كوچك و كوچكتري قسمت كنيد، كارتان راحتتر خواهد شد و تاثير بالقوه طرح بازاريابي اجتماعي عميقتر خواهد بود.
به اين نكته هم دقت كنيد كه هميشه هم اين‌طور نيست كه شما بر اعضاي اين زيرمجموعه‌ها مستقيماً اثر بگذاريد. مثلاً تحقيقات و بررسي‌هاي شما نشان مي‌دهند كه اين مشتريان بالقوه بيشتر به حرف پزشكان، پدر و مادر يا مشاوران گوش مي‌دهند و نصايح آنها را مي‌پذيرند : حالا كار شما اينست كه بر اين گروه دوم اثر بگذاريد و آنها را مخاطب قرار دهيد و آنها را تشويق كنيد تا درباره كالا يا خدمات شما و فوايد آن با گروه اول صحبت كنند. اين گروه دوم همان‌هايي هستند كه اعضاي اصلي يا همان مخاطبان شما را به تغيير دادن رفتارشان تشويق مي‌نمايند و اين همان هدف شما از طرح بازاريابي است!
مثلاً يك سازمان غيردولتي يا سازمان غيرانتفاعي (NGO) مخاطبان و اعضاي زيادي دارد. هيئت مديران، رسانه‌ها، اعضاي خود سازمان و سياست‌گذاران آن هر كدام خواسته‌ها و نيازهاي گوناگوني دارند.
يك بازارياب تيزهوش و موقعيت‌شناس با اين گروهها گفتگو مي‌كند يا با تحقيق و بررسي غيرمستقيم نيازهايشان را مي‌شناسد و طراحي موثر براي هر كدام مي‌نويسد؛ گروههاي كه در عين متفاوت بودن نقاط مشترك فراواني دارند.
۳) كالاي خود را درست عرضه كنيد.
وقتي كه صحبت از كالا يا خدمات كرديم منظورمان همان خدمات اجتماعي است كه براي ترويج يك رفتار به هنجار يا حذف رفتارهاي نابه‌هنجار و آسيب هاي اجتماعي عرضه مي‌شود. «كالاها» نيز مي‌توانند ابزارهايي چون كتاب، جزوه‌ها يا فيلم‌ها و CD هاي آموزشي باشند كه در هر حال براي تحقق اين هدف به كار گرفته مي‌شوند.
ولي بزرگترين مشكل عرضه اين «كالاهاي اجتماعي» اينست كه قيمت آنها بسيار گران است. خدماتي كه بخواهند رفتار يا نگرشي را ترويج يا حذف كنند، به كاري طولاني مدت و هدفمند نياز دارند و فروش آنها به سادگي فروش صابون يا اتومبيل يا لباس نيست. استفاده از كالاهاي اجتماعي يا در واقع همان خدمات اجتماعي علاوه بر اين كه هزينه‌بر است- مثل هر كالاي ديگر- چيزهاي ديگري را نيز از مشتري مي‌طلبد : مثلاً مشتري بايد تلاش كند و وقت بگذارد تا در يك دوره آموزشي شركت كند از عادات غذايي لذت‌بخش خود دست بكشد و سيب‌ زميني سرخ كرده و همبرگر و غذاهاي چاق‌كننده نخورد يا خيلي تلاش كند و به خودش فشار بياورد تا سيگار را ترك كند. همه اين‌ها موانعي هستند كه پذيرش و تداوم مصرف يك كالاي اجتماعي را با مشكل مواجه مي‌سازند. يك بازارياب خوب، اين نقاط و دشواري‌ها را شناسايي كرده به آنها مي‌پردازد.
چگونگي عرضه اين كالاي اجتماعي مزايا و معايب آن را در ذهن مشتري جاي‌گير مي‌كند و به عبارتي به او مي‌گويد كه آيا اين خدمات به دردش مي‌خورد يا نه. مثلاً اگر بخواهيد برنامه‌اي براي ترك سيگار عرضه كنيد، بايد روي نقاطي كه درست مقابل باورهاي غلط در مورد سيگار كشيدن هستند، كار كنيد. يكي ديگر از نكات اينست كه نحوه عرضه خدمات بايد به طوري باشد كه يا منافع و مزاياي آن را يادآوري كند يا مشكلات موجود را بيان كرده بگويد كه اين خدمات جديد چگونه اين دشواري‌ها را از پيش پا برمي‌دارد. هنگامي كه درباره كالاي اجتماعي خود با مشتريان سخن مي‌گوييد، درمي‌يابيد كه آنها بيشتر خواستار چه منافعي هستند و از چه دشواري‌هايي شكايت دارند.
۴) رقيبانتان را خوب بشناسيد.
يك بازارياب خوب هميشه از تمامي كارهاي رقبايش باخبر است و به دقت تمامي اوضاع بازار را زير نظر دارد. بازاريابان كالاهاي اجتماعي هم از اين قاعده مستثني نيستند. آنها بايد بدانند مخاطبان هدف آنها در هر لحظه چه پيام‌هايي دريافت ‌مي‌كنند چرا كه در اين دنياي رقابتي امروز مشتريان هر نوع بازاري هر لحظه بمباران تبليغاتي مي‌شوند و يك بازارياب تيزهوش حواسش هميشه جمع است. گاهي اوقات كالاي رقيب يك كالاي اجتماعي مثل آن نيست بلكه درست نقطه مقابل آنست؛ مثلاً شمامي‌خواهيد عادت غذايي استفاده از سبزيجات و غذاهاي فيبردار را ترويج كنيد ولي شركتي ديگر با تبليغاتي رنگارنگ چيپس را به بازار عرضه مي‌كند. اغلب مردم غذاهاي چرب و شور و خوشمزه را به ميوه‌جات و سبزيجات ترجيح مي‌دهند و هميشه ترغيب يك رفتار غالب از ترويج يك عادت جديد ساده‌تر است. كالاي شما بايد از كالاهاي رقيب جذابتر باشد تا مورد پسند قرار گيرد.
جالب اينست كه مي‌توانيد از روش‌هاي تبليغاتي رقبايتان ايده بگيريد و با همان استراتژي‌هاي تبليغاتي رقيب به جنگ او برويد. مثلاً بعضي شركت‌هايي كه در جهت ترويج سيگار نكشيدن و عدم مصرف دخانيات فعاليت دارند، از همان الگوهاي تبليغاتي شركت‌هاي بزرگ توليد سيگار استفاده مي‌كنند ولي همان الگوها را به نحوي جالب توجه تغيير مي‌دهند. اين روش‌ها وتصاوير يا آگهي‌ها از آن جهت مورد توجه قرار مي‌گيرند كه همان تصاوير قبلي را جوري تغيير داده‌اند كه معنايي عكس را انتقال مي‌دهند.
منبع: روزنامه تفاهم



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۲ توسط:مديريت موضوع:

خرید بک لینک behtarinbacklink.com - پسورد نود 32 - اوکلی لایسنس رایگان نود 32 -
سایت enfejar
بهترین سایت پیش بینی فوتبال
سایت betball90
انفجار آنلاین
جت بت ۹۰
betorward
وان ایکس بت
جت بت
betforward
river poker
emperor poker
بکس بت
بت تایم 90 وی آی پی
وان ایکس بت
همیار نود 32 - بهترین سئو