مديريت مديريت .

مديريت

پنجمين P بازاريابي

پنجمين P بازاريابي

در دهه گذشته بازاريابان بر چهار متعير مستقل تاكيد داشتند متغيرهايي كه بازارياب مي توانست با تصميم گيري در مورد آنها بر ميزان فروش و سود دهي شركت تاثير بگذارد، اما با تغييرات متناوبي كه در عرصه هاي فناوري ، فرهنگ و اقتصاد رخ مي دهد كفايت متغيرهاي پيشين براي رشد و بقاي شركتها مورد ترديد قرار گرفته است . لذا بازاريابان بدنبال گسترش قدرت تاثير خود بر بازار متغيرهاي ديگري را مد نظر قرار داده اند كه يكي از مهمترين آنها مردم People است. منظور از مردم در ادبيات مديريت بازاريابي مشتريان و كاركنان شركت هستند. بر اين اساس ايجاد تعهد در كاركنان نسبت به شركت ودر مشتريان نسبت به برند از برنامه هايي است كه بازاريابان در دستور كار خود قرار داده اند.تعهد مشتريان به برند امري است كه مناقشه چنداني بر نمي انگيزد و حتي مديراني كه گام عملي هم در اين مسير برنمي دارند كمتر در مفيد بودن اين امر چون و چرا ميكنند اما تعهد كاركنان به سازمان امري است كه غالب مديران در ايران نسبت به آن بي اعتنا هستند. اما حقيقت اين است كه از ديد مشتريان كاركنان در بسياري از شركتها بخصوص شركتهاي عرضه كننده خدمات جزيي از برند محسوب مي شوند و پيوندي ناگسستي با آن دارندبه عبارت ديگر رفتاركاركنان بر تصميم گيري بعدي مشتريان براي خريد مجدد تاثير تعيين كننده دارد. در يك نظرسنجي 51 درصد مشتريان اظهار داشته اند كه خدمات برجسته يكي از دلايل ادامه خريد از يك شركت بوده است و 80 در صد آنها اظهار داشته اند كه تجربه منفي با كاركنان يك شركت باعث مي شود كه آنها خريد خود را ادامه ندهند. علاوه بر اين كاركنان يك شركت عاملي تعيين كننده در اجراي موفق يك استراتزي محسوب ميشوند و كاركنان بي تعهد مي توانند براحتي هر استراتژي موثري را در عمل دچار شكست نمايند.تعهد داراي تعاريف متعددي است اما دكتر توماس لكي معتقد است كه در اين تعاريف سه عامل كليدي مشترك است نخست اينكه تعهد داراي يك جز عقلاني و هوشمندانه است كه بر اساس آن كاركنان با رسالت سازمان خود موافقند و مشتريان ارزشهاي خاصي را به يك برند نسبت ميدهند. دومين عامل جزء رفتاري است كه براساس آن پرسنل بهره وري خود را بالا مي برند و مشتريان اقدام به خريد و يا توصيه خريد به ديگران مي نمايند.و آخرين جزء بخش احساسي است كه موجب شور و شوق مي شود. بنابراين تعرفي كه وي ارائه مي دهد با تعريف ايستارمثبت هماهنگ است وي معتقد است كه ايجاد تعهد داراي سلسله مراتبي است در مرحله اول رضايت مشتري و يا پرسنل بايد از طريق برآورده ساختن انتظارات وي از عملكرد شركت يا محصول برآورده شود اگر مرحله اول بخوبي انجام شود فرصتي براي ايجاد وفاداري بوجود مي آيد كه در اين مرحله پرسنل علاقه مند به ادامه كار با شركت خواهند بود و مشتريان به خريد محصول شركت ادامه مي دهند . افراد وفادار شركت و محصول آن را به ديگران توصيه ميكنند و اين مرحله بعدي از سلسله مراتب تعهد است. مرحله بعدي نردبان تعهد اين است كه نيروي كار شركت را بهترين محل براي كار بداند و مشتري محصول شركت را بهترين محصول براي مصرف و بالاخره بالاترين پله اين سلسله مراتب وابستگي احساسي است غرور در كاركنان و هيجان در مشتريان.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۲۹ توسط:مديريت موضوع:

هفت نكته آوازه سازي برند

هفت نكته آوازه سازي برند مگي چمبرلين هولبن*- ترجمه: بابك سلطان پور ـ   بزرگ ترين گناه در حوزه روابط عمومي اين است كه عملاً دست روي دست بگذاريد و سپس از اينكه رسانه ها هيچ توجهي به شما نمي كنند، تعجب كنيد. (يا برعكس هنگامي كه دچار بحران شده ايد از اينكه زنده زنده مي خواهند شما را ببلعند، دچار شگفتي شويد.)براي اجتناب از اين موارد شما دو راه پيش رو داريد:
به عنوان مدير يا مالك يك كسب و كار كوچك مي توانيد يك نسخه از كتاب هاي خودآموز مانند «روابط عمومي كاملاً مستقيم: ايجاد آوازه درباره خودتان، محصول تان، كسب و كارتان» يا «روابط عمومي براي مدل ها» را تهيه و مطالعه كنيد و تمام امور مربوط به روابط عمومي را خود به دست بگيريد و با يك شركت مشاوره روابط عمومي قرارداد ببنديد.
از هر طريقي كه گام برمي داريد، لازم است جهت كمك به اعتبار و آوازه برند خود از تاكتيك هايي كه آزمون خود را پس داده اند، استفاده كنيد. در ذيل به هفت نكته به منظور بهبود و تسريع فعاليت هايتان در اين زمينه اشاره شده است:
1- روي آن ويژگي هايتان تمركز كنيد كه قابليت «خبر شدن» دارند.
«جذابيت خبري» محرك اطلاعاتي نيرومندي است كه مورد علاقه سردبيران و گزارشگران است.
سعي كنيد به جاي مواردي كه تصور مي كنيد براي رسانه ها جذاب است روي مواردي تمركز كنيد كه عملاً توجه آنها را جلب مي كند. براي مثال اگر مي خواهيد بيانيه شركت شما پوشش خبري پيدا كند به جاي اينكه آن را مملو از اطلاعات و اغراق بكنيد كه فقط مورد علاقه خودتان است، لازم است در آن نكاتي را رعايت كنيد كه جذابيت خبري داشته باشد.
2- ابزارهاي كمكي روابط عمومي خود را به روز كنيد:
ابزارهاي كمكي اصلي براي اينكه مورد علاقه خبرنگاران باشند عبارتند از:
¦ بيانيه هاي خبري كه نگارش خوبي داشته باشند.
¦ بسته رسانه اي (چه به صورت مكتوب و چه به صورت ON-LINE)
¦ خلاصه اسناد، گزارشات و برگه هاي پرسش و پاسخ
¦ اسناد سوابق
¦ بيوگرافي كاركنان عالي رتبه و كليدي
¦ گاه شمار فعاليت ها و وقايع مهم شركت از آغاز تا امروز
¦ عكس (تصاوير با رزولوشن بالا كه هنگام پرينت گرفتن كيفيت خود را حفظ كنند)
¦ مدارك فني مثل
WHITE PAPER (برنامه ها) و CASE STUDY (تحقيقات)
هر قدر بتوانيد اطلاعات بيشتري را براي يك خبرنگار علاقه مند تهيه كنيد احتمال پوشش خبري كامل تر، دقيق تر و سرگرم كننده تر را افزايش خواهيد داد.
3- از خدمات خبري اينترنتي
بهره ببريد:
خبرهاي اينترنت (به شرطي كه به طور موثر و به موقع نوشته و انتخاب شوند) حجم اطلاع رساني رسانه اي شما را افزايش مي دهند. اين اطلاعات خبري مي توانند هم مورد استفاده رسانه ها قرار مي گيرند و هم مورد استفاده مشتري هاي بالقوه اي قرار گيرند كه در اينترنت در جست وجوي كالايي هستند كه شما توليد مي كنيد.
براي اين منظور مي توانيد از خدمات بنگاه هاي خبرپراكني تخصصي مانند:
,BUSINESSWIREPR PRLEAP , PR.COM , PR WEB NEWS WIRE استفاده كنيد.
4- در استفاده از پست الكترونيك (اي ميل) تبحر پيدا كنيد:
امروزه مردم براي تبادل اطلاعات ترجيح مي دهند به جاي تماس هاي تلفني ناخواسته نامه نگاري يا پادكست (رسانه ديجيتال اينترنتي) از پست الكترونيك استفاده كنند. بخش تماس مربوط به وب سايت هاي مخصوص رسانه ها را بررسي كنيد. مي توانيد در بانك اطلاعاتي اين سايت ها مشترك شويد. (براي مثال BACONS MEDIA SOURCE ، BURRELLES، يا BULLDOG REPORTER MEDIA BASE يا LUCE MEDIA CONTACT)
5- از خدمات بانك هاي اطلاعاتي بهره ببريد:
خبرنگاران با كمك خدمات بانك هاي اطلاعاتي (كه يك ابزار ويژه روابط عمومي است) مي توانند جهت انجام مصاحبه يا گرفتن اطلاعات به شركت ها و افراد، دسترسي پيدا كنند براي مثال مي توانيد در PR NEWS WIRES PROFNET يا
PR SOURCE CODE مشترك شده و از خدمات آنها استفاده كنيد.
به يك يادداشت در اين زمينه توجه كنيد: در حال نوشتن داستاني براي يك نشريه كسب و كار ملي هستم. فعلاً اسمش را فروش «0.2» گذاشته ام. داستان در مورد اين است كه چگونه ابزارهاي0.2 WEB جديدي مثل LINKEDLN و JIGSAW باعث شده اند روش جست وجوي شركت هايي كه به دنبال فروش، ارتباط، WOO SALE و CLOSE SALE و همچنين راضي نگه داشتن مشتريان هستند، تغيير كند. من مي خواهم در مورد كسب و كارهاي كوچك و متوسط (كمتر از 1000 نفر پرسنل) صحبت كنم.
6- تخصص خود را از طريق مقالات فني ارائه كنيد:
مقالاتي كه نام نويسنده را به همراه خود دارند (همانند همين مقاله اي كه هم اكنون در حال خواندن آن هستيد) جهت معرفي حوزه تخصصي شما در رسانه هاي مكتوب مناسبند. مقالات مي توانند شامل 250 تا 2000 كلمه باشند. نويسنده در آخرين پاراگراف ( كه پاراگراف كوتاهي هم است) شركت خود را معرفي كرده و آدرس وب سايت شركت را نيز ذكر مي كند.
7- با جوايز و افتخارات شركت مي توانيد جلب توجه كنيد:
دريافت جوايز و كسب افتخارات يكي از جذابيت هاي خبري است كه مي تواند توجه سردبيران و خبرنگاران را به خود جلب كند و باعث پوشش رسانه اي ارزشمندي شود. اخبار مربوط به دريافت اين جوايز مي تواند به شركت دريافت كننده اين امكان را بدهد كه با استفاده از اطلاعات اضافي و تصاوير مرتبط اين واقعه را بزرگنمايي كند. غالباً اعتبار حاصل از دريافت يك يا چند جايزه صنعتي باعث كسب آوازه لازم براي به دست آوردن يك مقاله تبليغاتي براي شركت يا سازمان خواهد شد.
نهايتاً نبايد فراموش كرد كه يك مشاور كارآزموده مي تواند شما را در فعاليت هاي مربوط به روابط عمومي و فهم تاكتيك هاي بي شمار مرتبط ياري كند.
آوازه سازي براي برندتان مبارك،
¦
*مگي چمبرلين هولبن بنيانگذار شركت مشاوره روابط عمومي absolutely است كه در شهر دنور مستقر است
(www. absolutelypr.com) اين شركت داراي مجوز از انجمن روابط عمومي آمريكا بوده و از اعضاي آكادمي مشاوران اين انجمن است. هولبن اهل كلرادو است و در انجمن علوم زيستي كلرادو عضويت دارد. او جايزه همكار سال 2006 اين انجمن را از آ ن خود كرده است. وي در سال 2005 موفق به دريافت گواهينامه مشاور روابط تحليلي صنعتي شد. مقالات تخصصي ايشان كه همواره به عنوان يك متخصص روابط عمومي طرف مصاحبه رسانه ها قرار مي گيرد را مي توانيد در سايت www.expert.411.com مشاهده كنيد.   برگرفته از روزنامه سرمايه، دوشنبه ۱۶ دي ۸۷ http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?30163

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۲۸ توسط:مديريت موضوع:

نحوه انتخاب يك نام تجاري موفق

نحوه انتخاب يك نام تجاري موفق

مجله اكونوميست سال 1988 را سال نام تجاري (Brand)ناميد. در اين سال فيليپ موريس، كرفت (Kraft) را در آمريكا و نستله، رون تيري(Rown Tree) را در اروپا خريدند. فيليپ موريس چهار برابر ارزش دارايي هاي شركت كرفت بابت خريد آن پول پرداخت كرد و نستله بيش از پنج برابر بابت خريد رون تيري. در سال 1988 تنها چهار نام تجاري به ارزش 50 ميليارد دلار فروخته شد. پرداخت چنين مبالغ كلاني بابت اين نام ها، بيانگر ارزش يك نام تجاري به دليل انتظار كسب سود و منفعت از آن در بلندمدت است. از آن پس مبادلات تجاري ادامه يافت و قدرت نام هاي تجاري روز به روز بيش تر شده، به طوري كه اكنون با قيمت هاي بسيار قابل توجهي مبادله مي شوند. انتخاب يك نام تجاري نياز به دقت فراواني دارد. يك نام مناسب مي تواند نقش مهمي در موفقيت يك كالا ايفا كند. بيش تر شركت هاي بزرگ بازاريابي براي انتخاب نام تجاري يك كالا، از روش هاي ويژه اي استفاده مي كنند. انتخاب بهترين نام تجاري براي كالا وظيفه دشواري است و براي انتخاب آن بايد كالا و مزاياي آن، بازار هدف و خط مشي هاي بازاريابي مربوط به كالا را دقيقاً مورد بررسي قرار داد. چندين روش براي تعيين نام تجاري وجود دارد كه با توجه به شرايط مختلف و منافع شركت مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين جا به چهار خط مشي اصلي كه در انتخاب نام تجاري معمولاً مورد استفاده قرار مي گيرد، اشاره مي شود:  

  1- نام هاي تجاري منفرد: از اين سياست، شركت پروكتر اند گمبل به خوبي استفاده كرده، به طوري كه محصولات مختلف خود را با نام هاي تجاري گوناگون نظير تايد، كرست و... به بازار عرضه كرده است. در نتيجه هر محصول با نام تجاري خاص خود، با محصولات مشابه موجود در بازار به رقابت مي پردازد. 

  2- يك نام گروهي براي كالاها: نظير شركت آي.بي.ام (IBM)كه براي تمامي محصولات توليدي خود از نام تجاري آي.بي.ام استفاده مي كند. 

  3- اسامي گروهي جداگانه براي كالاها: به طور مثال، شركت سيرز از اين خط مشي تبعيت كرده است. به اين معنا كه اين شركت براي وسايل و ادوات نام كنمور، براي ابزارآلات نام كرافتزمن و براي تاسيسات خانگي نام هومارت را برگزيده است.

  4- تلفيقي از نام تجاري شركت و اسامي كالاهاي منفرد: شركت كلاگ از اين خط مشي استفاده كرده است و كورن فليكس كلاگ، رايس كريسپيز كلاگ و رايزن بران كلاگ از آن جمله اند.  

 همچنين نام هاي تجاري بايد خصوصيات ويژه اي داشته باشند كه مهم ترين آن ها عبارتند از:  

نام تجاري بايد چيزي درباره فوايد و ويژگي هاي كالا را برساند.  

تلفظ و به خاطر سپردن نام تجاري بايد آسان باشد.  

نام تجاري بايد شاخص و برجسته باشد.  

ترجمه نام تجاري به زبان هاي بيگانه بايد آسان باشد. 

و از همه مهم تر اين كه نام تجاري بايد قابليت ثبت و حمايت قانوني داشته باشد. 

نام هاي ايجاد نام و نشان تجاري:

تجاري در دوران حيات خود با چالش هاي متفاوتي روبرو مي شوند، زماني كه يك نام تجاري به عرصه بازاري وارد مي شود، به اتخاذ رويكرد هايي كاملاً متفاوت از نام هاي تجاري جا افتاده و كهنه كار در بازار نياز دارد نام هاي تجاري موفق و خوشنام در دوران حيات خود مراحل تولد، رشد، بلوغ، افول و مرحله دگرگوني و گذار به تولدي دوباره را پشت سر گذاشته اند. اين نام هاي تجاري موفق بارها و بارها توسط مشاوران آگاه و خبره خود، برنامه هاي استراتژيك جديدي را تجربه كرده اند. هر نام تجـاري از دو ساختار تشكيل شده است. ساخـتار اول هر نام تجاري كه به ساختار مشهود معرف است در قلمرو فعاليت شركتهاي تبليغاتي است. اين ساختار شامل نام، لوگو(آرم)، رنگ، طراحي، زبان مي باشد كه بسياري از افـراد زماني كه از ساختـار نام تجاري حرفي به ميان مي آيد تمـركز خود را فقط به بخش مشهود هر نام تجاري متمركز مي نمايند، اما ساختار دومي نيز هر نام تجاري دارد كه به آن ساختار نامشهود مي گويند.

در واقع اين ساختار نامشهود هر نام تجاري است كه به آن ساختار مشهود مي گويند كه چگونه بايد ديده شود. مهمترين ساختار نامشهود هر نام تجاري "هويت" آن است كه خود شش بعد را در بر مي گيرد؛ اين ابعاد هويت عبارتند از: شخصيت، پيكر، فرهنگ، خود انگاره، رابطه و بازتابش.

تدوين ساختار نامشهود هر نام تجاري در قلمروي فعاليت مؤسسات و گروه هاي مشاوره برند است. در اين راستا نخستين كلينيك تخصصي مشاوره برند در ايران خدمات ويژه اي هم براي نام و نشان هاي تجاري موجود و هم براي نام و نشانهاي تجاري جديد ارائه مي نمايند. اين خدمات به شرح ذيل مي باشند.

نقطه شروع فرايند ساخت برند ، ايجاد يك فهم درست پيرامون هويت دروني برند است، برند تبديل به اساس و بنيادي مي شود كه چهار چوب رضايت مندي مشتري را فراهم مي كند. در اين راستا ارائه خدماتي ويژه هم براي نشان هاي تجاري موجود و هم براي نشان هاي تجاري جديد از اهميت ويژه اي برخوردار است. اين خدمات به شرح زير مي باشد:

1. ايجاد نام و نشان تجاري جديد (New Brand Building)

o تدوين استراتژي براي نام و نشان تجاري جديد (Brand Building Strategy)

o تعيين و تعريف اجزاء نام و نشان تجاري (Developing Brand Elements)

o موقعيتيابي نام و نشان تجاري (Brand Positioning)

o تعيين پورتفوليوي نام و نشان تجاري (Brand Portfolio)

o تدوين استراتژي براي نام و نشان تجاري محصولات جديد (New Product Branding)

2. توسعه و نوسازي نام و نشان تجاري موجود (Existing Brand Building)

o بررسي و تحقيق پيرامون وضعيت موجود نام و نشان تجاري (Brand Audit)

o تقويت نام و نشان تجاري (Brand Reinforcement)

o احياء نام و نشان تجاري (Brand Revitalization)

o مديريت بحران نام و نشان تجاري (Brand Crisis)

o تدوين استراتژي براي نام و نشان تجاري موجود (Existing Brand Building Strategy)

o تعيين و تعريف اجزاء نام و نشان تجاري شامل:

 تعيين و تعريف اجزاء جديد نام و نشان تجاري (Developing New Brand• Elements)

 تعريف اجزاء موجود نام و نشان تجاري (Applying Exiting Brand• Elements)

 استفاده از تركيبي از اجزاء موجود و اجزاء جديد نام و نشان• تجاري(Using a Combination of Old and New Elements)

o بررسي و تجزيه و تحليل پورتفوليوي نام و نشان تجاري(Brand Portfolio)

o بررسي وضعيت نام و نشان تجاري رقبا و تجزيه و تحليل استراتژي آنها در بازار (Brand Competitive Intelligence)

ارزشيابي نام و نشان تجاري:

در عصر اقتصاد مبتني بر دانش، فعاليت هاي ارزش آفرين سازمانها فقط متكي بر دارايي هاي مشهود آنها نيست ، بلكه توانمندي سازمانها در بكارگيري دارايي هاي نامشهود، قدرت اصلي ارزش آفريني آنها تشكيل مي دهـد. هـر نام تجاري داراي ارزش ويژه اي است كه مي توان آن را با متد هاي علم حسابداري و بازاريابي محاسبه و ارزشگذاري كرد. امروزه هر نام تجاري خود به عنوان يك كالا در تجارت جهاني مورد داد و ستد قرار مي گيرد، و بسياري از اشخاص حقيقي و حقوقي امروزه يا نام تجاري خود را مي خرند و يا مي فروشند. در كشور ما تا كنون در زمينه ارزشگذاري نام تجاري هيچگونه اقـدامي صورت نگرفتـه و كلينيك تخصصي مشـاوره برند اولين گـروهي است كه با همـكاري انجمن حسـابداري ايران قـادر به محاسبه نام هاي تجاري بوده و ارزش ويـژه اين نام ها را با آخـرين متد علمي جهان محاسبه و ارزشگذاري مي نمايد.

 

ارزشگذاري نام تجاري به مديران و متوليان امر كمك مي كند تا از نظام هاي ارزش پايه براي مديريت برند مدد جويند. ايجاد ارزش اقتصادي نقطه محوري مديريت برند و تمامي تصميمات سرمايه گذاري مرتبط با برند است.

نويسنده: سيده محدثه حسيني

www.iranbc.ir



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۲۷ توسط:مديريت موضوع:

نمودار سازماني در خصوص بخش مديريت برند

نمودار سازماني در خصوص بخش مديريت برند

 سازمانها بايد كاركناني واجد شرايط را بعنوان مدير  برندمنصوب نمايند تا همواره هويت و جايگاه برند خود را به طور  موثري حفظ نمايند. آكر اين سمتها را اينگونه معرفي مي كند:

The Brand Manager(1.

مدير برند

شركت پروكتر اند گمبل اين سمت را در اواسط دهه سي كه جامعه  هيچ شناختي از اين موضوع

نداشت معرفي كرد . وظيفه اين فرد هم استراتژيك بود و هم تاكتيكي . او بايد در هميشه از جايگاه برند مواظبت مي كرد تا همواره آنرا با تلاشهاي رسانه اي سازگار نگه دارد . مسئله اينجا بود كه علي رغم اينكه كار او ماهيتي بلند مدت داشت اما آن نتايج سريعآ خواسته مي شد.

The Brand Equity Manager(2.

مدير ارزش  برند

سازمانها بايد بين استراتژي برند و مديريت تاكتيكي برند و برنامه هاي بازاريابي تمايز قائل شوند .

اين مدير مسئوليت ايجاد و حفظ هويت برند را بر عهده دارد . مديراني كه جنبه تاكتيكي برندسازي را مديريت نموده و استراتژيهاي برند را به اجرا در مي آورند.

The Domain Brand Manager (3.

مدير دامنه برند

گاهي سازمانها دامنه گسترده اي از برندها را دارند

.اين سازمانها معمولاً برند را به وسيله افراد مختلف و اهداف مختلف مديريت مي كنند اين مدير براي بهره گيري كامل از هم افزايي هويت برند در سازمان ارتباطاتي ايجاد مي نمايد و ناهماهنگي هارا حذف مي كند

The Global Brand Manager (4.

مدير برند در سطح جهاني

براي سازمانهايي كه در كشورهاي مختلف فعاليت مي نمايند يعني ماهيت بين المللي دارند

اين مديران در كشورهاي مختلف مستقر شده و استراتژي برند شركت را به اجرا مي گذارند او استراتژي برند بين المللي را طراحي نموده و ثبات و همكاري بين مرزهاي بين المللي را مي افزايد

CEO( 5.

مدير ارشد اجرايي

براي مسئوليت برنداستفاده مي كنند از نظر تئوريكي او بايد ديدگاه بلند مدت برند را بوجود 

آورد.ديگر وظايف او شامل فروش، هزينه، سود و محصولات جديدي است كه با كار برندسازي در ارتباط است و همزمان كل سازمان را هدايت مي كندكه همه اين موارد از متمركز شدن او روي برند جلوگيري مي كند.

The Brand Champion (6.

مدافع  برند

 

سازمانهايي كه محصولات چندگانه دارند معمولاً از يك هيئت ارشد براي كنترل برند استفاده مي كنند يعني افراد كمي مسئول رده هاي گسترده اي از محصولات هستند كه اين امر درك عميق از برند را مشكل مي سازد براي حل اين مشكل ازاين نقش استفاده مي شود .به اين معنا كه يك فرد مسئول يك برندبه تنهايي مي شود، او مسئول همه مسايل پيش آمده در آن برند است 

The Category Manager( 7.

مدير طبقه او مسئول برندي است كه به يك رده خاص تعلق دارد . او مسئول خلق استراتژي و اجراي آن در همان رده است . او هماهنگي راتسهيل مي نمايد و هماهنگي تعدادي از آنها بسيار آسانتر از تعدادي مديربرند است.

The Brand Committee( 8.

كميته برند

اين كميته مسئول هماهنگي در كسب و كار است

.هويت و جايگاه برندرا تبيين نموده و اطمينان مي يابد كه به طور مناسبي با برند ارتباط برقرار مي شود.كميته همچنين هماهنگي و هم افزايي بين فعاليتهاي برند سازي را تسهيل مي نمايد

The Communication Coordinator( 9.

هماهنگ كننده ارتباطات اگر هماهنگي يك مسئله و مشكل باشد از يك هماهنگ كننده ارتباطات استفاده مي شود .همه ارتباطات تحت نظر يك نفر مديريت مي شود مسئله اينجاست كه وظايف ستادي مختلف هنگام تمركز، نا موثر به اجرا در مي آيند. 

 منابع :

Aaker, D. (1998). Strategic market management. New York, USA. Wiley, cop

يوسفي دستجردي، محمدحسن،1385،كنفرانس بين المللي بازاريابي

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۲۶ توسط:مديريت موضوع:

طرح توسعه نام تجاري و برندينگ

طرح توسعه نام تجاري و برندينگ


مشخص است كه برند فقط يك نام نيست بلكه بك نشانه يا سمبل يا آرم گرافيكي نيز دارد كه منحصر به فرد است بنابراين مي توان اين مفهوم را براي برند ارائه داد: برند نام يا نمادي است كه با هدف فروش كالاها يا ارائه خدمات مورد استفاده قرار مي گيرد.

برند تركيبي از ويژگي هاي ملموس و ناملوس است كه بوسيله نام و علامت تجاري بصورت سمبليك نشان داده مي شود. برند اگر بدرستي مديريت شود موجب ايجاد ارزش و نيز تاثير گذاري شركت بر مشتريان مي شود.

ارزش از ديدگاه هاي مختلف داراي معاني متفاوتي است. از ديدگاه بازاريابي يا ديدگاه مشتري، ارزش به معناي تعهد شركت به تحقق تجربيات مشتريان است. به اين معنا كه اگر مشتري انتظار دارد كالا يا خدمتي را با مشخصات خاصي دريافت كند، ارائه محصول مطابق با انتظارات مشتري، بيانگر ارزش از ديدگاه وي مي باشد.

ارزش از ديدگاه سازمان ها به معناي اطمينان از كسب درآمد و سود در آينده است. از ديدگاه حقوقي يا قانوني اين بخش از دارايي هاي شركت قابل جداسازي از كل دارايي هاي شركت و قيمت گذاري جداگانه است.(قوانين بسياري از كشورهاي اروپايي و آمريكا)

ارزش برند براي شركتها از طريق وفاداري و ايجاد ترجيحات خريد براي مشتريان شكل مي گيرد. يعني برندهاي قوي مي توانند مشتريان وفادار داشته باشند و در ترجيحات خريد مشتريان قرار گيرند.

برندها موجب ساده سازي فرايند تصميم گيري براي مشتريان مي شوند. چرا كه برندهاي قوي نشانگر كيفيت متمايز محصول نسبت به رقبايش است.

فرايند اداره برند شركت به منظور ايجاد ارزش مستمر در برند شركت از ديدگاه مشتريان و نيز ايجاد ارزش مالي براي شركت را مديريت برند مي نامند. اين واژه براي اولين بار توسط شركت Procter & Gamble به منظور مديريت بر سيستم برندهاي اين شركت در يك فضاي رقابتي بوجود آمده است. امروزه اين واژه بصورت وسيع تري نيز تعريف شده و استراتژي، طراحي و اجراي فرايندهاي مربوط به كالاها و خدمات را شامل مي شود.

سازمان ها امروزه به صورت فزاينده اي در اين حوزه به منظور كسب مزيت رقابتي سرمايه گذاري مي كنند. اهميت موضوع مديريت برند موجب شده است كه در فعاليتهاي دپارتمان هايي سنتي بازاريابي تجديد نظر شود. در برخي از ساختارها، مدير برند بالاتر از مدير بازاريابي قرار داده شده است. علاوه بر اين به منظور اطمينان از تصميم گيري و رفتار يكسان و سازگار با ارزش هاي برند شركت، بيانيه ارزش هاي برند به كليه واحدها ابلاغ شده و مبناي تصميم گيري ها قرار داده مي شود.

نام‌گذاري تجاري (Branding) ، عملي است كه سبب تشخيص فوري نام يك شركت، محصول، يا خدمت از سوي مشتريان قديم و مشتريان بالقوه مي‌شود. اين تعريف كلي در مورد وب‌سايت‌ها نيز صادق است، به طوري كه مي‌توان گفت نام تجاري اثر مستقيمي بر ترافيك وب‌سايت‌ها و جذب بيننده براي آن‌ها دارد.

براي درك بهتر عملكرد نام تجاري، تصور كنيد كه نياز به پودر لباسشويي داريد; در اين صورت اگر در شهر خودتان به سر مي‌بريد، به احتمال زياد به فروشگاهي مي‌رويد كه آن را مي‌شناسيد و چنانچه موقتاً در شهري غريبه اقامت داريد، به شعبهء يكي از فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي كه براي شما شناخته شده است مراجعه مي‌كنيد. در فروشگاه نيز به دنبال محصولي مي‌گرديد كه از قبل آن را مي‌شناسيد يا محصولي را برمي‌گزينيد كه نام آن نكتهء مثبتي را در ذهن شما تداعي مي‌كند. به اين ترتيب نام تجاري، نقش مهمي در خريد شما ايفا مي‌كند، يعني هم در انتخاب فروشگاه و هم در انتخاب محصول مؤثر است.

اين موضوع در مورد اينترنت نيز صادق است. بر پايهء بررسي‌هاي انجام شده از سوي پژوهشگران آمريكايي، 42 درصد از خريداران آنلاين، خريد خود را از قبل برنامه‌ريزي مي‌كنند، به عبارت بهتر آن‌ها از قبل مي‌دانند كه كدام نام تجاري را ترجيح مي‌دهند و بايد از كدام سايت خريد كنند. همچنين 82 درصد از خريداران آنلاين مي‌گويند كه نام تجاري يك محصول، عاملي تعيين‌كننده در تصميم‌گيري خريد آن‌ها‌ست.


متفاوت بودن نام وب‌سايت، محصول يا خدمات (از نام وب‌سايت‌ها يا كالا و خدمات مشابه)، از شرايط لازم براي موفقيت نام تجاري است، ضمن آن‌كه بايد نامي براي وب‌سايت يا محصول خود انتخاب كنيد كه مشتريان بخواهند و بتوانند آن را به خاطر بسپارند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۲۶ توسط:مديريت موضوع:

بازاريابي مستقيم

بازاريابي مستقيم

بازاريابي مستقيم يكي از قديمي ترين و موثرترين روشهاي بازاريابي به شما مي رود. در سالهاي گذشته فروشندگان بصورت خانه به خانه، محله ها را پشت سر مي گذاشتند و سعي مي كردند با توضيحات جذاب و ترغيب مردم به خريد، كالاي خود را به فروش برسانند.

البته آن روزها سپري شده اند، ولي بازاريابي مستقيم قدرت خود را از دست نداده است و بجاي مراجعه حضوري، روشهاي جديدتري جايگزين شده اند. مثلا ارسال نامه مستقيم به افراد خاص ، بازاريابي مستقيم از طريق ايميل و يا تماس مستقيم تلفني.

در بازاريابي مستقيم منتظر نمي مانيم تا افراد، آگهي تبليغاتي ما را در مجلات، تلويزيون و ... ديده و به ما مراجعه كنند. بلكه خودمان دست بكار شده و با افراد علاقه مند مستقيما تماس گرفته و به آنها پيشنهاد مناسبي ارائه مي كنيم.

اگر كسب و كار خود را به تازگي راه اندازي كرده ايد و بودجه محدودي براي بازاريابي و تبليغات داريد، بهتر است به بازاريابي مستقيم بپردازيد. بازاريابي مستقيم وقت و تلاش بيشتري مي طلبد، ولي با بودجه كم مي توان ، به نتايج مناسبي دست يافت.

 

مزاياي بازاريابي مستقيم

1- انتخاب دقيق بازار هدف
اگر مي خواهيد محصول خاصي را به پزشكان بفروشيد، با بازاريابي مستقيم مي توانيد دقيقا پزشكان را انتخاب كنيد. در اينصورت تلفات به حداقل مي رسند. حال فرض كنيد تبليغي را در مجله اي معتبر به چاپ مي رسانيد و تيراژ اين مجله 20 هزار شماره در ماه است. شما دقيقا نمي دانيد كه چند درصد خوانندگان مجله پزشك هستند و آيا تبليغ را خواهند ديد يا خير. ولي با بازاريابي مستقيم و ارسال نامه سفارشي مي توانيد مطمئن باشيد كه پيام شما توسط فرد موردنظر خوانده خواهد شد. البته بازاريابي مستقيم اصول خاص خود را دارد كه با رعايت آن اصول مي توانيد از خوانده شدن نامه يا ايميل اطمينان حاصل كنيد. يكي از اصول آن است كه در ارسال نامه به افرادي كه شما را نمي شناسند، هيچگاه از پاكت رسمي و آرم شركت استفاده نكنيد. نامه را در پاكت معمولي ارسال كنيد و در محل فرستنده نام خود را بنويسيد و نه نام شركت را. با اينكار احتمال خوانده شدن بسيار بيشتر مي شود.

2- موثر با بودجه هاي كم
در اوايل كار شايد بودجه كافي براي چاپ تبليغات رنگي در مجلات معتبر را نداشته باشيد. ولي مي توانيد 100 نامه براي علاقه مندان ارسال كنيد. هرچه بازار هدف خود را دقيقتر و بهتر انتخاب كرده باشيد، احتمال موفقيت شما بيشتر است. حتي تقريبا بدون هيچ بودجه اي، مي توانيد به بازاريابي مستقيم از طريق تلفن بپردازيد. البته بازاريابي تلفني اگر با ظرافت صورت نگيرد، مي تواند اثر نامطلوبي بر شخص مقابل بگذارد. اگر مي خواهيد در بازاريابي تلفني موفق باشيد مي توانيد كتاب الكترونيكي 124 نكته براي فروش تلفني موثر را تهيه كنيد.


چگونه بازاريابي مستقيم را موثر‌تر سازيم؟

در تبليغات مستقيم پيامي كه منتقل مي كنيم بالاترين اهميت را دارد.

در جلسات مشاوره اي با افرادي برخورد مي كنم كه مي گويند روش ارسال نامه مستقيم را امتحان كرده اند و پاسخ مناسبي نگرفته اند. بلافاصله از آنها مي خواهم نمونه نامه ارسال شده را نشان دهند. اين نامه ها معمولا متني دارند كه اطلاع رساني مي كند، ولي نامه، بايد تبليغي باشد كه مشتري ترغيب به خريد كند. بزرگترين اشتباه آن است كه نامه را با اطلاعاتي در مورد خودتان آغاز كنيد. مثلا بنويسيد: شركت مدير سبز، با 15 سال سابقه و داشتن كادري مجرب و ...

در خطوط اوليه بايد به نيازها و علايق مشتري بپردازيد. مثلا اگر دستگاه تردميل مي فروشيد، ( تردميل وسيله اي است كه امكان دويدن و راه رفتن در خانه را فراهم مي كند.) عنوان مناسب مي توان چنين چيزي باشد: هيچ چيزي با ارزش تر از سلامتي شما نيست!

نكته بعدي آن است كه پيام بازاريابي مستقيم بايد تاريخ پاياني داشته باشد تا مشتري را به اقدام ترغيب كند. مثلا اگر نامه اي به علاقه مندان فرستاده و رستوران خود را معرفي كنيد، بسياري از خوانندگان به رستوران مراجعه نخواهند كرد. ولي اگر بنويسيد: افرادي كه تا تاريخ خاصي مراجعه كنند مي توانند از سالاد و نوشابه رايگان استفاده كنند، تعداد مراجعين بيشتر خواهد شد، چون اگر تعلل كنند فرصت را از دست خواهند داد.

اگر از بازاريابي تلفني مستقيم استفاده مي كنيد، در اولين بار سعي نكنيد چيزي را بفروشيد. بازاريابي تلفني هنگامي موثر است كه بصورت تركيبي و همراه روشهاي ديگر بكار رود. مثلا با تماس تلفني مي توانيم از مخاطب بخواهيم كه در صورت علاقه به محصولات ما، آدرس خود را بدهد تا اطلاعات بيشتر را از طريق پست بفرستيم.

ارزانترين و آسنترين راه براي بازاريابي مستقيم ارسال ايميل است. البته اينكار اشكالاتي نيز دارد. عده قابل توجهي از مخاطبان از اينترنت استفاده نمي كنند و آدرس ايميل ندارند. همچنين بسياري از افرادي كه ايميل دارند، ايميل هاي خود را بطور منظم كنترل نمي كنند و شايد ايميل شما چند هفته پس از ارسال، خوانده شود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۲۶ توسط:مديريت موضوع:

تدوين برنامه بازاريابي (دوره برنامه ريزي بازاريابي)

تدوين برنامه بازاريابي

(دوره برنامه ريزي بازاريابي)

شروع فعاليت هاي توليدي و سرمايه گذاري هميشه با مطالعات و برنامه ريزي هاي علمي همراه است. در شركتهاي بزرگ قبل از آغاز به توليد فعاليت هاي گروه تحقيقات و بازاريابي براي امكان سنجي در مورد مقبوليت كالا و نياز بازار انجام مي شود. همچنين در صورتي كه كالاهايي توليد شده وجود داشته باشند و فروش نمي روند و يا در رقابت با كالاهاي مشابه از بازار مناسبي برخوردار نيستند لازم است تا گروه تحقيقات و بازاريابي وارد عمل شود و برنامه ريزي ها و مطالعات لازم را براي دست يابي به اطلاعاتي در مورد موقعيت بازار و كالا انجام دهد. تمامي فعاليت هاي گروهي و انفرادي براي بازاريابي يك كالا بايد حساب شده و در قالب هاي مشخصي تدوين شود و فعاليت هاي بدون مطالعه و برنامه ريزي بايد حذف گردد. براي اين منظور در بازاريابي هر كالا بايد برنامه مروبط به آن كالا را با دقت و مطالعه فراوان تهيه كرد و در اختيار مديران گذاشت تا تصميم گيري هاي لازم را روي آن انجام دهند.

دوره تدوين برنامه بازاريابي در دوسطح ۱- دانشجويان و علاقمندان و ۲- صاحبان كسب و كار توسط مركز آموزشهاي مديريتي methodmaster طراحي شده است.

از نكات قابل توجه در اين دوره ارائه يك مثال عملي ميباشد بطوريكه شما در پايان دوره برنامه بازاريابي كسب و كار خودتان را تهيه خواهيد كرد.

ضمن آنكه شما در طول دوره ايرادات مربوط به برنامه تان را اصلاح و باز نويسي خواهيد كرد.

اين دوره بر اساس كتاب How to Write a Marketing Plan  نوشته John Westwood  كه به وسيله عليرضا احمدي ترجمه و توسط انتشارات مبلغان چاپ شده است ارائه مي گردد.

 

 

Tel: 0912-143-9541

Website: www.methodmaster.org

Fax:#98-21-22769883



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۲۵ توسط:مديريت موضوع:

سمينار اصول رقابت پايدار در مديريت بازار



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۲۵ توسط:مديريت موضوع:

فروش شخصي در پيشبرد فروش

فروش شخصي در پيشبرد فروش

● پيشبرد فروش
هرگونه فعاليت كوتاه‌مدت روي مصرف‌كنندگان نهايي است كه باعث افزايش ارزش محسوسي براي محصول يا نام محصول شود. ارزش محسوسي كه به وسيله پيشبرد فروش ايجاد مي‌شود، ممكن است به صورت‌هاي مختلف مانند پرداخت مجاني بابت پست كردن، نمونه‌هاي مجاني، كم كردن قيمت و يا به ازاي يك عدد خريد، يك عدد مجاني دادن، باشد. در آمريكا استفاده از كوپن‌ها، مرسوم است. منظور از پيشبرد تجاري، تحريك و تشويق مشتريان، براي افزايش تقاضا است. پيشبرد فروش براي افزايش موجودي كالا در كانال‌هاي توزيع جهت جلب واسطه‌ها و بهبود تلاش‌هاي ايشان براي فروش طراحي مي‌شود.
پيشبرد فروش به عنوان يك ابزار ارتباطي بازاريابي، مزاياي مختلفي دارد. علاوه بر ايجاد مزاياي محسوس براي خريدار، ريسك خريدار را در رابطه با محصول كاهش مي‌دهد. از ديدگاه شركت، پيشبرد فروش فراهم كننده پاسخگويي بهتر به مشتري است.
استراتژي‌ها و تاكتيك‌هاي پيشبرد فروش به سبك آمريكايي از طريق حضور در سمينارها، يا توسط مجمع بازاريابي پيشبرد فروش آمريكا كه به PMAA معروف است، به بسياري از مديران بين‌المللي، آموزش داده مي‌شود. گاهي اوقات براي تطبيق و تناسب با يك كشور، شرايط ديگري نيز لازم است. به عنوان مثال پيام‌هاي تبليغاتي در تلويزيون، با تبليغات سينمايي قابل تطبيق نيست. هنگام تهيه تبليغات بايد روي ارتقاي فروش تمركز كرد. به نظر جوزف پوتاكي، بزرگ‌ترين تفاوت ارتقاي فروش در آمريكا نسبت به ساير شركت‌هاي ديگر، به نحوه كوپن دادن آنها ارتباط دارد. در آمريكا بابت كوپن، مخارجي به ميزان ۷۰ درصد پرداخت مي‌شود. اين درصد در كشورهاي ديگر بسيار كمتر است. وي معتقد است كه علت پايين بودن مخارج كوپن، فرهنگ آن كشورهاست كه روش كوپن را نمي‌پذيرند. پوتاكي معتقد است، اين روش در انگلستان كه خرده فروشان در مورد كوپن مطالب زيادتري را ياد گرفته‌اند، از اهميت بيشتري برخوردار شده است.
پيشبرد فروش در اروپا تابع مقررات شديد است و در كشورهاي اسكانديناوي، به دليل اين كه تبليغات تابع مقررات است، بيشتر معمول مي‌باشد.
شركت‌ها بايد هنگام طراحي پيشبرد فروش دقت بيشتري مبذول كنند، تا دچار اشتباهات پرهزينه نشوند. براي يك دوره چندماهه، شركت هوور بليط‌هاي سراسري مجاني بين آمريكا و اروپا را به خريداران جاروبرقي يا ساير وسايل هوور مي‌داد. مديران اميدوار بودند كه هزينه بليط‌ها از طريق كميسيون‌هايي كه مشتريان بابت اجاره ماشين و اتاق‌‌هاي هتل مي‌پرداختند، جبران شود. نهايتا انتظار مي‌رفت كه درصد مشتريان خريدار كه واجد شرايط دريافت بليط مجاني باشند، كم باشد و بسياري از خريداران در ليست دريافت مجاني بليط‌ها قرار نگيرند. تعداد افراد واجد شرايط حقيقي براي دريافت بليط بيش از دويست هزار نفر شدند، كه از تعداد پيش‌بيني شده (كه براي آنها بليط و اتاق رزرو شده بود)، بسيار بيشتر شد. هوور در حجم تقاضاي فزاينده غرق شده بود و بسياري از مشتريان به علت تاخير طولاني در تهيه بليط براي آنها، عصباني شده بودند. هوور نيز بودجه لازم براي پيشبرد فروش را نداشت و به رييس شركت مي‌تاگ لئونارد هاردلي، فشار آورد كه ۶/۷۲ ميليون دلار آن را بپردازد. براي پاسخگويي به تعهدات مشتريان هوور، مي‌تاگ هزاران بليط از خطوط هوايي مختلف خريد. هاردلي گفت، هوور در انگلستان با ارزش است و اين سرمايه‌گذاري براي مشتريان، براي آينده ما كافي است. سپس هاردلي رييس و مدير خدمات بازاريابي شركت هوور در اروپا و معاون وي را اخراج كرد از طرف ديگر به علت اخراج آنها، گروه طرفداران تعطيلات هوور به هاردلي اعتراض كردند. بالاخره در سال ۱۹۹۵ هاردلي، شعبه هوور در اروپا را به ارزش ۱۷۰ ميليون دلار به شركت ايتاليايي كندي فروخت. هاردلي در نظر دارد كه دوباره شركت مي‌تاگ را در بازار آمريكاي شمالي متمركز كند.
● فروش شخصي
يكي ديگر از ابزارهاي بازاريابي و سياست‌هاي ترفيعي و تشويقي، فروش شخصي است. فروش يك ارتباط دوطرفه است. يك راه، ارتباط شخصي بين نماينده شركت و مشتري بالقوه و ارتباط دوم، برگشت مشتري به شركت است. وظيفه فروشنده اين است كه بايد با فهم و شناخت نياز مشتري، آن نياز را با محصول شركت تطبيق دهد و سپس مشتري را براي خريد ترغيب كند.
فروش شخصي موثر در كشور فروشنده (مادر)، مستلزم ايجاد ارتباط مطلوب با مشتري است. بازار جهاني به علت اين كه خريدار و فروشنده ممكن است از فرهنگ‌هاي متفاوت برخوردار باشند، دچار چالش مي‌شود. روش‌ها و تلاش‌هاي رودررو در فروش شخصي براي محصولات صنعتي اهميت زيادي دارد. در سال ۱۹۹۳، يك شركت مالزيايي به نام YTL، به دنبال يك مناقصه ۷۰۰ ميليون دلاري براي توربين‌هاي ژنراتور بود كه در آن زيمنس از آلمان و جنرال الكتريك شركت داشتند. فرانسيس يو، مدير واي تي ال از مديران عالي هر دو شركت، درخواست جلسه كرد. وي گفت من مي‌خواستم كه رو در رو و حضوري آنها را ببينم و پي ببرم كه آيا مي‌توانيم با آنها كار كنيم و معامله را انجام بدهيم يا نه. زيمنس دعوت را اجابت كرد ولي جنرال الكتريك، نماينده اجرايي خود را براي جلسه فرستاد. زيمنس بابت رفتن به جلسه، برنده قرارداد مربوطه شد.
فرايند فروش معمولا به مراحل مختلفي تقسيم مي‌شود: جست‌وجوگري يا مشتري‌يابي، مرحله قبل از نزديكي يا تماس با مشتري، مرحله تماس با مشتري، نمايش، حل مشكل، برطرف كردن اعتراضات، بستن قرارداد و پيگيري‌هاي پس از فروش. اهميت هر مرحله در هر كشور متفاوت است.
نمايندگان با تجربه فروش، مي‌دانند كه حضور در بازار، يكي از تاكتيك‌هاي لازم براي بهره‌برداري از سفارشات است. در آمريكا اين حضور به معني حضور جدي است، مانند تم “در جواب دادن، نه نياوريد.” در بعضي از كشورها، حضور به معني صبر و تداوم در بازار است، يعني تمايل بالقوه براي ماه‌ها و يا سال‌ها سرمايه‌گذاري قبل از آنكه تلاش‌ها به فروش واقعي منتج شود. به عنوان مثال،‌شركتي كه بخواهد در بازار ژاپن وارد شود، بايد براي مذاكرات كه ۳ الي ۱۰ سال طول مي‌كشد، آمادگي داشته باشد.
جست‌وجوگري يا مشتري‌يابي، فرآيند شناسايي خريداران بالقوه و تخمين سودآوري خريد آنهاست. اگر شركتي بخواهد محصول خود را در كشور ديگر بفروشد بايد بداند كه در آنجا چه مصرفي از آن خواهند كرد، چه شركتي آن را خواهد خريد و كدام شركت توان مالي خريد را دارد. هر شركتي كه بهتر پاسخ دهد، موفق‌تر خواهد بود.
مشتري‌يابي موثر مستلزم تكنيك‌هاي حل مساله است كه شامل شناخت و تطبيق نياز مشتري با محصولات شركت، هنگام ارايه نمايش فروش است.
دو قدم بعدي، تماس با مشتري و نمايش است كه شامل جلسات بين فروشنده و خريدار هستند. در فروش نهايي، شناخت فرهنگ و هنجارها كاملا لازم است. در بعضي از كشورها، خريدار منتظر معيارهايي است كه فروشنده به وي ارايه مي‌دهد. در طول نمايش، فروشنده بايد به اعتراضات و سوال‌هاي خريدار پاسخ دهد. اعتراضات ممكن است ناشي از ماهيت تجارت يا خود شخص باشد. يك تم معمول در آموزش فروش اين است كه شنونده خوبي باشيم. طبيعي است كه در فروش جهاني، موانع ارتباطات بياني و غيربياني، تلاش فروشنده را دوچندان مي‌كنند. وقتي كه نتيجه با موفقيت فروشنده پايان يابد، فروشنده به پايان وظيفه خود يعني مرحله گرفتن درخواست سفارش مي‌رسد. ولي يك فروش موفق در اينجا پايان نمي‌يابد، بلكه قدم آخر در فرآيند فروش پي‌گيري‌هاي بعد از فروش است تا از رضايت مشتري جهت خريد اطمينان كامل حاصل شود.

مجيد يوسفي
مجله گسترش صنعت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۲۴ توسط:مديريت موضوع:

ارتباط موثر با بازار هدف

ارتباط موثر با بازار هدف

marketing
محمد رضايي


چكيده: در كشور ما ، با وجود اينكه تبليغات مذهبي از سابقه ديرينه‌اي برخوردار است، اما بايد اذعان كرد كه در گذشته‌هاي نه‌چندان دور، نگاه افراد به تبليغات تجاري، مناسب نبوده، از آن به عنوان يكي از ابزارهاي دنياي سرمايه‌داري ياد مي‌كردند. اگر اين موضوع، يكي از دلايل عدم پيشرفت مناسب صنعت تبليغات خوانده شود، سخني به گزاف گفته نشده است. به هر حال گذشت زمان، نياز صنايع مختلف به تبليغات را، روز به روز آشكارتر كرده و اين امر باعث تغيير ذهنيت جامعه نسبت به تبليغات شده است. در حال حاضر در جامعه ايران، تبليغات يكي از نخستين و اساسي‌ترين ابزارهاي رشد و توسعه‌ صنايع به‌شمار مي‌آيد، به گونه اي كه بارها مشاهده مي‌شود كه به هنگام ايجاد يك كسب و كار جديد، پيش از فراهم ساختن ملزومات سخت‌افزاري، برنامه‌هاي تبليغاتي آن را تدوين مي كنند.
متاسفانه مشاهده مي‌شود كه اين احساس نياز مبرم به تبليغات، به صورت مناسب پاسخ داده نمي‌شود. به اين صورت كه صنايعي مانند: گرافيك، IT، فيلم‌سازي، خطاطي و ... به اشتباه به عنوان صنعت تبليغات تعبير شده‌اند، غافل از اينكه اين صنايع، تنها ابزارهايي در دست صنعت تبليغات بوده، هسته‌ اصلي صنعت تبليغات را متخصصان بازاريابي، به عنوان هدايت‌كننده ساير متخصصان و ابزارهاي گروه تبليغاتي، تشكيل مي‌دهند.
ناديده گرفتن اين هسته‌ اصلي و رهبر اقدامهاي تبليغاتي باعث شده كه برنامه‌هاي بازاريابي به صورت موثر و متناسب با شرايط صنايع و ويژگي‌هاي مخاطبان طراحي نشده و حتي به خوبي به اجرا در نيايد.
بنابراين به نظر مي‌رسد ضعف عمده‌ اقدامهاي بازاريابي كه در كشور به انجام مي‌رسد، همانا عدم استفاده‌ جدي از متخصصان بازاريابي به معناي واقعي كلمه و به دنبال آن عدم طراحي اثربخش برنامه‌هاي تبليغات و اجراي مناسب آنهاست. بر اين اساس در اين مقاله سعي شده است تا به صورت مختصر تئوري‌هاي لازم براي طراحي و اجراي برنامه‌هاي تبليغاتي به عنوان ابزار برون‌رفت اقدامهاي تبليغاتي صنايع كشور از وضعيت فعلي و حركت آنها به سمت تبليغات موثر و كارآمد، بيان شود.
به طور كلي تبليغات يكي از ابزارهاي برنامه‌هاي ترويجي (Promotional Plans) به حساب مي‌آيد. ابزارهاي ديگر برنامه‌هاي ترويجي عبارتند از: فروش شخصي، روابط عمومي، پيشبرد فروش و بازاريابي مستقيم. در اين مقاله از بين ابزارهاي پنج‌گانه برنامه‌هاي ترويجي، تنها به ابزار تبليغات پرداخته شده است.
تعريف تبليغات
تبليغات يكي از متداول‌ترين ابزارهايي است كه شركت‌ها براي هدايت ارتباطات تشويق‌كننده‌ خود به سوي خريداران و جوامع هدف خود، از آن استفاده مي‌كنند.
تبليغات هر گونه ارايه و ترويج غيرشخصي ايده، كالا يا خدمات توسط يك تبليغ‌كننده است كه انجام آن مستلزم پرداخت هزينه باشد.
تبليغ به معناي رساندن پيام، شناساندن امري به ديگران، يا امري را خوب يا بد وانمودكردن است و پيامهاي ديداري و گفتاري را شامل مي‌شود كه براي ترويج عقيده يا محصولي از طرف يك منبع به وسيله‌ كانالهاي تبليغي به گروه‌هاي ويژه‌اي يا به كل جامعه منتقل و براي آن پول پرداخت مي‌شود.
در تعريف تبليغات، بايد تبليغات صنعتي را از تبليغات بازار مصرف‌كننده متمايز كرد. تبليغات صنعتي به صورت قابل ملاحظه‌اي با تبليغات بازار مصرف‌كننده متفاوت است. اولاً تبليغات صنعتي در مقايسه با تبليغات مصرف‌كننده، نقش كوچكي در برقراري ارتباط با بازار هدف ايفا مي‌كند. ثانياً تبليغات صنعتي بر جذابيتهاي منطقي و اطلاعاتي مانند محصول و دلايل خريد آنها تاكيد دارد. (براي مثال جذابيت ويژگيها، مزاياي رقابتي و همچنين جذابيت‌هاي خبري و شهرت محصولات). در حالي كه تبليغات بازار مصرف‌كننده بر جذابيت‌هاي مربوط به نيازهاي رواني و اجتماعي مصرف‌كننده، تاكيد مي‌كند. علاوه بر اين، بازار هدف در تبليغات بازار صنعتي بسيار كوچكتر از بازارهاي انبوهي است كه تبليغات بازار مصرف‌كننده، هدف‌گيري كرده است.
تهيه و اداره‌ يك برنامه تبليغاتي
مديران بازاريابي به هنگام تهيه يك برنامه‌ تبليغاتي، بايد همواره كار را با شناسايي و تعريف بازار هدف و انگيزشهاي خريدار آغاز كنند. آن‌گاه براي تهيه‌ برنامه تبليغاتي بايد پنج تصميم عمده اتخاذ كنند. اين تصميم‌ها كه به پنج ام (5M) معروف هستند، از اين قرارند:
_ ماموريت (Mission): هدفهاي تبليغات كدام‌اند؟
_ پول (Money): چه مقدار پول مي‌توان به اين كار اختصاص داد؟
_ پيام (Message): چه پيامي فرستاده شود؟
_ رسانه (Media): از چه وسيله ارتباطي استفاده شود؟
_ ارزيابي (Measurement): نتايج را چگونه مي‌توان ارزيابي كرد؟ (شكل 1)
 
1. تعريف ماموريت و هدف
نخستين گام در تهيه يك برنامه تبليغاتي، تعيين هدفهايي است كه بايد دنبال شود. اين هدفها بايد تحت تاثير و به تبعيت از تصميم‌گيري‌هاي پيشين درباره بازار هدف، ج

ايگاه‌يابي در بازار و تركيب عناصر بازاريابي تعيين شوند. استراتژي جايگاه‌يابي و استراتژي تركيب عناصر بازاريابي، كاري را تعريف مي‌كنند كه در كل برنامه بازاريابي، انجام آن بر عهده‌ تبليغات گذاشته مي‌شود.
براي تبليغات، هدفهاي ارتباطي و فروش ويژه‌اي مي‌توان در نظر گرفت.
هدفهاي ارتباطي شامل افزايش آگاهي، متقاعدكردن و يادآوري‌كردن به مشتريان فعلي و مشتريان بالقوه درباره‌ محصول يا شركت است. هنگامي كه محصول جديدي به بازار معرفي مي‌شود و هدف ايجاد تقاضاي اوليه است، تبليغات آگاه‌كننده بسيار مورد استفاده قرار مي‌گيرد. زماني كه رقابت افزايش مي‌يابد و هدف ايجاد تقاضاي انتخابي است، آگهي متقاعدكننده مورد استفاده قرار مي‌گيرد. زماني كه محصولي در منحني عمر خود در مرحله بلوغ خود قرار مي‌گيرد و هدف اين است كه مصرف‌كننده درباره آن محصول به گونه‌اي مداوم فكر كند، آگهي يادآوري‌كننده مورد استفاده قرار مي‌گيرد. (جدول 1)
2. تصميم درباره بودجه تبليغات
پس از تعيين هدفهاي تبليغات شركت، بايد براي هر يك از كالاهاي خود بودجه تبليغاتي تعيين كنيم. شركت براي نيل به هدفهاي فروش خود، بودجه لازم را اختصاص خواهد داد. اما پرسش اين است كه شركت از كجا مي‌تواند بداند آيا مبلغي كه خرج مي‌كند، مبلغ درستي است يا نه؟ اگر چه بودجه‌ تبليغات جزو هزينه‌هاي جاري تلقي مي‌شود، ولي واقعيت اين است كه بخشي از آن سرمايه‌گذاري‌اي است كه موجد يك ارزش نامرئي است كه مي‌توان آن را سرقفلي (يا ارزش ويژه نام تجاري) خواند.
هنگام تعيين بودجه تبليغات، پنج عامل ويژه بايد موردنظر قرار گيرد:
_ مرحله‌ عمري كه كالا در آن قرار دارد: اغلب كالاهاي جديد، بودجه تبليغاتي زيادي مي‌طلبند، چرا كه نياز به اعلام موجوديت دارند و مصرف‌كنندگان هم بايد امكان آزمودن آن را داشته باشند. نامهاي تجاري جا افتاده در بازار، معمولاً با بودجه تبليغاتي كم‌تري (نسبت تبليغات به فروش) مورد حمايت و پشتيباني قرار مي‌گيرند.
_ سهم بازار و پايگاه مصرف‌كننده: آن نامهاي تجاري كه سهم بالايي از بازار را به خود اختصاص داده‌اند، درصد كمتري از فروش خود را صرف تبليغات مي‌كنند. تصاحب سهم بازار از راه افزايش اندازه بازار مستلزم اختصاص بيشتر بودجه به تبليغات است.
_ رقابت و شلوغي: در بازاري با رقباي بسيار كه مبالغ زيادي به امر تبليغات اختصاص مي‌دهند، تبليغ درباره يك نام تجاري به بودجه بيشتري نياز دارد تا بتواند صداي خود را به گوش رساند.
_ فراواني تبليغات: تعداد دفعات پخش براي ارسال پيام مربوط به نام تجاري تاثير بسزايي بر بودجه‌ تبليغاتي مي‌گذارد.
_ جانشين‌پذيري كالا: نامهاي تجاري واقع در طبقه‌كالاهايي كه جانشينان زيادي دارند‍، نياز به بودجه‌ بيشتري براي تبليغات دارند.
اغلب روشهاي بودجه‌گذاري كه در دنياي واقعي مورد استفاده قرار مي‌گيرند، عبارتند از: روش درصدي از فروش پيش‌بيني شده، روش در حد توان، روش توازن رقابتي/سهم بازار، و روش هدف و وظيفه.
سازمانهاي واقع در بازار صنعتي (B2B) به طورعمده روشهاي هدف و وظيفه و در حد توان را براي تنطيم بودجه تبليغاتي مورد استفاده قرار مي‌دهند.
3. انتخاب يك پيام تبليغاتي
تبليغ‌كنندگان براي تهيه‌ يك خط‌مشي نو‌آ‌ورانه و خلاق، بايد مراحل چهارگانه‌اي را طي كنند. اين مراحل عبارتند از: تهيه پيام، ارزيابي و انتخاب پيام و اجراي پيام.
 
تهيه‌ پيام. در اين مرحله درباره‌ پيام تبليغاتي ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‌‌‌‌‌‍‍‍‍‍‍(يا همان مزيت اصلي كه نام تجاري ارا‍‌يه مي‌كند) تصميم‌گيري مي‌شود.
پاسخ به هفت پرسش زير اطلاعات مقدماتي و لازم را براي آغاز تهيه‌ آگهي در اختيار تهيه‌كننده آگهي قرار مي‌دهد:
1. چه لوازم و مواد و عواملي در جنس به كار رفته است؟
2. به چه خوبي ساخته شده است؟
3. چه استفاده‌اي دارد؟
4. چگونه با كالاي رقبا مقايسه مي‌شود؟
5. وسيله شناسايي كالا در فروشگاه چيست؟
6. قيمت كالا چه‌قدر است؟
7. حقايق مهم درباره خريداران احتمالي؟ (جنسيت، سن و درآمد خريداران و افراد بانفوذ در تصميم‌گيري براي خريد).
افراد نوآ‌ور و خلا‌‌ق، براي ايجاد جاذبه‌هاي تبليغاتي ممكن و عملي، از روش‌هاي مختلفي استفاده مي‌كنند. برخي از اين افراد ضمن گفت‌و‌گو با مصرف‌كنندگان، واسطه‌هاي مجازي، كارشناسان و ‌رقبا به استقرا رومي‌آ‌ورند. مصرف‌كنندگان از جمله منابع خوب براي ارايه‌ ايده‌هاي مناسب به‌شمار مي‌روند. احساس آنها در‌باره‌ نقاط قوت و كاستي‌هاي موجود در مورد نام تجاري، سر‌نخ‌هاي خوبي پيش‌روي خط‌مشي نوآورانه مي‌گذارد.
بعضي از افراد خلاق، براي تهيه‌ پيام‌هاي تبليغاتي از يك چارچوب قياسي استفاده مي‌كنند. مالوني به اين نتيجه رسيده است كه خريداران از خريد هر كالا، يكي از اين محاسن چهارگانه را انتظار دارند: منطقي، حسي، اجتماعي و يا رضايت باطني.
در جاذبه منطقي به طور مشخص و صريح مزاياي كالا، خود كالا، ويژگي‌هاي آن و ... عنوان شده،و از پرداختن به مسايل و موضوعهاي حاشيه‌اي خودداري مي‌شود.
در تبليغ با جاذبه‌ احساسي بر خلاف جاذبه منطقي، سعي در تحريك احساسات فرد و برانگيختن آن و رسيدن به مقصود از اين راه است.
در تبليغ با جاذبه‌ اجتماعي، سعي بر آن است تا استفاده از كالا با يك موقعيت اجتماعي ويژه ارتباط داده شود.
در تبليغ با جاذبه‌ رضايت باطني، سعي بر آن است كه با ارايه دلايل متنوع، مصرف‌كننده از مصرف كالاي مورد نظر احساس رضايت و خشنودي كند.
ارزيابي و انتخاب پيام: تبليغ‌كننده بايد پيامهاي مختلف را ارزيابي كند. يك آگهي تبليغاتي خوب آن است كه بر يك پيشنهاد فروش منحصر به فرد تكيه كند. در اين زمينه پيشنهاد شده است كه پيامها بر اساس مطلوب‌بودن، استثنايي‌بودن و باوركردني‌بودن رتبه‌بندي شوند. پيامها در وهله اول بايد درباره كالا مطلوب و جالب بگويند. پيامها هم‌چنين بايد چيزي منحصر به فرد يا شاخص درباره‌ كالا مطرح سازد كه همه نامهاي تجاري واقع در طبقه كالا از آن برخوردار نباشند. سرانجام پيامها بايد باوركردني و قابل اثبات باشند.
 
اجراي پيام: اثربخشي يك پيام نه فقط به اينكه چه گفته مي‌شود، بلكه به چگونه گفتن هم بستگي دارد. بعضي از آگهي‌ها جايگاهي منطقي را اشغال مي‌كنند، در حالي كه پاره‌اي از آگهي‌ها به دنبال كسب جايگاهي عاطفي هستند.
افراد ابداع‌كننده بايد هم‌چنين به دنبال سبك، آهنگ، عبارت‌بندي و قالب براي اجراي پيام‌ باشند. اين اركان همگي بايد تصوير و پيام منسجمي را ارايه دهند.
سبك: براي ارايه پيام تبليغاتي، ممكن است از مقطعي از زندگي، خيال‌پردازي، پيام موزيكال، ارايه شواهد و تاييديه درباره محصول و مانند اينها استفاده شود.
لحن و آهنگ: ارتباط‌گر بايد براي آگهي خود به دنبال يك آهنگ و لحن مناسب نيز باشد.
واژه‌ها: در اين زمينه بايد به دنبال واژه‌هاي به يادماندني و جالب توجه بود.
قالب: اركان قالب آگهي تبليغاتي مانند اندازه، رنگ و شكل آگهي بر اثر‌بخشي و هزينه‌ آن تاثير مي‌گذارند.
تصميم درباره رسانه
پس از انتخاب پيام تبليغاتي وظيفه‌ بعدي تبليغ‌كننده، انتخاب رسانه‌ تبليغاتي است كه پيام را منتقل مي‌كند. عواملي كه در اين زمينه وجود دارند، عبارتند از: دسترسي مطلوب، فراواني و اثربخشي و انتخاب انواع رسانه‌هاي اصلي، تصميم‌گيري درباره زمان‌بندي رسانه و تصميم‌گيري درباره محدوده جغرافيايي رسانه.
_ دسترسي(R): شمار افراد يا خانوار‌هايي است كه در يك مدت زمان معلوم، در معرض يك برنامه‌ رسانه‌اي ويژه قرار مي‌گيرند.
_ فراواني (F): تعداد دفعاتي در يك مدت زمان معلوم است كه يك شخص يا يك خانوار با پيام روبه‌رو مي‌شود.
_ اثربخشي(I): ارزش كيفي يك مرتبه پخش از راه يك رسانه است.
هر اندازه دسترسي، فراواني و اثربخشي پخش بيشتر باشد، آگاهي مخاطبان بيشتر خواهد بود.
_ شمار كل پخش (E): حاصل ضرب دسترسي در فراواني متوسط است. يعني R*F=E. اين عدد، ناخالص بينندگان يا شنوندگان (GRP) هم نام دارد. در صورتي كه با يك برنامه‌ رسانه‌اي بتوان با فراواني متوسط پخش 3 به 80% منازل دسترسي پيدا كرد، گفته مي‌شود برنامه رسانه داراي GRP برابر با 240 است. حال اگر GRP برنامه رسانه‌اي ديگري برابر با 300 باشد، گفته مي‌شود اين برنامه وزين‌تر است، اما نمي‌توانيم چگونگي سرشكن‌شدن اين وزانت را به دسترسي و فراواني بيان كنيم.
_ شمار دفعات پخش موزون (WE): اين مورد هم حاصل‌ضرب دسترسي، در فراواني متوسط و در اثربخشي متوسط است، يعني WE=R*F*I.
به هنگام برنامه‌ريزي رسانه، موضوع بسيار مهم اين است كه با يك بودجه‌ معلوم از نظر هزينه، چه تركيبي از دسترسي، فراواني و اثر‌بخشي با صرفه‌‌ترين است؟ هنگام عرضه‌ كالاي جديد، نام‌هاي تجاري جانبي، بسط نامهاي تجاري شناخته شده و معروف، يا نامهاي تجاري كه به‌ندرت خريده مي‌شوند، يا زماني كه شركت به دنبال يك بازار تعريف نشده است، دسترسي بالا‌ترين اهميت را داراست. فراواني،زماني اهميت پيدا مي‌كند كه شركت با رقباي قهاري روبه‌رو است.
انتخاب از ميان انواع اصلي رسانه: برنامه‌ريز رسانه بايد نسبت به قابليت و توانايي انواع اصلي رسانه‌ها از نظر: دسترسي، فراواني و اثر‌بخشي آگاهي داشته باشد.
برنامه‌ريزان رسانه با بررسي متغير‌هايي، مانند: عادتهاي رسانه‌اي مخاطبان هدف، ويژگي‌هاي كالا، پيام و هزينه از ميان طبقات رسانه، يكي را انتخاب مي‌كنند.
در جدول(2) به تعدادي از مزايا و معايب برخي از رسانه‌ها اشاره شده است:
انتخاب رسانه براي تبليغات صنعتي، شبيه انتخاب آن براي تبليغات مصرف‌كننده است. هنگامي كه تبليغات مورد استفاده قرار مي‌گيرد، مديريت بايد آميخته‌ رسانه‌اي را كه مورد استفاده قرار مي‌دهد، مشخص كند. آميخته رسانه، تركيبي از انواع رسانه‌هاي چاپي، رسانه‌هاي صوتي و تصويري، بازاريابي مستقيم و رسانه‌هاي الكترونيكي است.
تصميم درباره زمان‌بندي رسانه: تبليغ‌كننده هنگام تصميم‌گيري درباره انتخاب نوع رسانه در زمينه زمان‌بندي، با يك مشكل كلان و يك مشكل خرد رو‌به‌رو مي‌شود:
مشكل زمان‌بندي كلان: مشكل زمان‌بندي كلان مستلزم تصميم‌گيري درباره‌ چگونگي زمان‌بندي تبليغات در رابطه با روندهاي فصلي و روند سيكل تجاري است.
مشكل زمان‌بندي خرد: مشكل زمان‌بندي خرد مستلزم تخصيص بودجه‌ تبليغات در كوتاه‌ترين مقطع زماني براي دستيابي به بالاترين اثربخشي است.
انتخاب موثرترين الگو به هدفهاي ارتباط در رابطه با ماهيت محصول توليدي، مشتريان هدف، كانالهاي توزيع و ديگر عوامل بازاريابي بستگي دارد.
سه روش عمده براي پخش آگهي‌هاي تبليغاتي وجود دارد:
1. جدول‌بندي پيوسته: در اين روش، الگوي پخش آگهي به گونه‌اي است كه پخش آن در يك مدت زمان معين، به گونه پيوسته انجام مي‌شود. اين روش بيشتر (و نه لزوماً) در مورد كالاهايي به كار مي‌رود كه در مراحل مياني به بعد از مرحله‌ عمر خود هستند و تبليغاتي كه در مورد آنها انجام مي‌شود، بيشتر جنبه‌ يادآوري در مورد كالا و نشان را دارد.
2. جدول‌بندي تناوبي: در اين روش پخش تبليغات در يك مدت زمان معين به صورت غيريكنواخت انجام مي‌گيرد. پخش آگهي به اين صورت موجب مي‌شود كه مخاطبان نسبت به پيام، آگاهي بيشتري كسب كنند و در نتيجه اين روش باصرفه‌تر است.
3. جدول‌بندي فصلي: تنوع فصلي و الزامات هر كدام، بعضاً ايجاب مي‌كند از جدول‌بندي فصلي استفاده شود. برخي از كالاها وجود دارند كه در برخي از فصل‌ها، داراي فروش بالا هستند. در مورد اين دسته از كالاها از اين روش بايد استفاده كرد.
 
ارزيابي اثربخشي تبليغات
با بررسي آثار تبليغات و ارتباط آن با هدفهاي سازمانها مي‌توان تغييراتي در بودجه‌ تبليغاتي، شكل و محتواي پيام‌ها و نوع رسانه‌ها و كانالهاي ارتباطي و حتي زمان و شرايط اجراي تبليغ به عمل آورد، تا تبليغات مفيدتر و موثرتر از گذشته صورت گيرد.
برنامه‌ريزي و نظارت و كنترل خوب بر تبليغات، به معيارهاي اندازه‌گيري اثربخشي آن بستگي دارد. اكثر تبليغ‌كنندگان به دنبال اندازه‌گيري اثر ارتباطي يك آگهي تبليغاتي هستند - يعني تاثير بالقوه آگهي بر سطح آگاهي، دانش يا رجحان مخاطبان هدف. آنها هم‌چنين مايلند تاثير آگهي بر فروش را، خود نيز به دست آورند.
تحقيق درباره‌ اثر ارتباطي تبليغات: هدف از تحقيق درباره اثر ارتباطي، آن است كه تعيين كند آيا يك آگهي تبليغاتي به گونه موثر ارتباط برقرار مي‌سازد يا نه؟ اين مورد را كه آزمون متن آگهي نيز نام دارد مي‌توان پيش از اينكه آگهي در رسانه قرار گيرد يا بعد از اينكه به چاپ رسيد يا از راه راديو و تلويزيون پخش شد انجام داد.
روش پيش آزمون: پيش آزمون آگهي تبليغاتي به سه روش عمده انجام مي‌شود: روش امتيازدهي مستقيم كه در آن از مصرف‌كنندگان خواسته مي‌شود به آگهي‌هاي مختلف تبليغاتي امتياز دهند. از اين امتيازها براي ارزيابي توان آگهي در جلب توجه، چگونگي خوانندگي، ميزان شناخت، موثر و محرك واقع شدن و چگونگي تاثير بر رفتار مخاطبان هدف استفاده مي‌شود. اگرچه يك امتياز بالا، معياري ناقص در مورد اثربخشي واقعي يك آگهي تبليغاتي است اما نشان‌دهنده‌ آن است كه آن آگهي از تاثير بالقوه‌ بيشتري برخوردار است.
در آزمونهاي دسته‌اي از مصرف‌كنندگان خواسته مي‌شود جمعي از آگهي‌ها را ببينند و يا به آنها گوش فرا دهند و هر ‌قدر هم دلشان مي‌خواهد وقت صرف كنند. سپس از اين مصرف‌كنندگان خواسته مي‌شود سعي كنند تمام آگهي‌ها و محتويات آن را به خاطر آورند. البته در اين مورد ممكن است مصاحبه‌كننده به آنها كمك بكند، يا نكند. ميزان به خاطرآوري آگهي توان آن را در برجسته‌بودن و اينكه چه‌قدر موفق بوده است تا پيام را تفهيم كند و در خاطره‌ها بنشاند، نشان مي‌دهد. هدف از آزمونهاي دسته‌اي، بيشتر ارزيابي تبليغات چاپي است. يعني در واقع غالباً براي ارزيابي اثربخشي تبليغات چاپي به كار گرفته مي‌شود. البته اين روش كمابيش در مورد تلويزيون نيز مي‌‌تواند به كار گرفته شود.
در آزمون‌هاي آزمايشگاهي براي اندازه‌گيري واكنشهاي فيزيولوژيكي مصرف‌كنندگان، از وسايل و تجهيزات استفاده مي‌شود. مهمترين اين واكنشهاي فيزيولوژيكي: تپش قلب، فشار خون، تغيير در اندازه‌ مردمك چشم و عرق‌كردن در رويارويي با يك آگهي تبليغاتي هستند. اين شاخصها اگرچه قدرت جلب توجه يك آگهي را نشان مي‌دهند، اما معياري در اين‌باره كه تا چه اندازه بر باور‌ها، عقايد يا مقاصد مخاطبان هدف موثر بوده‌اند، به دست نمي‌دهند و آشكار نمي‌سازند.
روش استعلامي در شرايطي واقعي‌تر از ساير روشها صورت مي‌گيرد و براي مرحله‌ اجراي تبليغ نيز قابل استفاده است. در اين روش دو تا سه تبليغ براي مدتي محدود و در شرايط عادي و در رسانه‌هاي انتخاب شده عرضه مي‌شود. به منظور ارزيابي تبليغات عرضه‌شده براي هر يك از آنها، كوپن‌هايي ضميمه شده و از خوانندگان مجله خواسته مي‌شود تا هر گونه پرسشي درباره‌ محصول، تبليغ و يا دريافت نمونه دارند، همراه با كوپنها برگردانند. كوپنها با توجه به نوع تبليغ شماره‌گذاري شده‌ اند و با دريافت پاسخ‌ها و شمارش كوپنها، تبليغي كه بيش‌ترين كوپن برگشتي را داشته باشد، به عنوان تبليغ مطلوب انتخاب مي‌شود.
در روش مقايسه‌ دوتايي به جاي عرضه‌ انواع تبليغات در يك زمان، به هر يك از اعضاي گروه، دو تبليغ نشان داده مي‌شود و از آنها خواسته مي‌شود تا يكي را كه از نظر آنها مناسب‌تر است انتخاب كنند. وقتي تبليغ مورد نظر انتخاب شد، تبليغ رد شده كنار گذاشته شده، تبليغ سوم عرضه مي شود و از اعضا خواسته مي‌شود تا مناسب‌ترين تبليغ را انتخاب كنند و اين روش ادامه مي‌يابد تا سرانجام به بهترين تبليغ برسند.
براي غلبه‌كردن بر بعضي از عوامل محيطي، ارزيابي‌هاي پيشين از روش مجله‌ ساختگي يا مجازي استفاده مي‌شود. در اين روش مجله‌اي با همه‌ ويژگي‌هاي مجله‌ واقعي براي خانه‌‌هايي كه بيانگر نمونه مناسبي باشند، فرستاده مي شود. در اين مجله، تبليغات مورد نظر عرضه شده است و از پاسخ‌دهندگان خواسته مي‌شود تا طبق معمول آن را مطالعه كنند، سپس در فرصتي ديگر مصاحبه‌كننده با طرح پرسشهايي سعي مي‌كند تا ميزان بازخواني يا به يادآوري تبليغات مورد نظر را معين سازد.
 

روش پس آزمون: تبليغ‌كنندگان هم‌چنين مايلند پس از اجراي كامل يك برنامه‌ تبليغاتي اثربخشي كلي ارتباطي آن را اندازه بگيرند. آيا برنامه تبليغاتي تا چه اندازه در ارتقاي سطح آگاهي نسبت به نام تجاري، درك نسبت به آن، رجحان آن و غيره موثر واقع شده است؟ اگر تبليغ‌كننده پيش از اجراي برنامه‌ تبليغاتي اين موارد را انداره گرفته باشد، او هم‌اكنون مي‌تواند با گزينش يك نمونه‌ تصادفي از مصرف‌كنندگان (پس از اجراي برنامه) اثرات ارتباطي اجراي اين برنامه را اندازه‌گيري كند. اگر شركتي اميدوار بوده سطح آگاهي نسبت به يك نام تجاري را از 20 درصد به 50 درصد بالاتر ببرد و پس از اجراي برنامه موفق شده است آن را به 30 درصد برساند، در اين صورت در اين ميان مشكلي وجود داشته است. يعني يا اينكه بودجه تبليغاتي كافي نبوده، يا آگهي تبليغاتي، آن قوت و قابليت لازم را نداشته، يا وجود عامل يا عوامل ديگري لازم بوده است. چند مورد از روشهاي پس آزمون توضيح داده شده است:
در روش آزمون‌هاي به خاطرآوري، تبليغ‌كننده از افرادي كه مجله‌ها را مي‌بينند يا برنامه‌هاي تلويزيوني را تماشا مي‌كنند، مي‌خواهد تاحد امكان هر آنچه درباره تبليغ‌كنندگان و كالاهاي آنها ديده‌اند، به ياد آورند. ميزاني كه از هر آگهي به خاطر مي‌آيد، توانايي آگهي را در جلب توجه و باقي‌ماندن در ذهن نشان خواهد داد.
در روش معيارهاي نگرش، مصاحبه‌كنندگان از مصاحبه‌شوندگان در مورد تبليغ پرسش‌هايي به عمل مي‌آورند، نظير اينكه آيا تبليغ باوركردني، متقاعدكننده، گنگ، تخيلي، اطلاع‌رسان، واقع‌بينانه، احمقانه و يا هر چيز ديگر بود يا خير؟ هم‌چنين از مصاحبه‌شوندگان درمورد اينكه تا چه اندازه تبليغ بر روي آن‌ها تاثير گذاشته است كه كالا را تهيه كنند و يا از آن استفاده كنند، پرسشهايي به عمل مي‌آيد.
در روش آزمون‌هاي شناختي، از مخاطبان خواسته مي‌شود تا اگر تبليغي را ديده يا شنيده‌اند اعلام كنند. سپس از كساني كه تبليغي را ديده و شنيده‌اند مي‌خواهند تا طرح و محتواي تبليغي را كه ديده‌اند، به ياد آورده، بازخواني كنند. بازخواني به دو صورت بازخواني كمكي (در اين مورد محقق نشانه‌ها و علايمي از تبليغ را به پاسخگو عرضه مي‌كند. مانند: نام محصول يا يك واژه يا عبارت كليدي تبليغ) و بازخواني غيركمكي (هيچ نوع كمكي از طرف محقق داده نمي‌شود) صورت مي‌گيرد.
 
تحقيق درباره اثر فروش تبليغات: تعيين و تشخيص آثار تبليغ بر فروش، بسيار دشوار است، زيرا عوامل بسياري بر فروش اثر مي‌گذارد. هيچ‌گاه نبايد فقط با مقايسه‌ ميزان فروش پيش از تبليغ و بعد از آن، نتيجه گرفت كه تفاوت ميزان فروش به دليل تبليغ بوده است. تغيير ميزان فروش ممكن است ناشي از عواملي، مانند: وضع رقبا، شدت نياز خريداران، شرايط قيمت‌ها، چگونگي توزيع، شرايط اقتصادي جامعه و يا حتي تبليغات گذشته باشد.
براي ارزيابي آثار تبليغ فروش محصولات شركت، دو روش عمده وجود دارد كه عبارت است از:
1. روش رابطه‌ پيشين فروش-تبليغ: اغلب شركتها اطلاعاتي درباره‌ فروش و هزينه‌هاي تبليغاتي خود در دوره‌هاي گذشته دارند. با مطالعه و يافتن رابطه‌اي بين تغيير در ميزان فروش و نيز تغيير در هزينه‌هاي تبليغاتي پيشين، مي‌توان آثار تبليغ را در ايام گذشته به دست آورد. در اين روش با استفاده از تكنيك‌هاي آماري، سهم و نقش تبليغات فروش تخمين زده مي‌شود. مديران تبليغاتي مي‌دانندكه فروش دوره‌ جاري، نتيجه تبليغات فعلي به‌علاوه آثار انتقالي تبليغات دوره‌هاي گذشته است. براي جداسازي آثار انتقالي تبليغات گذشته مي‌توان از مدل‌هاي آماري پيشرفته استفاده كرد.
2. روش مطالعات تجربي نتايج فروش: در بعضي از روش‌هاي تجربي دو گروه از شهرها انتخاب مي‌شوند. شهرهاي آزمايش و شهرهاي كنترل. دو شهر بايد از لحاظ جمعيت و تركيب آن و ويژگي‌هاي بازار يا صنعت مشابهت‌هايي داشته و به نسبت از هم دور باشند. معمولاً براي هر يك از گروه‌ها، دو تا سه شهر انتخاب مي‌شود. فروش محصول در هر يك از شهرهاي آزمايش و كنترل را به مدت دو ماه رسيدگي و محاسبه مي‌كنند، سپس تبليغات به مدت دست كم دو ماه و در شهرهاي آزمايش اجرا مي‌شود. بعد از اين مدت دوباره ميزان فروش محصول را در همه شهرها محاسبه كرده، نتايج حاصل را با فروش پيش از اجراي تبليغ مقايسه مي‌كنند. اگر فروش در شهرهاي آزمايش پس از اجراي تبليغ نسبت به فروش شهرها در دوره‌ پيش افزايش يافته باشد، مي‌توان نتيجه گرفت كه اين افزايش فروش حاصل تبليغات انجام شده است.
نتيجه گيري
در اين مقاله ابتدا تعريف واقعي از تبليغات ارايه شد. سپس فرايند برنامه‌ريزي تبليغات بيان شد. براي توضيح اين فرايند از مدل 5M استفاده شد كه مولفه‌هاي آن شامل تعيين ماموريت و هدفهاي تبليغات، تدوين بودجه لازم براي تبليغات، طراحي پيام تبليغاتي، مشخص كردن رسانه‌هاي مناسب براي اجراي تبليغات و در نهايت ارزيابي اثربخشي تبليغات است.
ارزيابي اثربخشي تبليغات را تنها مي‌توان پايان يك دور از سيكل برنامه‌ريزي تبليغاتي به حساب آورد، چرا كه نتايج اين ارزيابي در برنامه‌ريزيهاي بعدي مورد استفاده قرار گرفته، بدين ترتيب دور تازه‌اي از برنامه‌ريزي تبليغاتي آغاز مي‌شود.
منابع: 
1. Bingham, Gomes, Knowles, Business Marketing, 3rd edition, International edition, Mc GrowHill, 2001
2. Meluinl Defleur, Everettee Deniss, Understanding Mass Communication, 6th Edition. USA, Houghton Mifflin Co. 1998
3. Lamb, Charles & Hair, Joseph & McDaniel, Carl (1998). “Marketing”, Fourth Edition, South-Western College Publishing
4. Courtloud L. Bovee et al, Marketing, 2nd edition, International edition, Mc GrowHill, 1995
5. Joseph R. Dominic, The Dynamic of Mass Communication, 2nd edition, International edition, Mc GrowHill, 1993
6. Allen, Cliff, Kania, Deborah, and Yaeckel, Beth. 1998. Internet World Guide to One-To-One Web Marketing. New York: John Wiley & Sons.
7. PriceWaterhouseCoopers. 2004. IAB Internet Advertising Revenue Report, 2004 Second-Quarter and First Six-Month Results, September 2004.
8. Gao, Jerry, et. al. 2002. Online Advertising: Engineering Perspectives and A Taxonomy. 
9. كاتلر، فيليپ: ترجمه بهمن فروزنده، مديريت بازاريابي: تجزيه و تحليل، برنامه‌ريزي، اجرا و كنترل، چاپ اول، نشر آتروپات، تهران، 1382.
10. روستا، احمد، ونوس، داور و ابراهيمي، عبدالحميد: مديريت بازاريابي، چاپ اول، انتشارات سمت، تهران، 1375.
11. رضاييان، علي: مباني سازمان و مديريت، چاپ سوم، انتشارات سمت، تهران، 1380.
12. محمديان، محمود: مديريت تبليغات، دوم، انتشارات حروفيه، تهران، 1382.
13. رنجبريان، بهرام: بازاريابي و مديريت بازار، چاپ اول، شركت چاپ و نشر بازرگاني، تهران، 1378. 
منبع: ماهنامه تدبير-سال نوزدهم-شماره 200   

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۲۴ توسط:مديريت موضوع: