مديريت مديريت .

مديريت

موبايل در خدمت بازاريابي

موبايل در خدمت بازاريابي

 

شركت‌ها و سازمان‌ها براي معرفي محصولات و تشويق به استفاده از خدمات خود، از روش‌هاي مختلف تبليغات و بازاريابي استفاده مي‌كنند. اما توسعه اينترنت و ايجاد فضاي متفاوت، ‌سبب به‌وجود آمدن نوع ديگري از بازاريابي به نام بازاريابي الكترونيكي شده است.
اولين مبادلات تجاري از طريق شبكه‌هاي كامپيوتري و ارتباطي در سال ۱۹۸۹ صورت گرفت و پنج سال بعد تعداد كامپيوترهاي متصل به اينترنت به طور فزاينده‌اي افزايش يافت تا جايي كه شركت‌ها و مشتريان توانستند در محيط ديجيتالي تجارت به سودهاي قابل ملاحظه‌اي دست يابند.
اكنون با گسترش روزافزون دستگاه‌هاي موبايل، تجارت و بازاريابي الكترونيكي از فضاي اينترنت و كامپيوترهاي شخصي فراتر رفته و بر روي گوشي‌هاي موبايل نمود پيدا كرده است.
در حال حاضر بيش از نيمي از جمعيت جهان مشترك تلفن همراه هستند و در هر مكان و زماني به دستگاه‌هاي موبايل دسترسي دارند، بنابراين شركت‌ها با شناخت صحيح بازار هدف خود مي‌توانند از اين فرصت فوق‌العاده استفاده كرده و به معرفي محصولات و خدمات خود بپردازند.
در واقع شركت‌ها و سازمان‌هايي كه به طور متمركز بر بازاريابي از طريق فناوري‌هاي موبايل اصرار نمي‌ورزند، بازندگان اصلي دنياي كسب و كار فعلي خواهند بود.
طبق آمار موسسه Synovate ، كشور آمريكا در حال حاضر ۲۷۰ ميليون كاربر تلفن همراه دارد كه ۸۲ درصد اين تعداد، هيچ گاه محل سكونت خود را بدون همراه داشتن موبايل‌شان ترك نمي‌كنند.
بنابراين كافي است شركت‌ها اندكي در زمينه بازاريابي موبايلي هوشمندانه عمل كرده و با ارسال آگهي‌هاي مورد علاقه مشتريان، آنها را به خريد ترغيب كنند.
در سال‌هاي اخير، رستوران‌ها در سراسر آمريكا – بخصوص پيتزا فروشي‌ها –وخرده‌فروشانبااستفادهازفناوري‌هايموبايلدست به بازاريابي همراه زده‌اند. براي مثال در ساده‌ترين روش، شركت‌ها مي‌توانند با اضافه كردن پيامك‌هاي تعاملي به مشتريان، برنامه‌هاي تبليغاتي خود را گسترده‌تر و مفيدتر كنند.
به اين ترتيب، تبليغات محصولات هدفمند شده و به مصرف‌كنندگان واقعي ارسال مي‌شود، همچنين كاربران مي‌توانند از طريق موبايل از برنامه‌هاي حراجي و تخفيف مطلع شده و كالاي مورد علاقه خود را سفارش دهند.
شايد بتوان گفت مزيت رقابتي موبايل در مقايسه با ديگر وسايل ارتباطي نظير ايميل، ضريب نفوذ آن در جوامع مختلف است.
مطابق آمارهاي جهاني، تعداد كاربراني كه از سرويس پيامك در سراسر جهان استفاده مي‌كنند نزديك به دو برابر كاربران ايميل است و هر پيامك حداكثر ظرف ۱۵ دقيقه به دست كاربر مورد نظر مي‌رسد.
بنابراين موبايل در مدت زمان كوتاه‌تري مي‌تواند به تعداد كاربران بيشتري، اطلاع‌رساني كند.
همچنين شركت‌ها مي‌توانند با استفاده از داده‌هاي آماري، اولويت‌هاي مشتريان و خريدهاي گذشته آنان، مشتريان هدف خود را مشخص كرده و از طريق موبايل، بازاريابي محصولات را آغاز كنند.
در ادامه مي‌توانيد برخي روش‌هاي بازاريابي از طريق تلفن همراه را مطالعه كنيد.

نصب برنامه مكان‌ياب فروشگاهي
 

شما مي‌توانيد برنامه مكان‌ياب فروشگاه‌ها را بر روي گوشي موبايل نصب كرده و سپس با تايپ كد محصول مورد نظر و كدپستي محل سكونت خود، آدرس نزديك‌ترين فروشگاه آن حوالي را بگيريد. اين روش به شركت‌ها كمك مي‌كند تا ليستي از مشتركان موبايلي در هر منطقه پستي ايجاد كرده و آدرس فروشگاه‌هاي نزديك محل سكونت آنها را با پيامك ارسال كنند.
از آنجا كه خريداران در هر لحظه به اينترنت دسترسي ندارند، ارسال پيامك به موبايل مي‌تواند مفيد واقع شود.

عضويت مشتركان موبايل
 

شركت‌ها مي‌توانند برخي مشتريان را در ليست تبليغاتي خود قرار داده و به مناسبت‌هاي مختلف مانند تخفيف، ورود محصولات جديد و غيره به اعضاي آن ليست پيامك بزنند.

استفاده از موبايل در بهينه‌سازي بازاريابي ايميلي
 

يكي از راه‌هاي بازاريابي شركت‌ها استفاده از ايميل است كه اگر آن را با ابزاري نظير موبايل تلفيق كنند سبب ايجاد ارزش افزوده مي‌شود. براي مثال شركتي براي معرفي رسمي محصول خود به برخي مشتريان ايميل مي‌زند و از آنها مي‌خواهد كه حضور يا عدم حضور خود در مراسم را به شماره موبايلي كه در ايميل آمده، پيامك بزنند. به اين ترتيب شركت سريع‌تر مي‌تواند براي فعاليت‌هاي خود برنامه‌ريزي كند و در روز برگزاري همايش هم پيامكي به منظور يادآوري مراسم به شركت‌كنندگان بفرستد.

كوپن‌هاي موبايلي
 

در اقتصاد فعلي، كوپن‌هاي خريد جذابيت خاصي براي مصرف‌كنندگان دارد. به طور كلي مصرف‌كنندگان از پيشنهادهاي مقرون به صرفه و كوپن‌هاي مناسب استقبال مي‌كنند. يكي از راه‌هاي ارسال كوپن به مشتريان استفاده از تلفن همراه است. براي مثال كوپن رستوراني با لينك وب سايت آن به صورت پيامك براي كاربران فرستاده مي‌شود. مشتري مي‌تواند مستقيما از موبايل به اينترنت متصل شده و از طريق سايت رستوران سفارش غذا بدهد يا با ارسال پيامك، سفارش خود را اعلام كند.

سفارش‌دهي از طريق پيامك
 

اكنون برخي رستوران‌ها امكان سفارش‌دهي از طريق پيامك را عملي كرده‌اند. مشتريان با مراجعه به وب سايت رستوران‌ها، شماره تلفن خود را ثبت كرده و غذاي مورد نظر را سفارش مي‌دهند.

پيامك‌هاي تعاملي
 

فرستادن پيامك‌هايي مطابق با عادات خريد مصرف‌كنندگان نوع ديگر از بازاريابي همراه محسوب مي‌شود. براي مثال مشتري با ارسال كدپستي محل سكونت خود، ليست فروشگاه‌هاي نزديك را دريافت مي‌كند.
پيامك‌هاي دو طرفه همچنين به خرده‌فروشان كمك مي‌كند به طور مستقيم با مصرف‌كنندگان ارتباط برقرار كرده و به معرفي برند تجاري خود بپردازند. اين روش تعاملات و وفاداري بين برندها و مشتريان را افزايش مي‌دهد.

راه‌اندازي سرويس‌هاي مبتني بر مكان
 

سرويس‌هاي مبتني بر مكان در هدف قراردادن مشتريان در منطقه‌اي خاص مفيد خواهد بود. فروشگاه‌ها با استفاده از GPS مكان مشتريان را شناسايي كرده و به ارايه محصولات با قيمت كمتر براي مشتريان آن منطقه مي‌پردازند.

وب سايت موبايلي
 

امروزه سايت‌هاي موبايلي به يكي از روش اصلي بازاريابي بدل شده است و راه ساده‌اي براي اطلاع‌رساني مصرف‌كنندگان وفادار به حساب مي‌آيد. در ماه ژوئيه ۲۰۰۹، طبق آمار موسسه Nielsen، ۹/۵۶ ميليون كاربر وب‌سايت‌هاي موبايل وجود داشته و اين آمار روزبه‌روز در حال افزايش است.
بنابراين ايجاد وب سايت‌هاي موبايلي براي شركت‌ها يكي از راه‌هاي پردرآمد بازاريابي از طريق موبايل خواهد بود.

استفاده از كدهاي كوتاه
 

وقتي شما درحال برنامه‌ريزي براي بازاريابي موبايلي هستيد به اين نكته توجه داشته باشيد كه كد محصولات و اسم وب سايت‌ها بايد كوتاه انتخاب شوند تا مشتري به راحتي به خاطر بسپارد.
منبع:www.itmen.ir


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۳۹ توسط:مديريت موضوع:

Chain store

Chain store

From Wikipedia, the free encyclopedia

Jump to: navigation, search

A Kmart chain store

A Wal-Mart chain store

Chain stores are retail outlets that share a brand and central management, and usually have standardized business methods and practices. These characteristics also apply to chain restaurants and some service-oriented chain businesses.

The displacement of independent businesses by chains has generated controversy in many countries, and has sparked increased collaboration among independent businesses and communities to prevent chain proliferation. Such efforts occur within national trade groups such as the American Booksellers Association,[1] as well as community-based economics and independent ownership.[2]

In 2004, the world's largest retail chain, Wal-Mart, became the world's largest corporation based on gross sales.

History

The first chain store was British-owned W H Smith.[citation needed] Founded in London in 1792 by Henry Walton Smith and his wife, the store sells books, stationery, magazines, newspapers, and entertainment products.

In the U.S., chain stores began with the founding of The Great Atlantic & Pacific Tea Company (A&P) in 1859. By the early 1920s, the U.S. boasted three national chains: A&P, Woolworth's, and United Cigar Stores.[3] By the 1930s, chain stores had come of age, and stopped increasing their total market share. Court decisions against the chains' price-cutting appeared as early as 1906, and laws against chain stores began in the 1920s, along with legal countermeasures by chain-store groups.[4]

Restaurant chains

A Cracker Barrel chain restaurant

A restaurant chain is a set of related restaurants with the same name in many different locations that are either under shared corporate ownership (e.g., In-N-Out Burgers in the U.S.) or franchising agreements. Typically, the restaurants within a chain are built to a standard format and offer a standard menu. Fast food restaurants are the most common, but sit-down restaurant chains (such as T.G.I. Friday's, Ruby Tuesday, and Olive Garden) also exist. Restaurant chains are often found near shopping malls and tourist areas.

Regulation and exclusion

Some small towns in the United States whose residents wish their distinctive character such as Provincetown, Massachusetts and other Cape Cod villages; McCall, Idaho; Port Townsend, Washington; Ogunquit, Maine; and Carmel-by-the-Sea, California closely regulate, even exclude, formula businesses; they don't exclude the chain itself, only the standardized formula the chain uses, for example, there could be a restaurant owned by McDonald's which sells hamburgers, but not the formula franchise operation with the golden arches and standardized menu, uniforms, and procedures. Another motivation is to protect independent businesses from competition.[5]

See also

·         List of bookstore chains

·         List of restaurant chains

·         List of supermarket chains

·         Unchained Guide

References

  • ^ American Booksellers Association
  • ^ New Economics Foundation
  • ^ Hayward WS, White P, Fleek HS, Mac Intyre H (1922). "The chain store field". Chain Stores: Their Management and Operation. New York: McGraw-Hill. pp. 16–31. OCLC 255149441
  • ^ Lebhar GM (1952). Chain Stores in America: 1859–1950. New York: Chain Store Publishing Corp.. OCLC 243136
  • ^ "Cape Cod Residents Keep the Chain Stores Out" article by Beth Greenfield June 8, 2010


  • برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۳۹ توسط:مديريت موضوع:

    تدوين برنامه بازاريابي

    تدوين برنامه بازاريابي

    (دوره برنامه ريزي بازاريابي)

    شروع فعاليت هاي توليدي و سرمايه گذاري هميشه با مطالعات و برنامه ريزي هاي علمي همراه است. در شركتهاي بزرگ قبل از آغاز به توليد فعاليت هاي گروه تحقيقات و بازاريابي براي امكان سنجي در مورد مقبوليت كالا و نياز بازار انجام مي شود. همچنين در صورتي كه كالاهايي توليد شده وجود داشته باشند و فروش نمي روند و يا در رقابت با كالاهاي مشابه از بازار مناسبي برخوردار نيستند لازم است تا گروه تحقيقات و بازاريابي وارد عمل شود و برنامه ريزي ها و مطالعات لازم را براي دست يابي به اطلاعاتي در مورد موقعيت بازار و كالا انجام دهد. تمامي فعاليت هاي گروهي و انفرادي براي بازاريابي يك كالا بايد حساب شده و در قالب هاي مشخصي تدوين شود و فعاليت هاي بدون مطالعه و برنامه ريزي بايد حذف گردد. براي اين منظور در بازاريابي هر كالا بايد برنامه مروبط به آن كالا را با دقت و مطالعه فراوان تهيه كرد و در اختيار مديران گذاشت تا تصميم گيري هاي لازم را روي آن انجام دهند.

    دوره تدوين برنامه بازاريابي در دوسطح ۱- دانشجويان و علاقمندان و ۲- صاحبان كسب و كار توسط مركز آموزشهاي مديريتي methodmaster طراحي شده است.

    از نكات قابل توجه در اين دوره ارائه يك مثال عملي ميباشد بطوريكه شما در پايان دوره برنامه بازاريابي كسب و كار خودتان را تهيه خواهيد كرد.

    ضمن آنكه شما در طول دوره ايرادات مربوط به برنامه تان را اصلاح و باز نويسي خواهيد كرد.

    اين دوره بر اساس كتاب How to Write a Marketing Plan  نوشته John Westwood  كه به وسيله عليرضا احمدي ترجمه و توسط انتشارات مبلغان چاپ شده است ارائه مي گردد.

     

    مدرسين اين دوره كه بصورت گروهي آنرا برگزار خواهند كرد عبارتند از :

    ۱- عليرضا كاظمي نژاد - داراي مدرك كارشناسي ارشد مديريت بازاريابي (۱۶ سال سابقه تحقيقات بازاريابي و برنامه ريزي بازاريابي - مديرعامل موسسه پژوهشهاي بازرگاني اطلاعات فردا)

    ۲- عليرضا احمدي - داراي مدرك كارشناسي ارشد مديريت بازاريابي (۹سال سابقه تحقيقات بازاريابي و برنامه ريزي بازاريابي - محقق و مشاور بازاريابي - مولف و مترجم كتابهاي  بازاريابي)

    ۳- شهره مجمع - داراي مدرك كارشناسي ارشد پژوهشگري (۶ سال سابقه پژوهش - تدريس و ترجمه)

     

    Tel: 0912-143-9541

    Website: www.methodmaster.org

    Fax:#98-21-22769883



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۳۸ توسط:مديريت موضوع:

    Marketing 3.0

    Marketing 3.0™  

                         From the 4 P's to the 4 R's

     

    Effectively reaching the right customers

              RIGHT TARGET - RIGHT SOLUTION RIGHT MESSAGE – RIGHT PLACE

    The marketing ecosystem has changed. Customers and consumers have evolved. Your marketing strategies must adapt to the new expectations, behavior and attitudes of today’s and tomorrow’s buying decision makers.

    Marketing2grow offers an approach to reaching your customers and consumers in a more efficient way, with Marketing 3.0™, a customer & consumer centric personalized marketing strategy focused on satisfying your customers' and consumers' needs with a tailored solution, communicated in a way and at a time and place acceptable to the customer to enhance acceptance, adoption, comprehension, retention and purchase transformation.

    We call this the 4 R’s: right target, right solution, right message, right place. Instead of the traditional 4P’s (product, price, place, promotion)

    The 4 R’s engage consumers because it answers directly to their  needs in an expected non-intrusive and acceptable form.

    Engaging  customers and consumers with today’s new media tools, encourrages interaction through the use of digital technologies and turns your classic consumers and customers into influencers, becoming product evanagelists themselves.

    Marketing2grow brings you closer to your customers and consumers with technologies and desired messages that customers and consumers expect and accept within today’s economic and social ecosystems.

    As the web moves from 2.0 to 3.0, we thought marketing as well needs to evolve to embrace new technologies, attitudes and behaviors that are shaping our social digital lifestyle. Marketing must follow the way we interact, inform ourselves, the way we buy and consume products and services.



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۳۸ توسط:مديريت موضوع:

    4 Core Marketing Responsibilities

    4 Core Marketing Responsibilities

    by Melvin Ram on July 25, 2006

    in Strategy

    For many of our clients, WDC plays the role of marketing director and sometimes the entire marketing department. This role usually entails activities that fall into four core responsibilities: Leadership, Sales Support, Promotions & Client/Market Relations. To explore what each of these encompass, checkout the mind map below.

    1. Provide leadership on serving the client better

    The first area of responsibility for marketing is to contribute to the leadership of the company. From product development to making invoices easier to read, marketing should provide leadership on how to better serve the customer.

    Activities under this area include:

    • Developing pricing.
    • Conducting customer satisfaction surveys.
    • Contributing to product development.
    • Monitoring competitors.
    • Website usability testing.
    2. Support sales team & distribution partners

    Sales support is a critical responsibility of marketing. The old proverb goes “a team is only as strong as it’s weakest link.” Sales support is part of the sales team and often it is the weakest link when it comes to closing the deal. Without sales, no one gets paid. So what does sales support include? Generating enough leads/foot-traffic, collateral material that helps persuade prospects,

    Activities under this area include:

    • Lead generation.
    • Building brand recognition.
    • Nurturing leads until they are sales-ready.
    • Creating collateral that helps persuade prospects such as websites, brochures, multimedia presentations, product sheets, etc.
    • Gathering customer testimonials and writing case studies.
    • Making it easy to differentiate from competitors.
    3. Manage advertising & promotions

    Possibly the most recognized component of marketing is advertising. Advertising is the promotion of a product/service/company. Usually it’s done through magazines, TV, classifieds, search engines, email, newspaper, billboards, etc. This is one of the most trickiest areas of marketing as you can waste a lot of money very quickly.

    Activities under this area include:

    • Creative Development
    • Testing
    • Media Buying
    4. Manage client relationships

    According to sales guru Jeffery Gitomer, “Customer satisfaction is worthless. Customer loyalty is priceless.” Most marketing executives agree with this perspective. Building and maintaining strong customer relationships is seen as a core function of marketing. Why? Selling to a customer who loves you & trusts you is 100x easier.

    Activities under this area include:

    • Conducting customer satisfaction surveys
    • Events & sponsorships
    • Setting up loyalty cards
    • Loyalty building programs
    • Monitoring competitors
    • Implementing a referral program
    • Re-marketing to customers.
    • Ensuring each client-contact point builds a favorable impression. 


    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۳۷ توسط:مديريت موضوع:

    فقدان دانش حرفه اي برند سازي در كشور

    فقدان دانش حرفه اي برند سازي در كشور

    خلاصه پرونده "برند" در ايران سابقه چنداني ندارد تا جائيكه اين حوزه فعلا در دستان تحصيل كرده هاي رشته بازاريابي محصور است بدون اين كه نقدي بر آن حادث شود كه چرا هنوز هم برند به عنوان مهمترين اصل مديريت عرضه و تقاضا نتوانسته به عنوان يك رشته مستقل دانشگاهي و يا تجاري به رسميت شناخته شود.
    مهمترين مشكل محصور ماندن "برند" در دستان تحصيل كرده هاي غيرمرتبط اين رشته چند وجهي تعريف و تفسيرهاي غلط و غير كارشناسانه در اين حوزه است تا جائيكه از 3 سال پيش تا كنون چنان لطماتي به مهمترين و كليدي ترين بخش از اقتصاد كشور وارد شده كه بسيار بعيد به نظر مي رسد آثار و لطايف آن به اين زودي ها از پيكره برند رخت بركند و اگر افشاگري ها و نقدهاي سازنده رسانه هاي كشور در سال گذشته به مدد اين بخش نيامده بود،عوام گري افراطي حاصل از برخورد تجاري به واژه برند سرنوشت نظام عرضه و تقاضا را درحد مرگ تغيير مي داد.
    اما داستان اين پرونده ازآنجا شروع شد كه يكي از دست اندركاران حوزه برند در مصاحبه اي خبر از خلق اثري داد به نام "نرم افزار ارزيابي برند". وي مدعي شد كه اين نرم افزار قابليت ارزيابي يك برند را در ايران امكان پذير مي كند.اما در اندك زماني كوتاه پس از انتشار اين خبر،موجي از اعتراض ها به خلق اين نرم افزار بر سر رسانه هاي كشور گسيل داشته شد تا جائيكه.....

    پرونده اول :نرم افزار ارزيابي برند جنبه علمي ندارد

    درشرايطي كه در كشورما دانش برند سازي تا به حال به صورت علمي استفاده نشده است ،"ارزيابي برند" معنايي ندارد.
    كيومرث صفايي، كارشناس ارشدمديريت برند در گفت و گو با خبرنگار ام بي اي نيوز با اشاره به اين كه اخيرا اخبار مختلفي مبني بر بومي سازي نرم افزار ارزيابي برند در كشور منتشر شده است ،گفت: به نظر مي رسد در اين اطلاع رساني از ضعف دانش بازرگانان و صنعتگران نسبت به علم برند و ارزيابي آن در جهت رسيدن به اهداف خاصي استفاده شده است ،چرا كه اصلا امكان ندارد ارزيابي برند كه در واقع احساس دروني مصرف كننده نسبت به محصول خاصي است را از طريق نرم افزار انجام داد.
    وي با اشاره به اين كه در دنيا هيچ نرم افزاري تحت عنوان نرم افزار ارزيابي برند كه بتواند كيفيت ادراكي مشتري را نسبت به برندي ارزيابي كند وجود ندارد،گفت:با اين حال آيا قرار است نرم افزاري كه اصلا نمونه خارجي آن وجود ندارد را بومي كرد؟
    وي يادآور شد:در كشور ما دانش برند سازي تا به حال به صورت علمي استفاده نشده است و ما در ايران برندي نداريم كه بتواند صد در صد ادعا كند كه برند سازي به صورت علمي انجام داده است،حال در فقدان دانش حرفه اي برند سازي چطور مي شود در مورد ارزيابي برند صحبت كرد؟
    صفايي همچنين با طرح اين پرسش كه معلوم نيست نرم افزاري كه ارائه شده ،نرم افزار توسعه برند است يا ارزيابي آن ؟افزود:توسعه برند شامل فرآيندي است كه يك برند توسط ارائه دهنده خدمات يا سازماني كه مي خواهد برند شود ،تعريف مي شود، سپس برند از طريق روشهاي مختلف ارتباطي معرفي مي شود وبعد در ذهن مصرف كننده شكل مي گيرد كه اين فرايند همواره در حال تكامل و تغيير است و پس از اين شكل گيري است كه مي توان به آن برند گفت.حال برندي كه در ذهن مصرف كننده خوب شكل بگيرد و تقريبا بخش عمده تصوير ذهني مشتريان آن يكي باشد،از آن ارزيابي خوب مي شود و اگر در ذهن مصرف كننده بد شكل بگيرد از آن ارزيابي بد مي شودو با اين تعريف ،هيچ نرم افزاري امكان اين را ندارد كه بتواند از تصوير ذهني مصرف كننده نسبت به برند خاصي ارزيابي داشته باشد.به نظر مي رسد كه طرح موضوع "ورود نرم افزار ارزيابي برند به بازار"بيشتر جنبه تجاري داشته باشد تا جنبه علمي.
    وي همچنين با اشاره به واژه "سرقفلي برند"كه در علم برند سازي ،"ارزش ناملموس برند" ،تعريف شده است گفت:روشهاي سنجش سرقفلي برند را ارزيابي برند مي گويند كه 5 روش كلي دارد و بجز يك روش آن كه اندازه گيري بهاي سهام شركت در بورس است و مي توان آن را از طريق نرم افزار انجام داد ،بقيه قسمتها سنجش كيفي است كه با ارزيابي قابل محاسبه نيست.
    صفايي باز هم تاكيد كرد كه در شرايط فعلي افراد از عدم دانش مخاطبان خود براي به فروش رفتن اين نرم افزار استفاده مي كنند و گفت:ارزيابي برند شرايطي دارد كه از جمله آن تعريف استراتژي برند است ، پس از آن در قالب يكسري عناصر بصري مثل لوگو و عناصر كلامي مثل شعار،برند تعريف مي شود و برنامه ريزي كلي براي اين كه چه جايگاهي در بازار براي آن تعريف شود ،صورت مي گيرد. سپس از طريق راه هاي مختلف ارتباطات از جمله خبرسازي در رسانه هاي عمومي وغير عمومي به بازار معرفي مي شود و در مرحله بعد،مصرف كننده بايد محصول را تجربه كند و اگر تمام نقاط تماس برند (تجربه خريد برند،مصرف برند و تجربه بعد از مصرف برند) درست باشد،در ذهن مصرف كننده تصوير درستي شكل مي گيرد و وقتي تعداد قابل توجهي تصوير درست و يكسان در جامعه و جود داشته باشد،مي توان گفت كه از برند ارزيابي خوبي شده است كه البته هيچ كدام از اين مراحل در ارزيابي برند در كشورما رعايت نمي شود.
    وي افزود:از طرفي يكي از شرايط ارزيابي برند اين است كه بايد دادو ستد هاي مالي شركت هاي صاحب برند، شفاف باشد و بر هيچ كسي پوشيده نيست كه در ايران دادو ستد هاي مالي هيچ شركتي شفاف نيست و 90 درصد شركت هاي ايراني حتي استراتژي شان تعريف نشده است در حالي كه تمام برند هاي معروف دنيا استراتژي كاملا مشخصي دارند.
    اين متخصص علم برند در كشور،يادآور شد:البته ما در كشور شركت هاي معروفي هم داريم كه برند محسوب مي شوند اما اينها برند هاي معروفي نيستند،چرا كه برند احساس دروني است كه مخاطب نسبت به محصول دارد و برند موفق برندي است كه احساس هاي دروني افراد نسبت به آن مثبت باشد و اين احساس هاي دروني مثبت با هم مشترك باشند.
    اين گفت و گو در واكنش به انتشار خبري با عنوان "رونمايي ازنخستين نرم افزار ايراني ارزيابي برند" صورت گرفت كه در اين خبر دبير جشنواره يكصد برند برتر ايران گفته بود:راستاي توسعه كسب و كار شركتهاي ايراني فعال در بخشهاي توليدي بازرگاني و خدماتي و ارتقاي جايگاه آنها در بازارهاي داخلي و خارجي، نخستين نرم افزار ايراني ارزيابي برند با نام "پرواز" رونمايي و آماده بهره برداري شد.
    به آبادي با بيان اينكه نخستين نرم افزار ايراني ارزيابي برند طراحي شده است، گفته بود: اين نرم افزار امكان استفاده از اطلاعات عملكردي يك شركت را فراهم مي سازد و بر اين اساس مي توان به ارزيابي جايگاه نشان تجاري در بازار پرداخت.
    وي افزوده بود: با توجه به حجم فعاليت هاي مطالعاتي صورت گرفته، اين نرم افزار كاملا بومي شده و قابليت اجرا در بسياري از صنايع و شركت هاي تجاري را داراست و طي سالهاي گذشته شركتهاي پيشرو در ايران مي بايست با صرف هزينه هاي هنگفتي نرم افزارهاي مرتبط با توسعه برند را از خارج خريداري مي كردند كه كمتر با شرايط و ويژگي هاي بازار ايران همخواني داشت، اما اين نرم افزار كاملا منطبق با شرايط و شاخص هاي بازار ايران طراحي شده است.

    پرونده دوم: دولت در برخورد با برند ،سياست واحد ندارد

    عليرضا حائري عضو هيات مديره صنايع نساجي ايران گفت: متاسفانه بخش هاي مختلف بدنه دولت در برخورد با برند سياست هماهنگ و واحد ندارد. چرا كه بخشي از اين بدنه به صورت تئوري برند را مطرح مي كنند ،بررسي وتحقيق مي كنند، جلسات و همايش برگزار مي كنند واز برند هاي موجود تقدير و تشكر مي كنند اما در مقابل بخش اجرايي با برند ها مقابله نموده و با قدرتي كه دارد همان برند هايي كه وجود دارند را محدود مي كنند.
    وي گفت :در برند سازي هدف معرفي نام و نشان تجاري محصولات واستفاده از نام آنها است تا بتوان جنس مرغوب را در جايي كه جنس با كيفيت و جود ندارد با قيمت گرانتر به فروش برسانيم . زماني كه يك برند خارجي كالاي خود را به 10 برابر قيمت نسبت به محصولات مشابه به فروش مي رساند به خاطر آن است كه براي اينكه برند شود سالها هزينه هاي بالايي را صرف معرفي توليدات خود نموده است.
    حائري درادامه افزود:در حال حاضر توليد كنندگاني در داخل ايران داريم كه سالها كار و هزينه براي تبليغات نموده اند ، حتي بخش تحقيق و توسعه راه اندازي نموده تا توانسته اند درداخل و حتي بازارهاي خارج از مرز براي توليدات خود بازار مناسب پيدا نمايند اما متاسفانه بعد از صرف هزينه و زمان زياد ،سازمان هاي دولتي و متولي براي آنها محدوديت بوجود آورده اند.
    وي با بيان اينكه بهتر است دارايي هاي موجود را حفظ كنيم گفت:به جاي اينكه به فكر برند سازي باشيم معقولانه تر است كه اول برندهاي موجود را تقويت و از محدود كردن آن پرهيز كنيم و بعد دركنار آن برند جديد را ايجاد كنيم. در مورد سرمايه گذاري ها نيز به همين منوال بهتر است از ظرفيت هاي موجود كه ايجاد شده نهايت استفاده را كنيم و درصورت كم بودن واحد جديد ايجاد نماييم.

    پرونده سوم:بخش خصوصي تنها به منظور انتفاع وارد بحث برند شده است

    علي رغم اينكه ارزش 100 برند معتبر دنيا 2 هزار ميليارد دلار و ارزش تقريبي هر كدام از آنها به طور ميانگين 20 ميليون دلار برآورد شده است اما در ايران متاسفانه برندي نداريم كه در اين سطح داراي ارزش باشد.
    كيومرث فتح الله كرمانشاهي معاون كمك هاي تجاري سازمان توسعه تجارت ايران در باره اينكه دولت در حوزه برند نقش حمايتي دارد و يا اينكه مي خواهد برند را در انحصار خود قرار دهد گفت: متاسفانه تا كنون در ايران در رابطه با برند كار اصولي انجام نشده و بخش خصوصي نيز تنها به منظور انتفاع به بحث برند و برند سازي وارد شده است به همين دليل سازمان توسعه تجارت در اين زمينه تنها به قصد ساماندهي ونه كار اجرايي به اين حوزه وارد شده است.
    وي با بيان اينكه جهت بستر سازي و ساماندهي بر روي برندها وتشكيل كارگروه در اين حوزه مصوبه دولت را در تاريخ 26/4/89 گرفته ايم گفت: اين كار گروه شامل نمايندگاني از دادگستري، جهاد كشاورزي ،وزارت صنايع و معادن ،اتاق ايران واداره مالكيت صنعتي با مسئوليت سازمان توسعه تجارت است.
    معاون كمك هاي تجاري سازمان توسعه تجارت ايران در ادامه اظهار داشت: اين كار گروه بسته حمايتي را براي حمايت از بنگاه هاي داخلي تهيه و تنظيم نموده، همچنين تسهيلات ويژه اي را جهت واحد هاي استيجاري در ساير كشور ها براي توليد كنندگان در نظر مي گيرد. اعطاي بسته هاي تشويقي و جلو گيري از جعل برند هاي داخلي و خارجي براي محصولات ايراني از جمله حمايت هاي اين كار گروه به حساب مي آيد .
    وي در ادامه اظهار داشت: سياستگذاري، برنامه ريزي ، نظارت و ارايه مدل ارزيابي بين المللي، تشويق و تبليغات در بازار هاي صادراتي با استفاده از بسته هاي حمايتي از جمله اهداف اين كار گروه به حساب مي آيد.
    وي در پايان اظهار داشت: برند، دارايي هاي نا مشهود و نهفته كالاست كه نه تنها شامل اسناد و لوگو بلكه تصويري از كالا و خدماتي است كه ارزش و سود بالايي را دارد . از سوي ديگر حاوي پيام در رابطه با كيفيت ، قابليت اعتماد و منبع ارزش براي مشتري مي باشد كه در طول زمان در ذهن مشتري شكل گرفته و مشتري از آن توقع عمل به وعده هاي داده شده را دارد.

    پرونده چهارم:دلايل ناكارآمدي فعالان بازار ايران در برند سازي ازمنظر روزنامه نگاران

    ام بي اي نيوز-درشرايطي كه ارزش 100 برند برتر جهان به بيش از 1100 ميليارد دلار( معادل درآمد 66 كشور دنيا ) مي رسد، جاي تاسف است كه ايران نه تنها در برند و برند سازي هيچ جايگاهي ندارد،كه حتي برند هاي قديمي خود را كه حاصل تلاش پيشينيان و با برندسازي سنتي آنان شكل گرفته است در حال از دست دادن است.
    هم اكنون آنچه از شهرت فرش دستباف، زعفران، پسته و خاويار ايران باقي مانده ، در اثر كم توجهي ما در پشتيباني از آنها، بي اعتنايي به تبليغات مناسب، كم كاري در بسته بندي نوين و... در آستانه خطر است، با اين حال هرچند اخيرا برند و برند سازي نقل محافل گوناگون صنعتي شده است اما به گفته صاحب نظران اين علم، برند در ايران تنها به سوژه اي براي برگزاري همايش هاي متعدد تبديل شده است .
    جدا از صاحب نظران علم برند و برند سازي كه تعداد آن ها در كشور به تعداد انگشتان دست هم نمي رسد،برخي روزنامه نگاران صاحب نظر و با سابقه نيز كه سال ها به علت يابي اين معضل در بازار ايران پرداخته اند ،نظرات قابل تاملي درخصوص عدم توفيق ايران دراين زمينه دارند.
    نوع مديريت شركت هاي ايراني،كمبود منابع انساني متخصص و فضاي كسب و كار نا مناسب سه دليل مهمي است كه شهرام شريف سر دبير سايت Itiran در گفتگو با خبرنگار ام بي اي نيوزبراي ناكارآمدي فعالان بازار ايران در برند سازي ذكر مي كند.
    وي مي گويد:استفاده از آمار و تحقيقات بازار در نزد مديران شركت هاي توليدي ما كم است و اين كمبود باعث نزول تقاضاي آمار در كشور شده و همين امر موجب فقدان مراكز تحقيق و توسعه شده است .اين در صورتي است كه بسياري از شركت هاي بزرگ دنيا 40 درصد از درآمد خود را در زمينه تحقيقات بازار سرمايه گذاري مي كنند.در اين ميان شركت هاي معدودي در كشور به امر تحقيقات بازار مي پردازند از جمله آنها شركت اشاره است كه فعاليت هاي خوبي در اين زمينه داشته است ولي آمارهاي خود را به صورت عمومي منتشر نمي كند.
    وي افزود :مي توان گفت در كشور ما نيروهاي متخصص به جاي فعاليت در شركت ها و رشد دادن و بزرگ نمودن آنها هر يك به فكر تشكيل شركت بوده و اين باعث شده به جاي اينكه ما چند شركت بزرگ مطرح در سطح بين المللي داشته باشيم هزاران شركت كوچك در سطح كشور داريم و دليل اين موضوع هم درآمد كم متخصصين ما در اين شركت ها است.
    وي در اخر به بخش دولتي اشاره نمود و گفت:اين شركت ها اجازه بزرگ شدن شركت هاي خصوصي را نمي دهند و فضاي نا مناسبي براي آنها ايجاد نموده اند و رقابت در بين آنها بسيار كمرنگ شده است.
    نبودن محيط رقابتي باعث توقف برند سازي شده است
    اما محسن ايلچي دبير سرويس صنعت روزنامه دنياي اقتصاد در اين خصوص معتقد است كه ما در ايران بخش خصوصي واقعي نداريم.دولت براي مديريت تقاضا به واردات متوسل مي شود و اين يك اصل غلط است.
    وي گفت:طولاني نبودن عمر بنگاه ها ،نبودن ديد مناسب در زمينه فروش و استمرار فروش ،نبودن درك و دانش برند و نبودن محيط رقابتي از مواردي است كه باعث توقف برند سازي در كشور شده است.
    وي افزود :قطع واردات توسط دولت و همچنين موانع تغيير تعرفه اي در كشور جهت حفظ بازار و توليد كننده از موارد مضر ديگر در اين زمينه است و نكته بعدي نگاه نكردن به مقوله برند به عنوان دارايي هاي نامشهود و معنوي بنگاه ها مي با شد.
    اين روزنامه نگار با سابقه حوزه صنعت با اشاره به دو شركت كفش ملي و گام افزود:اين دو شركت با وجود فروش ادوات و ماشين الات ولي همچنان برند خود را حفظ كرده اند و اين برند ها همچنان در بين مردم جايگاه خود را دارا هستند و اين نشان دهنده ارزش معنوي و دارايي نا مشهود اين دو شركت است.
    وي در ادامه گفت:توليدكننده ها در كشور ما عموما صادرات گرا نيستند و تيراِژ پاييني در توليد خود دارند و همچنين استراتژيك خاصي براي گسترش واحد هاي خود ندارند.

    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۳۷ توسط:مديريت موضوع:

    اجراي اصل 44 ،گرايش به تحقيقات بازار را پررنگ تر كرده است

    اجراي اصل 44 ،گرايش به تحقيقات بازار را پررنگ تر كرده است   ام بي اي نيوز- عمده ترين مشكل بازار يابي شركت هاي ايراني ساختار بازار و غير رقابتي بودن آن است.
    به گزارش خبر نگار ام بي اي نيوز،محمد رضا طبيبي مدير گروه بازار يابي و تحقيقات بازار موسسه مطالعات و پژوهش هاي وزارت بازرگاني با اشاره به اينكه تاكنون غير رقابتي بودن بازار در ايران باعث شده فلسفه بازاريابي به معناي صحيح آن در ذهن مديران جا نيفتد گفت: شركت ها عليرغم كاستي ها در كيفيت باز هم مشتري هاي خود را دارند و اين باعث مي شود كمتر به فكر عوامل زير مجموعه بازار يابي كه مهمترين آن ماركتينگ است باشند.
    وي با بيان اينكه در حال حاضر رقابت در برخي صنايع بالا رفته است گفت:به دليل جهاني سازي و خصوصي سازي؛ شركت ها به سمت رقابتي شدن پيش مي روند. اين افزايش رقابت و شفاف شدن قيمت ها از يك سو و آگاهي مردم چه از طريق بورس كالا و يا سايت هاي اينترنتي باعث شده گرايش به سمت عوامل بازاريابي مانند تحقيقات بازار زياد ترشود.
    مدير گروه بازار يابي و تحقيقات بازار موسسه مطالعات و پژوهش هاي وزارت بازرگاني در پاسخ به اين پرسش كه براي جا افتادن تحقيقات چقدر فرهنگ سازي شده است گفت: در دنيا بيشتربرروي شفاف سازي قيمت ها كار مي كنند تا فرهنگ سازي در بازار و اگر قيمت ها شفاف شود شركت ها ي فعال در بازار ناخود آگاه به سمت ابزار بازاريابي كشيده مي شوند ،به همين خاطر دولت بايد شفاف سازي و اطلاع رساني كند و قيمت ها را به صورت يكسان و بدون رانت در اختيار ديگران قرار دهد.
    وي در ادامه اظهار داشت: تحقيقات بازار به طور مستقيم براي مشتريان ارزش ندارد به همين خاطر براي فرهنگ سازي نبايد از طريق مصرف كننده ها و رسانه هاي عمومي وارد شد بلكه بايد از ابزار هاي تخصصي مانند رسانه هاي تخصصي، همايش ها و سمينار ها بر روي مخاطبان كه عمده ترين آنها مديران تبليغات، بازار يابي و بازرگاني شركت ها مي باشند كار نمود.
    طبيبي به پروژه هاي انجام شده از سوي برخي شركت ها در زمينه بازار يابي اشاره نمود و گفت: برخي پروژه هاي صورت گرفته مربوط به كيفيت جنبه نمادين دارند اما برخي ديگر مانند تحقيقات بازار ماهيت عملياتي داشته و كمتر ديده مي شود شركتي به صورت نمادين در اين زمينه فعاليت كند .
    وي گفت: در حال حاضر90 درصد شركت هاي خصوصي كه تحقيقات بازار انجام مي دهند به دنبال نتيجه عملياتي و پيش بيني بازار اند. در ميان شركت هاي دولتي نيز بعد از اصل 44 قانون اساسي و جدي شدن خصوصي سازي گرايش به سمت تحقيقات بازار و برنامه ريزي برروي نتايج آن پر رنگ تر شده است.


    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۳۶ توسط:مديريت موضوع:

    بازاريابي بين‌المللي گردشگري

    بازاريابي بين‌المللي گردشگري

    { سيدجعفر صديق زراعتي }

    مقدمه:
    دنياي امروز، دنياي تحولات سريع و گسترده در تمام ابعاد است. تجارت جهاني در ابتداي هزاره سوم نيز از اين قاعده خارج نيست و در سطحي گسترده و با سرعت هرچه تمام‌تر متحول شده است. حال و هواي امروز تجارت نشان از جهاني‌شدن آن دارد، فرآيندي كه منجر به حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفيت‌هاي مختلف تجاري شده است. تجارت به عنوان موتور رشد اقتصاد ملي، حلقه پيوند اقتصاد بين‌المللي و اقتصاد ملي است. در كشور ايران علي‌رغم اقداماتي كه در جهت رشد تجارت خارجي و حضور بيشتر در بازارهاي جهاني صورت گرفته است. اما متاسفانه به لحاظ اصرار نابجا و اتكاي بيش از حد به سيستم سنتي، هنوز تحولاتي كه متناسب با شأن و جايگاه ايران در صحنه تجارت بين‌المللي باشد به وجود نيامده است. بهره‌گيري از برنامه‌ريزي‌ها، سياستگزاري‌ها، ابزارها، شيوه‌ها و روندهاي نوين تجارت بين‌المللي رويكردي است كه بايد مورد توجه فعالان عرصه تجاري قرار گيرد.
    در حال حاضر صنعت گردشگري به مهم‌ترين فعاليت اقتصادي جهان پس از صنايع نفت و خودروسازي تبديل شده است. براساس گزارش سازمان جهاني گردشگري (WTO) مخارج سالانه گردشگري در سطح جهاني بالغ بر 2000 ميليارد دلار است. در بسياري از كشورها صنعت مسافرت و گشت به صورت منبع اصلي ايجاد كار درآمده و جمعيتي بالغ بر 100 ميليون نفر را در سطح جهاني به اشتغال واداشته است.


    بازارهاي گردشگري بين‌المللي در مقصدهاي مختلف جهان:
    شش منطقه‌اي كه توسط سازمان جهاني گردشگري تقسيم شده‌اند عبارتند از:
    - اروپا
    - كشورهاي آمريكايي
    - آفريقا
    - خاورميانه
    - آسياي جنوبي
    - آسياي شرقي و منطقه اقيانوس آرام

    لازم است در هريك از اين مناطق روندهاي ورود گردشگر با ميزان درآمد آن مقايسه گردد.
    اروپا بزرگترين ميزبان گردشگران بين‌المللي است و حدود 60 درصد از كل گردشگران جهان را به خود جلب مي‌كند، سه چهارم بازديدهاي بين‌المللي را اروپاييان انجام مي‌دهند. همچنين حدود 50 درصد از كل درآمد جهان را نيز داراست. پس از اروپا، آمريكا با داشتن 21 درصد از كل گردشگران بين‌المللي و 30 درصد از كل درآمد جهان مقام دوم را در جهان دارد. درآمد گردشگري در آفريقا، بسيار پايين است و چيزي حدود 2 درصد از كل درآمد جهان و حدود 4 درصد از گردشگران جهان را به خود اختصاص داده است. سهم خاورميانه از گردشگري بين‌المللي به دليل وجود مشكلات سياسي، نظامي بين 2- 5/1 درصد در نوسان است، مصر و عربستان از مقصدهاي اصلي گردشگري در خاورميانه هستند، كشور مصر عرضه‌كننده گردشگري فرهنگي است، حال آنكه گردشگري عربستان سعودي صرفاً مذهبي است كه حدود 70درصد كل درآمد گردشگري در خاورميانه متعلق به اين دو كشور است. در منطقه آسياي جنوبي كه ايران را نيز شامل مي‌شود كشورهايي نظير: افغانستان، پاكستان، بنگلادش، بوتان، هندوستان، ايران، جزاير مالديو، ميانمار، نپال و سريلانكاست كه نسبت گردشگران اين منطقه به كل جهان زير 1 درصد است. بيشترين سهم ورود گردشگر از آن هندوستان و ايران از لحاظ ورود گردشگر و درآمد در اين منطقه كشور ششم محسوب مي‌شود! در منطقه آسياي جنوبي كشور هندوستان و پاكستان گردشگر فرهنگي، سريلانكا و جزاير مالديو گردشگر ساحلي، نپال گردشگر كوهستاني و ايران گردشگر فرهنگي و زيارتي را جلب مي‌كند. منطقه آسياي شرقي و اقيانوس آرام حدود 14 درصد كل گردشگران و 16 درصد درآمد را به خود اختصاص داده كه در اين ميان ژاپن و كشورهاي نوين گردشگر شامل: هنگ‌كنگ، سنگاپور، تايلند و مالزي بيشترين سهم را دارند.
    در مبحث بازاريابي يك مدل بسيار منطقي و ساده كه حاصل تحقيقات بسيار دانشمندان و محققين بزرگ دنيا در سالهاي گذشته صورت گرفته هفت S انگليسي است كه لازمه گردشگري است و شامل گردشگري بين‌المللي هم مي‌شود كه مي‌بايست به صورت علمي و منطقي در اجراي آن بكوشيم.

    استراتژي (STRATEGY)
    ساختار (STRUCTURE)
    سبك مديريت (STYLE)
    ارزشهاي مشترك (SHARED VALUES)
    سيستم (SYSTEM)
    مهارتها (SKILS)
    كاركنان (STAFF)
    ارزش مشترك: آيا گردشگري به عنوان يك ارزش مشترك در نهادها و سازمانهاي متعدد و مسئول وجود دارد يا خير؟ آيا گردشگري بين‌المللي به عنوان يك ارزش مشترك در استراتژي حاكم بر كشور و يا در بخش خصوصي تعريف شده يا فقط راجع به آن حرف زده مي‌شود. تا روزي كه هر پديده سازماني مبتني بر ارزش مشترك و فرهنگ ويژه نباشد قطعاً نمي‌تواند زيرساخت محكمي براي ساير قسمت‌ها باشد.
    استراتژي يعني چه؟ استراتژي يعني تبيين اهداف دوردست جهت‌گيري و مسير حركت و چگونگي حركت كردن براي رسيدن به اهداف دوردست. آيا واقعاً گردشگري ايران داراي استراتژي مشخص است؟ چند سال از عمر انقلاب گذشته و ما چند استراتژي گردشگري رو دنبال كرديم. كدام استراتژي مدون را پيگيري نموديم. چقدر هزينه براي رسيدن به اهداف گردشگري پيش‌بيني كرديم. استراتژي حاكم بر كشور ما در زمينه مديريت چگونه است، راه گردشگري بايد يك راه پايدار باشد مسيري باشد كه بتوان بر روي آن اعتماد كرد و در صورتي كه فاقد استراتژي باشيم قطعاً نمي‌توانيم موفق باشيم.
    به دنبال استراتژي، ما نيازمند ساختار هستيم. بسياري ساختارهاي موازي و اضافي در گردشگري داريم. ساختارهايي كه دقيقاً مشخص نيست نقش و وظايف و اختيارات آنها دقيقاً چيست؟
    معمولاً كشورها براساس تجربيات مختلف، ساختارهاي متفاوتي در اين زمينه تشكيل داده‌اند. به عنوان مثال كشور اسپانيا وزارتخانه‌اي به نام تجارت و گردشگري دارد كه تمامي امور مربوط به گردشگري در اين وزارتخانه برنامه‌ريزي مي‌شود و دليل چنين انتخابي اين است كه بخش گردشگري و تجارت آنها كانال‌هاي مشتركي دارد و عمده اقتصاد آنها بر مبناي گردشگري است. كشورهاي تركيه و فرانسه نيز در اين بخش وزارت گردشگري دارند، هرچند مدل وزارتخانه‌هاي آنها متفاوت است. ازسال 1342 تا 1382 ساختار تشكيلاتي سازمان گردشگري در كشور مدام در حال تغيير بوده است و تاكنون نتوانسته جايگاه واقعي خود را پيدا نمايد و در حال حاضر نيز با سازمان ميراث فرهنگي ادغام گرديده است. ادغام اين دو سازمان با اين راهبرد بود كه گردشگران، گردشگران فرهنگي هستند و بايد به وسيله سازماني كه از ادغام اين دو تشكيل مي‌شود، مديريت شوند. چرا كه توسط آن مي‌تواند به تقويت بخش ميراث كشور كمك كند. نكته‌اي كه در اين ميان از آن غافل مانده‌ايم اينست كه بايد بپذيريم گردشگري يك تجارت است و تا وقتي فضاي تجاري را براي گردشگري آماده نكنيم نمي‌توانيم به عنوان يك كشور گردشگرپذير معرفي شويم. به عبارت ديگر در زمينه گردشگري بيش از آنچه بايد دغدغه ميراث داشته باشيم بايد دغدغه مسايل تجاري گردشگري را در كشور داشته باشيم. انجام تبليغات مناسب، تسهيل فعاليت‌هاي پولي و بانكي در بخش گردشگري توسعه حمل و نقل و تقويت بخش خصوصي و شركتهاي فعال گردشگري، افزايش هتل‌هاي استاندارد، حمايت و فعاليت دفاتر گردشگري در خارج از كشور، آموزش كاركنان حرفه‌اي و … بخشي از دغدغه‌هاي گردشگري كشور مي‌تواند باشد.
    عامل بعد سيستم است ما نمي‌توانيم سليقه‌اي برخورد كنيم زيرا گردشگري يك پديده استراتژيك و بلندمدت است و نيازمند نظام هستيم، نگاه نظام گونه و رفتار نظام گونه و تار روزي كه فرايندها و ساز و كارها كاملاً محقق نشوند و سيستم حاكم نباشد جذابترين پديده گردشگري مدت كوتاهي به طول نخواهد كشيد نكته بعدي كاركنان حرفه‌اي است. بايد از پرسنل متخصص، علاقه‌مند و با تجربه استفاده كنيم و از گماردن افرادي كه اطلاعاتي ندارند پرهيز كنيم، چنانچه مي‌خواهيم در زمينه توريسم ورزشي يا توريسم درماني كار كنيم بايد از افرادي استفاده كنيم كه در اين زمينه مهارت، تجربه و اطلاعات علمي و حرفه‌اي لازم را داشته باشند بايد بر روي توانايي‌هاي بخش خصوصي كه از مهمترين اركان پيشرفت گردشگري هستند به طور جدي حساب باز كنيم و تمام قوانين كشور را براي رشد و شكوفايي گردشگري در كشور تغيير دهيم.
    عامل بعدي مهارتهاست. امروز دنياي بازاريابي گردشگري، دنياي مهارتهاي نوين است و كشورهايي موفق مي‌شوند كه بتوانند كاركنان خود را با انواع مهارتها تربيت كنند. امروزه هر گردشگري كه وارد كشور شود اكثر سازمانها و موسسات خصوصي و دولتي به نوعي درگير آن خواهند شد و تمام اين افراد مي‌بايست آموزشهاي حرفه‌اي لازم را ديده باشند.
    و سرانجام سبك مديريت، سبك مديريت گردشگري متفاوت با بسياري از پديده‌هاست. بايد دقت كنيم تا در سبك مديريت چنان رفتار كنيم تا آنچه مورد انتظار گردشگران هست ايجاد كنيم و آن را حفظ كنيم.

    برنامه جامع بازاريابي بين‌المللي:
    فرآيند برنامه‌ريزي بازاريابي بين‌المللي شامل ارزيابي راهبردهاي بازاريابي جايگزين است كه براساس توانايي‌هاي سازمان‌هاي ملي گردشگري و توانايي‌هاي عرضه كنندگان آن تنظيم شده‌اند.
    نقش اصلي سازمان‌هاي ملي گردشگري شناسايي بخش‌هاي بازار و ارتقاي فعاليت‌هاي تبليغاتي عمومي يا ويژه در جهت آنهاست. اين فرايند در شكل 1 به طور خلاصه نشان داده شده است. همچنين مك كارتي (1960) براي اولين بار چهار عنصر محصولات مسافرتي و گردشگري را مطرح ساخت و از آنها به عنوان چهار P يعني Product (توليد)، Price (قيمت)، Place (مكان) و Promotion (تبليغ) ياد مي‌كند.

    براساس آمار سازمان جهاني گردشگري، 70 درصد از دلايل مسافرت‌هاي بين‌المللي استفاده از تعطيلات است. سفرهاي تجاري 14 درصد و 16 درصد باقيمانده شامل زيارتهاي مذهبي، ديدار دوستان و بستگان، ورزش و غيره مي‌شود مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه براي فعال نمودن گردشگري داخلي (نتيجه‌اش رونق گردشگري بين‌المللي است) مي‌بايست در كشور تجديد نظر كلي شود و با ايجاد تسهيلات يك هفته‌اي در ايام نوروز، فصل تابستان و زمستان باعث رونق گردشگري داخلي شد.



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۳۶ توسط:مديريت موضوع:

    SWOT Analysis Wal-Mart

    SWOT Analysis Wal-Mart

    Strengths
    • Wal-Mart is a powerful retail brand. It has a reputation for value for money, convenience and a wide range of products all in one store.
    • Wal-Mart has grown substantially over recent years, and has experienced global expansion (for example its purchase of the United Kingdom based retailer ASDA).
    • The company has a core competence involving its use of information technology to support its international logistics system. For example, it can see how individual products are performing country-wide, store-by-store at a glance. IT also supports Wal-Mart's efficient procurement.
    • A focused strategy is in place for human resource management and development. People are key to Wal-Mart's business and it invests time and money in training people, and retaining a developing them.
    Weaknesses
    • Wal-Mart is the World's largest grocery retailer and control of its empire, despite its IT advantages, could leave it weak in some areas due to the huge span of control.
    • Since Wal-Mart sell products across many sectors (such as clothing, food, or stationary), it may not have the flexibility of some of its more focused competitors.
    • The company is global, but has has a presence in relatively few countries Worldwide.
    Opportunities
    • To take over, merge with, or form strategic alliances with other global retailers, focusing on specific markets such as Europe or the Greater China Region.
    • The stores are currently only trade in a relatively small number of countries. Therefore there are tremendous opportunities for future business in expanding consumer markets, such as China and India.
    • New locations and store types offer Wal-Mart opportunities to exploit market development. They diversified from large super centres, to local and mall-based sites.
    • Opportunities exist for Wal-Mart to continue with its current strategy of large, super centres.
    Threats
    • Being number one means that you are the target of competition, locally and globally.
    • Being a global retailer means that you are exposed to political problems in the countries that you operate in.
    • The cost of producing many consumer products tends to have fallen because of lower manufacturing costs. Manufacturing cost have fallen due to outsourcing to low-cost regions of the World. This has lead to price competition, resulting in price deflation in some ranges. Intense price competition is a threat.

    'Wal-Mart Stores, Inc. is the world's largest retailer, with 6.3 billion in sales in the fiscal year ending Jan. 31, 2004. The company employs 1.6 million associates worldwide through more than 3,600 facilities in the United States and more than 1,570 units. Read more...



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۳۵ توسط:مديريت موضوع:

    پيوند مديريت استراتژيك هزينه‌ها و مديريت استراتژيك بازاريابي

     

    پيوند مديريت استراتژيك هزينه‌ها و مديريت استراتژيك بازاريابي

    سودآوري، رويا و آرزوي تمامي شركت‌ها ومديران است، اما مانعي بزرگ به نام هزينه‌ها، مي‌تواند آنها را دست‌نيافتني كند. وقتي نمودارها، نشانگر روند صعودي هزينه‌هاي سازمان هستند، نه تنها نشان مي‌دهند كه سلامت سازمان در خطر است بلكه زنگ‌ خطر را براي مديران به صدا درمي‌آورند. هزينه، براي مديران و سهامداران، واژه‌اي دوست‌داشتني نيست.

     همان مقدار كه صاحبان شركت‌ها به هزينه‌ها حساسيت نشان مي‌دهند، مشتريان نيز احساس مشابه نسبت به واژه «قيمت» دارند. در دنياي كسب و كار، هرچه شرايط رقابتي‌تر مي‌شود، اهميت مسائلي نظير كيفيت، قيمت و زمان تحويل، به‌شدت افزايش مي‌يابد. امروزه، سازمان‌ها بايد هرچه سريع‌تر كالاهايي با كيفيت و قيمت مناسب، به بازار عرضه كنند، در غير اين‌صورت، در عرصه رقابت حرفي براي گفتن نخواهند داشت. در بازاريابي مدرن، براورده ساختن نياز مشتريان، مسير استراتژيك شركت‌ها به شمار مي‌آيد.

    با نگاهي ساده به آميخته چهارگونه بازاريابي درمي‌يابيم كه قيمت، يكي از عناصر مهم آن تلقي مي‌شود. به بياني ديگر، مشتري براي تصميم‌گيري در مورد خريد كالا، تنها به محصول و كيفيت آن نمي‌انديشد بلكه مناسب‌بودن قيمت را نيز در نظر مي‌گيرد. بنابراين، ضرورت دارد كه شركت‌ها براي كسب موفقيت در بازار، برنامه‌اي جامع و هوشمندانه در زمينه قيمت‌گذاري و همچنين انطباق با قيمت‌هاي رقابتي بازار داشته باشند. از سوي ديگر، ترفندهاي مهمي در حسابداري‌مديريت وجود دارد كه مي‌تواند سازمان‌ها را در حفظ توان رقابتي خود در بعد قيمت، ياري دهد. تكنيك‌هايي مانند هزينه‌يابي برمبناي فعاليت (ABC) هزينه‌يابي برمبناي هدف (TC)، هزينه‌يابي كايزن و غيره، رويكرد‌هايي نوين در حسابداري مديريت هستند.

     معادله‌اي ساده و مهم معادله سود و هزينه را به طور ساده مي‌توان به صورت «سود برابر است با قيمت فروش منهاي هزينه‌ها» بيان كرد. ▪ هزينه‌ها- قيمت = سود در تفكر هزينه‌يابي سنتي، پس از محاسبه هزينه‌هاي توليد، سود مورد انتظار به آنها اضافه شده و قيمت فروش تعيين مي‌شود. مثلا، اگر هزينه‌ كالايي ۱۰۰۰ واحد پولي است و شركت بخواهد ۲۰ درصد سود حاصل كند، قيمت فروش آن را ۱۲۰۰ واحد پولي تعيين خواهد كرد. در ديدگاه هزينه‌يابي برمبناي هدف، شرايط به گونه‌اي ديگر است.

     در اين تفكر، فلسفه مديريت برهزينه حاكم است. در شرايط رقابتي، يك شركت نمي‌تواند قيمت تعيين كند بلكه قيمت براي او تعيين مي‌شود. بنابراين در معادله بالا، قيمت در دست شركت نيست و ازميان سه متغير سود، قيمت و هزينه، تنها دو متغير سود و هزينه باقي مي‌ماند. بنابراين، شركت بايد بتواند با يافتن راهكاري ميان سود وهزينه، توازن لازم را برقرار كند. حال اگر شركت سود هدف خود را X تعريف كند، حداكثر هزينه‌اي كه مي‌تواند متحمل شود، برابر است با: سود هدف- قيمت رقابتي= هزينه هدف اين ديدگاه، چيزي نيست جز هزينه‌يابي بر مبناي هدف.

     ● هزينه‌يابي سنتي روند شكل‌گيري محصول براساس ديدگاه هزينه‌يابي سنتي عبارت است از: ▪ نيازمندي‌هاي محصول شناسايي مي‌شود ▪ محصول طراحي مي‌شود ▪ هزينه‌هاي محصول تخمين زده مي‌شوند ▪ تجزيه و تحليل ساخت/ خريد انجام مي‌شود ▪ هزينه‌هاي تأمين‌كننده ارزيابي مي‌شود ▪ كل هزينه‌ها ارزيابي مي‌شود - اگر هزينه‌ها بالا باشد، به گام ۲، طراحي محصول، رجوع كرده و در طرح آن تجديدنظر خواهد شد - اگر هزينه‌ها مناسب باشند، گام ۷ اجرا مي‌شود ▪ محصول توليد مي‌شود ▪ هزينه‌ها به صورت دوره‌اي كاهش مي‌يابند

     ● هزينه‌يابي برمبناي هدف روند شكل‌گيري محصول در ديدگاه هزينه‌يابي برمبناي هدف، عبارت است از: ▪ نيازمند‌ي‌هاي محصول و خواسته‌هاي بازار شناسايي مي‌شوند ▪ سود هدف تعيين مي‌شود ▪ توازن لازم بين خواسته‌هاي بازار، گام ۱ و هزينه هدف، برقرار مي‌شود ▪ گزينه‌هاي طراحي محصول و فرايند بررسي مي‌شوند. در اين گام ورودي‌هاي زير دريافت مي‌شود: - براورد هزينه‌ها - تجزيه وتحليل ساخت - هزينه‌يابي هدف تامين‌كننده - مهندسي ارزش ▪ پس از انتخاب طرح و فرايند مناسب در گام ۴، محصول توليد مي‌شود ▪ هزينه‌ها به صورت دوره‌اي كاهش مي‌يابند

     ● هزينه‌يابي برمبناي هدف در شركت هوندا شركت هوندا با تشديد رقابت جهاني و افزايش ارزش «ين» تصميم گرفت با اجراي روش هزينه‌يابي برمبناي هدف، قيمت و هزينه خودروي «سيويك» را كاهش دهد. در اين خصوص، اقدامات زير انجام شد: ▪ برخي قطعات را با قطعاتي ارزان‌تر جايگزين كردند ▪ برخي اجزاي محصول، ساده‌تر شد ▪ طراحي برخي محصولات، ساده‌تر شد ▪ برخي تجهيزات پرهزينه شركت، تعويض شد مفاهيم مرتبط به هزينه‌هابي هدف ▪ كنترل كيفيت جامع (TQM) ▪ تجزيه و تحليل عوامل شكست كار (FMEA) ▪ طراحي براي هزينه ▪ برنامه بهبود مستمر ▪ ماتريس خانه كيفيت ▪ طراحي براي توليد و مونتاژ ▪ مهندسي ارزش

     ● هزينه‌يابي هدف در سه شركت ژاپني ۱) نيسان (خودروساز) شركت نيسان، براي تعيين هزينه‌هاي توليد و قيمت محصول، از مهندسي ارزش بهره جست. بر اساس استراتژي نيسان، قيمت براساس توقعات مشتريان از كاركردهاي محصول تعيين مي‌شود. پس از تعيين قيمت، بايد با استفاده از هزينه‌يابي هدف در انديشه كاهش هزينه‌ها بود. ۲) كوماتسو (تجهيزات عمراني) شركت كوماتسو، از تحليل طراحي و تحليل كاركرد براي دست‌يابي به هزينه هدف بهره گرفت. مديريت هزينه‌ها نيز به عنوان استراتژي كوماتسو تعيين شد. ۳) المپيوس (سازنده دوربين) اين شركت، تحليل كاركرد را در پيش گرفت و همچون نيسان بر استراتژي مديريت كاركردهاي محصول تمركز كرد.

     ● استراتژهاي مديريت هزينه و مديريت كاركردهاي محصول همان‌طور كه در الگوريتم هزينه‌يابي هدف گفته شد، در گام سوم بايد ميان هزينه‌ها و كاركردها يا نيازمند‌هاي محصول، توازن برقرار شود. به اين منظور، مي‌توان سه استراتژي مهم زير را در پيش گرفت: ۱) استراتژي مديريت هزينه‌ها: هزينه‌هاي سازمان بايد مديريت و كنترل شوند. تقويت سيستم كنترلي سازمان مي‌تواند در اين زمينه موثر باشد. اين روش، مشابه استراتژي كاهش هزينه‌هاي « مايكل پورتر» است. بديهي است كه در اجراي اين استراتژي، سازمان بايد ساختار، فرهنگ سازماني و سيستم‌هاي سازماني را متناسب با استراتژي‌هاي خود تنظيم كند. ۲) استراژي مديريت كاركردها و نيازمندي‌ها محصول: در اين استراتژي، سازمان مي‌كوشد تا با تحليل كاركردها و نيازمند‌هاي محصول، كاركردهاي نه چندان مطلوب را حذف يا تعديل كند.

    ۳) استراتژي تركيبي: لزوما" هريك از استراتژي‌هاي پيش‌گفته، به تنهايي انتخاب و اجرا نمي‌شوند. گاهي لازم است تركيب ونسبتي از استراتژي‌هاي ياد شده را انتخاب و اجرا كرد. ماتريس انتخاب استراتژي مناسب ماتريس انتخاب استراتژي مناسب را مي‌توان براساس دو بعد مهم زير بنا كرد: ۱) اهميت كاركرد براي مشتري ۲) توان سازمان در كاهش هزينه‌ها بنابراين مي‌توان گفت: - اگر اهميت كاركرد براي مشتري، پايين و توان سازمان در كاهش هزينه پايين باشد، بايد استراتژي مديريت كاركرد را انتخاب كرد. - اگر اهميت كاركرد براي مشتري، بالا و توان سازمان در كاهش هزينه بالا باشد، بايد استراتژي مديريت هزينه را انتخاب كرد.

     - اگر اهميت كاركرد براي مشتري، پايين وتوان سازمان در كاهش هزينه بالا باشد، بايد استراتژي تركيبي را انتخاب كرد. - اگر اهميت كاركرد براي مشتري، بالا و توان سازمان در كاهش هزينه پايين باشد، بايد استراتژي تركيبي را انتخاب كرد.

     ● طراحي سازماني مناسب اجراي تفكر هزينه‌يابي برمبناي هدف، نيازمند ايجاد سازماني متناسب با اين طرز تفكر است. اين سازمان بايد واجد ويژگي‌هاي زير باشد: ۱) تعهد مديريت ۲) كارگروهي و تيمي ۳) فرهنگ سازماني قوي ۴) همكاري با تامين‌كننده ۵) دانش هزينه‌يابي هدف، طراحي براي ساخت، مهندسي ارزش ۶) سيستم كنترل و ارزيابي

     ● نتيجه‌گيري امروزه، صاحبان و مديران شركت مي‌دانند كه هزينه‌ها را بايد جدي گرفت، زيرا مشتريان به قيمت كالا به عنوان يكي از عوامل موثر در انتخاب كالا مي‌نگرند. مديريت استراتژيك هزينه‌ها و ترفندهاي آن (مانند هزينه‌يابي برمبناي هدف) راهكارهايي را ارائه مي‌دهند تا سازمان‌ها بتوانند هزينه‌هاي خود را به گونه‌اي مديريت كنند كه نه تنها در عرصه رقابت باقي بمانند بلكه حضوري قوي و مقتدرانه داشته باشند. بنابراين، ضرورت دارد كه سازمان‌ها سيستم مديريت هزينه خود را با استفاده ازرويكرد‌هاي نوين حسابداري مديريت، «باز طراحي» كنند تا بتوانند همچنان نيرومندانه بگويند: «هميشه حق با مشتري است».



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۳۵ توسط:مديريت موضوع: