مديريت مديريت .

مديريت

هوش هيجانى ابزارى نوين در مديريت بازار

هوش هيجانى ابزارى نوين در مديريت بازار 

نويسنده : شفقى‌زاده، اميرحسين

چكيده

اين مقاله به موضوع هوش هيجانى و كاربرد آن در مديريت سازمان‌ها مى‌پردازد. هوش هيجانى تعريف شده و با هوش تحصيلى مقايسه مى‌شود. شرايط بروز هوش هيجانى و استعدادهاى فردى براى ايجاد هوش هيجانى تشريح مى‌شوند. سپس كاربرد هوش هيجانى در مديريت بازار بررسى مى‌شود. هم‌چنين به موضوع هوش بين فردى، اميد و خوش‌بينى و نقش آنها در مديريت بازار پرداخته مى‌شود.

منبع : روزنامه همشهرى،‌ پنج‌شنبه 24 شهريور 1384، سال سيزدهم، شماره 3801، صفحه 12.

كليدواژه : هوش هيجانى؛ هوش تحصيلى؛‌ هوش بين فردى؛ مديريت بازار

1- مقدمه

مديريت و يا عامل انسانى مهمترين دليل تحولاتى است كه امروز بشر در همه زمينه‌ها و به هر شكلى در جوامع گوناگون شاهد آن است. در واقع عامل انسانى است كه تفاوت‌هاى فاحش امروز زندگى بشر با شرايط گذشته‌اش را رقم زده است. اگر اين عامل از زندگى روزمره حذف شود در واقع توسعه و پيشرفت از زندگى انسان حذف مى‌شود. براى تغيير و حركت بسوى شرايط بهتر علاوه بر عواملى چون سرمايه، مواد اوليه و غيره مهمترين و اصلى‌ترين عامل نيروى انسانى است. در واقع ثروت و دارايى هر جامعه‌اى تنها و تنها نيروى انسانى است. اين ديدگاه شايد افراطى بنظر برسد ولى واقعيت‌هاى پيشرو در جوامع گوناگون اين امر را ثابت مى‌كند. اگر يك جامعه را با همه امكانات مادى و ثروت‌هاى بيكران با جامعه‌اى كه از همه اين امكانات بى‌بهره است مقايسه كنيم و مشاهده كنيم كه جامعه فاقد ثروت از توان و قدرت بالاترى برخوردار است تنها عاملى كه اين مسئله را ايجاد كرده بايد عامل انسانى باشد در زمينه امور اقتصادى و تجارى مانند همه ديگر بخش‌هاى اجتماعى عامل انسانى مهم و حياتى است. مقاله حاضر نگاهى دارد به يكى از ديدگاه‌هاى جديد در زمينه مديريت تجاري.

نخستين توجهى كه در عرصه مديريت و تجارت به صورتى جدى به رفتار مناسب با عوامل انسانى مبذول گشت به التون مايو استاد دانشگاه هاروارد مربوط مى‌شود. وى در تحقيقاتى كه در شركت برق وسترن انجام داد و به تحقيقات هاتورن معروف شد به اين نتيجه مهم رسيد كه توجه به عامل انسانى مهم ترين ابزار در رشد انگيزش و بهره‌ورى سازمان‌ها و كاركنان آنها است. در واقع بعد از آنكه تيلور اصول مديريت علمى خود را منتشر و اجرا نمود انقلابى در بهره‌ورى سازمان‌ها رخ داد، اما به همان نسبت اداره سازمان‌ها را به سمت شيوه‌هاى مكانيكى كه موجب كاهش رضايت كاركنان مى‌شد سوق داد. تلاش‌هاى التون مايو كه در واقع آغازگر جنبشى نوين در عرصه مديريت بود و به مكتب رفتارگرايان معروف گشت باعث شد مديران و نخبگان تجارى توجهى ويژه به عامل روحيه انسانى در داخل و خارج از سازمان نمايند. شكوفايى شيوه رفتارگرايان مربوط به سال‌هاى ۱۹۳۰ مى‌شود با اين وجود تا به حال اين بينش اعتبار خود را حفظ نموده است. طورى كه حالا در تقسيم‌بندى‌هايى كه براى نگرش مديريتى مديران به كار مى‌رود آنها را به دو دسته كارمندگراها و كارگراها تقسيم مى‌كنند كه در واقع تمايزى است بين كسانى كه اولويت و تمركز خود را بر انجام كار بدون توجه به روحيه ديگران مى‌دهند و كسانى كه روحيه كاركنان و انگيزش آنان  را در نظر مى‌گيرند. ناگفته پيداست بهترين شيوه روشى  است كه هر دو وجه را يعنى كارگرايى و كارمند گرايى را در اوج دارا باشد.

هوش هيجانى به نظر مى‌رسد مى‌تواند شكل تكامل يافته‌اى از توجه به انسان در سازمان‌ها باشد و ابزارى نوين و شايسته در دستان مديران تجارى و تئوريسين‌هاى بازار براى هدايت افراد درون سازمان و مشتريان برون سازمان و تأمين رضايت آنها.

2- هوش هيجانى

در تجارت وقتى صحبت از هوش به ميان مى‌آيد معمولاً به ياد نمره‌هاى درسى دانشگاه مى‌افتيم يا تست‌هاى هوش آزمون‌هاى استخدامى به ذهنمان مى‌رسد. اما به تعبيرى وسيع‌تر مى‌توان گفت دو نوع هوش وجود دارد: هوش تحصيلى و هوش هيجاني. با ديدى محدود كه تا به حال وجود داشته است تنها به هوش تحصيلى توجه شده است و اصلاً تنها هوش تحصيلى به رسميت شناخته شده است. هوشى كه شاخص وجود آن و شاخص مقدار آن در افراد مختلف نمرات درسى يا نتايج تست‌هاى هوشى بوده است. آزمون‌هايى كه معمولاً در محيط‌هاى بسته و انتزاعى برگزار مى‌شوند و ساير متغيرهاى اثرگذار به حداقل رسيده و در واقع متغيرهاى محيطى كه مى‌توانند اثرى سرنوشت ساز در توفيق يا شكست يك كار داشته باشند اثرشان تا حد خنثى پايين آورده مى‌شود.

در صورتى كه حالا توجه دانشمندان به نوع ديگرى از هوش متمركز شده است. هوش هيجانى كه حداقل در زندگى اجتماعى (بخصوص فعاليت‌هاى تجارى و بازاريابى) اهميتى فراتر از هوش تحصيلى دارد. هوشى كه در طول تاريخ مصلحان و نخبگان اجتماعى را از نخبگان علمى جدا مى‌سازد.

هوش هيجانى بيانگر آن است كه در روابط اجتماعى و در بده بستان‌هاى روانى و عاطفى در شرايط خاص چه عملى مناسب و چه عملى نامناسب است. يعنى اينكه فرد در شرايط مختلف بتواند اميد را در خود هميشه زنده نگه دارد، با ديگران همدلى نمايد، احساسات ديگران را بشنود، براى به دست آوردن پاداش بزرگتر، پاداش‌هاى كوچك را ناديده انگارد، نگذارد نگرانى قدرت تفكر و استدلال او را مختل نمايد، در برابر مشكلات پايدارى نمايد و در همه حال انگيزه خود را حفظ نمايد. هوش هيجانى نوع استعداد عاطفى ا ست كه تعيين مى‌كند از مهارت‌هاى خود چگونه به بهترين نحو ممكن استفاده كنيم و حتى كمك مى‌كند خرد را در مسيرى درست به كار گيريم.

گلمن در كتاب هوش هيجانى خود به نقل از سالوى توصيف مبنايى خود از هوش هيجانى را درباره استعدادهاى فردى در ۵ توانايى اصلى تشريح مى‌نمايد:

1.         شناخت عواطف شخصى: خودآگاهى و تشخيص هر احساسى است به همان گونه كه بروز مى‌نمايد. توانايى نظارت بر احساسات در هر لحظه براى به دست آوردن بينش و ادراك. ناتوانى در تشخيص احساسات راستين ما را سردرگم مى‌كند. افرادى كه در مورد احساسات خود اطمينان و قطعيت دارند بهتر مى‌توانند زندگى خود را هدايت كنند.

2.         به كارگيرى درست هيجان‌ها: قدرت تنظيم احساسات خود توانايى است كه بر حس خودآگاهى متكى مى‌باشد. افرادى كه به لحاظ اين توانايى ضعيف‌اند دايماً با احساس نااميدى و افسردگى دست به گريبانند در حالى كه افرادى كه در آن مهارت زيادى دارند با سرعت بسيار بيشترى مى‌توانند ناملايمات را پشت سر بگذارند. اين توانايى كمك شايانى ا ست براى از بين بردن تهديدهاى محيطى و يا كم كردن ضعف‌هاى دروني.

3.         برانگيختن خود: افراد داراى اين مهارت در هر كارى كه به عهده مى‌گيرند بسيار مولد و اثر بخش خواهند بود. براى عطف توجه برانگيختن شخصى تسلط به نفس خود و براى خلاق بودن لازم است سكان رهبرى هيجان‌ها را در دست گرفت. توانايى دستيابى به مرحله غرقه شدن در كار انجام فعاليت‌هاى چشمگير را ميسر مى‌گرداند.

4.         شناخت عواطف ديگران: همدلى اساس مهارت مردم است. كسانى (مديران و تجارى) كه از همدلى بالايى برخوردار باشند به علايم اجتماعى ظريفى كه نشان دهنده نيازها يا خواسته ‌هاى ديگران است توجه بيشترى نشان مى‌دهند. اين توان آنها را در حرفه‌هاى مديريت و فروش كه مستلزم مراقبت و توجه به ديگرانند موفق مى‌سازد.

5.         حفظ ارتباط‌ها: بخش عمده‌اى از هنر برقرارى ارتباط مهارت كنترل عواطف در ديگران است. اينها مهارت‌هايى هستند كه محبوبيت رهبرى اثر بخشى بين فردى را تقويت مى‌كنند. اين افراد هر آنچه كه به كنش متقابل آرام با ديگران بازمى‌گردد به خوبى عمل مى‌كنند و ستاره‌هاى جامعه‌اند.

ساختار مغز انسان با وجود رشد سرسام آورى كه در علوم و رياضيات و منطق داشته است از نظر عواطف با انسان‌هاى اوليه تفاوت چندانى نكرده است. هنوز عكس‌العمل انسان در قبال خشم جريان يافتن خون به سمت دست‌ها و تندتر شدن ضربان قلب مى‌باشد. در برابر ترس خون به سمت عضلات اسكلتى بزرگ مانند عضلات پا جريان مى‌يابد و گريختن را آسان مى‌كند و در نتيجه صورت رنگ خود را از دست مى‌دهد و در برابر عشق دچار انگيختگى پاراسمپاتيكى مى‌شود كه واكنشى از آرامش كلى و خرسندى را پديد مى‌آورد و در هنگام تعجب ابروها را بالا مى‌اندازد تا ميدان ديد وسيع ترى داشته باشد.

در واقع با وجود رشد بسيار بالاى خردورزى در انسان كه فاصله‌اى زياد با اجداد خود پيدا كرده است قلب و عواطف و احساسات انسان‌ها تغييرات زيادى نكرده‌اند و انسان در اين زمينه رشد چشمگيرى نداشته است. با وجود آنكه خيلى پيش از آنكه مغز متفكر و منطقى پديد آيد مغز هيجانى وجود داشته است. در واقع بادامه مغز كه در مسايل هيجانى تخصص دارد و به عنوان مخزن خاطرات هيجانى عمل مى‌كند در جريان تكامل نوع بشر موجب پيدايش قشر مخ شده است. مغز انسان در قرن ۲۱ زندگى مى‌كند در صورتى كه قلب او در دوران پارينه سنگى است.

هسته هوش بين فردى ابتدا توانايى درك و سپس ارائه پاسخ مناسب به روحيات و خلق و خو و انگيزش‌ها و خواسته‌هاى افراد ديگر است.

3- هوش هيجانى و مديريت بازار 

استفاده از هوش هيجانى در تجارت ايده‌اى نوين مى‌باشد كه براى بسيارى از مديران و تجار جانيفتاده است. در واقع بيشتر مديران كماكان ترجيح مى‌دهند براى انجام كارها از مغزشان استفاده كنند تا از قلبشان. نگرانى اصلى آنها آن است كه احساس همدلى و دلسوزى با همكاران و مشتريان آنها را از پرداختن به اهداف سازمان دور نمايد. در هر صورت همه بايستى قبول كنند كه قواعد بازى در دنياى پست مدرن متفاوت است و بايستى طبق قاعده روز عمل كرد.  

شركت‌هاى هوشمند براى نظارت بر تحولات بازار و همسو شدن با تغييرات سليقه‌اى و استفاده از قوانين تشويقى معمولاً سيستم بازاريابى طراحى مى‌كنند. سيستم بازاريابى فرايندى كامل است كه موجب هماهنگى شركت با بهترين فرصت‌هاى بازار مى‌شود.

فرايند كلى مديريت بازار شامل ۴ مرحله اصلى است كه عبارتند از:

1.         تجزيه و تحليل بازار: معمولاً شامل سيستم‌هاى اطلاعاتى و تحقيقاتى بازار و بررسى بازارهاى مصرف كننده و بررسى بازارهاى سازمانى مى‌باشد. محيط پيچيده و در حال تغيير است و همواره فرصت‌ها و تهديدهاى جديدى به همراه مى‌آورد. شركت و سيستم استراتژيك آن بايد محيط را همواره تحت نظر داشته باشند كه اين تحت نظر گرفتن محيط مستلزم دريافت اطلاعات زيادى مى‌باشد. اطلاعاتى در مورد مصرف كنندگان و نحوه خريد آنها.

2.         انتخاب بازارهاى هدف: هيچ شركتى توانايى تأمين رضايت تمام مصرف كنندگان را ندارد. وجود شركت‌هاى مختلف و قوى در توليد كالاهاى مشابه بيانگر تنوع و تشتت سلايق بين مصرف كنندگان مى‌باشد. هر شركتى براى اينكه بتواند بهترين استفاده را از توانايى‌هاى بالقوه خود نمايد و بهترين جايگاه را در بازار انتخاب نمايد و در وضعيت بهترى قرار گيرد نيازمند بررسى چهار مرحله‌اى مى‌باشد كه شامل اندازه گيرى و پيش بينى تقاضا تقسيم بازار، هدف‌گيرى در بازار و جايگاه‌يابى در بازار مى‌باشد.

3.         تهيه تركيب عناصر بازاريابى: يكى از اساسى‌ترين مفاهيم در بازاريابى نوين همين مفهوم آميخته بازاريابى مى‌باشد. مجموعه‌اى از متغيرهاى قابل كنترل كه شركت آنها در بازار هدف و براى ايجاد واكنش مورد نياز خود تركيب مى‌كند. اين تركيب در واقع ابزار دست تاجر مى‌باشد براى اينكه بازار را تحت تأثير قرار دهد. اين تركيب كه شامل طراحى محصول ،توزيع كالا، قيمت‌گذارى و تبليغات پيشبردى مى‌باشد كليد اصلى تجارت در بازارهاى نوين مى‌باشد.

4.         اداره تلاش‌هاى بازار: اين مرحله شامل تجزيه و تحليل رقبا و خط مشى‌هاى رقابتى بازار و برنامه‌ريزى ،اجرا و سازماندهى و كنترل برنامه‌هاى بازاريابى است. شركت‌ها وجه مهمى از بررسى‌هاى خود را بايد روى رقبا بگذارند و به طور مداوم محصولات و قيمت‌ها و شيوه توزيع و تبليغات پيشبردى رقبا را از نزديك پى بگيرند و بدانند كه در چه وضعى هستند. مديريت در رأس هرم سازمان بايستى برنامه‌هاى بازاريابى را تنظيم نمايد و بعد با برانگيختن همه افراد در همه سطوح برنامه را اجرايى نموده و براى اطمينان از اجراى برنامه‌ها و رسيدن به اهداف كنترل داشته باشد و مميزى بازاريابى را نيز فراموش ننمايد.

در لايه‌هاى مختلف فرايند بازاريابى توجهى ويژه به مشتريان به عنوان شركاى سازمان مى‌شود. به انسان‌هايى كه داراى عواطف هستند و هر چه شركت‌ها به سمت فعاليت‌هاى خدماتى مى‌روند اين حساسيت بيشتر مى‌شود.

هوش هيجانى در تك تك مراحل فوق جهت دهنده مديريت شركت مى‌تواند باشد. همه ما داستان كارآفرينان بزرگ را شنيده‌ايم كه از هوش تحصيلى بالايى برخوردار نبوده‌اند و در دانشگاه وضعيت مطلوبى نداشته‌اند اما با تكيه بر هوش هيجانى خود بزرگترين شركت‌هاى دنيا را ايجاد نموده‌اند. بزرگترين تجار و كارآفرينان معمولاً تأكيد فراوانى بر غرايز خود دارند و براى آنچه در خصوص بازار حس مى‌كنند اهميت بسيار بالايى قائلند. وقتى فورد به مهندسان خود با تأكيد مى‌گويد اين نام من است كه بالاى اين شركت نوشته شده است و بعد تصميم مورد نظر خود را اجرا مى‌كند بيانگر هوش هيجانى اوست. اين بدان معناست كه انسان‌هايى در بازار بسيار اثر گذارند كه خوب مى‌دانند در وراى همه منطق‌هاى رياضى و علمى نيروى الهام و احساس كارساز است. نيرويى كه از بشر اوليه تاكنون همواره همراه بوده است و ما را نيز كه در سر خط حركت تاريخ قرار داريم همان گونه يارى مى‌نمايد كه اجداد اوليه‌مان را يارى مى‌كرد. در واقع مديران موفقى كه ساختار علمى بازار را مى‌شناسند و هوش هيجانى را همچون خون بدان تزريق مى‌نمايند شگفتى مى‌آفرينند.

مديران و تجارى كه هوش هيجانى بالايى دارند يعنى كسانى كه احساسات خود را به خوبى مى‌شناسند و هدايت مى‌كنند و احساسات ديگران را نيز درك مى‌كنند و هدفمند با آن برخورد مى‌كنند در اداره بازار ممتازند. اين افراد حتى در زندگى فردى نيز خرسند و كارآمدند و توانى را در اختيار دارند كه موجب مى‌گردد افرادى مولد باشند.

در واقع مديريت سازمان ابتدا بايستى با تكيه بر هوش هيجانى مسير را حس كند و دورنما را مشخص كند و مأموريت سازمان را تشخيص دهد و بعد با استفاده از قواعد علمى و تئوريك بازاريابى به اهداف كوتاه مدت و بلند مدت خود دست يابد. احساس خدمتگزارى به مشتريان، همدلى درون سازمانى در جهت حفظ مشتريان و تعيين رسالت سازمان مسائلى نيستند كه از طريق مباحث تئوريك بتوان بدانها پرداخت بلكه نياز به هوشى برتر دارند كه هم هوش بين فردى را شامل شود هم هوش درون فردى را.

4- هوش بين فردى و اميد و خوش بينى در خدمت بازار

هسته هوش بين فردى ابتدا توانايى درك و سپس ارائه پاسخ مناسب به روحيات و خلق و خو و انگيزش‌ها و خواسته‌هاى افراد ديگر است. در هوش درون فردى كليد اصلى عبارت است از: آگاهى داشتن از احساسات شخصى خود كه حاصل خودآگاهى ا ست و توانايى متمايز كردن و استفاده از آنها براى هدايت رفتار خويش.

هوش بين فردى توانايى درك افراد ديگر است، يعنى اينكه چه چيز موجب برانگيختن آنها مى‌شود، چگونه كار مى‌كنند و چگونه مى‌توان با آنها كار مشترك انجام داد. تجار و مديران موفق جزو كسانى اند كه از هوش ميان فردى بالايى برخوردارند.

هچ و گاردنر چهار توانايى مجزايى را كه به عنوان مؤلفه‌هاى هوش بين فردى مطرح مى‌باشند به شرح زير عنوان مى‌كنند:

1.         سازماندهى گروه: داشتن ابتكار عمل در هماهنگ ساختن تلاش‌هاى گروهى از مردم است. اين مهارت براى رهبران ضرورى است و در رهبران كارآمد هر نوع سازمان تجارى مشاهده مى‌شود.

2.         ارائه راه حل: استعداد ميانجيگرى، اجتناب از تعارض‌ها يا حل تعارض‌هايى كه به وجود آمده است. افرادى كه اين توانايى را در سطح بالا دارند در جوش دادن معاملات و داورى كردن و وساطت توانايى زيادى دارند.

3.         ارتباط فردى: دارا بودن اين استعداد رويارويى با ديگران يا شناخت و پاسخ دادن مناسب به احساسات و علايق مردم را آسان مى‌سازد. اين افراد همكاران تجارى خوبى هستند و در دنياى تجارت به عنوان فروشنده يا مدير موفق مى‌باشند و در زمينه دريافتن احساسات ديگران از طريق حالت‌هاى چهره بسيار موفقند و از محبوبيت زيادى برخوردارند.

4.         تجزيه و تحليل اجتماعى: به معناى توانايى دريافت احساسات، انگيزش ها، علايق ديگران و داشتن دركى عميق از آنهاست. اين آگاهى از احساسات ديگران باعث مى‌شود اين افراد به راحتى با ديگران صميمى شوند. در بهترين حالت مى‌توان گفت فردى با اين توانايى مشاور تجارى خوبى مى‌تواند باشد.

خوش بينى و اميد از ديگر ويژگى‌هاى افرادى است كه داراى هوش هيجانى بالايى مى‌باشند. اميد نقش شگفت‌آورى در موفقيت تجارى و مديريتى افراد دارد و زندگى حرفه‌اى هر كس كه به كسب و كار تجارى مى‌پردازد به نحو چشمگيرى وابسته به ميزان اميد اوست. اميد چشم‌انداز و دورنمايى روشن و پرنورى است كه نشان مى‌دهد در نهايت همه چيز به خوبى پيش خواهد رفت. اشنايدر، اميد را اين گونه تعريف مى‌كند: اعتقاد به اين امر كه هدفتان هرچه باشد هم اراده دستيابى به آن را داريد و هم راه آن مقابلتان گشوده است. افراد پراميد كه اميدشان تمامى ندارد وقتى در دستيابى به هدفى مثلاً در انعقاد قرارداد معامله‌اى شكست مى‌خورند بر اين باورند كه سخت تر كار و تلاش كنند و به مجموعه كارهايى مى‌انديشند كه مى‌توانست سبب موفقيت آنها در معامله مذكور شود و از آنها درس مى‌گيرند.

خوش‌بينى نيز همانند اميد اثر بسيارى در موفقيت كار تجارى دارد. خوش بينى يعنى كه فرد صبر و انتظار زيادى داشته باشد. انتظارى در اين جهت كه على رغم وجود موانع و دلسردى‌ها در مجموع زندگى همه چيز درست خواهد شد. خوش بينى‌ها شكست را رويدادى مى‌بينند كه مى‌توانند آن را جبران كنند.

در تحقيقى كه سيلكمن بر روى بازارياب‌هاى شركت بيمه مت لايف انجام داد مشخص شد كه بازارياب‌هايى كه به طور ذاتى خوش بين هستند در سال اول كار خود به طور متوسط ۳۷ درصد بيشتر از افراد بدبين افراد را بيمه كرده‌اند و رها كردن كار در سال اول در بين افراد بدبين دو برابر افراد خوش بين بوده است. توانايى افراد در شنيدن و پذيرش پاسخ منفى با رويى گشاده در تمام زمينه‌هاى فروش و بده بستان تجارى توانى سرنوشت ساز است.

5- نتيجه‌گيرى

خريد و فروش و بازار و مديريت و تجارت به صورتى اجتناب ناپذير با عامل انسانى سروكار دارند. چه در محيط داخل سازمان كه سلول اصلى تشكيل دهنده واحدها افراد مى‌باشند و چه در محيط خارج از سازمان كه مديريت با عوامل متعدد انسانى سروكار دارد. از دولتمردانى كه قوانين تجارى را تدوين مى‌كنند و گروه‌هاى مرجع اجتماعى مثل قهرمانان ورزشى و هنرمندان كه سلايق مردم را در خريد اجناس و رواج مد جهت دهى مى‌نمايند و نهاد خانواده كه بخصوص در خريدهاى بزرگ كانون اصلى مشورت مى‌باشند و مشتريان نهايى كه خريداران اصلى هستند تا نمايندگى‌هاى فروش و توزيع همگى عامل انسان را به عنوان هسته مركزى با خود همراه دارند. هوش هيجانى به عنوان توانايى درك احساسات و نياز ديگران كمك بسيار كارسازيست در جهت هدايت ديگران در راهى كه منتهى به اهداف بلند مدت و كوتاه مدت سازمانى و رضايت افراد و جامعه مى‌شود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۴۳ توسط:مديريت موضوع:

بازاريابي شركتي

بازاريابي شركتي

پيش از اين براي بازارهاي B2B بيشتر عنوان بازار صنعتي بكار برده مي شد. اما امروزه شايد بهترين واژه براي بازاريابي B2B واژه بازاريابي شركتي است.

بازاريابي شركتي به آن دسته از فعاليتهايي مي‌پردازد كه باعث تسهيل مبادلاتي مي‌شوند كه دربرگيرنده محصولات و مشتريان در بازارهاي شركتي هستند. بازاريابي شركتي تمام سازمانهايي را دربرمي‌گيرد كه كالاها و خدماتي را براي استفاده در توليد ديگر محصولات و خدمات كه به ديگران فروخته مي‌شوند، اجاره داده مي‌شوند يا عرضه مي‌‌شوند، مي‌خرند. مشتريان شركت به شركت شامل توليدكنندگان، عمده فروشان، خرده‌فروشان و انواع ديگري از سازمانها مانند بيمارستانها، دانشگاهها و نهادهاي دولتي هستند.

معامله‌اي از نوع بازاريابي شركتي زماني به وقوع مي‌پيوندد كه كالا يا خدماتي براي استفاده‌اي غير از مصرف فردي فروخته شود. اين بازار شامل خريداراني از انواع مختلف صنايع است: توليد، راه و ساختمان، حمل و نقل، ارتباطات، بانكداري، مالي، بيمه، كشاورزي، جنگلباني، شيلات، معدن، و تأسيسات عمومي. اهميت فزاينده محصولات شركتي كاملاً فني، تغييرات عمده در الگوي تقاضاي نهايي، آهنگ پرشتاب تغييرات تكنولوژيكي، افزايش اندازه و پيچيدگي شركتهاي تجاري و مشتريان آنها، تأثير فزاينده تجارت الكترونيكي و خدمات مديريتي، و افزايش تجارت جهاني، همگي بر نياز به استراتژيهاي بازاريابي شركتي نوآورانه تأكيد كرده‌اند. تمام سازمانهاي رسمي، عمومي يا خصوصي، انتفاعي يا غيرانتفاعي، در خريد و فروش محصولات و خدمات شركتي فعاليت دارند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۴۲ توسط:مديريت موضوع:

بازاريابي سبز راهي به سوي رقابت پايدار

بازاريابي سبز راهي به سوي رقابت پايدار                  

 چكيده : شايد كسي تصور نمي‌كرد كه روزي بازاريابي علاوه بر سودآوري و فروش، نگران سلامت مصرف كننده نيز باشد. اما پويايي و رقابت شديد و افزايش نگراني نسبت به محيط زيست و همچنين مقررات دولتي و افزايش آگاهي مصرف كنندگان، شركتها را بر آن داشت كه در سلامت جسماني و رواني و پاكيزگي محيط مصرف كنندگان نيز تأمل كنند. به هر حال به مرور زمان مفاهيمي نظير بازاريابي سبز، بازاريابي محيطي و اجتماعي براي عمل به مسئوليت اجتماعي بنگاهها وارد ادبيات بازاريابي شد. در اين نوشتار سعي بر اين است كه ابتدا مسئوليت اجتماعي توصيف شده و رابطه آن با بازاريابي سبز بيان شود. سپس با رويكردي دقيق‌تر به محيط زيست، بازاريابي سبز و دلايل سبز بودن و سطوح بازاريابي سبز و سير تكاملي آن كه شامل سه عصر بازاريابي سبز اكولوژيك، عصر محيطي و عصر پايدار است مورد مطالعه قرار گرفته و ويژگيهاي هر عصر ذكر گرديده است. در انتها براي پياده‌سازي رويكرد بازاريابي سبز اقدامات و استراتژي‌هاي لازم ارائه شده است .

 

مقدمه

اين روزها چنين به نظر مي‌رسد كه هر محصولي علت اجتماعي خاصي دارد. در حال حاضر بازاريابي براساس ملاحظات اجتماعي و محيطي يكي از مهمترين ‌ فعاليتهاي شركتها شده است. از نخستين سالهاي دهه ۸۰ بازاريابي بر اساس ملاحظات اجتماعي و محيطي شهرت زيادي يافته است (كاتلر و آرمسترانگ، ۱۹۹۹). يكي از حيطه‌هاي بازرگاني كه در مسائل محيطي بحث زيادي را در مطبوعات به خود اختصاص داده بازاريابي سبز است. به نظر مي‌رسد تمامي مصرف كنندگان چه فردي و چه صنعتي در مورد محيط زيست آگاهتر و علاقمندتر شده‌اند .

در مطالعه‌اي كه در سال ۱۹۹۲ در ۱۶ كشور توسط «اتمن» انجام گرفت بيش از ۵۰درصد مصرف كنندگان در هر كشور بيان كردند كه نسبت به محيط زيست علاقه مند و دلواپس شده‌اند. همچنين در مطالعه‌اي كه در سال ۱۹۹۴ در استراليا انجام شد، نتايج نشان داد كه ۸۴درصد افراد معتقد بودند كه در برابر محيط مسئولند. اين افراد بيان كردند كه رفتارشان را كه شامل رفتار خريد است به خاطر مسائل محيطي اصلاح كرده‌اند (پلونسكي ).

بازاريابي سبز كه آن را بازاريابي پايدار نيز ناميده‌اند يك روند جالب است كه امروزه در كشورهاي در حال توسعه خرده فروشان نيز آن را شروع كرده‌اند. كاتب و هلسن بيان مي‌كنند كه بازاريابي سبز برنامه‌هاي دولت را تقويت مي‌كند (كاتب و هلسن، ۲۰۰۴). «باوي» و «سيل» بر اين باورند كه ارزشهاي اجتماعي همانند ديگر عناصر محيط بازاريابي طي زمان تغيير مي‌كنند. پس به منظور حصول اطمينان از موفقيت، بازاريابان و محصولاتشان بايد همراه و هماهنگ با جامعه تغيير يابند .

در سال ۱۹۸۹ در مطالعه‌اي كه در آمريكا انجام گرفته است نتايج حاكي از آن است كه ۴۹درصد پاسخ دهندگان به خاطر مسائل محيطي خريدشان را تغيير داده‌اند (باوي و سيل، ۱۹۹۲). همچنين مطالعات اداره آمار استراليا روي ۱۶ هزار نفر نشان مي‌دهد كه ۷۵درصد از افراد نسبت به مسائل محيطي دلواپسند (باكر، ۱۹۹۶). مسئله حفظ محيط زيست باعث شده است كه مصرف كنندگان درباره محصولاتي كه مي‌خرند بازانديشي كنند. امروزه بسياري از مصرف كنندگان اين آمادگي را دارند كه براي حمايت واقعي از محيط زيست براي محصولاتي كه استانداردهاي محيطي را رعايت مي‌كنند مبلغ بيشتري پرداخت كنند (كاتلر و آرمسترانگ، ۱۹۹۹ ).

آمار و ارقام و مطالب فوق حاكي از آن است كه مسائل محيطي و حفظ محيط زيست يكي از مهمترين معيارهايي است كه مصرف كنندگان هنگام خريد آن را مدنظر قرار مي‌دهند. در نتيجه اين مسائل باعث شده است كه مسائل محيطي وارد مفاهيم بازاريابي ‌گردند و رويكردي به نام بازاريابي سبز پديدار شود. به خاطر اينكه بازاريابي سبز زير مجموعه‌اي از مسئوليت اجتماعي است، ابتدا مسائلي در ارتباط با مسئوليت اجتماعي بيان مي شود و سپس مفهوم بازاريابي سبز و مسائل مربوط به آن مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد .

مسئوليت اجتماعي

زماني تصور بر اين بود كه سازمانها و توليد كنندگان صرفاً در مقابل سهامداران و كاركنان مسئولند و يا اينكه مي‌بايست بهترين محصول مصرفي را با قيمت پايين‌تر و كيفيت بالاتر به دست مشتري برسانند غافل از اينكه محصول چه آثار و عواقب ثانوي داشته باشد. رقابت شديد، افزايش جمعيت و كميابي منابع، آلودگي محيط باعث به وجود آمدن رويكرد هاي نوين به سازمان و مديريت شد كه تعهد و مسئوليت اجتماعي نيز نتيجة آن تحولات بود. در واقع شايد بتوان گفت كه مطرح شدن اين مسئوليت پاسخي بود به نيازها و چالشهاي محيطي .

«گراهام» و «كترا» معتقدند حمايت از محيط خارجي اختياري نبوده بلكه يك بخش مهم از فرايند كسب و كار به حساب مي‌آيد. (گراهام و كترا، ۲۰۰۲ ). مسئوليت اجتماعي، شركت به طور همه جانبه به مشتري نگريسته و حتي مشكلات زيست محيطي يا رفاه بلند مدت او را نيز در نظر مي‌گيرد. استوارت و سالمون، مسئوليت اجتماعي را چنين تعريف مي‌كنند : شيوه‌اي از مديريت كه طبق آن سازمانها فعاليتهايي را انجام مي‌دهند كه اثر مثبتي بر جامعه و ترفيع كالاهاي عمومي داشته باشد (استوارت و سالمون، ۱۹۹۷ ).

در واقع نگرش استوارت و سالمون بر اين مبنا بود كه خواهان حذف آثار منفي سازمان بر جامعه هستند و سعي بر آن داشتند بتوانند تغيير نگرش و رفتار مصرف كنندگان را در پي داشته باشند. برخي صاحبنظران پا را فراتر گذاشته و سازمانها را متعهد به ارتقاي رفاه جامعه دانسته‌اند سرتو و گريف، از اين دسته‌اند. كنت هاتن و ماري هاتن معتقدند بي‌توجهي بنگاه به ذينفعهاي خارجي سبب بروز مشكلاتي براي مصرف كننده كالاي آن بنگاه مي‌شود(اميني، ۱۳۷۹ ).

در ضمن اصول اخلاقي در كسب و كار نيز حكم مي‌كند كه شركتها مطلع باشند كه فعاليتهايشان چگونه منافع ديگران را تحت تاثير قرار مي‌دهد (زيگموند و داميكو، ۲۰۰۱). اينكه مسئوليت اجتماعي صرفاً مسايل محيطي را در بر مي‌گيرد ساده انگاري است چرا كه اين تعهد تاثير بسزايي روي آميخته‌هاي بازاريابي داشته و موجب جرح و تعديل آنها مي‌شود. باوي و سيل ابزارهاي لازم قابل استفاده در مسئوليت اجتماعي را بسته‌بندي، تبليغات، فروش شخصي و خدمات مي‌داند كه بازارياب بايد با توجه به عامل بالقوه سود و رفاه جامعه آميخته را تعيين كند (باوي و سيل ۱۹۹۲ ).

مسئوليت اجتماعي روشي است كه شركتها در برابر خواسته‌هاي مشتريان محصولات مناسبي عرضه كرده و حتي قيمتها را طوري تعيين كنند كه هم از نظر خريدار ارزشمند بوده و هم توليد كننده سود معقولي ببرد. مسئوليت اجتماعي فراتر از نگرش مثبت به محيط زيست است چرا كه تمامي جوانب مصرف محصول‌ توسط مشتريان را در نظر مي‌گيرد. در اين رويكرد نه تنها محيط و اكو سيستم بلكه سلامت رواني و جسماني مصرف كننده و حتي معضلاتي مثل رشد جمعيت را در نظر مي‌گيرد. مسئوليت اجتماعي بازاريابي جهت ‌دهي صحيح به سليقه مصرفي جامعه است كه اين خود دورنمايي بلند مدت را مي‌طلبد .

در مسئوليت اجتماعي به چهار دسته عوامل اصلي پرداخته مي‌شود كه عبارتند از: نهضت مصرف كننده، روابط جامعه، بازاريابي سبز و تنوع (پرايد و فيرل، ۱۹۹۵).در اين نوشتار سعي بر اين است كه بازاريابي سبز به عنوان يكي از ابعاد مسئوليت اجتماعي مورد بحث قرار گيرد .

بازاريابي سبز

متأسفانه اكثر مردم معتقدند كه بازاريابي سبز منحصراً به ترفيع يا تبليغ محصولات با ويژگيهاي محيطي اشاره دارد. كلماتي مانند: بدون فسفات، قابل بازيافت و سازگار با لايه ازون مواردي هستند كه اغلب مصرف كنندگان آنها را با بازاريابي سبز مرتبط مي‌دانند. در حالي كه اين كلمات فقط نشانه‌هايي از بازاريابي سبز هستند. به طور كلي بازاريابي سبز مفهوم بسيار وسيعتري است كه مي‌تواند در كالاهاي مصرفي، صنعتي و يا حتي خدمات اعمال شود. (پلونسكي ) بازاريابي سبز به توسعه و بهبود قيمت‌گذاري، ترفيع و توزيع محصولاتي اطلاق مي‌شود كه به محيط آسيب نمي‌رسانند (پرايد و فيرل، ۱۹۹۵ ).

سالمون و استوارت بازاريابي سبز را چنين تعريف مي‌كنند: يك استراتژي بازاريابي است كه از طريق ايجاد مزاياي قابل تشخيص محيطي بر اساس آنچه كه مشتري انتظار آن را دارد از محيط حمايت مي‌كند (سالمون و استوارت، ۱۹۹۷). انجمن بازاريابي آمريكا در سال ۱۹۷۶ بازاريابي سبز را چنين تعريف مي‌كند: مطالعه جنبه‌هاي مثبت و منفي بازاريابي روي آلودگي و كاهش منابع انرژي و ساير منابع. ولي بايد بيان نمود كه اين تعريف جامع نيست و بايستي تعريف جامع تري را بيان كرد .

پلونسكي بازاريابي سبز را چنين تعريف مي‌كند: بازاريابي سبز يا محيطي شامل تمام فعاليتهايي است كه براي ايجاد و تسهيل مبادلات به منظور ارضاي نيازها و خواسته‌هاي بشري طراحي مي‌شود به طوري كه اين ارضاء نيازها و خواسته‌ها با حداقل اثرات مضر و مخرب روي محيط زيست باشند (پلونسكي). نكته مهمي كه بايد به آن اشاره نمود اين است كه در بازاريابي سبز بايد اظهار شود كه كمتر به محيط زيست آسيب مي‌رسد نه اينكه اصلاً به محيط آسيب نمي‌رسد .

مي‌توان اظهار داشت كه شركتها از طريق بازاريابي سبز يك مزيت رقابتي را در مقابل شركتهاي غير مسئول به دست مي‌آورند. نمونه‌هاي فراواني از شركتهايي وجود دارند كه تلاش مي‌كنند تا در مقابل محيط بيشتر مسئوليت‌پذير باشند تا بتوانند بهتر نيازهاي مصرف كنندگان را ارضا كنند . مثلاً توليد كنندگان تيونا، تكنيك هاي ماهيگيري را اصلاح كردند چرا كه دلواپسي مردم نسبت به تورهاي ماهيگيري و در نتيجه مرگ دلفين‌ها بالا رفته بود. در بازاريابي سبز، مفاهيم سبز ديگري وجود دارد از جمله :

مصرف كنندگان سبز: مصرف كنندگان سبز افرادي هستند كه خيلي در مورد محيط طبيعي نگرانند و خريد و رفتارهاي مصرفي‌شان را به منظور حمايت از محيط از طريق خريد محصولاتي كه از نظر محيطي سالم‌اند اصلاح مي‌كنند (گاووني، ۲۰۰۴ ).

توليد سبز: توليد با استفاده از فناوريهايي كه آلودگي را محدود و يا حذف مي‌كنند و يا اثرات محيطي سودمندي دارند .

حسابداري سبز: رويه‌هاي حسابداري كه سعي مي كنند ارزش پولي براي سرمايه‌هاي اكولوژيك و صدماتي كه به جنگلها وارد مي‌شود را در نظر ‌گيرند (ويتزل، ۱۹۹۹ ).

به طور كلي مي‌توان گفت سبز واژه‌اي است كه در بازاريابي ريشه در مباحث اكولوژيك و محيط دارد و سازمانها يا افراد زماني كه مي‌خواهند راجع به فشارهاي محيطي يا اكولوژيكي صحبت كنند آن را به كار مي‌برند .

دلايل سبز بودن

نتيجه تحقيقات نشان داده است كه فعاليتهاي محيطي بندرت با معيارهاي ارزيابي سازماني همخواني دارند. به علاوه بسياري از شركتها از مقياسهاي سنتي از قبيل: سود، نرخ بازده سرمايه گذاري، سهم بازار و غيره براي ارزيابي خودشان نسبت به مسائل محيطي استفاده مي‌كنند. تعداد كمي از شركتها دريافته‌اند كه سبز بودن مزيتهاي استراتژيك به آنها مي‌دهد (پلونسكي و رزنبرگر، ۲۰۰۱). موضع سازي مناسب زماني شروع مي‌شود كه شركت آنچه را كه عرضه مي‌كند نسبت به شركتهاي رقيب تفاوت واقعي داشته باشند و بدين وسيله براي مشتريان ارزش‌آفريني مي‌كند (كاتلر، ۱۹۹۹ ).

لذا با توجه به اينكه مسائل محيطي و اجتماعي امروزه براي مشتريان اهميت بالايي دارند، رعايت مسائل زيست محيطي در فعاليتهاي بازاريابي باعث ايجاد مزيت رقابتي براي شركت خواهد شد و از اين طريق شركت مي‌تواند به ايجاد يك پايگاه خوب در بازار دست يابد. دليل اصلي سبز بودن به اقتصاد بر مي‌گردد. اقتصاد مطالعه اين است كه چگونه افراد با توجه به منابع محدود سعي دارند خواسته‌هاي نامحدود را ارضا كنند. وقتي كه ادبيات بازاريابي بررسي مي‌شود چندين دليل براي افزايش فعاليتهاي بازاريابي سبز توسط شركتهاي بسياري ذكر شده كه در اينجا سعي بر اين است تعدادي از آنها بيان شود .

سبز بودن مي‌تواند در نتيجه فشارهاي دروني و يا بيروني رخ دهد (پلونسكي و رزنبرگر، ۲۰۰۱). از جمله فشارهاي بيروني كه باعث سبز بودن مي‌شوند مي‌توان موارد زير را نام برد :

-۱ ارضاي تقاضاي مصرف كنندگان : امروزه شركتها و سازمانها مجبورند به خاطر ارضاي نيازهاي مشتريان و عمل به مسئوليت اجتماعي و حمايت از حقوق مصرف كنندگان، مسائل مربوط به حفظ محيط زيست را در فعاليتهاي خود جاي دهند. مثلا مك دو نالد نمونه بارزي است كه به خاطر حمايت از حقوق مصرف كنندگان و ارضاي تقاضاي آنها تركيب بسته‌بندي‌هاي خود را عوض كرده است .

۲ـ واكنش نسبت به اقدامات رقبا: هنگامي كه يك شركت در توليد محصولاتش ملاحظات زيست محيطي را مد نظر قرار مي‌دهد، شركتهاي ديگر بايستي استراتژي هاي خود را در توليد محصولاتشان تغيير دهند و تدابيري را در راستاي سبز شدن اتخاذ كنند زيرا در غير اين صورت سهم بازارشان را از دست خواهند داد .

۳ـ دخالت روزافزون دولت: در كشورهاي مختلف دولتها براي حفظ محيط زيست سالم از راههاي مختلف استفاده مي‌كنند. مثلاً در آمريكا سازمان محيط زيست قوانيني را در راستاي حفظ محيط زيست تدوين كرده است (كاتلر، ۱۹۹۹ ).

۴ ـ افزايش آلودگي محيط زيست: با توجه به آلوده‌تر شدن محيط زيست، شركتها بايستي براي جلوگيري از اين امر در راستاي نهضت سبز و بازاريابي سبز گام بردارند. آلودگي محيط زيست باعث شده است كه فشارهاي اجتماعي از جانب مصرف كنندگان، خط‌مشي‌هاي دولت و شركتها را به سوي سبز شدن تغيير جهت دهند (كاتب و هلسن، ۲۰۰۴). از جمله شركتهايي كه به علت فشارهاي اجتماعي تغييراتي را در خط مشي‌‌هايش ايجاد كرده شركت اكسون (بزرگترين شركت خطوط انتقال نفت) است. اين شركت در اثر فشارهاي اجتماعي تغييراتي در خط‌مشي‌هاي خود ايجاد كرد و يك مؤسسه حمايت از محيط زيست و دو پارك محلي در كامرون ساخت .

عوامل دروني زيادي وجود دارند كه بر شركتها فشار مي‌آورند تا فعاليتهاي سبز را به اجرا بگذارند كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود .

اولين دليل و يا به عبارت ديگر مهم‌ترين دليل، عامل هزينه است . بدين معني كه سبز بودن مي‌تواند به كارايي بيشتر منافع و صرفه‌جوييهاي مالي منجر شود. يعني اينكه از ورودي كمتري استفاده مي‌شود و بنابراين زباله كمتر خواهد بود و آلودگي كاهش خواهد يافت (پلونسكي و رزنبرگر،۲۰۰۱ ).

دومين عامل دروني، فلسفه شركت است. زماني كه شركتها به اهداف محيطي همانند ديگر اهداف شركت اهميت مي‌دهند و مسائل محيطي را در فلسفه شركت مي‌گنجانند، بحث سبز بودن با استراتژي هاي شركت گره مي‌خورد و سپس آن را با فعاليتهاي تاكتيكي‌اش در هم مي‌آميزد .

سومين عامل دروني، ايجاد موضع رقابتي در بازار است. شركتهايي كه مسائل محيطي را در فرايندهاي بازاريابي و توليد محصول در نظر دارند نسبت به رقبا موضع رقابتي براي خود ايجاد مي‌كنند. پس مي‌توان گفت رعايت اصول بازاريابي سبز باعث مي‌شود كه مصرف كنندگان ديد بهتري نسبت به شركت داشته باشند (كاتلر، ۱۹۹۹). «كن پيتي» بيان مي‌كند كه مباحث زيست محيطي به ايجاد رويكرد جديدي منجرشده و اين رويكرد را موضع سازي اكولوژيك مي‌نامد(پيتي،۱۹۹۵). طبق اين رويكرد شركتها بايستي براي موضع سازي محصولاتشان بر مباحث زيست محيطي تاكيد كنند .

سطوح بازاريابي سبز

مديران ممكن است از خود بپرسند كه چگونه مي‌توان به اهداف مصرف كنندگان و اهداف سازماني دست يافت در حالي كه نسبت به محيط زيست هم مسئول باشند. در بازاريابي سبز مباحث محيطي جزو استراتژي هاي برتر شركت به حساب مي‌آيند و نيازمند اقدامات استراتژيكي بسياري هستند. «منون » در سال ۱۹۹۷ بيان كرد كه اقدامات بازاريابي سبز در سه سطح در شركت انجام مي‌گيرند . اين سطوح عبارتند از: سطح استراتژيك ـ سطح شبه استراتژيك ـ سطح تاكتيكي .

در سطح استراتژيك تغييرات اساسي در فلسفه شركت انجام مي‌گيرد. سبز بودن استراتژيك اغلب نيازمند تغيير در ذهنيت و رفتار و تاكتيك هاي شركت است (پلونسكي و رزنبرگر، ۲۰۰۱ ). سبز بودن در سطح شبه استراتژيك باعث انجام تغييراتي در رويه‌هاي شركت مي‌شود. در سبز بودن تاكتيكي در فعاليتهاي عملياتي تغييراتي صورت مي‌گيرد. مانند تغيير در ترفيعات و تبلِيغات .

اين سه سطح به منظور شناسايي ميزان تغييري كه شركت بايستي انجام دهد، مي‌توانند مورد استفاده قرار گيرند و ممكن است ميزان تعهد نسبت به فعاليتهاي محيطي مختلف را نشان دهند. فعاليتهاي استراتژيك محيطي نيازمند سرمايه‌گذاري مالي بلند مدت در بخشي است كه شركت در آن فعاليت مي‌كند .

در صورت اجراي مؤثر سبز بودن استراتژيك بندرت احتمال دارد كه به طور ظاهري به آن نگريسته شود. در سطوح مختلف سبز بودن بايد مشخص شود كه دقيقاً چه فعاليتهايي بايد انجام گيرد. سبز بودن استراتژيك ممكن در يك ناحيه به طور مؤثر بر ديگران نفوذ كنند و اين احتمال هم وجود دارد كه در نواحي ديگري چنين تواني را نداشته باشد. بنابراين، اگر چه سبز بودن استراتژيك از نظر استراتژيك لازم نيست در تمامي فعاليتهاي بازاريابي گنجانيده شود، ولي در بخش توليد، يك مبحث استراتژيك است .

عصرهاي بازاريابي سبز

بازاريابي سبز از بدو پيدايش تاكنون در مسير تكاملي خود مراحل متفاوتي را طي كرده است كه هر عصر داراي ويژگيهاي خاصي بوده و معمولاً بنا به شرايط و نيازهاي محيطي تغيير كرده و وارد عصر جديدي شده است. بازاريابي سبز تاكنون سه عصر را طي كرده است كه عبارتند از :

عصر اول: بازاريابي سبز اكولوژيكي: اين عصر از نظر تاريخي سالهاي دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ را در بر مي‌گيرد. ويژگيهاي عصر اول چنين بود كه روي مشكلات محيطي خارجي مانند آلودگي هوا و… تمركز كرده بود (پيتي،۲۰۰۱ ). همچنين صنايعي مانند خودروسازي، نفت و كشاورزي ـ شيميايي بيشتر مورد بحث بود. در اين مرحله بود كه ارزشهاي محيطي و اجتماعي وارد كسب و كار شد. رويكرد حل مشكل معمولاً يك راه حل پاياني بود هر چند كه خود راه حل ممكن بود به افزايش هزينه منجر گردد. مثلاً بهينه‌سازي سوخت در خودرو توسط قوانين الزامي شد در نتيجه قيمت خودروها نيز افزايش يافت .

عصر دوم: بازاريابي سبز محيطي: اين مرحله از اواخر دهة ۸۰ آغاز گرديد و مفاهيمي نوين مانند فناوري پاك، پايداري، مصرف كننده سبز و مزيت رقابتي پديدار شدند. به عنوان مثال فناوري پاك شامل طراحي مبتكرانه محصولات جديد و سيستم توليدي بود به طوري كه ضايعات و آلودگي در مرحله طراحي حذف گردند . مصرف كنندگان سبز در اين عصر كساني بودند كه نمي‌خواستند كالايي مصرف كنند كه :

ـ‌ سلامتي مصرف كنندگان يا ديگران را به خطر اندازد؛

ـ هنگام توليد، استفاده يا تجزيه آن به محيط خسارت وارد شود؛

ـ ضايعات غير ضروري زيادي از طريق بسته‌بندي وارد محيط كند؛

۴ـ براي حيوانات مضر باشد؛

۵ـ تاثير منفي روي ساير كشورها داشته باشد .

از طريق مزيت رقابتي نيز شركت مي‌توانست در موضع بهتري فعاليت كند. اگر تعداد زيادي مصرف كننده نگران محيط بودند شركتها مي‌توانستند با سازگاري محصولات خود با محيط از ديگر شركتها متمايز شوند. بنابراين اين رويكرد يك رابطة برد ـ برد بود كه باعث مي‌شد هم مصرف كننده به رفاه و نياز خود برسد و هم شركت از طريق فعاليتهاي مناسب ضايعات و در نتيجه هزينه‌هاي خود را كاهش دهد .

تفاوت بارز بين عصر اول و دوم در اين بود كه عصر اول معمولاً روي صنايعي متمركز مي‌شد كه تاثير مستقيم روي محيط داشتند. اما بازاريابي محيطي تمامي روشهاي توليدي و خدماتي را نيز شامل مي‌شود از جمله توريسم و…(پيتي،۲۰۰۱). براساس بازاريابي محيطي، كسب و كارها فقط يك زنجيرة ارزش كه داده‌ها را به ستاده‌هاي بازار تبديل مي‌كنند نيستند بلكه سيستمي با ستاده‌هاي غير بازاري مانند ضايعات و آلودگي هستند .

بدين معني كه عصر نگرش كل گرايي و سيستمي را تقويت مي‌كرد كه به تقويت نگرشهاي جهاني نسبت به محيط منجر شده است. مانند توجهات خاص به لايه ازون، گرم شدن كره زمين .

به سوي عصر سوم: بازاريابي سبز پايدار: همزمان با تقاضاهاي فراوان مردم و بالارفتن انتظارات آنها و سختگيري دولتها، ديگر عصر دوم قادر به پاسخگويي نبود. مباحثي مثل توسعه پايدار در حيطه اقتصاد تاثير بسزايي روي علم بازاريابي گذاشت و عصر سوم را به سوي بازاريابي سبز پايدار پيش برد .

چالشهاي بارز اين عصر عبارت است از: آينده‌نگري، عدالت و برابري و تأكيد بر نيازها. آينده‌نگري معتقد است بازاريابي سعي دارد به رضايت مشتريان و سودآوري سرمايه گذاران منجر باشد. همچنين دو عصر قبلي بازاريابي فقط بر نياز مصرف كنندگان كنوني تأكيد داشتند در حالي كه طبق رويكرد بازاريابي سبز پايدار بايد نياز نسلهاي بعدي را نيز ملاحظه كرد، بنابراين، اگر سيستم توليد و مصرف امروز ناپايدار باشد قدرت انتخاب نسل بعد از او گرفته خواهد شد. عدالت و برابري نيز تأكيد دارد كه هزينه‌ها و منافع در كشورهاي توسعه يافته يكسان نيست (پيتي،۲۰۰۱ ).

مثلاً درآمد واقعي جمعيت كشورهاي توسعه يافته هفت برابر درآمد افراد در كشورهاي كمتر توسعه يافته است. كشورهاي توسعه يافته كمتر از ۲۰درصد جمعيت جهان را دارند ولي بيش از نيمي از برق جهان را مصرف و ۵۰درصد دي‌اكسيد كربن را وارد جو مي‌كنند. عنصر مهم ديگر تأكيد بر نيازهاست. اگر چه هدف بازاريابي تأمين خواسته‌ها و نيازهاست اكثر تلاشهاي بازاريابي معاصر تأكيد بر خواسته‌هاي افراد است نه نيازها. همان طوري كه دارنينگ در سال ۱۹۹۲ در تحقيقات خود نشان داد ۸۰درصد جمعيت دنيا درآمد مناسبي ندارند و بيشتر هزينه‌هاي مصرفي‌شان صرف تأمين نيازهاي اوليه‌شان مي‌شود بنابراين بازاريابي پايدار بايد تأكيدش بر نيازها باشد نه خواسته‌ها .

استراتژي هاي بازاريابي سبز

هنگام به كارگيري بازاريابي سبز بسياري از افراد تمايل دارند كه به طوركلي بر فعاليتهاي انفرادي خاصي از جمله ترفيع ويژگيهاي محصول سبز يا طراحي محصولاتي كه از نظر اكولوژيك كمتر مضرند تمركز يابند . تعداد كمي از شركتها در مميزي بازاريابي به درستي ذهنيت اكولوژيك را در برنامه‌هاي خود گنجانده‌اند. اين امر باعث شده كه ارزيابي موفقيت كلي برنامه‌هاي محيطي‌ از نظر مالي مشكل شود، زيرا فعاليتهاي سبز به يك يا دو بخش وظيفه‌اي محدود شده است و تمام بخشهاي شركت يا فلسفه شركت آن را در بر نمي‌گيرد.در حال حاضر بازاريابي سبز در بردارنده مباحث گسترده‌اي است، از جمله قيمت‌گذاري، طراحي، موضع سازي، تداركات، بازاريابي ضايعات، ترفيع و ائتلافهاي سبز (پلونسكي و رزنبرگر، ۲۰۰۱). در اين قسمت اقدامات مرتبط با عوامل هفتگانه فوق با توجه به مفهوم بازاريابي سبز تشريح خواهد شد .

 طراحي سبز/ توسعه محصولات جديد: اشلي در سال ۱۹۹۳ بيان نمود كه ۷۰درصد محصولات طراحي شده و فرايندهاي توليدي مرتبط از نظر محيطي مضرند. بنابراين، شركتها در مراحل اوليه توسعه محصولات جديد بايستي ملاحظات محيطي را در نظر بگيرند. سپس آنها مي‌توانند از تحليل چرخه زندگي به منظور ارزيابي اثرات اكولوژيك محصولات براي هر مرحله از توليد استفاده كنند. اين تحليلها به آنها كمك خواهد كرد تا روشهاي جايگزين طراحي يا توليد كالاها را شناسايي كنند و نهايتاً صنايع جديد و روز آمد و بازارهايي كه هزينه‌هاي توليد در آنها در حال كاهش است را ايجاد كنند (پلونسكي و رزنبرگر، ۲۰۰۱ ).

طراحي سبز از برنامه‌ريزي شروع مي‌شود و تمام مواد و انتخاب مواد، ساختار توليد، عملكرد روند توليد، بسته‌بندي، روش حمل و نقل و چگونگي استفاده از محصول را در بر مي‌گيرد (نظر آهاري، ۱۳۷۴). در طراحي سبز بايستي اصول زير مد نظر قرار گيرد :

طراحي جديد بر مبناي آينده‌نگري؛

 طراحي بر مبناي سلامت و ايمني؛

طراحي بر مبناي جداسازي آسان؛

 طراحي بر مبناي سهولت بازيافت و پايين بودن آلودگي و استفاده از حداقل انرژي؛

 طراحي بر مبناي استفاده هر چه كمتر از مواد و اجزاء تشكيل دهنده كالا؛

 طراحي بر مبناي كاربرد ساده .

 موضع سازي سبز: موضع سازي سبز مسئله اي است كه در بدو ايجاد سازمان بايستي به آن توجه شود. در واقع بازاريابان سبز با اثبات اينكه همه فعاليتها و رفتارهاي‌شان به طور كامل مسائل و مباحث محيطي را در فرايند تصميم‌گيري لحاظ كرده‌اند، سبز بودن استراتژيك را ثابت كرده‌اند. پلونسكي و رزنبرگر چنين اظهار مي‌دارند كه معيارهاي محيطي بايستي همانند معيارهاي مالي در فرايند موضع سازي مورد توجه قرار گيرند (پلونسكي و رزنبرگر، ۲۰۰۱ ).

 قيمت‌گذاري سبز: در بازاريابي سبز قيمتها بايستي نشان دهنده و يا حداقل تقريبي از هزينه واقعي‌اش باشد. يعني نه تنها هزينه‌هاي مستقيم توليد بلكه همچنين هزينه‌هاي محيطي نيز بايد در نظر گرفته شوند (پرايد و فيدل، ۱۹۹۵). اغلب پول پرداختي بابت كالاهاي سبز بيشتر است ولي هزينه آنها در دراز مدت كمتر است. بنابراين مصرف كنندگان بايستي اين بينش را داشته باشند كه در انتخاب محصولات مصرفي‌شان كليه هزينه‌هاي جانبي از جمله هزينه آلودگي محيط زيست را در نظر بگيرند .

 تداركات سبز: يكي از اهداف اساسي تداركات هزينه‌هاي محيطي است . پيشرفتهاي پيچيده‌اي در توزيع در بخش تداركات صورت گرفته است. اين نوآوري براي اولين بار در سال ۱۹۹۰ توسط آلماني ها پديدار شد. تداركات برگشتي منسجم نيازمند تعهد شركتي گسترده براساس تمركز استراتژيك همانند منابع انساني و مالي است (پلونسكي و رزنبرگر،۲۰۰۱). گيونتيني و آندل در سال ۱۹۹۵ بحثي را تحت عنوان شش آر (۶R) براي شركتها مطرح كردند كه طبق آن شركتها مي‌توانند هنگام ايجاد استراتژي هاي تداركات برگشتي و فرايندها از آن استفاده كنند. ۶R تسهيل كننده تداركات برگشتي و تعاريف آنها در جدول شماره يك آورده شده‌اند. (جدول ۱ )

بنابراين، مي‌توان نتيجه گرفت كه تداركات سبز يك فعاليت استراتژيك منسجم و پيچيده است كه فرصتهاي منحصر به فردي را پيش روي شركتها قرار مي‌دهد. در صورتي كه شركتها توانايي و يا انگيزه تداركات سبز را نداشته باشند ممكن است به بازاريابي ضايعات تن دهند .

-۵ بازاريابي ضايعات: اگر چه بازاريابي ضايعات ارتباط تنگاتنگي با تداركات برگشتي دارد ولي با آن تفاوت دارد. شركتها ممكن است محصولاتي توليد كنند كه نتوانند مجدداً به پردازش آنها بپردازند. پلونسكي و رزنبرگر بر اين عقيده‌اند كه اين ديد بايد تغيير يابد، زيرا ضايعات، محصول فعاليتهاي شركت است و مانند ديگر محصولات ساخته شده مي‌تواند ارزش افزوده ايجاد كند. بازاريابي ضايعات به خاطر اينكه چنين فرض مي‌كند زباله‌ها وجود دارند و بايد به طور كاراتري با آنها برخورد شود، براي سبز بودن استراتژيك ضروري نيست. پس مي‌توان گفت كه بازاريابي ضايعات يك راه حل پاياني نيست .

-۶ ترفيع سبز: اطلاع‌رساني اطلاعات محيطي حساس رويكرد مناسبي است كه بايستي در فعاليتهاي ترفيعي بر آن متمركز شده اما نيازمند اين است كه تغييرات واقعي در فعاليتها انجام گيرد. پلونسكي بيان مي‌كند كه شركت قبل از شروع تبليغات محيطي بايستي بداند كه از ديد مشتريان كدام دسته از اطلاعات محيطي مهم‌اند و بايستي به اطلاع‌شان رسانيده شود (پلونسكي و رزنبرگر، ۲۰۰۱). آژانس حفاظت از محيط زيست (EPA) پيشنهاد كرده است كه چنين اطلاعاتي لازم است به مصرف كنندگان آموزش داده شود و اين توانايي را در آنها ايجاد كند كه تصميمات مؤثرتري نسبت به استفاده صرف از شستن سبز (استفاده كمتر از مواد شوينده) اتخاذ كنند .

-۷ ائتلافهاي سبز: يكي ديگر از عواملي كه به توسعه مفهوم بازاريابي سبز كمك مي‌كند، گروههاي سبز هستند. نتيجه تحقيقات نشان مي‌دهد كه گروههاي محيطي مي‌توانند منبع با ارزشي در كمك به درك شركت از مباحث راه‌حلهاي مناسب، به كارگيري تاكتيك ها و استراتژي هاي مناسب به حساب آيند. در كوتاه مدت اتحاديه سبز مي‌تواند به شركت در اجراي فعاليتهايش كمك كند. با وجود اين، اتحاديه سبز نمي‌تواند از عهده مشكلات بالقوه از جمله اهداف مختلف درآيد .

نتيجه‌‌گيري

مي توان گفت كه راه برگشتي به سمت توليد محصولات مخرب براي محيط زيست وجود ندارد و رفته رفته فشارهاي دولتي، رقابتي و تغيير نگرش مشتريان، شركتها را ملزم به پيروي و به كارگيري رويكرد بازاريابي سبز مي‌كند. شركتها بايد با مهندسي مجدد در فرآيندهاي توليدي و طراحي كالا و خدمات جايگاه خود را در موقعيت رقابتي تحكيم بخشند، در غير اين صورت از قطار سبز باز خواهند ماند. مي‌توان گفت رويكرد بازاريابي سبز فقط بر ارضا كردن نيازهاي مشتري تمركز نمي‌كند. بلكه طبق اين رويكرد نيازهاي مشتريان بايد به شيوه‌اي برآورده شود كه براي جامعه به عنوان يك كل نيز سودمند باشد.اصول مختلفي براي ايجاد مزيت رقابتي و رفتن به سوي سبز شدن وجود دارد كه در بردارنده فرصتهاي زير است. اولاً : سبز بودن فرايند توليد اغلب به اين منجر مي‌شود كه كارايي منابع بهبود يابد، بنابراين باعث كاهش هزينه در ساختار شركت مي‌شود و موضع رقابتي شركت را نسبت به رقبا بهبود مي‌بخشد. ثانياً: سبز بودن فعاليتهاي بازاريابي، شركت را قادر مي‌سازد كه از طريق ارائه محصولات جديد در بازارهاي جديد يا ارائه مزيتهاي اضافي براي محصولات جاري، خود را از رقبا برجسته‌تر جلوه دهد. اين امر باعث خواهد شد كه ارزش شركت براي مشتريان افزايش يابد و وفاداري مشتري را افزايش داده و در نهايت سودآوري افزايش خواهد يافت. شركتها در پي نتايج كوتاه مدت هستند و ممكن است تعهد كمتري نسبت به لزوم فرايندهاي سازماني در راستاي تغييرات اساسي داشته باشند. بنابراين، ممكن است تمايل كمتري نسبت به استقبال از رويكرد استراتژيك بازاريابي سبز داشته باشند . پس مي‌توان گفت در بازاريابي سبز قبل از آنكه نتايج مهمي حاصل شود، لازمة آن، صرف زمان، تعهد و منابع است .

منابع و مأخذ

۱ – اميني فضل الله،شهريور۱۳۷۹ «مسئوليتهاي اجتماعي مديران و بنگاههاي كسب و كار»،تدبير،شماره۱۰۵،صص ۲۷-۲۲

۲ – نظرآهاري عليرضا،تير ۱۳۷۴،«مديريت و استراتژيهاي سبز»،تدبير،شماره ۵۳،صص ۴۰-۴۷

[۳] Baker Michael J. (1996), Marketing (An Introductory Text), Macmillan press Ltd, pp: 529-532

[4] Bovee Courtland L .and Thill John v. (1992), “Marketing,” McGraw-hill, pp: 5, 44, 715, 58

[5] Cateora Philip R .and Granham John L. (2002),” International Marketing,” McGraw-Hill, pp: 34, 62- 63, 350

[6] Govina Norman A. (2004),” Dictionary of Marketing Management Communication, sage publications, p: 87

[7] Jain Subasha C. (2001), International Marketing, south-western, pp: 376-377

[8] Kotler Philip and Armstrong Gary. (1999), principles of marketing Prentice-Hall International Inc, 361-364

[9] Peattie Ken. (2001), Towards sustainability: The Third Age of Green Marketing, Journal of Marketing Review

[10] Peatti Ken. Environmental Marketing Management. Pitman Publishing, (1995)

[11] Kotab Massaki and Kristian Helsen . (2004),Global Marketing Management, John Wiley &Sons Inc , P:144,157

[12] Polonsky Michael Jay Itroduction To Green Marketing. Available on Internet

[13] Polonsky Michael Jay and Rosenberger III Philip. (2001), Reevaluating Green Marketing: a Strategic approach Journal of Business /September October

[14] Pride William M. and Ferrell O. C, (1995) ,Marketing (Concepts and Strategies ) ,Houghton Mifflin, pp: 72, 84

[15] Solomon Michael R. and Stuart Elenara W. (1997), Marketing (Real People, Real Choice), Prentice-Hall International Inc. pp: 5, 83-84, 390

[16] Witzel Morgan, (1999), Dictionary of Business and Management, International Thomson Business. Press pp: 131-132

[17] Zikmund William G. and Damico Michael, (2001), Marketing( Creating and Keeping Customers in an E-Commerce ) South-Western college publication, pp:22- 26

مولف/مترجم: دكتر حبيب ا.. دعايي؛ علي فتحي؛ علي كاظم شيخيان

منبع: ماهنامه تدبير-سال هفدهم -شماره ۱۷۳

 

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۴۲ توسط:مديريت موضوع:

بررسي شاخص هاي رضايت مشتريان و ارائه راهبردهاي مشتري مدار (CSM)

بررسي شاخص هاي رضايت مشتريان و ارائه راهبردهاي مشتري مدار (CSM)

در واقع هر قدر عدم اطمينان محيطي بيشتر و بي ‌ثباتي و ناپايداري آن افزون تر گردد، توجه به خواست ‌ها و نظرات مشتري براي بقاء، تداوم و رشد سازمان ها بيشتر ضرورت مي ‌يابد. تمركز و توجه محوري به خواست‌ هاي مشتريان از مشخصات بارز سازمان ها در اين دهه و البته دهه‌ هاي آينده است. بدون شك سازمان هايي در اين مسابقه سخت و بي ‌پايان پيروز خواهند شد كه سريع تر و بهتر از رقبا نيازها و خواست ‌هاي مشتريان را تشخيص داده و منطبق و بلكه فراتر از انتظارات مشتري محصولات خود را توليد و ارائه نمايند. پيدايش دانش بازاريابي با انقلاب صنعتي كه با خود تخصص ‌گرايي، توليد مكانيزه، انبوه و استاندارد را به ارمغان آورد، همراه بود و ابتدا براي حل مشكلات فروش محصولات سازمان ها و كسب سود بيشتر مطرح و به سرعت گسترش يافت. نگرش بازاريابي ابتدا از توليد مداري آغاز و به فروش مداري، بازار مداري و نهايتا مشتري مداري تحول و تكامل يافت هدف از رويكرد سنتي بازاريابي كه مفاهيم توليد مداري و فروش مداري را دربردارد، ايجاد شرايط مناسب براي فروش محصولات سازمان و به حداكثر رساندن ميزان فروش است.

در اين رويكرد رمز و راز سودآوري، افزايش توليد و فروش است. رويكرد نوين بازاريابي نقطه مقابل رويكرد سنتي آن است. خاستگاه تمامي اهداف و برنامه ‌ها و اقدامات سازماني در مفهوم نوين بازاريابي به طور اعم بازار و به طور اخص مشتري است. رضايت و مالا خرسندي مشتري قله آمال و اهداف سازماني است. كسب سود و به حداكثر رساندن آن هدف نيست بلكه پاداش نيل به رضايت و خشنودي مشتري است. در واقع كسب سود از طريق رضايت مشتري حاصل مي ‌شود و معني و مفهوم مي ‌يابد. مشتري مداري جديدترين رويكرد بازاريابي و نقطه تكامل آن است. اين رويكرد كه يك استراتژي جامع براي اداره، هدايت، رشد و توسعه سازمان هاي تجاري است، بيانگر آن است كه تمامي اقدامات و فعاليت ‌هاي سازماني مي ‌بايست براساس خواست و نظر مشتري تعريف و انجام شود. يعني همانند گردش زمين به دور خورشيد، سازمان نيز صرفا بايد حول محور مشتري حركت و چرخش نمايد. مشتري مداري نوشدارو و راز بقاء و موفقيت سازمان ها در محيط به شدت تغييرپذير كنوني است.

فرآيند رويكرد مشتري مدار با مطالعه و بررسي نيازها و خواست ‌هاي مشتريان آغاز مي ‌شود و با طراحي محصول، توليد و فروش و سپس با سنجش رضايت مشتري به عنوان شاخص اصلي عملكرد ادامه مي‌ يابد پايه و اساس انجام تمامي مراحل عمليات سازمان، داده‌ هاي كسب شده از مشتري است. در واقع درونداد مشتري، مهم ‌ترين ورودي سيستم سازمان هاي مشتري مدار است. مشتري، محور حركت اين نوع سازمان هاست. توجه به خواست و انتظار مشتري چراغ راهنماي عمليات و اكسير حيات و بقاي سازمان است. محصولات، پاسخ سازمان به خواست‌ هاي مشتريان است و براساس انتظارات آنان طراحي توليد و عرضه مي‌ شوند. در الويت قراردادن مشتري در همه امور و برنامه ‌ها، هم چنين پاسخ گويي موثر به نيازها و خواست ‌هاي او، سرآغاز رويكرد نوين بازاريابي است. مشتري عامل اصلي حيات، بقاء، رشد و توسعه هر سازمان تجاري است. هدف اساسي سازمان مشتري مدار نيز ايجاد و حفظ مشتري راضي است. در اين راستا ارتقاء رضايت مشتري و فراتر رفتن از انتظارات او، محرك اصلي تحرك و فعاليت سازماني است. سنجش رضايت مشتري(CSM) و داده ‌هاي حاصل از وي، ابزار بسيار كارآمد و موثر در نيل به هدف مذكور است. تكنيك CSM، در اصل نوعي مكانيزم رسمي به منظور شناخت نظرات و انتظارات مشتري جهت بهبود امور و نوآوري است. نظامي براي دستيابي، تحليل و استفاده از درونداد اطلاعات مشتري در فرايند يادگيري سازمان است.

در واقع اگر بخواهيم"ارزش مشتري" به خوبي ايجاد شود، برنامه CSM عنصر يا عامل ضروري آن خواهد بود. سطح "ارزش مشتري" حدي است كه در آن انتظارات مشتري برآورده شده يا از آن فراتر مي ‌رود. برنامه CSM بهترين شيوه براي مشخص كردن اين انتظارات است. بدون اين برنامه بيشترين كاري كه سازمان مي ‌تواند انجام دهد، حدس و گمان راجع به انتظارات مشتري است و البته حدس و گمان اساس خوبي براي تصميم‌گيري نيست. CSM ابزار اساسي و محوري در تحقق رويكرد مشتري مدار است. يك برنامه خوب CSM مشتري را به بخش پويا و حيات ‌بخش يادگيري سازمان و فرآيند تصميم‌گيري تبديل مي ‌كند. اين برنامه، ايده‌ ها را به منظور نوآوري ‌هاي توليدي و حتي مديريتي، تسخير مي‌كند. برنامه CSM نه تنها پاسخگوي سئوال"چه كاري مي توان به منظور بهبود ارزش انجام داد؟" هست، بلكه جواب گوي پرسش"چگونه مي ‌توان فرايندها را بهبود بخشيد؟" نيز مي ‌باشد. اين امر مستلزم آن است كه اطلاعات كيفي و كمي به طور وسيع منتشر شده و به كار گرفته شود. سازمان هاي مشتري مدار همواره از طريق اجراي مداوم و سيستماتيك تكنيك CSM، درونداد بهتري فرايندهاي طراحي و توليد محصول، رسيدگي به شكايات مشتري، نگهداري مشتري و راه هاي مؤثر اختلاط فعال و تماس رودرو با مشتري است. داده‌ هاي حاصل از CSM هم چون نورافكني، مسير و چگونگي تصميمات و اقدامات سازماني را روشن و مشخص مي‌ كند و به طور مداوم سازمان را با يادگيري، پويايي و نوآوري تقويت مي نمايد. 

منبع: سايت حركت

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۴۱ توسط:مديريت موضوع:

بازاريابي ميداني در تقابل با بازاريابي حسي

بازاريابي ميداني در تقابل با بازاريابي حسي

ظاهراً با دو دسته و گروه يا صفبندي در بين شركتها مواجه هستيم از يكطرف فعالان بازاريابي حسي و از طرف ديگر كساني كه معتقد هستند اين افراد بايستي زيرمجموعه و تحت قلمرو بازاريابي ميداني قرار بگيرند. البته ما در اين مقاله نمي خواهيم كه وارد اين دعوا شده و از گروه خاصي طرفداري كنيم.

مباحث هر دو گروه كما بيش در مطبوعات و مجلات بازرگاني و مرتبط با كسب و كار به چاپ رسيده است اما مسئله اساساً به تعاريف بازمي گردد....

تعريف بازاريابي ميداني نه بر اساس فعاليتي كه شركتهاي بازاريابي ميداني برعهده مي گيرند كه براساس روشي كه كسب و كار آنها اداره مي شود، تعريف شده است يعني بكارگيري كاركنان براي ارائه يك برند"درميدان". مفهومي كه براي پوشش يك دسته فعاليتهاي مجزا رشد و توسعه پيدا كرده است. كار حسي تنها يك روش بكارگيري كاركنان ميداني است و البته فعاليتهاي سنتي بيشتري در بازاريابي ميداني وجود دارد نظير بازرسي خرده فروشي ها، بازارپردازي و فروش مستقيم.

·        مسئله اي كه اين صنعت با آن روبروست اين است كه تعداد قابل توجهي از اين شركتها معتقد هستند كار تجربه برند را به يك قاعده بازاريابي، رشد و توسعه داده اند. آنها بر خلاقيت، نقش برند سازي در مقايسه با فعاليت تكنولوژي- رانش شركتهائي كه تمركزشان بر ديده شدن و قابل دسترس بودن برند است، تأكيد مي كنند.

·        جاي تعجب نيست كه برخي بازاريابهاي ميداني سنتي بي توجه به تخصصي شدن فعاليت بازاريابي حسي هستند. بازاريابي حسي به عنوان بخشي كه توجه و علاقه شركتهاي كارفرما را به عنوان روشي براي اشتغال مصرف كنندگان به خود جلب كرده ديگر به يك فعاليت تخصصي تبديل شده است. سالهاي گذشته شاهد آزمايش ابزار ارتباطي شركتهاي بزرگ FMCG در كمپين ها بوده ايم. در حاليكه برخي از فعالان صنعت اين سئوال را مطرح مي كنند كه آيا هزينه كل فعاليت رو در رو افزايش پيدا كرده است، تعدادي نيز اين تغيير بودجه را از تست نمونه و سمپلينگ به كارهاي دقيق و پيچيده تر تجربه برند، انكار مي كنند. بسياري از شركتهاي متخصص شاهد رشد چشمگير گردش مالي طي سالهاي گذشته در اين حوزه بوده اند و بر اين باور خود بسيار پافشاري مي كنند.

·        موضوع بازگشت سرمايه (ROI) نيز از ديگر نكات بحث برانگيز و مناقشه آميز بين شركتهاي سنتي بازاريابي و متخصصين بازاريابي حسي است. مطابق با CPM’s Hughes ، نرخ بازگشت سرمايه براي شركتهاي سنتي بازاريابي ميداني يك موضوع قديمي است كه نيازمند جايگزيني مدل هائي اثربخش براي رقابت است. درست برعكس، اثبات بازگشت سرمايه گذاري يك شركت كارفرما هنوز يك موضوع زنده در بين متخصصين خريدهاي حسي است و تا اندازه اي به اين علت است كه اهدافي نظير ايجاد وفاداري يا تغيير ذهنيت يك برند، مفاهيم كيفي سختي براي اندازه گيري بوده و تبديل آنها به داده هاي فروش كار ساده اي نيست. اين مطلب در صورتي كه تجربه برند در دراز مدت رشد پيدا كند، قطعي خواهد بود... مسئله اينجاست كه اگرچه شركتهاي كارفرما خواستار اثبات بازگشت سرمايه هستند، اما هنوز بر سر هيچ روش استاندارد مورد پسند همگان ، توافقي انجام نگرفته است.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۴۱ توسط:مديريت موضوع:

اصول و استراتژيهاي نوين در بازاريابي تجاري

اصول و استراتژيهاي نوين در بازاريابي تجاري

اطــلاعاتي كه در اين مقاله در اختيار شما قرار مي گيرد از منابع مخـتلفــي از جــمله كتاب “مزاياي رقابت” اثر “مايك پورتر”، و چند اثر از فيليـپ كـــاتـــلر گــــردآوري شده است. مفاهيمي نظير: استراتژي هاي كلي، روش هاي قـيمت گذاري، توزيع، توسعه تـبليغات و تقسيم بندي در بازار مورد بحث و بررسي قرار خـواهد گرفت. فاكتورهايي مانند نفوذ در بازار، سود، بودجه، بــررسي اقتـــصــادي، سرمايه گذاري هاي كلان، فعاليت هاي دولتي، تغيـــيـرات آمــاري، پديد آمدن تسهيلات تكنولوژيك، و گرايشات فرهنگي نيز مورد بحث قرار خواهد گرفت.
به منظور تبيين خط مشي كلي بازاريابي مي بايست همواره دو نكته اساسي را در نظر داشت:
چگونه مي توانيد در عرصه رقابت ها، تجارت مقرون به صرفه اي داشته باشيد
چگونه مي توانيد از برنامه هاي معين شده روزانه حمايت كرده و آنها را اجرا نماييد
اين روزها به دليل به وجود آمدن رقابتهاي بسيار شديد و تنگاتنگ، تعيين يك نوع استراتژي كلي از ملزومات كار به شمار مي رود. شما با اين كار مي توانيد توان برابري محصولات خود را با ساير كالا ها تضمين كنيد؛ براي پي ريزي اين استراتژي بايد اسلوب مشخصي را به كارگيريد تا بتوانيد آن را به طور روزانه در برنامه كاري خود به مرحله اجرا درآوريد. اگر تكنيك انتخابي شما توسط منبع موثقي از كارشناسان متبحر پي ريزي نشده باشد، ارزش چنداني نداشته و كاربردي نخواهد بود.
در روند ايجاد يك طرح كاربردي در عرصه تجارت بايد عوامل بيشماري را در نظر گرفته و مورد بررسي قرار دهيد. البته در ميان كليه اين عوامل، فاكتورهايي هستند كه از اهميت بيشتري برخوردار مي باشند. بايد توجه داشت كه تعيين هرگونه خط مشي كلي نيازمند ملاحظات مخصوص به خود مي باشد. لازم نيست “همه” ي عوامل مهم را در تبيين خط مشي هاي كلي، دخيل كنيم. اگر كمي بيشتر قت كنيد، متوجه خواهيد شد كه در اكثر استراتژي ها نقاط اشتراكي به چشم مي خورد. در اين قسمت نگاهي به چند نمونه از مهمترين فاكتورهاي قابل بررسي خواهيم داشت.
براي تعيين استراتژي كلي، ابتدا بايد اهداف كلي سرمايه گذاري و تشكيلات اقتصادي خود را معين كنيد. به طور كلي اين مطلب در يكي از چهار گزينه زير تعريف مي شود:
اگر بازار نياز مبرمي به كالاي ارائه شده شما داشته باشد و كالا با بهره گيري از بهترين كيفيت عرضه شود، بايد سرمايه گذاري كلاني روي آن انجام دهيد تا ارائه خدمات به بهترين نحو انجام پذيرد.
اگر بازار نياز مبرمي به كالاي شما داشته باشد، اما كالا از كيفيت چندان مطلوب برخوردار نباشد، بايد سعي كنيد كه به هر نحوي كه شده كيفيت كالا را بهبود بخشيده و اين مقوله را در راس اولويت هاي تجاري قرار دهيد.
اگر بازار نياز چنداني به كالاي شما نداشته باشد اما در عين حال محصولات شما از كيفيت بالايي برخوردار باشند بايد بازاريابي كنيد تا بتوانيد ميزان تقاضا را بالا برده و ميزان سود خود را افزايش دهيد.
پس از اينكه توانستيد بهترين راه كسب سود را انتخاب كنيد، قدم بعدي اين است كه روشي را براي چگونگي “عرضه” انتخاب كنيد؛ بيشتر بايد به دنبال روشي باشيد كه در بازار عموميت بيشتري داشته باشد، به اين معنا كه بايد از استراتژي هاي كلي و عمومي پيروي كنيد. ( اين نوع استراتژي ها براي نخستين بار توسط “مايكل پورتر” در كتاب معروفش با نام “مزاياي رقابت” بيان شد.
استراتژي مديريت قيمت ها بر اين اصل استوار است كه شما مي توانيد خدمات و يا كالاهايي با كيفيت بالا را توليد كرده و آنها را با قيمتي پايين تر از قيمت رقبا به فروش برسانيد. اين قيمت هاي پايين به تدريج به شما سود مي رسانند چرا كه ميزان تقاضا بالا مي رود و فروش افزايش پيدا مي كند. برخي از فاكتورهايي كه بايد در مقوله مديريت نرخ ها به آن توجه داشت اين است كه خدمات و محصولات بايد همچنان در دسترس بوده و قابل استفاده باشند، سرمايه در چرخه كار باشد، توانايي و مهارت كاركنان در توليد بالا باشد، نيروي انساني به خوبي مديريت شود، هدف از توليد محصول تسهيل در ساخت و مصرف آن باشد، توزيع با قيمت پايين انجام شود.
استراتژي ايجاد تمايز به معناي توليد كالا و يا خدماتي است كه به خودي خود منحصر بفر هستند و همانند آن تاكنون در بازار يافت نشده است. براي جلوه دادن بيشتر كار مي توانيد به مارك هاي جديد، تكنولوژي اختصاصي، ويژگي هاي استثنايي، خدمات ممتاز، شبكه قوي توزيع، و يا ساير مواردي كه در صنعت شما بي همتا هستند، اشاره كنيد. اين بي همتايي نهايتاً بايد شما را به سودي بيش از هزينه صرف ساخت محصولات كارخانه اي برساند. از ديگر شرايطي كه براي حمايت از استراتژي ايجاد تفاوت (تمايز) بايد ذكر كرد، مي توان به موارد مقابل اشاره كرد: قابليت هاي بالاي بازاريابي، بررسي فني و موثر محصولات، داشتن پرسنل خلاق، برخورداري از توانايي انجام مطالعه و تحقيق، و برخورداري از اعتبار بالا.
استراتژي متمركز يكي از دشوارترين و از نظر تكنيكي يكي از پيشرفته ترين استراتژي هاي كلي و عمومي به شمار مي ورد، و هدايت و رهبري آن نسبت به استراتژي ايجاد تمايز و مديريت قيمت ها دشوارتر است. اين نوع استراتژي براي هدف گيري يك بخش “متمركز” در نظر گرفته شده است و معمولاً زماني به كار گرفته مي شود كه استعمال استراتژي مديريت قيمت ها و ايجاد تفاوت در بازار، مقرون به صرفه نباشد. اين تكنيك معمولا بر پايه تحت پوشش قرار دادن هدفي خاص، آن هم به طور استثنايي و متفاوت (و نه مثل هميشه) مي باشد تا به موجب آن توان رقابت را از ديگران بگيرد و به اصطلاح آنها را خلع سلاح نماييد. در اين شيوه اغلب خورده پاهاي موجود در بازار سرمايه هدف قرار مي گيرند و از آنجايي كه اين نوع توليد كنندگان، كوچك هستند و توان رقابت شديد را ندارند به سرعت از پا در مي آيند و در نتيجه شما در كوتاه مدت صاحب سود فراواني مي شويد.
● قيمت گذاري
پس از تشريح اهداف عمومي و انتخاب استراتژي كلي، بايد بر سر انتخاب استراتژي هاي كاربردي تصميم گيري كرد. تكنيك هاي اين روش بسيار زياد بوده و غالباً شبيه به هم هستند. يكي مواردي كه در اين زمينه بايد بر روي آن مطالعه كرد، مسئله قيمت گذاري است. استراتژي قيمت گذاري معمولاً تحت تاثير شديد ميزان درآمد شبكه اي و اهداف شما براي بدست گيري و كنترل بلند مدت بازار است. در مورد اين مطلب نيز سه نكته مختلف وجود دارد كه بايد در نظر گرفته شود.
استراتژي اسكيمينگ به اين معنا كه محصولي را با قيمت بالا عرضه كنيد و متعاقباً براي توسعه فروش، روي قيمت آن تخفيف تدريجي قائل شويد. اگر كيفيت محصول شما با محصولات مشابه آنقدر تفاوت داشته باشد كه بتوانيد براي آن قيمت بالايي در نظر بگيريد و خودتان هم تصميم داشته باشيد كه به سود زود هنگام دست پيدا كنيد و تمايلي به نفوذ در بازار و كنترل آن نداشته باشيد، مي توانيد از اين تكنيك بهره گرفته و براي محصولات و يا خدمات خود نرخ بالايي را در نظر بگيريد.
استراتژي نفوذ در بازار كه اگر رسيدن به درآمد زودرس مد نظرتان نباشد و تصميم داشته باشيد كه در كنترل بازار نفوذ كنيد مي توانيد از اين شيوه كمك بگيريد. در اين تكنيك بايد قيمت هاي بسيار پاييني براي محصولات و خدمات خود در نظر بگيريد.
استراتژي قيمت گذاري قابل مقايسه به اين معنا كه اگر شما در بازاري كه محصولات خود را عرضه مي كنيد، به عنوان يكي از سردمداران صنعت مذكور شناخته نمي شويد، به طور حتم كساني كه قدرت كنترل بازار را بدست دارند در ذهن بازار يك ” پيش نگري در مورد بها” بوجود مي آورند. در اين شرايط شما مي توانيد محصولات خود را با قيمتي كه با محصولات رقبا برابري مي كند به بازار عرضه نماييد.
● توسعه
براي فروش محصولات و خدمات ارائه شده شما بايد آنها را به تدريج توسعه داده و تبليغات را نيز فراموش نكنيد. در اين ميان دو استراتژي با نام هاي يورش و كشش مطرح مي شوند.
در استراتژي يورش بايد استفاده خود از كليه كانال هاي موجود براي توزيع را به حداكثر برسانيد تا بتوانيد كليه محصولات و خدمات خود را با فشار زياد وارد بازار فروش كنيد. اين كار معمولاً نيازمند تخفيف هاي زيادي است. از اين طريق مي توانيد خريداران بسيار زيادي را به خود جلب كنيد و نتيجتاً نياز شما به تبليغات نيز كاهش پيدا كند.
استراتژي كشش نيازمند تبادل دو جانبه، در يك سطح مشترك با آخرين مصرف كننده مي باشد. در اين روش استفاده از كانال هاي متعدد توزيع آن هم در اولين مراحل توسعه، به كمترين ميزان خود مي رسد، همچنين در اين ميان بايد بر روي تبليغات سرمايه گذاري هاي كلاني انجام داد. هدف اين استراتژي اين است كه مشتري هاي احتمالي را به سوي كانال هاي مختلف توزيع بكشاند و ميزان تقاضا را افزايش دهد.
براي تبليغ محصولات و خدمات راههاي بسيار زيادي وجود دارد كه در اين قسمت اشاره اي اجمالي به برخي از انواع آن خواهيم داشت.
بهره گيري از تبليغات پيرامون مقايسه محصولات در بازاري كه محصول خود را ارائه مي دهيد شيوه مناسبي است. اگر محصولات شما همچنان وارد بازار شوند و نسبت به محصولات مشابه مزاياي بيشتري داشته باشند، آنوقت مقايسه كالا ها با يكديگر و استفاده از اين مطلب در تبليغات كمك زيادي به شما خواهد كرد.
تبليغات پيرامون مزاياي كالا، به ويژه در زمانيكه قصد توسعه بازرگاني را داريد و تصميم نداريد كالاي خود را با هيچ يك از كالاهاي مشابه رقيبان مقايسه كنيد، استفاده بسيار زيادي دارد. اين نوع تبليغات به ويژه در زماني كاربرد پيدا ميكنند كه شما يك كالاي جديدي را كه مطابق با نياز مصرف كننده باشد به تازگي وارد بازار كرده باشيد، به همين دليل همانطور كه مشاهده مي كنيد هيچ گونه دليلي براي مقايسه با كالاي هاي قبلي ديده نمي شود.
تبليغات پيرامون محصولات زنجيره اي. در اين مورد شما توليد كننده اي از خانوداه محصولات تقريباً نزديك به هم هستيد كه كاربرد يكساني دارند. به همين دليل مي توانيد در تبليغ بگوييد كه خريد يك ست كامل به نفع مشتري هاست و مشتري ها مي توانند با خريد يك ست كامل، از مزاياي ديگري كه براي آنها در نظر گرفته شده، بهرمند شوند.
تبليغات جمع بندي شده و شركتي. زماني كه محصولات بسيار زيادي داريد و احساس مي كنيد كه تبليغ تك تك آنها در نظر خريداران شايد كمي خسته كننده به نظر برسد، بهتر است به جاي اينكه بخواهيد هر يك از محصولات را تك تك معرفي كنيد، محدوده كاري فعاليت را مشخص كنيد.
● توزيع
براي اينكه كالا و خدمات خود را در اختيار خريدارن قرار دهيد بايد تكنيك هايي را پيرامون مسئله “پخش” انجام دهيد كه در اين قسمت با برخي از انواع آنها آشنا مي شويد؛
فروش قطعي به فروشي مي گويند كه شما محصولات خود را به سازمان و ميادين مخصوصي ارائه مي دهيد و آنها خودشان بازار مناسب براي فروش را پيدا مي كنند.
فروش مستقيم به نوعي از فروش مي گويند كه با استفاده از سازمانهاي مستقيم كالا را به فروش مي رسانيد كه از انواع آن مي توان به فروش تلفني،اينترنتي، و پستي اشاره كرد.
عمده فروشي از اين قرار است كه شما كالا و يا خدمات خود را توسط يك واسطه به صورت يكجا مي فروشيد و او كالا را ميان خرده فروش ها تقسيم مي كند.
جزئي فروشي شخصي به اين شرح است كه با استفاده از خدمات شخصي و بدون كمك گرفتن از واسطه يا ارگان خاصي، كالاها و محصولات را مبين خرده فروشان تقسيم مي كنيد.
جزئي فروشي خدماتي به اين شرح است كه شما كالاي خود را با كليه اختيارات در اختيار كانال هاي پخش جزئي مي گذاريد.
البته بايد توجه داشت كه انتخاب روش مناسب براي قيمت گذاري، توسعه، و توزيع تا حدود بسيار زيادي تحت تاثير نوع صنايع و بازار خريد و فروش قرار دارد. شما براي شروع، بسته به نوع فعاليت و بازار كار بايد يك استراتژي را انتخاب كنيد و سپس به مروز زمان با بررسي هاي دقيق تر، تكنيك هاي انتخابي خود را تغيير دهيد. اگر يكي از فاكتورهاي دخيل در اين زمنيه تغيير پيدا كند، به طور قطع بايد استراتژي كلي خود را نيز تغيير دهيد.
● محيط
فاكتورهاي محيطي نيز مي توانند تاثيرات مثبت و يا منفي بر روي تجارت و بازار داشته باشند. عواملي كه در اين زمينه بايد مورد توجه قرار گيرند، به اين شرح مي باشند:
▪ فعاليت هاي دولت:
برنامه هاي در دست اجرا و يا برنامه هايي كه قرار است در آينده انجام شوند- هم مي تواند به استراتژي شما كمك كند و هم مي تواند آنرا تضعيف نمايد. به عنوان مثال عواملي نظير تعيين قوانين در مورد يارانه، امنيت كالا، سودمندي و كاربردي بودن آن، جواز كار، محدوديت دستيابي به مواد اوليه و كنترل قيمت ها به راحتي مي توانند در موفقيت و يا شكست تجارت شما نقش مهمي را بازي كنند.
▪ تغيير در جمعيت:
تغيير هاي پيش بيني شده در آمارها مي تواند باعث رشد و يا عقبگرد شما در بازار شود. اين فاكتورها شامل عواملي نظير:
تحصيلات، سن، درآمد، و موقعيت هاي جغرافيايي مي شود.
▪ توسعه تكنولوژي:
تغييرات تكنولوژيك نيز مي توانند به نفع و يا به ضرر شما باشند.
▪ معيارهاي فرهنگي:
تغيير در فرهنگ مانند نحوه زندگي، و تغيير در مد، ممكن است از محصولات شما حمايت نمايد و يا آنها را رد كند.
● مشتري
بايد بدانيد كه بخش هاي مختلف بازار را چگونه مي توان بر اساس خصوصيات مشتري تعريف كرد. هدف اصلي شما بايد جذب مشتري در بازار باشد. فاكتورهايي كه در اين مورد مطرح مي شوند به شرح ذيل مي باشند؛
پتانسيل براي رخنه كردن در بازار به اين بستگي دارد كه آيا شما مي خواهيد كالاهايتان را به مشتري هاي قبلي بفروشيد و يا اينكه به دنبال جذب مشتري هاي جديد هستيد. مشتري ها تا چه ميزان از محصولات ارائه شده ي شما آگاهي داشته و به آنها آشنا هستند؟ آيا اطلاعاتي در زمينه كالاها، رقابت در بازار، نرخ رشد صنعت و جمعيت دارند؟
اشتياق مشتري ها به پرداخت بهايي بالاتر به دليل سطح ارتقا يافته كيفيت در محصولات شما و رفع بهتر مشكل آنها وجود دارد؟
مدت زمانيكه طول مي كشد يك مشتري تصميم بگيرد كالاي شما را خريداري كند، بستگي به اين عوامل دارد: ميزان اعتمادي كه به كالاي شما دارد، تعداد افرادي كه در تصميم گيري شركت مي كنند، ميزان نياز به خريد كالا، و ريسكي كه به طور معمول در خريد كردن وجود دارد.
اشتياق مشتري به پرداخت قيمت كالا به وسيله اطلاع آنها در زمينه قيمت گذاري هاي رقابتي، قدرت خريد آنها، و نياز آنها به خصوصياتي نظير كيفيت، دوام، قابليت اعتماد، استفاده آسان، و يكنواختي دارد.
احتمال اينكه مشتري كالاي شما را انتخاب كند به عوامل زير بستگي دارد: حساسيت و ميزان نياز مشتري به كالا، عكس العمل آنها نسبت به تغييرات، اهميت فوايد محصول براي او، حدودي كه براي استفاده روزانه كالا قائل مي شود، و نهايتاً اعتبار كالا
● محصولات/خدمات
شما بايد به طور كامل با عواملي كه سبب مي شوند كالا و يا خدمات شما به عنوان مدعيان نيرومندي در بازار شناخته شوند، آشنا باشيد. مواردي كه بايد در نظربگيريد به اين شرح هستند:
اينكه قسمت و يا تمام تكنولوژي مورد نيزا براي توليد كالا اختصاصاً در انحصار خودتان هست يا خير.
ميزان سودي كه مشتري از مصرف كالا مي برد
مدت زمانيكه كه كالا مي تواند نسبت به ساير محصولات موجود در بازار برتري داشته و تفاوت آن كاملاً چشمگير باشد
مدت زمانيكه مي توان از مشكلات ابتدايي جلوگيري كرد. اين مشكلات مي توانند شامل مواردي از اين دست باشند: كمبود مطابقت با استانداردهاي صنعتي، كمبود مواد اوليه، كنترل كيفيت ضعيف، مشكلات نظمي، و ناتواني در تخمين ميزان فايده كالا براي مشتري
نيروي بالقوه براي فروش كالاي از رده خارج شده كه تحت تاثير عوامل ذيل است: تعهد تجار براي توسعه توليد، توانايي فروشنده براي برخورد مناسب با پيشرفت هاي تكنولوژيك، و امكان ارائه راه حل هاي جايگزين براي مرتفع ساختن نيازهاي مشتري.
جلب مشتري با اعمال نفوذ بر روي قيمت هايي كه شما براي ارائه كالاها مي پردازيد، تعيين مي گردد. در اين زمينه بايد به مواردي نظير اين امر كه مصرف كننده چه زماني متوجه مي شود كه بايد بر روي كالا شما سرمايه گذاري نمايد، هزينه تهيه مواد اوليه تا چه حد افزايش پيدا كرده، و قيمت كالا تا چه ميزان بالا خواهد رفت نيز توجه داشت.
در خصوص فراهم آوردن منابع مناسب بايد به موارد زير توجه كرد: استانداردهاي جهاني، مشكلات تاسيساتي، تعداد گزينه هاي متفاوت، نياز به قطعات كمكي، خدمات آموزشي و تكنيكي، و نياز به توليد محصولات كمكي.
● رقابت
پيش از هر چيز بايد بدانيم كه رقيب اصليمان كيست؛ سپس بايد تشخيص دهيم كه توانايي ها، نقاط ضعف و نقاط قوت آنها در كجاست. فاكتورهاي قابل ملاحطه عبارتند از:
دانستن اين مطلب كه هر يك از رقبا داراي چه مقدار تجربه هستند، آيا قدرت ادامه دادن دارند، جايگاهشان در بازر چگونه است، پيش بيني آنها براي آينده بازار چيست، و نهايتاً دست آنها براي احاطه بازار تا چه حد باز است، از جمله موارد ضروري در اين بخش مي باشد.
● تشكيلات
ارزيابي درست در مورد توانايي كسب و كار، يكي از عوامل مهم، در توسعه تكنيك ها و استراتژي هاي شما مي باشد. نكات قابل توجه به شرح زير هستند:
▪ چگونه مي توانيد مديريت فروش را براي توليد محصولات كم هزينه بدست گيريد، چطور زير ساخت هاي قيمت را مي توان كنترل نمود، چگونه مي توان با بهره گيري از معيارهاي اقتصادي، با موانع برخورد كرد، و پرسنل توانا و كارامد استخدام كرد.
▪ بايد توانايي ايجاد محدوديت در مورد قيمت ها را داشت تا در صورت نياز تغييرات پايه اي در آن ايجاد نمود. به منظور انجام اين كار بايد با توجه به معيارهاي اقتصادي به سود كافي دست پيدا كرد، به كانال هاي متنوع توزيع دسترسي كامل داشت، و با ايجاد تفاوت، كالاي خود را مرغوب تر از ساير كالاهاي مشابه جلوه داد.
▪ براي جلوگيري از انتشار كالاي تقلبي: مقاومت در برابر تورم، توانايي نگه داشتن قيمت هاي بالا، ادامه فروش كالاهاي از رده خارج شده، و به حالت تعليق نگه داشتن بازار ضروري است.
▪ ايجاد برتري در تجارت شخصي
▪ صلاحيت بالا و شايستگي كامل تيم مديريت
▪ سازمان يافتگي تشكيلات، به كارگيري نيروي تازه، برنامه هايي به نفع خدمه، خدمات پس از فروش براي خريداران و توانايي هاي لجستيك نيز از اهميت خاصي برخوردار هستند.
▪ خدمه بايد از اين آزادي برخوردار باشند كه در مواقع ضروري تصميمات درستي اتخاذ نمايند؛ اما آنها در عين حال نبايد تاثير توزيع كنندگان، فروشندگان، اتحاديه ها، طلبكارن، سرمايه گذاران و ساير عوامل خارجي را ناديده بگيرند.
▪ آزادي برقراري ارتباط با مشكلات قانوني را نيز داشته باشند.
● توسعه و پيشرفت
مسير پيشرفت استراتژي شما تا حد بسيار زيادي تحت تاثير مرور توانايي و امكان عملي توسعه محصولات / كالا هاي شما قرار دارد. عوامل دخيل به قرار زير هستند.
▪ توانايي هاي توسعه مديريت كه بستگي به عوامل زير دارد: ميزان تجربه او در زمينه هدايت خدمه، آشنايي با فن آوري هاي جديد و قديم، اجراي پروژه هاي سنگين، و آگاهي از ابزاري كه براي پيشرفت كار لازم است.
▪ نياز به پرسنلي است كه آشنايي نسبي با فن آوري هاي روز داشته باشند و توانايي انجام كارهايي كه براي ارتقاي پروژه لازم است را داشته باشند.
▪ تناسب و كيفيت ابزار و تجهيزاتي كه براي تكميل پروژه ضروري هستند، لازم الاجراست.
▪ تامين وجه مورد نياز براي رسيدن به اهداف توسعه يافته.
▪ معين كردن اهدافي كه قابل اداره باشند.
● توليد
شما بايد خدمه خود را به خوبي مورد بررسي قرار دهيد تا ببينيد توانايي هاي آنها در سازماندهي محصولات تا چه اندازه مثمر ثمر است و چگونه مي توانيد محصولات و خدمات مقرون به صرفه اي را در اختيار مصرف كنندگان قرار دهيد. در اين مبحث بايد به نكات زير توجه كنيد:
▪ قابليت مدير توليد كه شامل: تجربه هدايت خدمه، آشنايي با تكنولوژي هاي جديد و قديم، توانايي انجام پروژه هاي پيچيده، و آشنايي با قطعات و تجهيزات توليدي، مي شود.
▪ تقسيم مناسب فعاليت ها، و تقسيم محصولات با در نظر گرفتن معيارهاي اقتصادي
▪ تجربه در فن آوري و توليد محصول
▪ كليه كارمندان بايد از حد مطلوبي از توانايي ها برخوردار باشند تا بتوانند روي هم رفته پرسنل كارامدي را تشكيل داده و به آموزش آنها پرداخت.
▪ توانايي كاركنان براي محدود كردن قدرت سوداگري فروشندگان
▪ قدرت تشكيلات براي كنترل كيفيت مواد خام اوليه و توليد
▪ دسترسي آسان به مواد خام اوليه و مونتاژ كالاهاي جايگزين
● بازاريابي/فروش
در مورد تيم بازاريابي و فروش بايد اذعان داشت كه قدرت فعلي آنها از اهميت زيادي برخوردار است. عوامل مؤثري هستند كه مختصراً نگاهي به آنها خواهيم داشت.
▪ تجربه كافي مدير فروش/بازاريابي كه بايد آشناياني را در صنعت مورد نظر داشته باشد ( چه رابطه با مشتري، توزيع كننده، كانال هاي متفاوت، و يا رسانه هاي گروهي)، آشنايي او با تبليغات، توانايي فردي در امر فروش، توانايي هاي عمومي مديريتي و داشتن سابقه اي متعارف در مورد سود و زيان.
▪ بايد شهرت خوبي داشته و در گذشته موفقيت هايي را در اين زمينه بدست آورده باشد، در نشريه ها تماس داشته باشد، و در مورد بازار سرمايه به اندازه كافي اطلاعات داشته باشد.
▪ آگاهي به چگونگي ارتقاي سطح فروش و تكنيك هاي به كار گرفته در آن مانند: كمك هزينه تجارت، نرخ گذاري هاي خاص، اعتراض به نرخ هاي نامتناسب
▪ ميزان موثر بودن كانال هاي پخش كه با توجه به ميزان همكاري، ميزان بهره برداري از كانال ارتباطي، ثبات مالي، اعتبار، دسترسي به تشكيلات كارامد، و اشنايي به محصولات و خدمات شخصي دارد.
▪ توانايي تبليغات نيز در ارتباط با رسانه هاي گروهي، بودجه در نظر گرفته شده براي امور تبليغاتي، تجربيات قبلي، انتخاب آسان ترين راه براي تبليغ كالا، و پايبندي به تبليغ مورد بحث و بررسي قرار خواهند گرفت.
▪ توانايي فروش نيز با توجه به در دسترس بودن پرسنل، ميزان كارايي آنها، جايگاه فروش، توانايي ايجاد گروههاي هدايتي فروش، ارتباط مناسب با گروههاي پخش، توانايي تشخيص فوايد محصولات ارائه شده، و حمايت از فروش، تعيين مي گردد.
▪ ميزان حساسيت تشكيلات، ميزان آگاهي مشتري از محصول، و وضعيت فعلي بازار نيز جزء مواردي هستند كه نبايد از ذهن دور نگه داشته شوند.
● خدمات پس از فروش
ارائه خدمات پس از فروش مناسب تاثير زيادي بر روي موفقيت تجارت شما در بازار دارد. نكات مهم در اين زمينه به شرح زير مي باشند:
▪ مدير خدمات پس از فروش نيز بايد با موارد مشابهي نظير: نوع فراورده ها، مصرف كنندگان، كنترل كيفيت، پشتيباني فني، فروش و بازاريابي به خوبي آشنايي داشته باشد.
▪ فراهم بودن پشتيباني فني براي ارائه خدمات در مورد محصولات فروخته شده.
▪ خدمات پس از فروش به عنوان يكي از نكات بارزي است كه نام محصولات شما را در ذهن مشتري جاودانه مي سازد.
▪ اعتبار تشكيلات، با برخورداري از خدمات پس از فروش بالا خواهد رفت.
● جمع بندي
پس از اينكه استراتژي مورد نظر خود را انتخاب كرديد، با توجه به اطلاعاتي كه در زمينه هاي مختلف در اينجا در اختيارتان قرار داده ايم، بايد تحليل و بررسي كنيد كه آيا اصلاً تكنيك انتخابي، شما را به اهدافتان مي رساند يا خير. دو نمونه از مهم ترين ارزيابي ها در اين قسمت مورد تحليل و بررسي قرار خواهد گرفت.
● هزينه ورود به بازار
با استفاده از اين عامل مي توانيد دريابيد كه تا چه حد بايد هزينه متحمل شويد تا بتوانيد كالا، محصولات، و خدمات خود را وارد بازار نماييد. عوامل دخيل عبارتند از:
● توانايي هاي بازاريابي
▪ دسترسي به مواد اوليه ارزان قيمت و توليد مؤثر
▪ تجربه كاركنان
▪ پيچيدگي آماده ساختن مراحل اوليه كار كه ممكن است در اين مرحله با مشكلاتي نظير: برابري با استانداردهاي صنعتي، كمبود مواد اوليه لازم در بازار، عدم وجود كنترل كيفيت، مشكل در تنظيم برنامه هاي اجرايي، و ناتوانايي در تخمين سود حاصله اشاره كرد.
▪ تاثير كاركنان تشكيلات نيز در موادي از قبيل: توانايي سازماندهي، توان نيروي جديد، تسهيلات و خدمات پس از فروش، و توانايي هاي لجستيك، نمود پيدا مي كند.
▪ ميزان موثر بودن نحوه پخش نيز به وسيله: ميزان روابط قبلي، ميزان آشنايي با كانال هاي ارتباطي، ثبات مالي، اعتبار، دسترسي به مصرف كنندگان، و آشنايي با محصولات و خدمات خودتان اندازه گيري مي شود.
تلاش هاي تكنولوژيك نيز بسته به ميزان توسعه كلي صنعت ارزيابي خواهد شد.
ميزان سرمايه موجود نيز مهم است.
● سود تخمين زده شده
در اين مبحث بايد ميزان سودي كه به صورت بالقوه مي تواند به دست آيد و اين قابليت را دارد كه به رشد خود ادامه دهد، مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرد. عوامل مهم به شرح زير هستند:
▪ داشتن قدرت مقابله به مثل با رقبا، پايبندي به توليدات صنعتي، وضعيت نقدينگي، و پيش بيني وضعيت بازار در آينده
▪ بالا بردن توانايي تشكيلات براي رقابت در بازار از طريق: تغيير ناگهاني قيمت ها، بدست آوردن سودهاي قابل توجه از طريق براورد مقياس هاي اقتصادي، دسترسي انحصاري به كانال هاي توزيع ، و توانايي ايجاد تمايز ميان كالاي خود با ساير محصولات.
▪ ميزان رقابت به وسيله: تعداد و توانايي رقبا، محدوديت هاي موجود در بازار، تفاوت ميان محصولات ارائه شده، و ميزان سرعت رشد بازار تخمين زده مي شود.
▪ ميزان توانايي تشكيلات براي محدود ساختن چانه زدن فروشندگان نيز اهميت دارد.
▪ توانايي تشكيلات براي معلق ساختن وضعيت خودشان در بازار مهم بوده و توسط توانايي هايش براي رقابت در برابر تورم و توانايي نگه داشتن قيمت هاي بالا و همچنين توانايي فروش كالاهاي از رده خارج شده، تعريف مي شود.
▪ داشتن راه حل اضافي براي حل نيازهاي جديد مصرف كنندگان و خريداران.
▪ كاهش قدرت چانه زني مشتري ها كه توسط: سهولت جايگزين كردن كالا، قيمت محصول جايگزين، قيمت كالاي ارائه شده، تفاوت ميان كالاي ارئه شده شما و محصولات رقبا، و ميزان نياز مشتري به تهيه فراورده ها، اندازه گيري مي شود.
▪ ميزان نياز بازار به فراورده هاي جديد اهميت داشته و با توجه به رشد بازار، نياز مشتري به تامين كالاي شما، محدوديت هاي موجود براي استفاده فوري، اعتبار محصول، و تاثير آن بر روي عملكرد روزانه مشتري، تعيين مي گردد.
آزادي تشكيلات براي به وجود آوردن تصميم هاي حياتي تجاري و بازرگاني بدون تاثير گرفتن از: توزيع كننده، فروشنده، اتحاديه، سرمايه گذار، و ساير تاثيرات خارجي، نيز از اهميت خاص خود برخوردار مي باشد

نويسنده: سوده
مردمان پورتال جوانان



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۴۰ توسط:مديريت موضوع:

كسب اجازه بازاريابي

كسب اجازه بازاريابي

بخش مهمي از بازاريابي اينترنتي را بازاريابي مبتني بر كسب اجازه از مشتريان تشكيل ميدهد. وقتي براي انجام كار اضافي، از مخاطبان بازار هدف براي انجام آن كار اجازه ميگيريد، پاسخ چنين عملي قطعاً بسيار بهتر زماني خواهدبود كه بدون كسب اجازه دست به چنين كاري بزنيد. بنابراين ابتدا از مردم براي ارسال مطالبي كه ميخواهيد بفرستيد اجازه بگيريد، و اگر آنها قبول كردند، ميتوانيد به حريم خصوصي آنها وارد شويد. شركتهايي كه سعي دارند از طريق نت به حريم خصوصي ديگران بدون اجازه واردشوند، از اعتبار و اعتماد كمتري نزد مخاطبان بازار هدف برخوردارند و چنين اخباري درباره آنها سريع شايع ميشود. زماني كه نقش خود را به درستي ايفا كنيد، كسب اجازه بازاريابي ميتواند به عنوان سرمايه معتبري در رقابت بازاريابي مورد استفاده قرارگيرد. در اين فصل مسئله كسب اجازه بازاريابي و موارد استفاده آن، مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد.


تشريح اجازه بازاريابي

اجازه بازاريابي بدين معني است كه از مخاطبان بازار هدف و بينندگان سايت براي انجام كار بخصوصي مثا فرستادن چيزي به آنها اجازه بگيريد. بازرگانان و تبليغ كنندگان بسياري هر روز براي جلب توجه مخاطبان بازار هدف با يكديگر رقابت ميكنند، ولي بسياري از اين تبليغات بدون كسب اجازه از مشتريان صورت مي گيرد و مشتريان را دچار دردسرهاي فراواني ميكند به طوري كه رهايي از دست آنها براي مشتريان دشوار گشته است.
كليد كسب اجازه بازاريابي در اين است كه از مخاطبان بازار هدف خود بخواهيد داوطلبانه در اين روند شركت كنند. براي اين منظور بايد چيزي به مشتريان بازار هدف پيشنهاد ميكنيد، با ارزش و معتبر باشد. به عبارت ديگر وقتي مشتري از خود ميپرسد اين كار چه نفعي براي من دارد، بايد بتوانيد پاسخ واضح و قانعكننده به آن بدهيد. در صورتي كه مخاطبان بازار هدف تشخيص دهند اين كار (دادن اجازه بازاريابي) سودي براي آنها به دنبال ندارد، هرگز در روند بازاريابي شركت نخواهد كرد. خوب كاملاً روشن است.
در بخشهاي بعدي راههاي تشويق مردم به ديدار مجدد از سايت مورد بحث قراگرفت. تقريباً تمامي روشهايي كه براي بازگشت مجدد بينندگان به سايت عنوان شد، در مورد اخذ اجازه بازاريابي نيز كاربرد دارد. به عنوان مثال ميتوانيد براي اين كار چنين عبارتهايي را استفاده كنيد.
«ما هر هفته كوپنهاي خود را تغيير ميدهيم! اينجا كليك كنيد و به فهرست پستي ما ملحق شويد تا به محض به روزشدن سايت شما را آگاه كنيم.»
«اينجا كليك كنيد كنيد و با ملحق شدن به فهرست پستي سايت، نامههاي خبري حاوي نكات بازاريابي اينترنتي، ابزارها، تكنيكها و منابع را دريافت كنيد.»
«ما هداياي ويژه جديدي در سايت داريم. اينجا كليك كنيد تا شما را نيز به وسيله ايميل از اضافهشدن هداياي جديد به سايت مطلع سازيم.»
«هر سه هفته مسابقه جديدي در سايت برگزار ميشود. خودتان اين مسئله را چك كنيد و يا اينجا كليك كنيد تا درصورت تمايل، برگزاري مسابقات جديد را از طريق ايميل به شما اعلام كنيم.»
«ما هميشه بخش تقويم رويدادها را به روز ميكنيم. خودتان اين بخش را كنترل كنيد. و يا اينجا كليك كنيد تا شما را از طريق ايميل از زمان به روز شدن اين بخش آگاه سازيم.»
دليل تاثيرگذاري بيشتر اجازه بازارتيابي در چيست؟ اجازه بازاريابي به اجبار صورت نميگيرد. مخاطبان بازار هدف خود، داوطلب دريافت اطلاعات ميشوند و وبه همين دليل نامههايي كه دريافت ميكنند. موردعلاقه آنها بوده و انتظار دريافت چنين نامههايي را دارند. دراينصورت احتمال زيادي وجود دارد كه مخاطبان بازار هدف ايميلهايي كه به آنها ارسال ميشود، مشاهده و مطالعه نمايند. اجازه بازاريابي درصورت اجراي دقيق و صحيص، سرمايه ارزشمندي جهت كسب مشتريان جديد و برقراري ارتباط با مشتريان فعلي محسوب ميشود. در قسمت بعد، برخي از روشهاي بكارگيري اجازه بازاريابي براي بالابردن ميزان موفقيت آنلاين را بررسي ميكنيم.

موارد استعمال اجازه بازاريابي

تكنيكهاي اجازه بازاريابي با بسياري از ابزارهاي بازاريابي اينترنتي از قبيل، گروههاي خبري، نظرسنجي، مسابقات وغيره ارتباط تنگاتنگي دارند. در فصل سه بسياري از ابزارهاي بازگشت بينندگان به سايت ووفاداري مشتريان به سايت را فراگرفتيد. اجازه بازاريابي بهترين و مناسبترين روش براي استفاده از چنين ابزارهايي ايت كه تعداد معدودي از آنها بهطور مفصل در اين فصل ميشود.
گروههاي خبري، يكياز مشهورترين منابع جهت كسب اجازه بازاريابي هستند. ميتوانيد از بينندگان بپرسيد اگر تمايل به كسب اطلاعاتي درباره محصولات جديد، بخشهاي به روز شده در سايت، نكات مرتبط، پيشنهادات، اخبار صنعتي و غيره (كه مورد علاقه مخاطبان بازار هدف است) دارند، در بخش گروه خبري سايت ثبتنام كنند. اعضاي گروههاي خبري نيز از آنجايي كه قبلاً تكمايل خود را براي ارسال چنين نامههايي ابراز كردهاند، بنابراين حتماً نامه را مطالعه ميكنند. مي توانيد بهمنظور تشويق كاربران براي بازگشت به سايت و يا شركت در ساير بخشهاي سايت، چندين روش استراتژيك موثر را با هم بكار ببنديد. اگر موضوع خبري موجود در سايت درباره آخرين رويدادهاي تجاري و محصولات جديد به روز شدهباشد، كاربران را تشويق كنيد براي مشاهده محصولات جديد «اينجا كليك كنند» و پس از كليك كردن ميتوانيد آنها را به وب سايت هدايت نماييد. يكياز مزاياي گروههاي خبري اين است كه موجب ميشود شما و مخاطبان بازار هدف روبروي هم قرار گيريد و پيوسته حضور خود را به انها بازاريابي درب را به روي برقراري ارتباط با مشتريان بازار هدف ميگشايد و همين گشايش، گام بسيار مهمي در پايهگذاري ارتباط مستحكم و پرسود با مشتريان است.
ضمانت ثبتنام نيز شانس ديگري براي سرمايهگذاري با اجازه بازاريابي در اختيارتان قراردهد. بدينترتيب كه ميتوتوانيد در كارت ضمانت ثبتنام و يا فرمهاي ثبتنام و يا فرمهاي آنلاين، بخشي را به منظور تشويق مشتريان قراردهيد و از آنها بخواهيد براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد محصولات و خدمات، ابتدا عضويت خود را به ثبت رسانند. بسياري از فروشندذگان نرمافزار، روند ثبت كاربران خود را در داخل نرمافزار تعبيه ميكنند و از آنها ميخواهند از طريق اينترنت، ثبتنام خود را كامل كنند. فروشندگان نرمافزار، معمولاً در فرمهاي ثبتنام از مشتريان ميپرسند آيا مايل هستند بوسيله ايميل از ارتقا محصول نرمافزاري و يا كسب اطلاعات بيشتر درباره محصولا آگاه شوند.
سپس از مشتريان خواسته ميشود پاسخ مثبت خود را با بله و پاسخ منفي را باخير تاييد كنند. معمولاً پاسخ كاربران به اين درخواست مثبت بوده و خواهان آگاهي از زمان ارتقا يافتن محصولات هستند. ميتوانيد همزمان بادرخواست مشتري براي كسب اطلاعات در اين زمينه، روشهاي كاربردي بازاريابي ويروسي را نيز بكارگيريد. سادهترين پاسخي كه در ازاي اين درخواست به دست ميآيد، افزايش ميزان دستيابي به مصرفكنندگان است. چراكه با اين مشتري به راحتي در دسترس شما قراردارد، بدوناينكه خود وي از اين موضوع اطلاعاي داشتهباشد.
مسابقات وشرطبنديها نيز يكيديگر از روشهاي مناسب براي بكار بستن اجازه بازاريابي به شمار ميروند. در اينمورد، برگزاري مسابقه عامل اصلي ايجاد انگيزه در مردم براي ثبتنام است و ميتوان به همراه ايميلهايي كه براي آگاه كردن شركتكنندگان از برنده مسابقه ارسال ميشود. روشهاي ديگر را بكار بست و مردم را ترغيب به ديدار از سايت نمود. فرمهايي كه براي شركت در مسابقه بكار ميرود، نيز بايستي از جذابيت لازم براي جلب توجه مردم برخوردار باشد.
بهعنوان مثال به مردم بگوييد يك خردهفروش الكترونيك آنلاين هستيد. وقتي مصرفكنندگان از سايت شما ديدن ميكنند، بالافاصله آنها را به شركت در مسابقات روزانه با جوايز الكترونيك نظير Rio MP3 Player دعوت نماييد. دقت كنيد بين جايزه اهدايي، بازار هدف و هدف از راهاندازي سايت ارتباط كاملاً مستقيمي وجودداشتهباشد. درصورتيكه از اين استراتژي صحيح استفاده كنيد، احتمال شركت بينندگان در مسابقه بيشتر خواهدبود.
هر كاربري كه در مسابقه شركت ميكند، بلافاصله ايميلي به وي ارسال و در آن شركت وي در بخش مسابقه تاييد ميگردد. همچنين در اين ايميل از كاربر خواسته ميشود ضمن دعوت از ديگران براي شركت در مسابقه ديدار مجدد از سايت و خريد از آن را فراموش نكند. بايد دكمه بازگشت به پنجده مسابقه دقيقا زير آدرس ايميل محل ورود به مسابقه قرارگيرد تا بدين وسيله بينندگان بتوانند براي كسب اطلاعات بيشتر و همينطور شركت در آخرين مسابقات به سايت مراجعه كنند. اين روش بهترين نمونه نحوه ادغام مسابقات گروههاي خبري و اجازه بازاريابي و بالابردن موفقيت آنلاين است. با اين روش نه تنها مخاطب بازار هدف به شركت در مسابقه ترغيب ميشود، بلكه انگيزه مييابد براي دستيابي به خبرهاي داغ گروههاي خبري عضويت خود را در سايت نيز به ثبت رساند.

مسائل مربوط به حريم خصوصي

اجازه بازاريابي درصورت استفاده صحيح يكياز روشهاي كاملاً نتيجه بخش و موثر است. با اينحال در صورت عدم استفاده صحيح، مضرات آن بيش از فوايدش خواهد بود. به منظور جلوگيري از وقوع چنين حالتي به خاطر داشته باشيد هرگز بدون كسب اجازه از مخاطبان بازار هدف، نامه و يا چيز ديگري به آنها نفرستيد و هرگز اطلاعات شخصي آنها براي هركاري غيراز كاري كه آنها ثبت نام كرده اند، استفاده نكنيد.
اگر بدون كسب اجازه از مخاطبان بازار هدف، نامهاي بفرستيد، آنها تصور خواهند كرد اين نامه يك نامه ناخواسته (Spam) است. درصورتيكه از اطلاعات شخصي مشتريان استفاده ديگري غيراز آنچه آنها انتظار دارند، بنماييد، مردم به شما اعتماد نخواهند كرد و بهخصوص از لحاظ قانوني ممكن است دجار مشكل شويد. سوءاستفاده از اجازه بازاريابي نيز بر ارتباط شما با مخاطبان بازار هدف آسيب وارد ميكند براي اينكه شما از اعتماد آنها سوءاستفاده كردهايد. احتمال زيادي دارد مخاطبان بازار هدف، دوستان و آشنايان خود را از تجربه ناموفق خود با اين شركت آگاه سازند و در نهايت تبليغات منفي منجر به از دست دادن مشتريان شود.
علت موفقيت شركتها در كسب اجازه از مشتريان، در تلاش آنها براي نشان دادن سياستهاي خصوصي و امنيتي است. مردم مايلند بدانند با اطلاعات شخصي آنها چگونه رفتار ميشود و تمايل ندارند اطلاعات شخصي خود را در اختيار شركتي قراردهند كه نحوه استفاده از اين اطلاعات را بهطور واضح و روشن به مشتريان توضيح نميدهند.
روشن ساختن ساستهاي خصوصي و امنيتي موجب بوجودآمدن جو اعتماد و اطمينان در بين مخاطبان بازارهدف ميشود. امرووزه مردم از ارسال ايملهاي ناخواسته اشباع شدهاند و اكثر توضيح ندهيد، بسياري از فرصتها و شانسهاي اجازه بازاريابي را از دست خواهيدداد.

اطلاعات شخصي كاربران

وقتي از مردم كار بازاريابي و برقراري ارتباط با آنها اجازه ميگيريد، كار را براي آنها آسان كنيد. هرگز از مردم نخواهيد فرمهاي طولاني كه در آن انواع اطلاعات پرسيده ميشود را پر كند سعي كنيد فرمهاي سايت، ساده بوده و تنها مشتريان در آن آدرس ايميل و نام خود را وارد نمايد. ميتوانيد با استفاده از نام كوچك افراد، ارتباطات ميان خود و مشتري را دوستانه كنيد. امروزه بسياري از نرمافزارهاي اداره ليست پستي نيز داراي امكاناتي براي ارسال نامه به صورت شخصي و دوستانه هستند.
ميتوانيد از يك برنامه نرمافزاري كه تكامي مجوزهاي لازم، براي بازاريابي نظير عضويت و يا عدم عضويت را مديريت ميكند، استفاده نماييد.

فروش سود

وقتي از مردم براي برقراري ارتباط براساس اصول مشخصي اجازه ميگيريد، ميتوانيد سودي كه از اين راه به دست ميآوريد، دوباره به مردم بفروشيد. مردم از نامه هاي تبليغاتي (junk Mail) اشباع شدهاند و ميخواهند بدانند از پيوستن به ليست پستي پيشنهادي شما چه سودي عايدشان ميشود. به همين منظور بهتر است به جاي عبارت «به گروه خبري هفتگي سايت ما ملحق شويد» اين عبارت را در سايت قراردهيد «به گروه خبري هفتگي سايت ما ملحق شويد تا از جوايز ارزنده، كوپن و نكات ارزشمند بهرهمند گرديد.» ابتدا بايد مخاطبان بازار هدف را دقيق بشناسيد، سپس ببينيد چه چيزي موردعلاقه آنهاست و در مرحله بعد براي كسب اجازه بازاريابي از همان چيزها و اشيا استفاده كنيد.

استخراج ديتا

منظور از استخراج ديتا طبقهبندي ديتا بهمنظور تعريف الگو و برقراركردن ارتباط بين آنها است. بهعنوان مثال اكثر اوقات براي كسب اطلاعات بيشتر راجع به مشتري سوالات بيشتري از مخاطب ميپرسيد تا بتوانيد ارتباط بهتري با مشتري برقرارسازيد

اجازه بازاريابي اشتراكي
بازاريابي اشتراكي نيز كمكم در اينترنت رواج پيداكردهاست. ميتوانيد با ويروسي بازار و سايتهاي ديگر كه سعي ميكنند به بازاري همانند بازار هدف شما دست يابند، يك گروه واحد تشكيل داده و بازاريابي موفقيتآميزي پيريزي كنيد. بهعنوان مثال، اگر داراي يك گروه خبري هستيد، از بينندگان سايت بخواهيد در گروه خبري شركا و يا ساير اعضاي گروه نيز ثبت نام كنند تا بدينوسيله به برنامه هاي اين گروه نيز دستيابند. از ساير اعضاي گروه نيز بخواهيد و به همين ترتيب عمل نمايند و از مشتريان بخواهند در ساير گروههاي خبري نيز ثبت نام نمايند. همين عمل را ميتوان با ساير ژنراتورهاي برگشتدهنده مشتريان نظير كوپن ها، هديه هاي ويژه الكترونيكي، مجله هاي الكترونيكي و غيره انجام داد. سعي كنيد ابتكار عمل و خلاقيت داشته باشد.

اجازه بازاريابي ترغيب كننده

يكي از راههاي افزايش پاسخ مشتريان به اجازه بازاريابي، ايجاد انگيزه در ميان آنهاست: «با ثبتنام در سايت ميتوانيد از هداياي ويژه اينترنتي بهرهمند شويد و به . . . {چيزي كه موردعلاقه بازار هدف باشد} ملحق شويد.»
ميتوانيد به اعضاي جديد اينترنتي و يا ثبتنام كنندگان هديه رايگان بدهيد، اين هدايا ميتواند نمونهاي از محصولات و يا يك كتاب الكترونيكي در يكي از موضوعات موردعلاقه هدف باشد.

آخرين نكته درباره اجازه بازاريابي

كسب مجوز بازاريابي موجب قدرت بخشيدن به رقابت بازاريابي آنملاين ميشود. وقتي از مخاطبان بازار هدف براي كار بازاريابي اجازه ميگيريد، مسلماً شانس بيشتري براي حضور و تداوم ارتباط با آنها خواهيدداشت. كسب اجامزه بازاريابي ياريگر شما در دستيابي به اين هدف بوده ولي درواقع با اين دست ميگيريد و با آن دست ميدهيد. شما به آنها چيزي ميدهيد تا آنها اجازه دهند به آنها ايمل بفرستيد، آنها اطلاعات شخصي و همينطور اجازه بازاريابي را به شما ميدهند و شما اطلاعات و چيزهاي ارزشمند را در اختيار آنها قرار ميدهيد. بدين ترتيب چرخه تجارت تداوم مييابد. علاوهبراين، اطلاعات بيشتري درباره بازار هدف بدست ميآوريد كه اين اطلاعات سبب ميشود تا دربرطرف كردن نيازهاي مشتريان با قدرت گام برداريد و تجربه شيريني از معامله با شركت شما در ذهن مشتريان باقي بماند.

منبع: www.itkar.com



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۹ توسط:مديريت موضوع:

ده اشتباه فاحش در بازاريابي

ده اشتباه فاحش در بازاريابي

در شرايط تجاري كنوني ، بازاريابي امري كاملا ضروري مي باشد . هرچند در صورتيكه روش مناسبي براي بازاريابي انتخاب نكنيد به جاي مثمر ثمر بودن ميتواند زيانبار باشد.با با دوري كردن از اين اشتباهات رايج و معمول ، از دام هاي بزرگ بازاريابي دوري گزينيد .

1. نه هدفي ، نه توقع و انتظاري ؛ بسياري از شركت ها در واقع نمي دانند كه از بازاريابي چه مي خواهند يا انتظارشان از تلاش هاي شبانه روزي چه مي باشد . ابتدا اهدافتان را مشخص و تنظيم نماييد . دوم ، بپذيريد كه بازاريابي يك مرحله است . سوم ، همواره از اينكه مراحل با اهدافتان متناسب مي باشند ، اطمينان حاصل نماييد.

2. عدم خريد(buy in ) ؛ مجريان ، مديران و كارمنداني كه بازاريابي را باور ندارند ، به طور جدي مي توانند زيان آور باشند و تمامي مراحل را تحت الشعاع قرار دهند . خريد (‌buy in ‌) را با روشن ساختن اهداف و مراحل عمليات بازاريابيتان بدست آوريد.

3. ترس ؛ شركت ها در برخورد با بازاريابي غالباً دچار ترسي مبهم و نامحسوس مي گردند . آنها از نه خود بازاريابي، بلكه از عدم موفقيتشان در بازاريابي (كه حتي آنان را از آغاز و ادامه كار باز مي دارد) ، واهمه دارند . هنگامي كه عمليات بازاريابيتان را راه اندازي مي نماييد از اينكه بارها و بارها زمين خورده و موفق نگرديد، ترسي نداشته باشيد.

4. عدم آموزش ؛ اگر به كارمندانتان در خصوص بازاريابي آموزش ندهيد ، آنها همچنان بدگمان خواهند بود و اين مسأله مي تواند منجر به تحليل كل مراحل بازاريابي گردد.

5. هدر رفتن سرمايه ؛ اجراي عمليات50 دلاري كه از اجزاي خوبي برخوردار مي باشد مي تواند راه گشاتر از عمليات 50000 دلاري باشد كه به صورت ضعيفي طراحي شده است . بسياري از تكنيك هاي بازاريابي ” سنتي“ ، مانند تبليغات ، نمي توانند نتايج كافي ارائه دهند تا اينكه هزينه ها را ارزيابي نماييم .حداقل دو بار در سال به ارزيابي سرمايه بازاريابيتان بپردازيد.

6. اتلاف وقت ؛ خود را ملزم به اين نكنيد كه هر هفته به گروه هاي شبكه اي برويد؛ اگر هيچگونه تجارتي در آن نمي بينيد . تمام زمان بازاريابيتان را صرف اثبات ارزشمندي آن كنيد ، ترديدي در كنار گذاشتن قسمتهايي كه عمل نمي كند به خود راه ندهيد.

7. عدم ارتباط ؛ اگر در باره برگزاري يك سمينار مهم به كارمندانتان اطلاعاتي نداده ايد ، آن را برگزار نكنيد . در تمامي مسائل و جرئيات بازاريابي ، سياست آزادي بيان را به كار گيريد.

8. عدم مسووليت پذيري ؛ اين مسأله ميتواند بدترين بزرگ ترين اشتباهي باشد كه يك شركت مي تواند انجام دهد. داشتن اهداف واقع بينانه و عملكرد سريع براي كساني كه در كار بازاريابي هستند ، ضروري مي باشد . در غير اين صورت شما به مرگ ” آري “ گفته ايد و هيچ چيز را عملي نساخته ايد.

9. عدم پرداخت پاداش ؛ عدم شناسايي و ارج نهادن به مهارت ها و تخصص هاي بازاريابي كارمندانتان سبب مي شود محرك هايي كه مي بايست به كار گرفته شوند دچار لغزش گردند و نتيجه اي معكوس داشته باشند . راه هاي موفقيت در بازاريابي را كه پايه هايي ثابت و استوار دارند ، بشناسيد.

10. عدم وجود دست نوشته ؛ گفته اند : « هنگامي كه كاري نوشته شود، انجام مي پذيرد». هميشه اهداف و طرح هايتان رابنويسيد و اين احتمال را بدهيد كه هنگام نوشتن ، ديد و نقطه نظر شما به طور قابل توجهي افزايش خواهد يافت.

اينها اشتباهات متداولي هستند كه بسياري از تجارت ها با آن مواجه مي گردند . با عدم تكرار اشتباهات بازاريابي رقباي خود ، از آنان پيشي گيريد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۹ توسط:مديريت موضوع:

10 روش براي طراحي موفق آرم تجاري

10 روش براي طراحي موفق آرم تجاري

مشتريان اغلب به آرم شركت‌ها توجه زيادي نشان مي‌دهند، زيرا اين علامت‌ها بر "ارزش" محصولات و خدمات مي‌افزايند. گاه اين "ارزش" به مهم‌ترين عامل تحريك كننده‌ مشتريان براي خريد و استفاده ‌از محصولات و خدمات ، تبديل مي‌شود.
اين جا است كه علامت تجاري و يا آرم معنايي گنگ مي‌يابد. قبل از هر چيز اين "ارزش" دقيقا به چه معنا است؟
ارتباط نوع محصول و نام شركت و ارزش مطروحه نيز بسيار با اهميت است. حرفه‌اي‌هاي بازاريابي، همه‌ اين موارد را تبليغات مي‌نامند.مشتريان عاشق تبليغات هستند، بنابراين آرم ها را نيز دوست دارند. خبرگان در امر بازاريابي، انتخاب يك آرم يكدست و كامل را كليد همه مشكلات بازاريابي مي‌دانند.

حال، راز طراحي موفق يك آرم چيست؟
قبل از پاسخ به اين سؤال، بياييد سه رويكرد رايج بسياري از بازاريابان را در توسعه وطراحي آرم، با كمك گرفتن از انس هاي تبليغاتي مشاورين و مؤسسات طراحي آرم، بررسي كنيم.
البته اين نظريات اغلب پايه واساس درستي ندارند و از نظر من اين افراد تاكنون نتوانسته اند علامت تجاري موفقي طراحي كنند. به هر حال اين سه رويكرد عبارتند از:
1- دكوراسيون
2- الحاق
3- Golem

در روش اول اين طور به نظر مي رسد كه تمايز، عاملي براي جلوه بيش تر است. متخصصين با اشاره به نام‌ها و نشانه‌هاي طراحي شده اظهار مي كنند: "ما آرم‌هايي متمايز از رقيبان خود، طراحي مي كنيم، به اين ترتيب مشتريان، ما را از بقيه تميز مي‌دهند."
اين روش، رويكردي كاملا ابتدايي است و براي افزايش اعتبار بايد آن را با عواملي از دو رويكرد ديگر تلفيق كرد.

روش"الحاق"، ارزش‌هاي مربوط به آرم و ساير مفاهيم مورد نظر را به اسم، نشانه و هم‌چنين موضوعات مربوط به رويكرد قبلي اضافه مي كند. روند منطقي اين جريان به اين طريق پيش مي رود:
مشتري، آرم و "ارزش" هاي افزوده به آن را كه به شكلي زيبا تصوير شده، در پيغام هاي الكترونيكي ديده، بلافاصله احساس مي كند كه اين علامت تجاري نيازهاي اورا برآورده مي‌كند. طرفداران طراحي آرم هاي احساساتي ادعا مي‌كنند، آن ها نيز تقريبا از اين روش استفاده مي كنند. (مثلا آنها در تبليغات، احساسات را برانگيخته و آن را تحريك مي كنند).

در رويكرد سوم، بازاريابان، سعي مي كنند، تبليغات‌شان با هويت انساني و شخصيت پردازي همراه باشد. به اين ترتيب مشتري با آرم ارتباط برقرار مي‌كند.
به عقيده نويسنده، اين سه نگرش، شركت ها را به بيراهه كشانده، موجب شده پتانسيل و نيروي لازم براي طراحي آرم را نديده بگيرند.

اما رويكرد ديگري هم وجود دارد، كه به نظر من سودمند‌ترين روش است. كارآمدي اين روش را تحقيقات و نظريات روان شناسانه و جامعه شناسانه ثابت كرده‌اند.
منطق توسعه‌ طراحي آرم با "ارزش" افزوده، به نحو شگفت‌انگيزي مشابه منطق توسعه‌ توليدات است. در هر دو مورد، ابزار يا وسيله اي توليد مي‌شود كه به درد مشتري بخورد. براي رفع احتياجات مشتري، دانستن نوع اين احتياجات اهميت زيادي دارد. از ديد من، تصميم مصرف كننده براي خوشحال بودن، استراحت، سرگرمي، تقويت اعتماد به نفس، خيال پردازي يا هر مورد روحي ديگر؛ همان "احتياجات" او را تشكيل مي‌دهند.
مصرف‌كنندگان، هنگام دست يابي به اهداف و امتيازات تجربي، احساسي، رواني و اجتماعي درست مانند تلاش براي دست‌يابي به اهداف حقيقي و ملموس، مصمم و هدف‌مند هستند. علامت‌هاي تجاري توأم با "ارزش"‌ هاي افزوده، ابزاري براي كمك به مصرف‌كنندگان در دست‌يابي به اين اهداف هستند. اين ابزار، عوامل كمكي و به زبان ديگر، عوامل كمكي اجتماعي هستند.

در حقيقت يك آرم بدون يك سناريوي متقاعدكننده‌ براي افراد، آرم نيست. اين علامت ممكن است به آرم، شباهت داشته باشد؛ نام، نشانه و ويژگي‌هاي تصويري شناخته شده‌اي داشته باشد و حتي از روش هاي تبليغاتي نيز استفاده كند، اما مصرف‌كنندگان به اين محصول بي‌اعتنا مي باشند.
تمام روش هاي نوين و موفق در امر توليد محصولات و ارايه‌ خدمات، در مورد طراحي آرم نيز چاره ساز است، شرط لازم وكافي براي موفقيت، فراهم‌كردن چيزي براي مشتري است كه به آن نياز دارد ولي نمي تواند خيلي سريع به آن دست پيدا كند...به اين دليل كه تهيه آن براي مشتري كاري دشوار، پيچيده، پرزحمت، خسته كننده و گسترده است.
مطابق اين رويكرد، آرم شركت ها مسائلي با هويت انساني نيستند و هم‌چنين خارج از فكر مشتري هويت ندارند. آنها فقط ابزار هستند،به همين سادگي ؛ ابزارهايي براي دست يابي به هدف نهايي.
احساسات را نمي توان به علامت هاي تجاري تزريق كرد؛ بلكه اگر به عنوان يك منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر مي‌انگيزند. احساسات مثبت، نتايج مستقيم اين انتظارات هستند. سمبول هاي مختلف (نام، نشانه، فونت، نمادهاو...) بر خلاف انتظار تأثير زيادي ندارند؛ آن ها در حقيقت، نشانه‌هايي هستند كه ما را براي رسيدن به هدف اصلي هدايت مي‌كنند.

انتخاب و طراحي آرم 10 مرحله‌ي مختلف دارد، يعني 10 روش مختلف طراحي موفق يا ناكارامد براي كسب درآمد :

1. ارتباط طراحي آرم با سود دهي مستقيم
اصل اوليه‌ طراحي آرم، در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و ساير نمادها با سود آشكار و محسوس است. (نتيجه‌اي ملموس يا تجربي). اين سود را يا خود محصول به تنهايي ايجاد مي‌كند و يا اجزاي تشكيلات بازاريابي. اين اصل مهم را همواره به ياد داشته باشيد.
آرم‌هاي موفق با رعايت اين اصل به موفقيت رسيده اند. درست است كه در اين مرحله خود آرم به تنهايي اهميت چنداني ندارد، اما تا اندازه اي بايد به آن توجه كنيد.

2. طراحي متني با تأثير رواني
يك متن مؤثر بر احساسات، مفهوم يا اصلي سازمان يافته است، كه مشتري را به يك سري عوامل نامربوط ولي تأثيرگذار (مانند تمام فعاليت‌هاي بازاريابي يك شركت) مرتبط مي كند.
در اين موارد، متن انتخاب شده، تأثير و سود مورد نظر را تضمين مي‌كند.
به عنوان مثال: وقتي به طور اتفاقي در قلب منهتن به اسامي دو هتل Hudson و Royalton بر مي خوريد، انتظار خدمات در سطوح عالي داريد.اما اگر در هتلي به اسم Boutique Hotel باشيد، تجربه‌ي متفاوتي است. كلمه‌ي Boutique Hotel خدمات بسيار متفاوتي نسبت به ساير هتل‌ها از اين زنجيره ارايه مي دهد- بعضي وقت‌ها تفاوت‌هايي بين خدمات دو اتاق در يك هتل. در واقع اين تاثير رواني نام‌ها و متن هاي انتخابي است كه شما را وادار مي كند به دنبال كشف تفاوت‌ها باشيد.

3. كسب تجربه
در اين جا مي‌خواهم از تأثير هيپنوتيزم كننده‌ي طراحي آرم صحبت كنم. شما با يك انتخاب درست، در مشتري انتظارات و آرزوهايي ايجاد مي‌كنيد، كه توليدات به تنهايي نمي‌توانند از پس اين كار برآيند. به عنوان مثال: اسم نوشابه‌ي Red Bull ، در مصرف كننده اين حس را به وجود مي‌آورد كه پس از نوشيدن آن، در كنار تأثيرات مثبت فيزيكي موج عظيمي از انرژي به او منتقل مي‌شود.

4. طراحي آرم‌هايي كه خود معرف خود باشند
در اين جا از سمبول‌هايي استفاده مي‌شود كه براي همه شناخته شده باشند. اين روش انتخاب آرم، مصرف كننده را وا مي‌دارد به شناخت جديدي از خود برسد و در حقيقت به هنگام استفاده از اين محصولات مكالمه‌اي دروني با خود برقرار كند) براي اين كه عزمش را در انتخاب محصول جذم كند). در عين حال اينگونه آرم‌ها عاملي براي ايجاد ارتباط بين افراد مختلف نيز هستند(به هنگام مجاب كردن افراد براي استفاده از اين محصول).

5. ايجاد وسيله اي براي انتقال پيام
نقش آرم در اين رويكرد، ايجاد سمبولي متفاوت ودر عين حال شناخته شده است. چنين آرمي مصرف‌كننده را قادر مي‌سازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بيان كند. شركت بزرگ تجارت الماس De Beers با معرفي الماس به عنوان عامل ايجاد ارتباط بين افراد از الماس به عنوان عامل تحريك‌كننده‌ احساسات و همين‌طور وسيله‌ي ابراز احساسات مشتري استفاده كرد. در سپتامبر2003 اين شركت از ابزار جديدي براي انتقال پيام‌ها استفاده‌ كرد، زني با حلقه ي ازدواج در دست راست و به معني استقلال و عدم نياز به جنس مخالف. (برخلاف حلقه در دست چپ كه اغلب سمبول نياز و وابستگي است).

6. ايجاد يك جايگاه اجتماعي/ فرهنگي
در اين جا هدف، ايجاد يك جايگاه اجتماعي و فرهنگي به عنوان راهنماي مشتريان است. اين راهنما مشتري را از آن‌چه كه در اطرافش مي گذرد، هنجارهاي اجتماعي و هر چيز خوشحال‌كننده، آگاه مي‌سازد. شركت Apple با توليد كامپيوترهاي شخصي (نه تنها به عنوان ابزار كار بلكه به عنوان وسيله‌اي براي خود‌شنا‌سي وشكوفايي خلاقيت) گام بزرگي در اين امر برداشته است. در واقع اين آرم، با ايجاد انقلابي فرهنگي امكان شكوفايي خلاقيت را براي عامه‌ي مردم ايجاد كرد.

7. در نظر داشتن اهداف متعالي
شما با فعاليت خود‌ ، زمينه را براي دست‌يابي افراد به اهداف بزرگ، فراهم مي كنيد؛ اهدافي كه چه بسا افراد نمي توانند به تنهايي به آنها دست پيدا كنند. فروشگاه Body "فروش" را وسيله‌اي براي كمك به حفاظت از محيط زيست و ياري كردن افراد مشتاق به اين كار، قرار داد.

8. زندگي در دنياي خيال
دل بستن به يك آرم و انتخاب آن از جانب مشتري شايد به اين دليل باشد كه فرد از اين طريق مي‌تواند، مانند دنياي خيال رفتار كند، يا جوري عمل كند كه در واقعيت، جرأت انجام آن را ندارد يا نمي خواهد هزينه‌ انجام آن را بپردازد.
ايجاد يك ژيمناستيك عاطفي
اغلب به جاي عمل به برخي خواسته‌هاي دروني، به دليل احترام به قوانين زندگي از آنها چشم‌پوشي مي‌كنيم. براي جلوگيري از فرسودگي، ورزش مي‌كنيم. همين‌طور به عنوان يك ورزش حسي، به تماشاي فيلم مي‌پردازيم كه شايد چندان قانوني يا پذيرفته در قوانين زندگي ما نباشند. آرم هايي مانند Sicily از شركت Dolce & Gabbana اجازه‌ي كسب چنين تجربه‌هايي را به ما مي‌دهند.

9. امكان خيال پردازي
درست مانند مورد آخر، اين رويكرد به طراحي آرم به مشتري كمك مي‌كند تا واقعيات بيرون را به موضوعات تخيلي تبديل كند.مشتريان، اغلب درباره ي قدرت‌طلبي، تسلط، بزرگي، موفقيت، عشق، قتل و مانند اين ها خيال پردازي مي‌كنند.آرم Timberland جوري طراحي شده بود تا مشتريان درباره ماجراجويي هاي شجاعانه در مقابل نيروي طبيعت به خيال پردازي بپردازند.

موارد ذكر شده در بالا، انواع مختلف"ارزش" افزوده به كالا هستند.در حقيقت، به كمك اين روش ها مي‌توان به ايجاد ارزش‌هاي مؤثر فكر كرد وآرم ها ابزارهايي براي دست‌يابي به اين هدف هستند.
اين 10 رويكرد،به اعتقاد نويسنده، تفاوت‌هاي بين آرم هاي" مبتدي" و "حرفه‌اي" را آشكار مي‌كنند.
 

  منبع 
eMarketingway.ir



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۸ توسط:مديريت موضوع:

بازاريابي ويروسي چيست ؟

بازاريابي ويروسي چيست ؟
 

بازاريابي ويروسي به مردم اين امكان را مي دهد تا از محصولات و سرويس هاي شما بصورت رايگان استفاده كنند. اين امكان در جهت چندبرابر كردن و سرعت بخشيدن به فروش شما در اينترنت بسيار موثر خواهد بود. ايده پنهان در بازاريابي ويروسي اين است كه شما تبليغ خود را به همراه جايزه اي در اختيار ديگران براي استفاده يا هديه آن به ديگران ، قرار مي دهيد.
ده روش موثر براي بازاريابي ويروسي عبارتند از :

1. به ديگران اجازه دهيد از مقاله هاي شما براي استفاده در وب سايت ، مجله الكترونيكي ،خبرنامه ها و كتب الكترونيكي خود بهره مند شوند.منبع و امكان چاپ مجدد مقاله را در انتهاي آن قرار دهيد.
2. اجازه دهيد ديگران از هر هديه رايگان شما به عنوان جايزه براي فروش محصول يا معرفي خدمات شما استفاده كنند.
3. اجازه دهيد ديگران از صفحه تبادل نظر online شما روي وب سايت خود استفاده كنند .بعضي افراد اين صفحه را در اختيار ندارند. مي توانيد در ازاي اجازه استفاده ديگران از اين صفحه ،بنر خود را در بالاي صفحه اضافه كنيد.

4. به ديگران اجازه دهيد بر روي سرور شما وب سايتي به رايگان ايجاد كنند. به ازاي فضاي رايگاني كه در اختيار آنها قرار مي دهيد، از فضاي تبليغاتي وب سايتهاي آنان استفاده كنيد.
5. به ديگران اجازه دهيد لينك سايت خود را در دفترچه راهنماي رايگان وب سايت سايت شما قراردهند و در مقابل از آنها بخواهيد لينك وب سايت شما را در وب سايت خود قرار دهند.
6. سرويس هاي online رايگاني مانند eMail رايگان ، ثبت رايگان در موتورهاي جستجو گر و ... در وب سايت خود ارائه نمائيد. به ديگران اجازه دهيد از اين سرويس ها در وب سايت يا مجله الكترونيكي خود بهره گيرند.
7. به ديگران اجازه دهيد نرم افزار هاي رايگان شما را به دوستان خود هديه دهند.فراموش نكنيد تبليغات خود را در داخل برنامه ها قرار دهيد.
8. امكان بهره گيري از نمونه طرح هاي گرافيكي وب سايت و يا خبرنامه را براي ديگران فراهم آوريد تا از آنها استفاده نموده يا به ديگران هديه دهند. شما فقط تبليغات خود را در آنها بگنجانيد.
9. اگر كتاب الكترونيكي داريد ، به ديگران اجازه دهيد تبليغات خود را به رايگان در آن اضافه كنند. به ياد داشته باشيد با اين كار ، آنها كتاب الكترونيكي شما را در اختيار بازديدكنندگان وب سايت خود يا مشتركين مجله الكترونيكي خود قرار مي دهند.
10. امكان استفاده از كتاب الكترونيكي خود را براي ديگران فراهم آوريد. اجازه دهيد ديگران كتاب الكترونيكي شما را به بازديدكنندگان خود ارائه نمايند. بازديد كنندگان جديد نيز بايد بتوانند كتاب را در اختيار ديگران بگذارند. ادامه اين كار موجب پخش شدن ويروسي كتاب الكترونيكي شما و در حقيقت تبليغ شما و محصولات و خدمات شما در اينترنت مي شود



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۸:۳۸ توسط:مديريت موضوع: