مديريت مديريت .

مديريت

22 قانون تغيير ناپذير در مديريت بازاريابي


1:قانون رهبري  (اول بودن بهتر از برتر بودن است.)

2:قانون طبقه  (اگر در يك طبقه نمي توانيد اول باشيد،طبقه ديگري درست كنيد كه در آن اول باشيد)

3:قانون ذهن  ( وارد شدن به دنياي ذهن مشتريان بهتر از ورود به بازار است.)

4:قانون تصورات (بازاريابي جنگ محصولات نيست،جنگ تصورات است.)

5:قانون توجه  (اثرگذارترين مفهوم در بازاريابي،داشتن كلمه اي در ذهن مشتريان است.)

6:قانون انحصار ( دو شركت نمي توانند يك كلمه مشترك در ذهن مشتري داشته باشند.)

7:قانون نردبان  (استراتژي مورد استفاده شما،به پله اي بستگي دارد كه در نردبان روي آن ايستاده ايد.)

8:قانون مسابقه دو نفره  (در بلند مدت هر بازاري به محل مسابقه دو اسب تبديل مي شود.)

9:قانون عكس  (اگر هدفتان جايگاه دوم است،استراتژي شما را رهبر بازار تعيين مي كند.)

10:قانون تقسيم  (در طول زمان مقوله تقسيم،و به دو يا چند مقوله تبديل مي شود.)

11:قانون چشم انداز  (آثار بازاريابي در گستره زمان نمايان مي شود.)

12:قانون توسعه خط  (فشار غير قابل مقاومتيبراي توسعه محصولات با نام تجاري پيشين وجود دارد.)

13:قانون قرباني  (براي به دست آوردن چيزي،به ناچار بايد چيز ديگري را از دست بدهيد.)

14:قانون ويژگي ها  (در برابر هر ويژگي،يك ويژگي اثر گذار ديگر وجود دارد.)

15:قانون صداقت (هنگامي كه شما امتياز منفي را مي پذيريد،مشتري يك امتياز مثبت به شما مي دهد.)

16:قانون حركت جسورانه  (در هر موقعيت،تنها يك حركت نتيجه غايي را تعيين مي كند.)

17:قانون غير قابل پيش بيني بودن  (اگر نتوانيد برنامه رقباي خود را بنويسيد،نمي توانيد آينده را پيش بيني كنيد.)

18:قانون موفقيت  (موفقيت معمولا غرور مي آفريند و غرور به شكست مي انجامد.)

19:قانون شكست  (بايد در انتظار شكست بود و آن را پذيرفت.)

20:قانون سر و صدا  (شرايط در بيشتر موارد بر عكس چيزي است كه در مطبوعات درج مي شود.)

21:قانون شدت  (برنامه هاي موفق مبتني بر مد نيستند،بلكه بر پايه روند ها تنظيم مي شوند.)

22:قانون منابع  (بدون پول كافي هيچ ايده اي به نتيجه نمي رسد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۵:۱۵ توسط:مديريت موضوع:

ايده هاي موفق بازاريابي كالاهاي لوكس در سال 2011

سال 2011 شاهد اقدام هاي فراواني در حوزه بازاريابي بوديم، برخي خوب، برخي بد و برخي چندان مورد توجه قرار نگرفتند. به هر حال، فقط چند ايده خلاقانه وجود دارد كه توانسته صنعت فروش كالاهاي لوكس را به طور جدي تغيير دهد.
به گزارش ام بي اي نيوز و به نقل از سايت www.luxurydaily.com، بهترين ايده هاي بازاريابي از سوي برند هاي لوكس در سال 2011 به شرح زير هستند:
Chanel صفحات سايت خود را براي كاربران موبايل توسعه مي دهد: Chanel با اقدامات تازه خود امكان دسترسي به سايت هاي مخصوص محصولات آرايشي، عطر، ساعت و جواهرات خود را براي كاربران موبايل به وجود مي آورد.
اين برند از رقبايي مانند كريستسن ديور، لوييس ويتون، Hermes و گوچي كه راهي ديگر را براي ارائه محصولات خود در پيش گرفته اند، جلو زده است.افراد مي توانند ضمن جستجو براي كالاي مورد نظر از پيشنهاد هاي ويژه بهره برده و با استفاده از سيستم موقعيت ياب نزديك ترين فروشگاه به محل اقامت خود را بيابند.همچنين امكان خريد تلفني محصولات در اسرع وقت وجود دارد.در بخش فروش ساعت، اطلاعات درباره ساخت آن ها داده شده و فيلم ها وتصاوير با كيفيتي از محصولات جديد نيز در دسترس قرار گرفته است.اين برند فرصت كنوني را راهي مناسب براي تبليغ در فضاي جديد دانسته و همگام با تغيير در دنياي تكنولوژي خود را خبره به اين فناوري معرفي مي كند.
Burberry امكان خريد اينترنتي را فراهم مي كند: اين طراح انگليسي با ارائه كلكسيون بهاره و تابستانه مردانه خود در ژوئن سال 2012 امكان خريد اينترنتي را براي مردان به وجود مي آورد.پخش اينترنتي هفته مد اين برند در ميلان پاسخي فوري به خواسته مصرف كننده بوده و همچنين خريد از فروشگاه هاي مجازي را سرعت مي بخشد.كالاي خريداري شده تا هفت هفته به مشتري تحويل داده مي شود.اين برند قبلا براي زنان چنين برنامه اي اجرا كرده بود اما اين اولين باري است كه مردان را مورد توجه قرار داده است.افزايش تمايل مردان به خريد كالا هاي لوكس انگيزه اين كار بوده است.
اخيرا در منهتن امكان خريد محصولات Burberry از طريق آيپد با كمك يك دستيار فروش ايجاد شده است.تا پيش از اين فقط مشتريان خاص مي توانستند از نزديك از هفته هاي مد بازديد كنند.وجود تصاوير ويديويي مخاطبان بيشتري را به خود جذب كرده و احساس نزديكي با برند به انسان مي دهد.
برند هاي لوكس از تجارت در فيسبوك سود مي برند: در سال 2011، برخي بازاريابان كالا هاي لوكس از فوايد ايجاد امكان خريد محصول از طريق فيسبوك لذت بردند.
يكي از فروشندگان باهوش سازنده طلا و جواهر ايتاليايي، Bulgari بود. اين شركت در راستاي تداوم روند فروش عطر Mon Jasmin Noir با حضور سفير خود " كيرستن دونست "، يك برنامه به نام " باغ طلسم شده " در فيسبوك راه اندازي كرده و شرايط را براي خريد محصولات اين برند از سوي مصرف كنندگان فراهم كرد.مشتريان با بازديد از بخش هاي مختلف باغ محصولات جديد را كشف كرده و در صورت تمايل براي خريد آن ها اقدام مي كنند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۵:۱۴ توسط:مديريت موضوع:

معرفي كتاب - نقشه ذهن مشتري

پيشگفتار نقشه‌ ذهن مشتري

سالها پيش ند هرمان، روانشناس، ذهن بشر را شامل سه لايه دانست كه عبارت بودند از لايه‌ي في‌البداهه كه بلافاصله پاسخهايي را به پرسش شنيده شده مي‌دهد؛ لايه‌ي تعقل كه پس از اين مرحله قرار دارد و پس از تفكر، به پاسخگويي مي‌پردازد، و لايه‌ي خلاقه كه پارادايم‌شكن بوده و پاسخهاي گاه عجيب‌وغريب به آن پرسش مي‌دهد. يادمان باشد مواردي در ذهن ما عجيب و غريب هستند كه در تجربيات ما غيرمعمول باشند. براي مثال، عرضه‌ي سوپ آماده در سوپرماركتها در وهله‌ي اول در ذهن، نشان از ديگ و چراغ و… در مغازه بود اما با ارائه‌ي سوپهاي خشك و بسته‌بندي شده، همين ايده‌ي به ظاهر عجيب‌‌‌‌و‌غريب موضوعيت پيدا كرد. به همين دليل بايد ياد بگيريم كه در اولين برخورد با يك ايده‌ي ناآشنا و تازه، درباره‌ي آن قضاوت نكنيم. و پارادايم‌شكني و بهره‌گيري از ذهن و حافظه نيازمند تغيير دادن پارادايمهاي مستحكم و قدرتمند فعلي با جسارت و صبر فراوان است.

خوشبختانه در حال حاضر بهره‌گيري از علوم مختلف و رشته‌هاي بين‌رشته‌اي، امكان توفيق بيشتر در ارتباط بين شركتها و مشتريان را فراهم كرده است، به شرط آنكه تلاش شود در شناخت مشتريان با راه و روش نو، تلاشي عالمانه صورت گيرد. مديران بايد ضمير بازار را جدي بگيرند كه حاصل تعامل ضمير مدير (خودآگاه و ناخودآگاه) و ضمير مصرف‌كننده (خودآگاه و ناخودآگاه) است.

به گفته‌ي جرالد زالتمن، بيش از ۹۵ درصد تفكرات مصرف‌كنندگان در ضمير ناخودآگاه‌شان رخ مي‌دهد، در حالي كه عمده‌ي تحقيقات بازاريابي از ضمير خودآگاه مصرف‌كننده و آن هم بيشتر از لايه‌ي في‌البداهه‌ي ذهن صورت مي‌گيرند.

پس وقت آن است كه به موضوع مشتري و نحوه‌ي تفكر او و ضمير ناخودآگاهش بسيار بيشتر از گذشته دقت شود. جاي تأكيد دارد كه مديران خوش‌فكر بايد از حوزه‌هاي آسايش خود خارج مي‌شوند تا رشته‌هاي نامتعارف بيشتري را بشناسند. امروزه نويدبخش‌ترين و بهترين مرزهاي دانش و دانايي معمولاً در محدوده‌ي بين حوزه‌هاي مختلف قرار دارند و نه در داخل و مركز آن حوزه‌ها.

پيوند بين رشته‌هايي چون بازاريابي، ارتباطات، روانشناسي، جامعه‌شناسي، پزشكي، و… هيچ‌گاه در تاريخ بشريت اندازه‌ي اكنون نبوده است. اين علوم در مقوله‌ي تصميم‌گيري، فعاليت مشترك منطق و احساس را در نظر مي‌گيرند و به آن مي‌پردازند. توانايي پيش‌بيني پاسخهاي مصرف‌كنندگان بر اساس دانش عميق درباره‌ي‌ آنها، اساس و بنياد بازاريابي ماهرانه را تشكيل مي‌دهد و در اين مسير ما به دانستن خلاقانه و عملكرد خلاقانه به‌صورت توأم نياز داريم. در اين راستا هر چه به پيش مي‌رويم، بيشتر به ائتلاف مغز، بدن، ذهن و جامعه پي مي‌بريم. افكار و احساسات متفاوتي كه ما در سطوح سطحي ذهن مشاهده مي‌كنيم، در سطوح عميقتر معمولاً داراي ويژگيهاي مشترك بيشتري هستند. اين ويژگيهاي عميق بر رفتارهاي مصرف‌كنندگان اثر بيشتري دارند و در طول زمان كمتر تغيير مي‌كنند. بدين رو در مطالعات به اينجا مي‌رسيم كه پي بردن به اطلاعات نهفته در لايه‌هاي زيرين ذهن و مغز انسان اهميت بسيار بيشتري در فرايند تصميم‌گيري او نسبت به اطلاعات لايه‌‌ي في‌البداهه دارد.

ماكس ساترلند، نويسنده‌ي برجسته و مؤلف كتاب “روانشناسي تبليغات تجاري”، مي‌گويد تعداد تبليغاتي كه با شكست روبه‌رو مي‌شوند، از تعداد آنهايي كه خيلي موفق مي‌شوند بيشتر است. اكثريت بالايي از تبليغات در بهترين وضع، تأثيرات پيش پا افتاده‌اي دارند و علت آن، اكتفا كردن بر اطلاعات لايه‌هاي اول ذهن و نه عميق شدن و پي بردن به عمق ذهن مشتري است.

اما نويسندگان كتاب………………………. كه ما آن را با توجه به محتواي كتاب به نقشه‌ي‌ ‌ذهن مشتري ترجمه كرده‌ايم، بخوبي فرايند تصميم‌گيري مشتري را به تصوير كشيده‌اند. آنها كتاب را با دو سؤال اساسي شروع كرده‌اند:

ü      مشتريان مهم كسب‌و‌كارم چه كساني هستند؟

ü      مي‌خواهم اين مشتريان راجع به محصولاتم در مقايسه با رقبا چگونه بينديشند؟

نويسندگان تأكيد دارند كه استراتژي بازاريابي كه مديران و مشاوران آنها را تدوين مي‌كنند، در نهايت بايستي دو تصميم‌گيري بنيادين را محقق كند كه عبارتند از:

ü      تعيين مشتري هدف

ü      موقعيت‌گذاري محصول

تعيين مشتري هدف، در حقيقت مشخص كردن دقيق بازار هدف و پي بردن به خصوصيات و ويژگيهاي آنها براي مشخص كردن تاكتيكها و روش كار صحيح است و موقعيت‌گذاري محصول به جايگاهي اشاره دارد كه شركت تمايل دارد محصولات آن در ذهن و دل مشتري داشته باشند؛ در حقيقت موقعيت‌گذاري آن تصوير ذهني مطلوب و شايسته‌اي است كه شركت تمايل دارد مشتريان باور داشته باشند.

تئوري وسيله- هدف:

در اين كتاب براي نيل به دو مقصود فوق كه استراتژي بازاريابي شركت را پس از بخشبندي بازار تشكيل مي‌دهند، نه تئوري وسيله- هدف معرفي شده است.

اين تئوري روشهايي را مورد كنكاش قرار مي‌دهد كه طي آن ارزشهاي شخصي بر رفتار فردي تأثير مي‌گذارند.

وسيله:

وسيله چيزي است كه مردم براي رسيدن به هدف مورد استفاده قرار مي‌دهند كه در واقع همان ويژگيهاي محصول هستند. نظير رنگ، اندازه، قدرت، و شتاب.

البته ويژگيها را مي‌توان به چهار طبقه تقسيم‌بندي كرد كه عبارتند از:

ü      ذاتي و دروني

ü      خارجي و بيروني

ü      اجرايي

ü      انتزاعي

همان طور كه مي‌دانيم، طرح سؤال خوب سبب ايجاد حساسيت ذهني در مخاطب مي‌شود و او را وادار مي‌كند به دنبال پاسخ باشد به همين دليل نويسندگان اشاره مي‌كنند بازاريابان براي شناسايي فرصتها و تهديدها بايستي به سه پرسش بنيادين پاسخ بگويند:

ü      كدام ويژگيها براي مشتريان بالقوه مهم هستند- يا مي‌توانند مهم باشند؟

ü      اين ويژگيها چه ارتباطي با يكديگر دارند؟

ü      اين ويژگيها چگونه با منفعتهايي كه براي مشتريان بالقوه مهم هستند ارتباط پيدا كرده يا ممكن است ارتباط پيدا كنند؟

هدف:

هدفها همان ارزشهاي شخصي‌اند هستند كه افراد در جستجوي آنها هستند. ارزشهاي شخصي محركهايي (هدف غايي از بودن) هستند كه افراد را در زندگي جلو مي‌برند. نظير: لذت، محبوبيت اجتماعي، يك زندگي راحت، و…

چالش ما به‌عنوان بازارياب، برقرار كردن اتصال بين محصول و ارزشهاي مرتبط شخصي مشتري است.

ميلتون روكيچ، روانشناس ابداع‌كننده‌ي‌ تئوري وسيله- هدف، ارزشها را به دو دسته تقسيم مي‌كند:

ü      ارزشهاي ابزاري نظير: بلندپروازي، مؤدب بودن، تميزي، شهامت، و…

ü      ارزشهاي نهايي نظير: يك زندگي راحت، يك زندگي هيجان‌انگيز، آزادي، برابري، لذت، رستگاري، و…

نتايج (منفعتها):

نتايج همان پيامدهاي مرتبط با شخص است كه مصرف‌كنندگان به هنگام تملك، استفاده، يا مصرف يك محصول تجربه مي‌كنند؛ بيشتر بازاريابان از اين نتايج مثبت به‌عنوان منفعتها ياد مي‌كنند.

يادمان باشد مشتري محصول نمي‌خرد بلكه، مشتري منافع حاصل از محصول را مي‌خرد؛ براي مثال مشتري عينك نمي‌خرد بلكه، ديد بهتر را خريد مي‌كند يا مشتري آموزش نمي‌خرد بلكه، آگاهي مي‌خرد. همين طور مشتري لوازم آرايش نمي‌خرد بلكه، زيبايي مي‌خرد. از اين دست مثالها زياد داريم.

منفعتها خود به دو دسته‌ي‌ ابزاري و رواني اجتماعي تقسيم مي‌شوند.

منفعت‌هاي تشريح‌كننده آن چيزهايي هستند كه يك محصول براي مشتري انجام مي‌دهد كه خود به سه دسته وظيفه‌اي (نظير: دهان خوشبو، سلامتي)، تجربي حسي (نظير: لبخند زيبا) و مالي (نظير: صرفه‌جويي) قابل بخشبندي هستند.

يكي از بنيادي‌ترين ادعاهاي تئوري وسيله- هدف اين است كه منفعتهاي رواني اجتماعي هر دسته از منفعتها، به ارزشهاي شخصي كه گوهر منظور فرد از زندگي است، نزديكترند.

بازاريابان بايستي با پاسخ به دو سؤال ساده، به تحليل تصميم مشتري براي خريد روي آورند:

ü      كدام منفعت براي مشتريان بالقوه مهم است يا مي‌تواند مهم باشد.

ü      اين منفعتها چه ارتباطي با يكديگر دارند؟

گوهر ساختار دانش مصرف‌كننده:

اين سه عنصر ويژگيها، منفعتها، و ارزشهاي شخصي، تشكيل دهنده‌ي گوهر ساختار دانش مصرف‌كننده است.

اين ساختار مي‌تواند به مرور زمان تكامل پيدا كند. بنابراين مصرف‌كننده مي‌تواند:

  • تداعي معاني جديدي از بين عناصر موجود گوهر ساختار دانش خود بسازد.
  • ويژگيها، منفعتها و ارزشهاي بيشتري را با اين گوهر ساختار، يكپارچه كند.
  • تداعي معاني بازاريابي و سازماني بيشتري را براي تكميل اين ساختار به كار بگيرد.

سالها پيش پيتر دراكر گفت:

كسب‌‌و‌كار دو چيز بيشتر نيست: ماركتينگ و نوآوري. ماركتينگ براي تأمين رضايت مشتريان امروز و نوآوري براي تأمين رضايت مشتريان فردا.

به اعتماد پيتر دراكر، پدر مديريت علمي جهان، تنها تعريف معتبر از هدف كسب‌و‌كار، جلب رضايت مشتري است.

او اعتقاد داشت ماركتينگ و نوآوري كه هدفشان جلب رضايت مشتري، است عناصري جداناپذير نيستند.

پس آن چيزي كه موفقيت گذشته‌ي ما را سبب شده است، موفقيت آينده‌مان را تضمين نمي‌كند. از طرفي هر چقدر علوم پيشرفت مي‌كنند، به پيچيدگيهاي انسان بيشتر پي مي‌بريم. پديدآورندگان كتاب نقشه‌ي ذهن مشتري با تشريح مدل وسيله- هدف و با تأكيد بر سه عنصر اساسي ويژگيها، منفعتها، و ارزشهاي شخصي مصرف‌كنندگان سعي دارند به مديران و مشاوران و كارشناسان بنگاههاي اقتصادي چگونگي پي بردن به ضمير خودآگاه و ناخودآگاه مصرف‌كننده و در نهايت ضمير بازار را نشان دهند تا بتوانند بنگاههاي اقتصادي را در شرايط پيچيده و رو به گسترش رقابت، به مشتريان نزديكتر سازند و لايه‌هاي سه‌گانه‌ي ذهن‌شان را بشناسند و بدين وسيله به شركت‌ها كمك كنند كه مشتريان‌شان را بهتر بفهمند و بيشتر بشناسند تا بتوانند رضايت آنان كه هدف اساسي كسب‌وكار است را فراهم سازند و در نهايت بتوانند بقا داشته باشند، رشد كنند، و سود ببرند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۵:۱۴ توسط:مديريت موضوع:

بازاريابي در دوران ركود اقتصادي - به حاشيه رفتن برندها

بازاريابي در دوران ركود اقتصادي

به حاشيه رفتن برندها

مترجم: زهره همتيان
برندها در مقايسه با ديگر قربانيان ركود اقتصادي، متحمل خسارت و آسيب بيشتري شده‌اند. مار‌ك‌هاي خصوصي (كه ذيل نام برندي معروف خود را جا مي‌زنند) سهم بازار را به دست آورده‌اند. مشتريان در حال كم شدن هستند.

خرده‌فروشان اوضاع را دشوار كرده‌اند.

شركت‌كنندگان در كنفرانس بازاريابي وارتون با عنوان «ارتباط با مشتريان در حال رشد» گرد هم آمده بودند تا در مورد استراتژي برند بحث و مذاكره كنند. آنها معتقد بودند بازاريابان در همه زمان‌ها به ويژه در زمان تغيير اوضاع اقتصادي بايد نوآور باشند.
اقتصادي كه روند نزولي دارد چه تأثيري روي رفتار مصرف‌كننده مي‌گذارد؟ كاملا واضح است، باعث مي‌شود مردم اشتياق كمتري نسبت به خرج كردن داشته باشند. به گفته جانل جيمز نايب رييس بازاريابي جهاني در آژانس تبليغاتي لئوبرنت، تحقيقات اخير نشان مي‌دهد كه 80 تا 90 درصد مردم در زمان خريد تمايل به معاوضه يا خريد با قيمت پايين‌تر دارند. به علاوه، كريس كواِنه مديرعامل سازمان تبليغاتي روزتا اظهار كرد امكان اينكه بسياري از اين مشتريان به حالت قبل از ركود برگردند بسيار كم است.
اما اين عقب‌نشيني‌هاي مصرف‌كننده، بعضي از فعاليت‌هاي جذابي را راكد مي‌كند كه بازاريابان مي‌توانستند از آن سود ببرند. جيمز بيان داشت «مردم علاوه بر ارزيابي برندها و اينكه آيا تصميم به معاوضه يا خريد با قيمت پايين‌تر دارند، نحوه گذراندن اوقات خود را نيز تغيير داده‌اند.» يعني كمتر بيرون مي‌روند و بيشتر بر روي خانه و خانواده متمركز مي‌شوند. والمارت شركتي است كه به اين روند در پيغام‌رساني‌اش توجه نشان داد. تبليغات اين شركت فراتر از جلب مشتري با قيمت‌هاي پايين است و به جاي آن، به دنبال نشان دادن اين موضوع است كه اين پس‌اندازها چقدر مي‌تواند در زندگي مشتريان تاثيرگذار باشد. جيمز خاطرنشان ساخت در زمان وارونگي اقتصادي اين عامل بسيار مهمي‌ است، زيرا ركود اقتصادي باعث «خدشه‌دار شدن اعتماد» بين شهروندان و شركت‌ها شده است.
اريك اسميت، مدير بازاريابي محصولات فيليپس مي‌گويد «مصرف‌كنندگان يا با قيمت كمتر خريد مي‌كنند يا اقدام به خريدهايي همراه با جايزه مي‌كنند.» به عبارت ديگر، محصولات متوسط بسيار بيشتر از محصولات عالي و درجه يك صدمه ديده‌اند، زيرا محصولات با كيفيت و گران قيمت را مصرف‌كنندگان ثروتمند مي‌خرند يا افرادي كه نياز به آن كالا دارند. اما از آنجايي كه مشتريان طبقه متوسط بيشتر برندهاي مربوط به كالاهاي معيشتي را مي‌خرند، روند كلي نشان مي‌دهد كه نسبت به آنچه كه در گذشته ديده‌ايم، مساله قيمت دارد براي آنها از اهميت بيشتري برخوردار مي‌شود.
حتي اين روند در مورد گروه‌هاي كالاهايي كه زماني در چرخه اقتصادي ايمن بودند نيز صادق است. داگلاس براند، مدير ارشد برند كه در شركت Campbell Soup بر محصولاتي مانند قوطي كنسرو سوپ نظارت مي‌كند، اظهار كرد «صحبت‌هاي زيادي بود مبني بر اينكه ما تنها كسب‌و‌كاري هستيم كه در برابر ركود مقاوم هستيم. من فكر مي‌كنم كه ما اكنون متوجه شده‌ايم كه هيچ چيز در برابر ركود مقاوم نيست.» تمايل مصرف‌كنندگان به انجام محاسبه ذهني ارزش (ارزش كيفي تقسيم بر قيمت) باعث شده است از خريدهاي عمده مانند ماشين و يخچال به خريدهاي جزئي مثل قوطي كنسرو سوپ روي آورند. «اين براي ما بازاريابان يك چالش محسوب مي‌شود و بايد نهايت سعي خود را بكنيم.»
نگراني و تشويش بالا
بر اساس گفته‌هاي ليزا گانتر مدير بازاريابي و برند در نوِل رابرميد، يكي از موفقيت‌هاي شركتش طي دوره ركود، برند Calphalon بوده است. گانتر اشاره كرد برند وسايل آشپزي به دليل گرايش به ماندن در خانه تا حدي رونق يافته است، همچنين برند Calphalon از اين گفتار تبليغاتي به نفع خود استفاده كرده است: «هي، شما واقعا يك تجربه آشپزي فوق‌العاده را خواهيد داشت و مي‌توانيد اين تجربه را با دوستان خود به شيوه اي عالي سهيم شويد.«علاوه بر آن، بازاريابي براي خط توليد بر روي دستاوردهاي تكنولوژي تاكيد ورزيده است.» در شرايط عدم ‌ثبات، مصرف‌كنندگان در مورد خريدهايشان به دنبال اطمينان خاطر هستند.
چندين نفر از شركت‌كنندگان در ميزگرد تاكيد كردند كه بازاريابان بايد از نگراني‌هايي كه به مشتريان بالقوه آسيب وارد مي‌كند، آگاه باشند. به نظر لورا بيچ، مدير خريد و مشاركت آنلاين در شركت آمريكن اسپرس، توجه به نگراني‌هاي مصرف‌كننده به معني كمك به ساده كردن زندگي براي مصرف كنندگان تا حد مقدور مي‌باشد. بيچ گفت: «واضح است، سالي را مي‌گذرانيم كه پر از عدم اطمينان و بي‌ثباتي است. آيا من مي‌خواهم شغلم را حفظ كنم؟ آيا مي‌خواهم خانه‌ام را داشته باشم؟ بعدش چه؟ بنابراين آنچه كه مهم است قابل اعتماد بودن و پايدار ماندن است.»
برندها همگي بر اين مساله اتفاق نظر دارند كه «بسياري از عوامل در زندگي وجود دارند كه خارج از كنترل آنها است... آنچه كه ما مي‌توانيم به عنوان دارنده يك برند انجام دهيم اين است كه نهايت سعي مان را كنيم تا مصرف‌كنندگان احساس آگاهي و دانايي كنند.» شركت كمپ‌بل با برجسته كردن اطلاعات تغذيه اي، بر هدف خود يعني كيفيت توليد تاكيد مي‌ورزد و آن را در جلوي بسته‌بندي خود لحاظ مي‌كند. «هر تصميم كوچكي مهم است.» داگلاس براند گفت: هدف اين است كه در خريدن هر برند خاصي براي مشتري اطمينان خاطر ايجاد كنيم كه تصميم خوبي گرفته است.
تهديد مار‌ك‌هاي خصوصي
كالا يا خدماتي را كه توسط يك شركت حاشيه تحت برند شركت ديگري عرضه مي‌شود، كالا يا خدمات داراي مارك خصوصي (private label) مي‌گويند. قيمت اين محصولات معمولا پايين‌تر است و تهديدي جدي براي شركت صاحب برند به حساب مي‌آيد. پتي ويليامز رييس هيات جلسه و استاد بازاريابي وارتون كه بر روي نقش احساسات در مصرف مطالعه مي‌كند، اظهار كرد: «دادن حس اطمينان بيشتر به مشتري مي‌تواند كمك كند كه وفاداري مشتري نسبت به برند كم نشود.»
به گفته فيليپس، اسميت از دست دادن اين وفاداري به دليل بالارفتن سهم بازار مار‌ك‌هاي خصوصي، يك خطر هميشگي محسوب مي‌شود. «زماني كه يك مشتري شما جذب مارك خصوصي شود و او را از دست دهيد، اگر آن مارك ظاهرا وضعيت خوبي داشته باشد، شما ديگر درصدد برگرداندن آن مشتري برنمي‌آييد.» كواِنه اظهار كرد: در جنگ عليه مار‌ك‌هاي خصوصي «سه اسلحه» وجود دارد. يكي از آنها نوآوري است. «زماني كه جايگاه ارزشي محصول شما به خاطر مار‌ك‌هاي خصوصي در آستانه فروپاشي قرار مي‌گيرد، شما مشكل بسيار بسيار بزرگي داريد.» دومين سلاح، مديريت يك محصول در چرخه عمر منطقي‌اش است. هنگامي‌كه محصولي خيلي متمايز و جديد نباشد، قيمت آن بايد پايين بيايد تا سطح پايين محصول را نشان دهد. به گفته كوانه، برند ژيلت با معرفي تيغ گران‌قيمت فيوژن بعد از مدل ژنريك تيغ مچ‌تري، اين كار را با موفقيت انجام داد. سومين و آخرين مورد اين است كه برندها به هنگام مبارزه با مار‌ك‌هاي خصوصي بايد با خرده‌فروشان بر روي مديريت كالاها همكاري كنند. كوانه اين سوال را مطرح كرد كه «چه اتفاقي براي
خرده فروشان مي‌افتد هنگامي‌كه آنها آيتم‌هاي داراي برند را از قفسه‌ها خارج كنند؟» مار‌ك‌هاي خصوصي تنها زماني مي‌توانند فعاليت كنند كه رقيبان داراي برند داشته باشند، رقيباني كه چتر حمايتي قيمت را داير كنند؛ به طوري كه در سايه آن، مارك خصوصي بتواند به فعاليت خود ادامه دهد. وي عنوان كرد: «با بهينه‌سازي قفسه، همه پيروز ميدان هستند: فروشگاه‌ها مي‌فروشند، مشتريان انتخاب مي‌كنند و برندها فضاي كافي قفسه را به دست مي‌آورند.»
كوانه افزود: شراكت با خرده فروشان هميشه آسان نيست. برندها ممكن است بيش از گذشته مجبور به كوتاه آمدن در معاملات شوند. داگلاس براند اظهار كرد: اما يك چيزي كه آنها مي‌توانند در آن اتفاق نظر داشته باشند، بينش و درك مصرف‌كننده است. «ما مي‌توانيم نزد خرده فروش برويم و بگوييم، من از شركت Campbell Soupهستم. هيچ شركتي به‌اندازه ما خريداران كنسرو سوپ را نمي‌شناسد.» با به اشتراك گذاشتن درك و بينش مصرف كننده و نيز اخبار مربوط به كالاهايي كه در دست تهيه هستند، توليد كننده مي‌تواند به شكل دادن شيوه تفكر خرده فروش درباره انبار محصولات و مكان عرضه كمك كند.
با مصرف‌كنندگان در ارتباط باشيد
در اين ميان، اينترنت شيوه‌هاي جديد ارتباط و تعامل با مصرف‌كنندگان را در اختيار شركت‌ها قرار داده است؛ به طوري كه رفتار و گرايش آنها نسبت به برندها تغيير كرده است. يكي از اين كانال‌هاي ارتباطي تالار گفت‌وگو‌هاي اينترنتي در حال رشد است كه به مشتريان مشخصي اختصاص دارد، مانند سايت Café Mom كه يك سايت تبادل اطلاعات براي مادران است. لوار بيچ اظهار كرد: «براي مصرف‌كنندگان مهم است كه بدانند شركت‌ها نظرات و صحبت‌هاي آنها را مي‌شنوند. در زمانه وبلاگ‌ها، فيس‌بوك و توييتر، در ارتباط بودن ديگر جزو تجملات نيست، بلكه از ضروريات است.»
البته هنگامي‌كه گفت‌وگو درباره برند به طور طبيعي در رسانه آنلاين و مستقل اتفاق نمي‌افتد، راه‌هايي وجود دارد كه بازاريابان مي‌توانند براي جلب توجه از آنها استفاده كنند. انجي راسي، مدير بازاريابي شركت General Mills كه در حال حاضر بر برند Yoplait Kid نظارت مي‌كند، اظهار كرد: شما نمي‌توانيد كسي را مجبور كنيد كه در مورد برندتان صحبت كند.
راسي كه در ميزگرد جداگانه‌اي با عنوان «دوران مصرف‌كننده توانمند» صحبت مي‌كرد، گفت: شركت General Mills سه راهكار را به كار مي‌گيرد تا مردم را دعوت به گفت‌وگو كند. ممكن است به مصرف‌كنندگان كوپن‌هايي داده شود، سپس به سمت محصولات جديد هدايت شوند و در نهايت به فرآيند ارائه بازخورد دعوت شوند. وي افزود: برندها ممكن است در فيس‌بوك و توييتر حضور داشته باشند يا اينكه سايتي مانند Café Mom داشته باشند. «ما با مصرف‌كنندگان درهر جا كه هستند، ارتباط برقرار مي‌كنيم.»
انجي راسي اظهار كرد: شركت General Mills چند شبكه خصوصي، از جمله وبلاگ Spark دارد كه بالغ بر 2700 وبلاگ نويس را درگير خود كرده است «و اين افراد در اين سايت ثبت نام كرده‌اند تا آخرين اخبار و اطلاعات را دريافت كنند. بنابراين ما آنها را خيلي خوب مي‌شناسيم. هميشه به تمامي‌آنها با تمام اطلاعات دسترسي نداريم؛ البته اگر آنها علاقه‌مند باشند مي‌توانيم با آنها در تماس باشيم.» دومين شبكه ما شامل 175 هزار مصرف كننده است كه در سايت عضويت دارند تا با محصولات جديد از طريق ايميل آشنا شوند. او بيان داشت: «اينها كساني هستند كه با دوستان خود در مورد هر چيزي صحبت مي‌كنند.» اما امروزه به جاي اينكه رودررو با هم ملاقات كنند، مي‌توانند اخبار و اطلاعات را به طور گسترده از طريق اينترنت گسترش دهند.
knowledge.wharton/.ماخذ:دنياي اقتصاد/تهيه شده در: وب نوشت پنگان



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۵:۱۳ توسط:مديريت موضوع:

مصاحبه فوربز با كاتلر - مواجهه با تخريب خلاقانه كاپيتاليسم

  مترجم: م.زارع
كتاب ماركتينگ شما به چاپ سيزدهم خود رسيده است و در اغلب مدارس ام بي‌اي در سرتاسر جهان تدريس مي‌شود. آيا 4P هنوز هم چارچوبي كارآمد است؟

قطعا، زيرا هنوز همه برنامه‌هاي بازاريابي بايد به آن 4 سوال اساسي پاسخ دهند ـ محصول، قيمت، مكان و ارتقا. با اين حال من روي چهاردهمين ويرايش كتاب كار مي‌كنم و با همكارانم به دنبال ايجاد يك چارچوب جديد هستيم تا مجموعه‌اي از ملاحظات كلي‌نگرانه‌تر را در اين كار دخيل كنيم. آنچه كه ما «بازاريابي كلي‌نگرانه» مي‌ناميم، شامل توسعه، طراحي، اجراي برنامه‌ها، فرآيندها و فعاليت‌هاي بازاريابي است؛ اين چارچوب گستره وسيعي از وابستگي‌هاي متقابل را در نظر مي‌گيرد كه ميان بازاريابي ادغامي (4p)، بازاريابي دروني(استفاده از ساير نواحي كاركردي)، بازاريابي كارآيي (ايجاد سنجه‌هايي براي‌اندازه‌گيري ميزان موفقيت در كارآيي)، بازاريابي رابطه‌اي وجود دارد. بنابراين اين بازاريابي كلي‌نگرانه فراتر از 4p مي‌انديشد.

شما گفته‌ايد كه متوسط شركت‌ها فقط از 10 درصد نيروي اينترنتي خود بهره مي‌جويند. كدام مسيرهاي اينترنتي به كار گرفته نشده‌اند؟
كمپاني‌ها بايد بيش از پيش به رسانه جديد روي آورند، نه براي جايگزيني آن با رسانه قديم، بل جهت پيدا كردن آميزه‌‌اي از قديم و جديد كه به خوبي با يكديگر كار مي‌كنند. ابزارهايي كه بايد در نظر گرفته شوند عبارتند از وبينارها، وبلاگ‌ها، پادكست‌ها، مهم‌تر از همه، استخراج اطلاعات از شبكه‌هاي اجتماعي؛ زيرا آنجا گفت‌وگوهاي زيادي درباره محصولات و خدمات در مي‌گيرد. ما هنوز درنيافته‌ايم كه چگونه اين مسيرها و ابزارهاي جديد مي‌توانند به صورت سودده مورد استفاده قرار گيرند؛ ما هنوز در فاز آزمون‌گري قرار داريم. بيشتر شركت‌ها اكنون هنوز از رسانه‌هاي قديمي براي جوايز و تشويق‌هاي خود استفاده مي‌كنند، اما بايد آزمون‌هايي را نيز به اجرا بگذارند تا تعيين كنند كه كجا مي‌توانند مقداري «طلا» در رسانه جديد استخراج كنند.
شما را بابت مفهوم «بازاريابي اجتماعي» مي‌ستايند؛ نوعي از بازاريابي كه در پي كاهش رفتارهاي ناسالم ميان مصرف‌كنندگان است. آيا از نتايج آن تا به حال راضي بوده‌ايد؟
بسيار راضي. اما بازاريابي اجتماعي بسيار فراتر از كاهش رفتار ناسالم مصرف‌كننده كاربرد دارد. مقصود اتفاقا تشويق و افزايش رفتار مثبت و سپس حفظ آن است، به اين وسيله به مردم نشان مي‌دهد كه وقتي آزادند تا انتخاب‌هاي خودشان را داشته باشند، برخي از انتخاب‌ها براي سبك زندگي و اهداف آنها بسيار ضدتوليدي و حتي مخرب است.‌ ايده‌هاي بازاريابي اجتماعي به طور وسيع در موارد شناخته شده‌اي اجرايي شده است، نظير: «به مخدر نه بگوييد»، «صادقانه‌تر رفتار كنيد»، «سالم‌تر بخوريد»، اما مي‌توانند در موارد وسيع‌تر اجتماعي نيز به كار روند. من و همكارانم به تازگي كتابي را با عنوان «فراتر و فارغ از فقر» منتشر كرده‌ايم، كه در آن تعدادي از موارد كاربرد بازاريابي اجتماعي را شرح داده‌ايم كه در برنامه‌ريزي و اجرا مي‌تواند وقوع بيماري‌ها و مشكلات مشخص قشر كم‌درآمد را كاهش دهد.
شما معتقديد كه ما وارد عصر آشوب شده‌ايم كه شكنندگي متقابل فعالان اقتصادي را به همراه دارد. برخي از عناصر كليدي اين عصر را شرح مي‌دهيد؟
هميشه آشوب بوده است، بنابراين چيز جديدي نيست. آنچه كه جديد است، آشوب مفرط است كه از ارتباط متقابل كشورها و زنجيره تامين ناشي مي‌شود. امروزه يك كشور عطسه‌اي مي‌كند و ساير كشورها سرما مي‌خورند، كه مصداق بارز آن همين ركود مالي اخير است. دو فاكتور اساسي ـ جهاني‌سازي و ديجيتالي شدن ـ از جمله عواملي هستند كه به‌ايده آشوب و شكنندگي دامن زده‌اند. من مي‌خواهم بين اين مفهوم و مفهوم چرخه كسب‌وكار(كه يك چرخه سينوسي است) تمايز قائل شوم. چرخه كسب‌وكار يك عنصر از آشوب است، اما بعد از آنكه اقتصاد رو به رشد شد، شرايط آشوب همچنان ما را درگير خود خواهد كرد؛ متاسفانه هيچ پاياني براي آن در تصور نمي‌گنجد. تخريب خلاقانه بخشي از كاپيتاليسم است، بسياري از شركت‌ها، بنا بر ارزش واقعي كه براي «راي‌دهنده (مشتري)» به همراه مي‌آورند، درجه‌بندي مي‌شوند و رشد يا سقوط مي‌كنند.
شما گفته‌ايد كه آشوب‌ها اغلب پاسخ‌هايي غلط از مديريت دريافت مي‌كنند، مثال مي‌زنيد؟
يك كار غلط اين است كه هيچ كار نكنيد، يعني همان كاري كه مي‌كرديد را ادامه دهيد. دومين پاسخ غلط اين است كه بترسيد و در نتيجه رفتاري محافظه‌كارانه از خود نشان دهيد تا آنجا كه فراموش كنيد كه: «بحران چيزي است كه نبايد هدررفت داشته باشد، زيرا بحران همه نوع فرصت جديد را فراهم مي‌آورد. اشتباه سوم آن است كه فقط بودجه را در سرتاسر مديريت با يك درصد مشخص كاهش دهيد. خدمت را درنظر بگيريد: يك شركت روي كاهش بودجه خدمات خود به ميزان 20 درصد تمركز مي‌كند. اين كار اساسا به نابودي فاكتور اصلي‌اي منجر مي‌شود كه بنا بر آن مردم اين كمپاني را در وهله اول به ساير كمپاني‌ها ترجيح مي‌دادند. بنابراين اگر قرار است كاهشي صورت بگيرد و اغلب اين كاهش در بودجه و استخدام رخ مي‌دهد ــ بايد با انتخابگري و دقت بسيار زياد صورت پذيرد.
تاكنون، بسياري از رهبران كسب‌وكار با دو روش كار كرده‌اند كه مبني بر دو نوع بازار متفاوت بوده است: بازار گاوي بازار خرسي. آيا اين دو رويكرد براي عصر آشوب مناسب است؟*
اين دو روش همواره كاربردهايي دارد، بسته به اينكه چرخه كسب‌وكار در اوج يا حضيض است؛ اما همان‌طور كه من پيش‌بيني كرده بودم، در عين حال ما اكنون با انواع مداخلات غيرمنتظره مواجه هستيم. صرفا ورود يك تكنولوژي نافذ مي‌تواند در يك صنعت اثر يك زلزله را داشته باشد: «لايه‌ها و صفحات» حركت مي‌كنند و ناگهان يك صنعت خود را نابودشده مي‌بيند. آنچه كه بر سر شركت «كداك» آمد را ببينيد: ما ناگهان خريد فيلم براي دوربين‌هايمان را متوقف كرديم. خوشبختانه كارهايي هست كه مي‌توانيد در مقابله با اين گسست‌ها انجام دهيد. يكي داشتن يك سيستم هشداردهنده در محل است، زيرا شما در شرايط بهتري خواهيد بود اگر علايم اوليه آشوب را كاوش كنيد؛ مي‌توانيد آماده‌سازي و اقدامات تنظيمي انجام دهيد. يك سيستم هشداردهنده‌ همه‌‌ نيروهاي خارجي را ـ كه به صورت بالقوه مي‌تواند شركت شما را به نابودي بكشاندـ بررسي مي‌كند.
كار دومي كه مي‌توانيد بكنيد برنامه‌ريزي براي سناريوهاي مختلف است. ارزش زيادي از فكر كردن درباره اين نكته كسب مي‌شود كه در زمان وقوع با بدبينانه‌ترين سناريوي ممكن چه خواهيد كرد. نه آنكه اين سناريو واقعا رخ دهد، بلكه شما چه كار خواهيد كرد «اگر» امور آنقدر بد پيش روند؟ فرض بگيريد كه يك رقيب محصولي با كيفيت بهتر و با نصف قيمت شما طراحي كند. چه خواهيد كرد؟ يك راه ديگر براي گسترش وسعت تفكر تيمتان، اين است كه آنها را وادار كنيد تا يك سناريوي به شدت مطلوب را در نظر بگيرند و درباره اينكه چه خواهند كرد فكر كنند. اين نحوه سناريوسازي مدت‌هاي طولاني توسط ارتش كاربرد داشت، تجربه آنها مي‌تواند به شركت‌ها كمك كند تا تحت شرايط «اگر...بنابراين» تمرين كنند.
سومين چيزي كه نياز داريم بودجه‌هاي منعطف است. به جاي آنكه هر دپارتماني بودجه سفت و سخت خود را داشته باشد، بايد هر دپارتمان آماده باشد تا بتواند بگويد اگر قرار باشد 20 درصد از بودجه كاهش يابد، كدام فعاليت‌هاي خود را كاهش مي‌دهد و چه مقدار افزايش بودجه خواهند خواست اگر ناگهان همه چيز بسيار خوب پيش رود تا بتوانند بر برخي فرصت‌هاي جديد سرمايه‌گذاري كنند. اين ابزارهاي سه‌گانه ــ سيستم‌هاي هشداردهنده اوليه، برنامه‌ريزي مبتني بر سناريو، بودجه‌بندي منعطف ــ مي‌تواند دفاع محكم در برابر حمله‌هايي باشد كه يك صنعت را تهديد مي‌كنند.
اين مصاحبه در فوريه 2010 توسط اينديا فوربز منتشر شده است.
* بازار گاوي به بازارهاي رو به رشد و بازار خرسي به بازارهاي در حال افول يا راكد اطلاق مي‌شود.
ماخذ:دنياي اقتصاد/تهيه شده در: وب نوشت پنگان

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۵:۱۳ توسط:مديريت موضوع:

ديدار با استاد سينا قربانلو، مترجم كتابهاي بازاريابي و تبليغات

ديدار با استاد سينا قربانلو، مترجم كتابهاي بازاريابي و تبليغات


در لينك زير بخوانيد:

http://alireza-ahmadi.blogfa.com/post-20.aspx



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۵:۱۲ توسط:مديريت موضوع:

برندها در تلاش براي از بين بردن عادت پيشبرد فروش

برندها در تلاش براي از بين بردن عادت پيشبرد فروش

  سالي كه در آن هستيم شاهد تكيه بسيار زياد برندها بر روي ترويج فروش براي جلب نظر مصرف كنندگان محتاط بود.  خريداران بيشتر از پيش بر روي صرفه جويي تكيه دارند. وفاداري به برند در كمترين حد الويت قرار دارد و مصرف كنندگان از اين فروشگاه به آن فروشگاه سر مي زنند تا محصولاتي با قيمت پايينتر بخرند. آنها بيشتر تمايل دارند از روي فهرستي كه تهيه كرده‌اند خريد كنند و از خريدهاي آني و انگيزشي پرهيز مي‌كنند و اغلب  به دنبال تخفيفات فروش آنلاين و يافتن پايينترين قيمتها در اينترنت به جستجو مي‌پردازند . علاقه زياد اين مصرف كنندگان زيرك به تخفيفات كه ديگر با تبليغات اغوا نمي شوند ممكن است به ميراث ماندگار اين بحران اقتصادي تبديل شود.   در طول 18 ماه گذشته صاحبان برندها و خرده فروشان با رها كردن مهار قيمتها سعي كرده‌اند خريداران را به سوي خود جذب كنند. با اينحال برندها از اين واقعيت آگاهند كه بايد با رقابت، هداياي رايگان و وابستگي به انجمنهاي خيريه به ارزش محصول خود بيفزايند. در نتيجه بازاريابان سعي دارند ميان كاهش قيمت وسوسه انگيز و ارائه موارد تازه و متفاوت به خريداران و افزودن به ارزش برند خود تعادل ايجاد كنند. با تمايل شديد خريداران به كاهش مستقيم قيمت به جاي شيوه هاي "يكي بخر دو تا ببر" در طول سال گذشته شكل تبليغات ترويجي سوپرماركتها تغيير كرده است. پيش از اين سوپرماركتها كميت را در مقابل قيمت ارائه مي‌كردند در حالي كه اكنون خريداران  جنس اضافه نمي خواهند و فقط به دنبال پايين ترين قيمت ممكن مي‌گردند و محل خريد برايشان مهم نيست.  تسكو اخيراً ابتكار جديدي به خرج داده و در كمپين خود "يكي بخر دو تا ببر" سابق را به صورت "الان يكي بخر و بعد يكي مجاني ببر" ارائه كرده است. اين كمپين نيازمند آن است كه مشتري براي گرفتن محصول مجاني خود يكبار ديگر به فروشگاه مراجعه كند و احتمال اينكه مراجعه بعدي او به خريدهاي ديگر منجر شود وجود دارد. در طول سال گذشته اينترنت گزينه مناسبي براي ترويج فروش، اعلام كاهش قيمتها و دسترسي به مخاطبان جوان و سطح بالاي جامعه براي برندها بوده است . يكي ديگر از حوزه هاي فراگير  ترويج فروش در سالهاي اخير تبليغات وابسته بود. يك مثال در اين مورد برند پمپرز شركت پراكتر اند گمبل است كه با خريد هر بسته از محصول توسط مصرف كنندگان ، هزينه  يكبار تزريق واكسن كزاز به مادران و نوزادان نيازمند را به يونيسف پرداخت مي‌كند. مثالهاي قابل توجهي از برندهايي كه توانسته‌اند با ترفندهايي از دادن تخفيف فرار كنند وجود دارد. آيفون اپل نشان داده است برندي كه جاذبه‌ي قوي داشته باشد مي‌تواند حتي در دوران ركود قيمت بهينه خود را حفظ كند. خرده فروشان از مدتها قبل جزو طرفداران پر و پا قرص ترويج فروش بوده اند و اغلب به همكاري برندها براي پر كردن انبارهايشان نياز داشتند. با اينحال هميشه در معرض اين اتهام قرار داشتند كه با هزينه انبار كردن برندها شهرت ارزان فروشي خود را كسب كرده اند. قيمتهاي ارزان به سرمايه گذاري كمي در بازاريابي و گسترش برند نياز دارد و ممكن است برند را به كالا تبديل كند. به همين دليل در شركتهاي تبليغ و ترويج فروش  بحث بر سر اين است كه تبليغات ترويج فروش بسيار خلاقانه كه بتواند توجه مصرف كنندگان را به خود جلب كند، هميشه آنقدرها مهم نبوده است.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۵:۱۲ توسط:مديريت موضوع:

موفقيت يك شركت در چيست؟

يك سرمايه گذار حرفه اي همواره به دنبال آن است كه در رقابت با بقيه سرمايه گذاران از آنها حتي با فاصله اندك پيشي بگيرد ،اما آنچه اين حرفه اي ها به راحتي فراموش مي كنند، مقوله "تجزيه و تحليل كيفي" است كه در برخي مواقع تحت عنوان « معيارمتري نرم » شناخته مي شود. اين نوع تجزيه و تحليل به ابعادي از يك شركت اشاره دارد كه قابل سنجش نيستند و به راحتي نمي توان آنها را با اعداد و ارقام تشريح نمود. بطور كلي، تجزيه و تحليل كيفي، شاخه اي از تجزيه و تحليل پايه است كه به شايستگي درك نشده و بكار نرفته است.
5 عامل موفقيت يك شركت عبارتند از:
1- عوامل هميشه دخيل:
بسياري از سرمايه گذاران حرفه اي در زمان انجام تجزيه و تحليل كيفي به الگوي تجاري، مزيت رقابتي، مديريت و حاكميت سازماني يك شركت توجه كرده و بدين ترتيب معين مي كنند كه:
• شركت به چه طريقي درآمدزايي مي كند.
• بي همتايي شركت در مقابل رقابتي بودن آن تا چه حد است.
• افراد تصميم گيرنده در شركت چه كساني هستند.
• اين افراد چگونه با سهام داران معمولي رفتار مي كنند.
با استفاده از اين اطلاعات، آنها در مي يابند كه يك شركت چگونه قصد دارد فعاليت تجاري خود را توسعه دهد و در عين حال به سهامدارانش سود برساند. اما آيا اين اطلاعات، تمامي ابعاد يك شركت را تحت پوشش قرار مي دهد؟ پاسخ منفي است، زيرا مسائلي همچون رضايتمندي مشتريان، دادن پاداش به پرسنل و حفظ رابطه عالي با تأمين كنندگان نيز از اهميت زيادي برخوردار هستند.
2- عوامل شناخته نشده و غيرملموس:
عواملي كه موجب موفقيت يك سازمان مي شوند را نمي توان در يك SWOT ساده كه شامل نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهديدها است، پيدا كرد و بدرستي درك نمود. رضايتمندي كه در شركتهاي موفق به ميزان بالايي مشاهده مي شود، يك عامل كليدي در ارزيابي اين عوامل غيرملموس است.
اگر يك شركت نتواند رضايت كارمندان، تأمين كنندگان و مشتريانش را جلب كند، قيمت سهام آن بشدت كاهش خواهد يافت. برخي از كارشناسان معتقدند كه يك شركت نمي تواند هم مشتريان و هم كاركنانش را با هم و در يك زمان راضي نگه دارد. رضايتمندي كاركنان همواره به معناي وفاداري مشتريان نيست.
Tony Hsieh ، مدير ارشد اجرايي شركت Zappos.com ، بزرگترين كفش فروشي اينترنتي ، مي گويد: "خدمات به مشتريان به معناي خوشحال كردن مشتريان و رفاه سازماني به معناي خوشحال كردن پرسنل است. بنابراين ما در تلاشيم كه اين خوشحالي را براي مشتريان، كارمندان و فروشندگان ايجاد كنيم. Amazon.com از چنين نگرش پيروزمندانه اي بهره برد و سود خود را در سال 2009 به رقم 2/1 ميليارد دلار رساند.
3- رضايتمندي كارمندان:
جلب رضايت مشتريان در وهله اول مستلزم آن است كه نيازهاي پرسنل برآورده شود و رضايت آنها جلب گردد. عدم رعايت اين اصل به مانند آن است كه ارابه را در جلوي اسبها ببنديم. براي مثال، شهرنيويورك در زمستان 2007 در معرض يك كولاك عظيم قرار گرفت و شركت هوايي JetBlue به همين دليل ناچار شد پروازهاي خود را متوقف سازد و هزاران مسافر را در فرودگاه معطل كند. اين امر موجب نارضايتي كارمندان شركت شد و به موجب آن، رضايتمندي مشتريان كاهش يافت.
كارمندان يك برند، چهره واقعي آن برند را به تصوير مي كشند. بي احترامي به كارمندان موجب نابودي سهام يك برند مي شود. هنگاميكه اعتماد پرسنل از دست برود، قطعاً مشتريان از دست مي روند و در نتيجه كسب و كار از دست مي رود. اين اصل به مانند يك شيب لغزنده است كه شركت نرم افزاري SAS به آن اشراف كامل دارد.
Jim Goodnight، مؤسس و تنها مدير ارشد اجرايي اين شركت در 34 سال گذشته، همواره بر مزاياي كارمندي تأكيد بسيار داشته است. به همين دليل است كه نام شركت SAS طي 13 سال متوالي در ليست منتشره مجله Fortune به نام "100 شركتي كه بايد براي آنها كار كرد" قرار داشته است. Goodnight مي گويد: "اگر شما با يك كارمند طوري رفتار كنيد كه انگار شركت را متفاوت ساخته است، مطمئن باشيد كه آن كارمند، شركت را متفاوت مي سازد. در قلب اين الگوي تجاري بي همتا، يك ايده ساده نهفته است:
پرسنل راضي = مشتريان راضي
4- رضايتمندي تأمين كنندگان:
مهم نيست كه شركت شما تا چه حد به صورت عمودي يكپارچه است زيرا اين، رابطه شما با تأمين كنندگان مي باشد كه بر كيفيت محصول يا خدمات نهايي شما تأثير مثبت يا منفي مي گذارد. تعهد به تأمين كنندگان، يكي از هفت ارزش محوري شركت Whole Foods است. اين شركت با ايجاد و حفظ يك تعامل صحيح با تأمين كننده ها توانسته است شرايطي بي نظير را براي مشتريان خود فراهم آورد و بدين وسيله، قيمت كالاهايش را بالاتر از فروشگاه هاي مواد غذايي ديگر نگه دارد و به سود بيشتري دست يابد.
5- رضايتمندي مشتريان:
ساليان سال است كه بازاريابها مي كوشند رضايتمندي مشتريان را فرموله كرده و مقدار آن را به صورت عددي بيان كنند و بدين وسيله، ارزش ويژه يك برند را تعيين نمايند. شاخص آمريكايي رضايتمندي مشتريان، شاخص مديريت شهرت Prophet و شاخص تجارب مشتريان Forrester Research، سه نمونه از فرمولهاي ارائه شده براي رضايتمندي مشتريان مي باشند. براي مثال، شركتهايي كه در شاخص آمريكايي رضايتمندي مشتريان داراي مرتبه بالاتري هستند، از قيمت سهام بيشتري برخوردار مي باشند. شركتهايي كه در ميان سالهاي 1996 تا 2007 در يك چهارم اول اين شاخص قرار داشتند، ثروتي معادل 420 ميليارد دلار را براي سهامداران خود به ارمغان آوردند و در مقابل، ثروت شركتهايي كه در جزء يك چهارم پاييني شاخص ديده مي شدند، حدود 111 ميليارد دلار بود. با استناد به اين ارقام در مي يابيم ثروت شركتهايي كه مشتريان خود را راضي و خشنود نگه مي دارند، 4 برابر شركتهايي است كه به اين مسئله توجه چنداني ندارند.
اكثر تحليلگران بر اين باورند كه قدرت يك برند بر ارزش سرمايه جاري آن تأثير چشمگيري دارد. در يك تحقيق انجام گرفته از 34 شركت در ميان سالهاي 1989 تا 1992 مشخص شد شركتهايي كه در اين بازه زماني بيشترين افزايش را در ارزش ويژه برند خود شاهد بودند، سود سهام 30 درصد را بطور متوسط بدست آورند و در نقطه مقابل، سود سهام برندهايي كه ارزش ويژه خود را در بيشترين مقدار از دست دادند، حدود 10 درصد افت كرده بود. شاخص سالانه تجارب مشتريان Forrester Research نشان مي دهد كه رضايتمندي مشتريان بر قيمت سهام شركت تأثير مي گذارد.
رضايتمندي تضمين شده:
سرمايه گذاران اكثر وقت خود را صرف تجزيه و تحليل كمي مي كنند. نسبتهايي از قبيل "قيمت به درآمد" و "قيمت به ارزش دفتري" تمامي توجهات را به خود جلب مي كنند و در مقابل، عوامل غير عددي از جمله رضايتمندي مشتريان به نظرخواهي هاي ساليانه واگذار شده و گزارشات مربوط به آنها پس از مدتي به داخل كمدها پرت مي شوند. ما در جهاني كمي زندگي مي كنيم و هر آنچه كه انجام مي دهيم، حول محور ليستهايي قرار دارند كه 10 تا از بهترين محصولات را به ما معرفي مي كنند. ما همواره به دنبال ميانبرهستيم و اين ليستها نياز ما را برآورده مي سازند. از سويي ديگر، "تجزيه و تحليل كيفي" يك فرآيند پيچيده است كه اكثر تحليل گران آن را بسيار غيرملموس مي دانند. با اين وجود، قيمت سهام يك شركت زماني بطور مستمر افزايش مي يابد كه آن شركت، رضايتمندي مشتريان خود را جلب نموده باشد.

ترجمه: مهدي لطفي،عضو انجمن مشاوران مديريت ايران



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۵:۱۲ توسط:مديريت موضوع:

تاكتيك هاي فيس‌بوك و گوگل، در جنگ ۲۰۱۱

سال ۲۰۱۱ سرشار از رقابت و چالش بين دو كمپاني فيس‌بوك و گوگل بود. آن‌ها براي پيشي گرفتن از يكديگر در جذب مخاطب براي شبكه‌هاي اجتماعي آن‌لاين خود تلاش دارند. به برخي اقدامات و اتفاقات مربوط به اين دو كمپاني نگاهي داريم.
به گزارش جام نيوز به نقل از دويچه وله در تاريخ 26 دسامبر (5 دي)، اينترنت در سال 2011 محل رقابت ابر كمپاني‌هايي بود كه شبكه‌هاي اجتماعي آن‌لاين آن‌ها طرفداران زيادي دارد و در حال جدال و رقابت دايمي براي جذب طرفداران بيشتر هستند. رقابت بين دو كمپاني گوگل و فيس‌بوك براي جذب مخاطب به شبكه‌هاي اجتماعي تحت مديريت خود، يعني شبكه اجتماعي فيس‌بوك و شبكه‌ اجتماعي گوگل پلاس، بيش از ديگران بود. هر كدام از آن‌ها قدم به قدم با ارايه خدمات جديد سعي در افزودن به اعضاي خود دارند. نگاهي داريم به گوگل و فيس‌بوك در سالي كه گذشت، به رقابت‌ها، چالش‌ها و فعاليت‌ها و سرمايه‌گذاري‌هاي خيريه آن‌ها.
فيس‌بوك با بيش از 800 ميليون كاربر در سال 2011 نه از تهديد گروه معروف هكرهاي «ناشناس» (Anonymus) در امان ماند و نه از تهديد نهادهاي بين المللي مدافع حقوق كاربران، به‌ويژه حريم شخصي آن‌ها. با اين همه، در آخرين روزهاي 2011 يكي از پر ريسك‌ترين اقداماتش را انجام داد. ارايه شكل و طراحي جديد فيس‌بوك، تايم لاين، را برخي بزرگ ترين قمار مارك زاكربرگ، بنيان گذار فيس‌بوك، خواندند.
اما مساله حريم شخصي در فيس‌بوك تاكنون سر و صداي زيادي را برانگيخته است. نه تنها در آمريكا كه در اروپا نيز تاكنون نشست‌هاي زيادي براي ملزم كردن فيس‌بوك به پاي‌بندي بيش‌تر به رعايت حريم شخصي كاربران برگزار شده است.
يكي از اقداماتي كه در نخستين ماه سال 2011 سر و صداي زيادي ايجاد كرد، افتتاح ايميل فيس‌بوك بود. از روز سه‌شنبه (21 دي/ 11 ژانويه) و يك روز پس از فعال كردن طراحي جديد پروفايل‌ها براي همه كاربران فيس‌بوك، اين سيستم پيام‌رساني براي تعداد محدودي از كاربران فعال شد كه با گذشت زمان به صورت عمومي و در صورت ساختن نام كاربري براي عموم ممكن شد.
با راه‌اندازي سيستم جديد پيام‌رساني فيس‌بوك، كاربر قادر شد از سرويس‌هاي ديگر (نظير ياهو، جي‌ميل، هات‌ميل و ...) ايميل دريافت كند. اين ايميل‌ها وارد همان بخشي مي‌شود كه به‌عنوان پيام‌ها (Messages) روي صفحه فيس‌بوك قرار دارد. گذشته از اين، كاربر نيز مي‌تواند از فيس‌بوك، به همه سرويس‌هاي ايميل موجود، پيام ارسال كند و مهم‌تر از آن، فايل‌هاي گوناگوني را به ايميل خود ضميمه (Attach) كند.
در سال 2011 با انتشار گزارشي در خبرگزاري رويترز، مشخص شد كه فيس‌بوك از مدت‌ها پيش براي اين طرح برنامه‌ريزي كرده و به همين خاطر است كه دامين اف‌بي‌دات‌كام (fb.com) را به بهاي 8.5 ميليون دلار خريده بود؛ 42 برابر مبلغي كه براي خريد دامين facebook.com پرداخته بود. اين گشاده‌دستي براي آن بود كه كاركنان فيس‌بوك تا كنون از ايميل‌هايي كه به @facebook.com ختم مي‌شوند استفاده مي‌كردند و حالا با اجراي عمومي طرح جديد پيام‌رساني، 1400 كارمند فيس‌بوك بايد از ايميل‌هاي @fb.com براي ارتباط با يكديگر استفاده كنند.

گوگل 2011، در رقابت با فيس‌بوك
سال 2011 براي گوگل با اقداماتي همراه بود كه در بسياري موارد رنگ و بوي رقابت با ديگر كمپاني‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي را داشت. رقابت گوگل و فيس‌بوك با هم تا جايي پيش رفت كه برخي يكي از بزرگ‌ترين تغييرات فيس‌بوك، تايم لاين، در آخرين روزهاي سال 2011 را حاصل رقابت فيس‌بوك با سرويس گوگل پلاس و تلاش براي هر چه بيش‌تر فاصله گرفتن از شباهت با آن ارزيابي كردند. اما گوگل خود در نخستين روزهاي 2011 با اقدامي مشخص نشان داده بود كه قصد عقب‌نشيني در برابر فيس‌بوك را ندارد.
در آوريل 2011 اريك اشميت، مديرعامل بلندپرواز و موفق گوگل، پس از يك دهه مديريتي كه پيوسته با موفقيت همراه بود، جاي خود را به لري پيج داد.
تحليل‌گران نوشتند رشد فيس‌بوك مديران گوگل را نگران كرده و درصدد جبران ضعف‌ها برآمده‌اند. به دنبال اين جابه‌جايي، لري پيج 38 ساله كه به‌همراه سرگي برين، گوگل را پايه‌گذاري كرده بود، جايگزين اريك اشميت شد. لري پيج در سال 2001 پيش از انتخاب اريك اشميت به‌عنوان مدير عامل اين كمپاني، خود در اين جايگاه قرار داشت.
گفته مي‌شد اين تصميم به معني تغيير مسير گوگل و گام اول براي تغيير راهبردها و سازگار ساختن آن‌ها با پيشرفت برق‌آساي رقبايي نظير فيس‌بوك بود. گوگل و فيس‌بوك بر سر افزايش كاربران در رقابت هستند، افزايش كاربران به معناي تبليغات بيش‌تر است. در سال 2010 بيش از 44 درصد كل اطلاعات به ‌اشترك ‌گذاشته شده در اينترنت، مربوط به فيس‌بوك بود اما همه سرويس‌هاي كمپاني گوگل، در مجموع 7.2 درصد از اين حجم را به خود اختصاص دادند. همين موضوع نگراني عميق گوگل را برانگيخت.
از ديگر پروژه هاي گوگل در سال 2011 مي‌توان به پروژه «انرژي پاك» اشاره كرد. گوگل روز 11 آوريل (22 فروردين) در وبلاگ رسمي خود، جزئيات خبر پيرامون پروژه‌ي آينده‌نگرانه‌ي خود در زمينه «انرژي‌هاي پاك» را منتشر كرد. پروژه‌اي 168 ميليون دلاري براي احداث بزرگ‌ترين نيروگاه خورشيدي در جهان كه با آغاز فعاليتش «مي‌تواند آلودگي ايجاد شده توسط نزديك به 90 هزار ماشين در سطح جهان را جبران كند.»
كارهاي مقدماتي براي احداث اين نيروگاه خورشيدي از اكتبر 2010 آغاز شده و گفته مي‌شود ساخت آن در سال 2013 به پايان خواهد رسيد. فعاليت اين نيروگاه پس از احداث تا 25 سال ادامه خواهد يافت. قرار است وزارت انرژي آمريكا نيز با اعطاي وام‌هاي لازم از اجراي اين پروژه پشتيباني كند.

گوگل پلاس در مقابل گودر
اما يكي از اقدامات گوگل در سال 2011 خشم بسياري از كاربران فارسي زبان را انگيخت. حذف گوگل ريدر (و گوگل باز) كه فارسي زبانان به اختصار به آن گودر مي‌گفتند، به منظور تشويق هر چه بيش تر كاربران براي استفاده از امكانات گوگل پلاس كه قرار بود رقيب فيس‌بوك به شمار آيد.
شركت گوگل سه‌شنبه 28 ژوئن، در وبلاگ رسمي خود خبر از افتتاح پروژه‌ي گوگل پلاس داد. از چندماه قبل از آن، گاه شايعاتي شنيده مي‌شد كه گوگل به شكل محرمانه، مشغول كار روي پروژه‌اي عظيم است كه مي‌خواهد به بزرگ‌ترين شبكه‌ي اجتماعي وب تبديل شود. سخنگوها و مسئولان رسانه‌اي شركت گوگل اين شايعات را رد كرده و ادعا كرده بودند كه گوگل چنين قصدي ندارد. اما سرانجام گوگل پلاس رونمايي شد. البته گوگل پلاس با گذشت چند ماه از افتتاح آن نتوانست اقبال عمومي را كه مديران گوگل احتمالا در پي آن بودند جذب كند.
افتتاح گوگل پلاس در نهايت به تعطيلي گودر، شبكه اجتماعي مورد علاقه ايرانيان، منجر شد. خبرخوان گوگل براي وبلاگ‌نويسان خصوصاَ اهميت زيادي داشت. بخش قابل توجهي از مخاطبان وبلاگ‌هاي پرخواننده از طريق اين سرويس به اين وبلاگ‌ها، دسترسي داشتند. همچنين گوگل‌ريدر اين امكان را به وبلاگ‌نويسان داده بود كه با ساختن يك ليست نمايش به روز رساني خودكار، از به روز شدن ديگر بلاگ‌ها باخبر شوند. تعدادي از طرفداران گوگل ريدر در فيس‌بوك صفحه اي با عنوان گودر ايجاد كرده‌اند و مي‌كوشند خاطرات گودر خواني خود را در آن‌جا زنده نگه دارند. اين يعني انتقال بخشي از كاربران گوگل به فيس‌بوك كه رقيب گوگل محسوب مي‌شود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۵:۱۱ توسط:مديريت موضوع:

جادوي بازاريابي اينترنتي

جادوي بازاريابي اينترنتي

مصاحبه اختصاصي موفقيت با مايكل لندر : رئيس آكادمي بازاريابي مستقيم و تعاملي اروپا

ژان بقوسيان

موفقيت: سلام. لطفا خودتان را معرفي كنيد.
مايكل لندر: من مايكل لندر هستم. سال‌هاي زيادي از عمرم با بازاريابي و فروش سپري شده است. من هميشه يك كارآفرين بوده‌ام و شركت‌هاي مختلفي را راه‌اندازي كرده‌ام و سپس آنها را فروخته‌ام. هر موفقيتي كه حاصل كردم نتيجه بازاريابي مستقيم و بازاريابي ديجيتال بوده است. در پنج سال اخير به سازمان‌ها در نقاط مختلف دنيا كمك مي‌كنم تا عمليات بازاريابي خودشان را بهبود ببخشد. تخصص من نه‌تنها بازاريابي اينترنتي بلكه تمامي عمليات بازاريابي مستقيمي است كه باعث رشد كسب‌و‌كار مي‌شود. دركنار كار اصلي‌ام كه مشاوره است، در كشورهاي مختلف برنامه‌هاي آموزشي اجرا مي‌كنم و سخنراني مي‌كنم.

موفقيت: چند سال است كه با بازاريابي اينترنتي آشنا هستيد؟
مايكل لندر: من از سال 1994 براي شركت بسيار بزرگ IT كار مي‌كردم و مسئول كمپين معرفي اولين سيستم جامع B2B در اروپا بودم. بنابرين حدود 16 يا 17 سال است كه در اين زمينه كار مي‌كنم.

موفقيت: نظرتان درباره بازاريابي اينترنتي در ايران چيست؟
مايكل لندر: ايران روند رو به رشدي در بازاريابي ديجيتال دارد. اگر مديران از اين فرصت به‌درستي استفاده نكنند فرصت‌هاي زيادي را از دست مي‌دهند و رقيبان مي‌توانند آنها را شكست دهند.

موفقيت: براي موفقيت در بازاريابي اينترنتي به چه نكاتي بايد توجه كرد؟
مايكل لندر: آماده‌سازي، طراحي و اجراي استراتژي‌هاي بازاريابي اينترنتي اهميت فراواني دارد. مديران اجرائي و مديران بازاريابي بايد با مباحث بازاريابي اينترنتي آشنا باشند. اول اينكه چرا اينترنت متفاوت است، چگونه اينترنت تغيير ايجاد مي‌كند و در ده سال آينده رفتار مصرف‌كنندگان و خريداران تجاري چه تغييراتي خواهد كرد. امروزه اينترنت و تلفن‌همراه به بخش مهمي از زندگي روزانه تبديل شده است. همچنين بايدها و نبايدهايي وجود دارند كه مديران و بازاريابان اينترنتي بايد به آنها توجه كنند.

موفقيت: نظرتان درباره بازاريابي با ايميل چيست؟
مايكل لندر: بازاريابي ايميلي يك از حوزه‌هايي است كه در آن تجربه زيادي دارم. موضوع مهم در بازاريابي ايميلي آن است كه چگونه مخاطب را درگير كرده و او را جذب كنيم و اين موضوع با داشتن اطلاعات كافي درباره مخاطب امكان‌پذير است. نكته مهم ديگر مرتبط بودن است و اينكه چگونه پيامي كاملا مرتبط با مخاطب بنويسيم. در نشريات و مجلات هم موضوع اصلي مرتبط بودن است. اگر مجله شما كاملا مرتبط با علاقه‌مندي‌هاي مخاطب نباشد در دفعات بعدي مجله را نخواهد خريد و يا حداقل درباره آن با ديگران صحبت نخواهد كرد.

موفقيت: درباره مديراني كه اطلاعات فني و تخصصي در حوزه بازاريابي اينترنتي ندارند چه توصيه‌اي داريد؟
مايكل لندر: موضوعي كه در ايران و نقاط ديگر جهان اتفاق مي‌افتد اين است كه با رشد سريع دسترسي به اينترنت، روز به روز افراد بيشتري از اينترنت نه‌تنها براي تحقيق و جستجو استفاده مي‌كنند بلكه از آن براي ايجاد تعامل با شركت‌هاي موردعلاقه خودشان استفاده مي‌كنند. اگر شركت‌ها و سازمان‌ها اين بستر تعامل را فراهم نسازند در آينده بقاي آنها به‌خطر مي‌افتد.

اين تغييرات، بسياري از مديران سازمان‌ها را غافلگير كرده است. بسياري از شركت‌ها در رقابت شكست مي‌خورند و دليلش بي‌توجهي به اينترنت است. بگذاريد مثالي درباره صنعت كتاب بياورم. كتاب‌ها در سال‌هاي گذشته چگونه توزيع و فروخته مي‌شدند؟ سپس آمازون كار خود را آغاز كرد و امروز بدون شك بزرگترين كتابفروشي دنيا است. آمازون موفقيت خود را مديون استفاده از اينترنت مي‌داند. بنابرين اينترنت فرصت‌هاي بسياري را پديد آورده است.

امروزه شركت‌ها به استراتژي‌هايي نياز دارند تا از اينترنت نه‌تنها براي بازاريابي و فروش محصولات يا خدمات خود استفاده كنند بلكه از آن براي خدمت‌رساني بهتر به مشتري بهره بگيرند. به‌نظر من تجارت الكترونيك در ايران جاي رشد فراواني دارد. راز موفقيت شركت‌هاي بزرگ شفافيت است. منظورم از شفافيت صرفا اين نيست كه در سايت خودمان قيمت‌ها را بنويسيم يا امكان مقايسه محصولات و خدمات را فراهم كنيم بلكه كاري كنيم كه صداي خريدار شنيده شود. امروزه اگر خريداري از محصول راضي نباشد به‌راحتي به انجمن‌هاي آنلاين مي‌رود يا در رسانه‌هاي اجتماعي از شركت ما بدگويي مي‌كند و اين موضوع مهمي است كه مديران شركت‌ها بايد با آن مواجه شوند.

موفقيت: آيا فكر مي‌كنيد بازاريابي مستقيم به‌صورت اينترنتي و حتي غيراينترنتي براي سازمان‌هاي بزرگ مانند بانك‌ها، بيمه‌ها و ... مناسب است و بازگشت سرمايه مناسبي دارد؟
مايكل لندر: سوال بسيار خوبي كرديد. اتفاقي كه در بسياري از سازمان‌هاي بزرگ مي‌افتد آن است كه مديران آن كم‌كم باور مي‌كنند كارهايي كه هميشه انجام داده‌اند درست است. بسياري از مديران ارشد از بازاريابي مستقم فراري هستند زيرا سال‌هاي متمادي از تبليغات تلويزيون، راديو و تبليغات چاپي استفاده كرده‌اند. مزيت بازاريابي مستقيم آن است كه نتايج عمليات دقيقا قابل‌سنجش هستند.

بازاريابي مستقيم براي بسياري از كسب‌و‌كارها كارساز است. در بازاريابي اينترنتي يا به‌طور كلي بازاريابي مستقيم مي‌توان دقيقا با مخاطب درارتباط بود و اين ارتباط مي‌تواند بر مبناي علاقه‌مندي‌هاي مخاطب باشد. اگر بخواهم براي شما پيامي از طريق پست يا ايميل بفرستم ابتدا سعي مي‌كنم شما را به‌خوبي بشناسم. علاقه‌مندي‌هاي شما را تشخيص دهم. خريدهاي قبلي شما را بررسي مي‌كنم و بخشي از اين اطلاعات بدست‌ آمده را در پيام بازاريابي قرار مي‌دهم. پيامي كه اينگونه تهيه شود بسيار شخصي و مرتبط به‌نظر مي‌رسد و توجه شما را جلب خواهد كرد. بنابرين بازاريابي مستقيم اسحله‌ مناسبي براي رقابت است، البته اگر از آن به‌درستي استفاده شود.

موفقيت: چرا از بازاريابي اينترنتي استفاده كنيم يا حداقل در عمليات بازاريابي خود آنرا لحاظ كنيم؟
مايكل لندر: به‌نظر من قدرت اينترنت علاوه بر بازاريابي مخصوصا در ارائه خدمات بهتر به مشتري است. شما از اينترنت نه‌تنها براي بازاريابي بلكه براي ارائه اطلاعات جديد و عالي به علاقه‌مندان استفاده مي‌كنيد. فرض كنيد تبليغ يك اتومبيل را در تلويزيون ببينيد. در آن تبليغ فقط بخش كوچكي از اطلاعات لازم براي تصميم‌گيري خريد در اختيارتان قرار مي‌گيرد. طبق مدل AIDA كه حتما با آن آشنا هستيد تبليغ بايد ابتدا جلب‌توجه كند، علاقه ايجاد كند، تمايل شديد به‌وجود آورد و مخاطب را به اقدام دعوت كند. آخرين مرحله يعني دعوت به اقدام معمولا از طريق اينترنت ساده‌تر است چون مخاطب مي‌تواند اطلاعات موردنظر خود را به‌دست آورد. شايد فردي با كمترين اطلاعات تصميم‌ بگيرد و فرد ديگري حتي به جزئيات فني اتومبيل علاقه‌مند باشد. اينترنت مي‌تواند براي هر دو مخاطب اطلاعات موردنيازشان را تامين كند.

البته نكته بسيار مهم آن است كه اينترنت جايگزين روش‌هاي ديگر بازاريابي نمي‌شود. ما مي‌توانيم از رسانه‌هاي سنتي هم استفاده كنيم. موضوع مهم آن است كه كاري كنيم تركيب اين رسانه‌ها و مخصوصا اينترنت، هم افزايي مناسبي ايجاد كند.

كاري كه بسياري از شركت‌ها انجام نمي‌دهند اختصاص وقت كافي براي بهينه كردن وب‌سايتشان قبل از آغاز بازاريابي اينترنتي است. آنها آنقدر به ظاهر زيباي سايتشان افتخار مي‌كنند كه يادشان مي‌رود هدفشان از وب‌سايت چيست و از بازديدكنندگان چه انتظاري بايد داشته باشند. وقتي كسي وارد سايت مي‌شود توقع داريد چه كاري انجام دهد؟

موضوع مهم ديگر كه از سال 2011 اهميتش بيشتر شده است يكپارچه‌سازي نام دارد. چگونه وب‌سايتمان را با حضور در رسانه‌هاي اجتماعي يكپارچه سازيم و عمليات بازاريابي را با بازاريابي اينترنتي تركيب كنيم تا عمليات بازاريابي ما عمر بيشتري داشته باشد و به‌زودي از بين نرود. مثلا مي‌توانيم موضوعي را در يك رسانه آغاز كنيم و در رسانه‌هاي ديگر آنرا ادامه دهيم تا بتوانيم افراد را درگير موضوع كنيم.

موفقيت: برخي از بازاريابان اينترنتي تصور مي‌كنند موضوع فقط منتشر كردن بيشتر پيام بازاريابي يا رساندن آن به افراد بيشتر است. نظر شما چيست؟
مايكل لندر: من از واژه MWR استفاده مي‌كنم كه مخفف كلمات «بهترين پاسخ دلخواه» است. شما در هر عمليات بازاريابي مثلا هدايت به صفحه فرود، يا ارسال ايميل بايد بر پاسخ موردنظرتان تمركز كنيد. يعني از خود بپرسيد: دوست دارم اغلب افراد چه كاري انجام دهند؟ قانون طلايي من آن است كه هيچگاه بيشتر از سه پاسخ دلخواه نداشته باشيد. وقتي بازديدكنندگان به سايت شما مراجعه مي‌كنند توقع داريد چه كاري انجام دهند و كدام سه اقدام را انجام دهند. هيچگاه بر بيشتر از سه مورد تمركز نكنيد.

موفقيت: در وب‌سايت خودتان اولين پاسخ مورد توقعتان چيست؟
مايكل لندر: توقع دلخواه من از بازديدكننده آن است كه بازديدكننده براي دريافت خبرنامه وب‌سايت ثبت‌نام كند. دومين هدف من آن است كه بازديدكنندگان گزارش‌هاي رايگان را دانلود كنند. مراجعه به وب‌سايت مانند آشنا شدن با فردي براي ازدواج است. در اولين آشنايي نمي‌توانيد توقع داشته باشيد شخص تصميم به ازدواج بگيرد. ابتدا بايد از طرف مقابل شناخت كافي كسب كند و به او اعتماد كند. اگر وب‌سايت فوق‌العاده‌اي داريد توقع نداشته باشيد در بازديد اول خريدي انجام شود. خريد معمولا بعد از ايجاد روابطي پايدار با مخاطبان انجام مي‌شود.

موفقيت: شما چند هفته بعد به ايران خواهيد آمد، چه احساسي داريد؟
مايكل لندر: اگر سوابق مرا بخوانيد مي‌بينيد كه به كشورهاي زيادي سفر كرده‌ام. صادقانه بايد بگويم ايران از كشورهايي است كه شخصا خيلي دوست دارم به آنجا بيايم. دليلش آن است كه سال‌هاي قبل با چند ايراني برخورد كردم. من حدود 18 سال داشتم و آنها ذهنيت بسيار خوبي در من ايجاد كردند. همسرم هم عاشق ايران است. درباره مردم ايران بسيار تعريف شنيده‌ام. همينطور اميدوارم بتوانم حداقل از چند مكان تاريخي در ايران بازديد كنم و مطئنم بازديد از ايران تجربه بي‌نظيري خواهد بود!

+منبع (مدير سبز)



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۵:۱۱ توسط:مديريت موضوع: