توزيع مويرگي و مزاياي آن
توزيع، رساندن محصول مناسب در زمان مناسب و مكان مناسب، به مشتريان هدف است. توزيع يكي از اركان اساسي تاكتيكهاي بازاريابي است كه به همراه ديگر عوامل همچون محصول، قيمت، و ارتباطات، براي متقاعد ساختن مشتريان به كار گرفته ميشود. توزيع مؤثر ميتواند مزيت رقابتي يك بنگاه اقتصادي نسبت به رقباي خودش باشد .
يك سيستم توزيع بايد ۵ دستهي اصلي از وظايف را به انجام رساند كه عبارتنداز :
- ذخيرهسازي و انبار كالا براي توزيع
- دريافت سفارش از مشتريان
- تحويل كالا به مشتريان
- وصول مطالبات
- كنترل و دريافت اطلاعات از بازار
اما نكتهي قابل توجه، تحقق هرچه بيشتر پيشبيني صورت گرفته از قبل بود؛ براي مثال از چند سال قبل پيشبيني شده بود كه فروشگاههاي خردهفروشي بزرگ در ايران گسترش مييابند و حالا شاهد هستيم كه دركنار فروشگاههاي شهروند و رفاه، امروزه فروشگاههاي زنجيرهاي نظير هايپراستار، پروما، صرفه، و… نقش خاصي در نظام توزيع خردهفروشي ايفا ميكنند .
همچنين پيشبيني شده بود كه عمدهفروشان با اقبال كمتري مواجه خواهند شد و علت آن ارتباط هرچه بيشتر بنگاههاي اقتصادي توليدكنندهي محصولات و روي آوردن آنها به سمت راهاندازي سازمانهاي توزيع است و چون به اين طريق تعامل بين خردهفروشيها و بنگاههاي اقتصادي بيشتر شده است بنابر اين بنكداران و عمدهفروشان ميبايست در فكر چاره باشند و با تغيير در تفكرات و اقداماتشان، به سمت ساير بخشهاي زنجيرهي ارزشآفريني حركت كنند. منظورم راهاندازي سازمانهاي توزيع به وسيلهي عمدهفروشان و بنكداران و تغيير در الگوهاي ارتباط با بازارشان است .
پيشبيني ديگر گسترش خريد از محل خانه است كه آن هم با شدت در بازار ايران در حال جا افتادن است. ما شاهد تمام موارد زير در زندگي خودمان هستيم :
- سفارش از طريق اينترنت و تحويل در منزل يا محل كار
- بازاريابي و فروش تلفني با دفاتر كار و منازل
- تعامل مشتري و بنگاه اقتصادي از طريق ارسال كاتالوگ
- خريد به كمك برنامههاي تلويزيوني
- پيشنهادهاي فروش در راديو، روزنامه، و …
- و …
به هر حال نظامهاي توزيع كه شايد از بين تمام تاكتيكهاي بازاريابي (سياستهاي محصول، قيمت، ارتباطات، و…) بيشترين وابستگي با فرهنگ و سنت ايران را داشته باشد نيز درحال دگرگوني است. و بنگاههاي اقتصادي چارهاي ندارند جز اينكه متناسب عصر حركت كنند.و يكي از مهمترين تغييرات در نظام توزيع، مربوط به توزيع مويرگي است كه موضوع اصلي اين سرمقاله است .
توزيع مويرگي :
توزيع مويرگي رساندن محصولات تا آخرين فروشنده است. مويرگها، رگهاي كوچكي هستند كه وظيفهي رساندن خون به سلولها را به عهده دارند و با اين استعاره، نظام توزيع مويرگي شكل گرفته است .
توزيع مويرگي نظام و تفكري است كه ميبايست در تمام بنگاههاي اقتصادي مورد توجه جدي قرار گيرد. توزيع مويرگي فقط خاص شركتهاي عرضهكنندهي محصولات صنايع غذايي و بهداشتي و آرايشي نيست .
امروزه توليدكنندگان و عرضهكنندگان تجهيزات آشپزخانه، لوازم خانگي، مبلمان، انواع ابزارآلات صنعتي و مصرفي و… ميتوانند با پيادهسازي مديريت توزيع مويرگي از مزاياي فراوان آن خودشان را بهرهمند سازند. نكتهي مهم طراحي درست اين نظام و تعهد و حمايت مديران ارشد براي اجراي آن است .
مزاياي اصلي توزيع مويرگي :
توزيع مويرگي به شرط زمينهسازي و پيادهسازي درست آن در مرحلهي تدوين استراتژي و همخواني آن با ساير تاكتيكها نظير ارتباطات، قيمتگذاري، و… و از همه مهمتر جذب و آموزش صحيح منابع
انساني شايسته، مزاياي فراواني خواهد داشت كه عبارتند از :
۱- جمعآوري اطلاعات دقيقتر و بهروزتر از بازار
نيروهاي شاغل در توزيع مويرگي چون با آخرين حلقهي نظام توزيع يعني خردهفروشان ارتباط دارند و حتي هنگامي كه در محل كسب خردهفروشان هستند امكان ارتباط آنها با مصرفكنندگان و شنيدن صداي آنها بيشتر است، در معرض اطلاعات دقيقتر و بهروزتر هستند .
فقط لازم است نيروها با چشم باز، گوش شنوا، و مغز فرصتسنج در كسب اطلاعات كوشا باشند و بتوانند با گزارشنويسي دقيق و گزارشدهي شايسته
اين اطلاعات را به مديران خويش جهت تصميمگيري منتقل سازند .
قبول كنيم كه نمايندگيها و عمدهفروشان به اندازهي نيروهاي خود شركت
در ارائهي اطلاعات موفق نيستند يا بخشي از آن را سانسور ميكنند .
۲- پوشش بيشتر بازار
تفكر توسعهي بازار بر اين است كه براي بلندمدت كار كند و بسترهايي را فراهم سازد تا در طولانيمدت در بازار حضور داشته باشد؛ يكي از اين راهها، شناخت بيشتر بازار هدف از شركت مربوطه و محصولات آن است. براي همين است كه شركتها هزينههاي سرسامآور تبليغات و ارتباطات را ميپذيرند .
حال يكي از بهترين راهها، در معرض ديد مشتريان و مصرفكنندگان بودن محصولات است .
با بهكارگيري نظام توزيع مويرگي، با هدف قرار دادن محصولات در ويترين فروشگاهها، حتي آنهايي كه فروش پاييني دارند، عملا پوشش بازار بيشتري خواهيد
داشت و به اين طريق اقدامي در ماندن در بلندمدت انجام شده است .
۳- ارتباطات گستردهتر با مشتريان :
با تهيهي بانك اطلاعاتي از تمام خردهفروشان، امكان ارتباطات بيشتر با آنها را فراهم ميسازيد؛ براي مثال از طريق ايميل، تلفن، و فكس آخرين اطلاعات را به ايشان منتقل ميكنيد تا دريافت كنند. همچنين با خيال راحتتر مشوقهاي انگيزشي خودتان را به آنها ميرسانيد .
۴- كاهش ريسك از دست دادن مشتري
هنگامي كه شما يك بنكدار يا عمدهفروش را از دست ميدهيد، ممكن است درصد قابل توجهي از سهم بازارتان را از دست داده باشيد، اما اگر به هر دليل ارتباط شما با يك خردهفروش قطع شود، فقط درصد ناچيزي از سهم بازار كم ميشود و امكان جايگزيني آن نيز سريعتر و سادهتر خواهد بود .
۵- كاهش سوختي پول
در كنار توضيحات ارائهشده، اگر با يك عمدهفروش يا بنكدار مشكل مالي پيدا كنيد يا خداينكرده ايشان ورشكست شوند، بخش قابل توجهي از سرمايهي شما درگير ميشود. اما اين احتمال در هنگام مواجهه با خردهفروشان بسيار پايين است .
۶- افزايش قدرت چانهزني شركت
عمدهفروشان به دليل خريدهاي كلان، قدرت چانهزني بيشتري داشته و امتيازات بزرگتري از شركتها دريافت ميكنند كه ميزان آن براي خردهفروشان بسيار پايين بوده و شما خودتان را اسير شبكهي توزيع نكردهايد .
۷- كاهش احتمال شكلگيري رقباي جديد
در بازار شاهد هستيم كه شركتها با اسيركردن خودشان در دست عمدهفروشان و بنكداران عملاً با خردهفروشان ارتباطي ندارند و چون اين توزيعكنندگان بزرگ هستند كه بازار را در دست دارند، زماني ميرسد كه آنها با داشتن سرمايهي بالا و دكان، خودشان را از شركت توليدكننده بينياز ميبينند و بنابراين خودشان با احداث يا خريد كارخانه و معرفي برند خودشان رقيب قدري براي آن شركتي ميشوند كه از بازار توزيع هم بيخبر است .
اخيراً با شكلگيري دهكدهي جهاني و تعاملات روزافزون و ساده شدهي كشورها، ديگر بنكداران و عمدهفروشان خودشان را از روي آوردن به سمت توليد و درگيرشدن در پيچ و خمهاي آن نيز خلاص ميكنند و با عقد قرارداد با توليدكنندگان خارجي بخصوص چينيها، توليد را بهصورت مديريت بدون كارخانه پيش ميبرند و خودشان با تيزهوشي قابل تحسين در مديريت برند، مديريت نوآوري، و مديريت بازاريابي و فروش، انرژيشان را صرف ميكنند .
پس شركتها هم بايد مواظب رقيبپروري از سوي خودشان باشند .
۸- كاهش امكان زيرفروشي
بنكداران و عمدهفروشان چون بهصورت كلان خريد ميكنند و بنابراين از تخفيفات لازم برخوردار ميشوند، بعضي از مواقع از شركت توليدكننده بهعنوان بانك راحت خود استفاده ميكنند، به اين معني كه پس از تهيهي جنس آن را زير قيمت مقرر شده به بازار عرضه ميكنند و عملاً با كاهش سود، خودشان يا در مواردي گذشت از سود، تأمين نقدينگيشان را انجام ميدهند .
حال اين شركت اصلي است كه با معضلاتي چون چندنرخي شدن جنس در بازار، كاهش قدرت فروش خودش، در اختيار قراردادن بازار به رقبا و … مواجه ميشود .
۹- جريان دائم نقدينگي
با پيادهسازي و اجراي نظام توزيع مويرگي، شركتها درگير خردهپول بيشتري نسبت به قبل ميشوند، و رقم چكها كم ميشود. اما دركنار كاهش ريسك كه توضيح داده شد، جريان دائم و هر روزهي پولي به شركت است كه خود در مديريت پول و نقدينگي در بازار امروزه حائز اهميت است .
۱۰- امكان تفويض اختيار بيشتر به شعبات :
شركتها با بهكارگيري نظام توزيع مويرگي با راهاندازي شعبات در سراسر كشور كه گاه با ده شعبهي كل كشور قابل پوشش است، و ارائهي اختيارات به مديران شعبات درست انتخاب شده و درست آموزش ديده شده، امكان مديريت بر بازار با بهكارگيري اصول سرعت، دقت، و كيفيت را مهيا ميسازند .
ساير مزاياي توزيع مويرگي
دركنار مزاياي اصلي ياد شده براي نظام توزيع مويرگي، اين سيستم، مزاياي ديگري هم دارد كه به ذكر عناوين آنها (به جهت طولاني نشدن سرمقاله) اكتفا ميكنم .
- گسترش سهم بازار در بين عاملان فروش بيشتر و ياوران بيشتر در بازار
- افزايش سود در بلندمدت به دليل كم كردن هزينههاي توزيع سيستم بنكداري و عمدهفروشي و كاهش سوختي پول، و …
- افزايش چابكي سازمان و امكان سريعتر پياده شدن تفكرات شركت در بازار
- پيشينهسازي فروش با بهكارگيري نيروهاي شايسته و آموزش مناسب آنها
- ارائهي خدمات بهتر و بيشتر به مشتريان با سرعت مناسب
- افزايش انعطافپذيري در برابر تغييرات احتمالي بازار
- كنترل بيشتر بر هويت برند
- همترازي بيشتر هدفهاي شركت با هدفهاي مشتريان
- ساختن زيرساختهاي محكم در بازار
- سرعت عمل در رساندن محصولات به خردهفروشان و حذف يا كم كردن هزينههاي انبارداري آنها
- قابليت حمل مستقيم و كاهش ضايعات حل مجدد
- حمايت بيشتر از خردهفروشان
- ارتقاي برنامههاي ضمانت
- ارتقاي امكان ترويج در محل خردهفروشيها
- مديريت بهتر و بيشتر بر موجودي كالا و برنامههاي انبارگرداني
- مديريت بهتر مرجوعيها
- پشتيباني فروش
- امكان بيشتر توليد سفارشي
- آموزش مرتبط با محصول و تكنيكهاي فروش براي خردهفروشان
- ارتقاي حس همدلي بيشتر بين شركت و خردهفروشان
- كنترل عملكرد توزيع مويرگي با گفتگوي دوطرفه با خردهفروشان
- دقت بيشتر در انتخاب شركاي تجاري با حضور مرتب در بازار
- ارتقاي ديدگاه فعاليت تيمي و نگرش سيستمي در سازمان
- مديريت شايستهتر تغيير با درك بهتر از بازار و عملكرد رقبا
- و كاهش امنيت رواني براي مديران شركت
نتيجه :
ميدانم تغيير در سيستم توزيع كه ساليان سال با آن خو گرفتهايم، سخت است و ميدانم بسياري از شركتها پس از مدتي با ترس از دست دادن سهم بازار در جهت نگراني و ترسي كه بنكداران و عمدهفروشان براي آنها ايجاد ميكنند، مجدداً به ساختارهاي گذشته بازميگردند، اما آيندهي نظام توزيع بازار ايران روي آوردن به سه عامل است :
- گسترش نظام توزيع مويرگي تا سطح آخرين فروشنده
- فروش خانه به خانه و بازاريابي تك به تك با بهرهگيري از اينترنت، تلفن، و مراجعهي حضوري
- گسترش فروشگاههاي خردهفروشي بزرگ
اميدوارم شما شركتي باشيد كه اين توصيهها را جدي بگيريد و پس از چند سال از ثمرات و بركات آن منتفع شويد و شركتي نباشيد كه نخواهيد بيدار شويد .
به نقل از dargi.ir
برچسب: ،
ادامه مطلب