مديريت مديريت .

مديريت

ارتباط موثر با بازار هدف

ارتباط موثر با بازار هدف

marketing
محمد رضايي


چكيده: در كشور ما ، با وجود اينكه تبليغات مذهبي از سابقه ديرينه‌اي برخوردار است، اما بايد اذعان كرد كه در گذشته‌هاي نه‌چندان دور، نگاه افراد به تبليغات تجاري، مناسب نبوده، از آن به عنوان يكي از ابزارهاي دنياي سرمايه‌داري ياد مي‌كردند. اگر اين موضوع، يكي از دلايل عدم پيشرفت مناسب صنعت تبليغات خوانده شود، سخني به گزاف گفته نشده است. به هر حال گذشت زمان، نياز صنايع مختلف به تبليغات را، روز به روز آشكارتر كرده و اين امر باعث تغيير ذهنيت جامعه نسبت به تبليغات شده است. در حال حاضر در جامعه ايران، تبليغات يكي از نخستين و اساسي‌ترين ابزارهاي رشد و توسعه‌ صنايع به‌شمار مي‌آيد، به گونه اي كه بارها مشاهده مي‌شود كه به هنگام ايجاد يك كسب و كار جديد، پيش از فراهم ساختن ملزومات سخت‌افزاري، برنامه‌هاي تبليغاتي آن را تدوين مي كنند.
متاسفانه مشاهده مي‌شود كه اين احساس نياز مبرم به تبليغات، به صورت مناسب پاسخ داده نمي‌شود. به اين صورت كه صنايعي مانند: گرافيك، IT، فيلم‌سازي، خطاطي و ... به اشتباه به عنوان صنعت تبليغات تعبير شده‌اند، غافل از اينكه اين صنايع، تنها ابزارهايي در دست صنعت تبليغات بوده، هسته‌ اصلي صنعت تبليغات را متخصصان بازاريابي، به عنوان هدايت‌كننده ساير متخصصان و ابزارهاي گروه تبليغاتي، تشكيل مي‌دهند.
ناديده گرفتن اين هسته‌ اصلي و رهبر اقدامهاي تبليغاتي باعث شده كه برنامه‌هاي بازاريابي به صورت موثر و متناسب با شرايط صنايع و ويژگي‌هاي مخاطبان طراحي نشده و حتي به خوبي به اجرا در نيايد.
بنابراين به نظر مي‌رسد ضعف عمده‌ اقدامهاي بازاريابي كه در كشور به انجام مي‌رسد، همانا عدم استفاده‌ جدي از متخصصان بازاريابي به معناي واقعي كلمه و به دنبال آن عدم طراحي اثربخش برنامه‌هاي تبليغات و اجراي مناسب آنهاست. بر اين اساس در اين مقاله سعي شده است تا به صورت مختصر تئوري‌هاي لازم براي طراحي و اجراي برنامه‌هاي تبليغاتي به عنوان ابزار برون‌رفت اقدامهاي تبليغاتي صنايع كشور از وضعيت فعلي و حركت آنها به سمت تبليغات موثر و كارآمد، بيان شود.
به طور كلي تبليغات يكي از ابزارهاي برنامه‌هاي ترويجي (Promotional Plans) به حساب مي‌آيد. ابزارهاي ديگر برنامه‌هاي ترويجي عبارتند از: فروش شخصي، روابط عمومي، پيشبرد فروش و بازاريابي مستقيم. در اين مقاله از بين ابزارهاي پنج‌گانه برنامه‌هاي ترويجي، تنها به ابزار تبليغات پرداخته شده است.
تعريف تبليغات
تبليغات يكي از متداول‌ترين ابزارهايي است كه شركت‌ها براي هدايت ارتباطات تشويق‌كننده‌ خود به سوي خريداران و جوامع هدف خود، از آن استفاده مي‌كنند.
تبليغات هر گونه ارايه و ترويج غيرشخصي ايده، كالا يا خدمات توسط يك تبليغ‌كننده است كه انجام آن مستلزم پرداخت هزينه باشد.
تبليغ به معناي رساندن پيام، شناساندن امري به ديگران، يا امري را خوب يا بد وانمودكردن است و پيامهاي ديداري و گفتاري را شامل مي‌شود كه براي ترويج عقيده يا محصولي از طرف يك منبع به وسيله‌ كانالهاي تبليغي به گروه‌هاي ويژه‌اي يا به كل جامعه منتقل و براي آن پول پرداخت مي‌شود.
در تعريف تبليغات، بايد تبليغات صنعتي را از تبليغات بازار مصرف‌كننده متمايز كرد. تبليغات صنعتي به صورت قابل ملاحظه‌اي با تبليغات بازار مصرف‌كننده متفاوت است. اولاً تبليغات صنعتي در مقايسه با تبليغات مصرف‌كننده، نقش كوچكي در برقراري ارتباط با بازار هدف ايفا مي‌كند. ثانياً تبليغات صنعتي بر جذابيتهاي منطقي و اطلاعاتي مانند محصول و دلايل خريد آنها تاكيد دارد. (براي مثال جذابيت ويژگيها، مزاياي رقابتي و همچنين جذابيت‌هاي خبري و شهرت محصولات). در حالي كه تبليغات بازار مصرف‌كننده بر جذابيت‌هاي مربوط به نيازهاي رواني و اجتماعي مصرف‌كننده، تاكيد مي‌كند. علاوه بر اين، بازار هدف در تبليغات بازار صنعتي بسيار كوچكتر از بازارهاي انبوهي است كه تبليغات بازار مصرف‌كننده، هدف‌گيري كرده است.
تهيه و اداره‌ يك برنامه تبليغاتي
مديران بازاريابي به هنگام تهيه يك برنامه‌ تبليغاتي، بايد همواره كار را با شناسايي و تعريف بازار هدف و انگيزشهاي خريدار آغاز كنند. آن‌گاه براي تهيه‌ برنامه تبليغاتي بايد پنج تصميم عمده اتخاذ كنند. اين تصميم‌ها كه به پنج ام (5M) معروف هستند، از اين قرارند:
_ ماموريت (Mission): هدفهاي تبليغات كدام‌اند؟
_ پول (Money): چه مقدار پول مي‌توان به اين كار اختصاص داد؟
_ پيام (Message): چه پيامي فرستاده شود؟
_ رسانه (Media): از چه وسيله ارتباطي استفاده شود؟
_ ارزيابي (Measurement): نتايج را چگونه مي‌توان ارزيابي كرد؟ (شكل 1)
 
1. تعريف ماموريت و هدف
نخستين گام در تهيه يك برنامه تبليغاتي، تعيين هدفهايي است كه بايد دنبال شود. اين هدفها بايد تحت تاثير و به تبعيت از تصميم‌گيري‌هاي پيشين درباره بازار هدف، ج

ايگاه‌يابي در بازار و تركيب عناصر بازاريابي تعيين شوند. استراتژي جايگاه‌يابي و استراتژي تركيب عناصر بازاريابي، كاري را تعريف مي‌كنند كه در كل برنامه بازاريابي، انجام آن بر عهده‌ تبليغات گذاشته مي‌شود.
براي تبليغات، هدفهاي ارتباطي و فروش ويژه‌اي مي‌توان در نظر گرفت.
هدفهاي ارتباطي شامل افزايش آگاهي، متقاعدكردن و يادآوري‌كردن به مشتريان فعلي و مشتريان بالقوه درباره‌ محصول يا شركت است. هنگامي كه محصول جديدي به بازار معرفي مي‌شود و هدف ايجاد تقاضاي اوليه است، تبليغات آگاه‌كننده بسيار مورد استفاده قرار مي‌گيرد. زماني كه رقابت افزايش مي‌يابد و هدف ايجاد تقاضاي انتخابي است، آگهي متقاعدكننده مورد استفاده قرار مي‌گيرد. زماني كه محصولي در منحني عمر خود در مرحله بلوغ خود قرار مي‌گيرد و هدف اين است كه مصرف‌كننده درباره آن محصول به گونه‌اي مداوم فكر كند، آگهي يادآوري‌كننده مورد استفاده قرار مي‌گيرد. (جدول 1)
2. تصميم درباره بودجه تبليغات
پس از تعيين هدفهاي تبليغات شركت، بايد براي هر يك از كالاهاي خود بودجه تبليغاتي تعيين كنيم. شركت براي نيل به هدفهاي فروش خود، بودجه لازم را اختصاص خواهد داد. اما پرسش اين است كه شركت از كجا مي‌تواند بداند آيا مبلغي كه خرج مي‌كند، مبلغ درستي است يا نه؟ اگر چه بودجه‌ تبليغات جزو هزينه‌هاي جاري تلقي مي‌شود، ولي واقعيت اين است كه بخشي از آن سرمايه‌گذاري‌اي است كه موجد يك ارزش نامرئي است كه مي‌توان آن را سرقفلي (يا ارزش ويژه نام تجاري) خواند.
هنگام تعيين بودجه تبليغات، پنج عامل ويژه بايد موردنظر قرار گيرد:
_ مرحله‌ عمري كه كالا در آن قرار دارد: اغلب كالاهاي جديد، بودجه تبليغاتي زيادي مي‌طلبند، چرا كه نياز به اعلام موجوديت دارند و مصرف‌كنندگان هم بايد امكان آزمودن آن را داشته باشند. نامهاي تجاري جا افتاده در بازار، معمولاً با بودجه تبليغاتي كم‌تري (نسبت تبليغات به فروش) مورد حمايت و پشتيباني قرار مي‌گيرند.
_ سهم بازار و پايگاه مصرف‌كننده: آن نامهاي تجاري كه سهم بالايي از بازار را به خود اختصاص داده‌اند، درصد كمتري از فروش خود را صرف تبليغات مي‌كنند. تصاحب سهم بازار از راه افزايش اندازه بازار مستلزم اختصاص بيشتر بودجه به تبليغات است.
_ رقابت و شلوغي: در بازاري با رقباي بسيار كه مبالغ زيادي به امر تبليغات اختصاص مي‌دهند، تبليغ درباره يك نام تجاري به بودجه بيشتري نياز دارد تا بتواند صداي خود را به گوش رساند.
_ فراواني تبليغات: تعداد دفعات پخش براي ارسال پيام مربوط به نام تجاري تاثير بسزايي بر بودجه‌ تبليغاتي مي‌گذارد.
_ جانشين‌پذيري كالا: نامهاي تجاري واقع در طبقه‌كالاهايي كه جانشينان زيادي دارند‍، نياز به بودجه‌ بيشتري براي تبليغات دارند.
اغلب روشهاي بودجه‌گذاري كه در دنياي واقعي مورد استفاده قرار مي‌گيرند، عبارتند از: روش درصدي از فروش پيش‌بيني شده، روش در حد توان، روش توازن رقابتي/سهم بازار، و روش هدف و وظيفه.
سازمانهاي واقع در بازار صنعتي (B2B) به طورعمده روشهاي هدف و وظيفه و در حد توان را براي تنطيم بودجه تبليغاتي مورد استفاده قرار مي‌دهند.
3. انتخاب يك پيام تبليغاتي
تبليغ‌كنندگان براي تهيه‌ يك خط‌مشي نو‌آ‌ورانه و خلاق، بايد مراحل چهارگانه‌اي را طي كنند. اين مراحل عبارتند از: تهيه پيام، ارزيابي و انتخاب پيام و اجراي پيام.
 
تهيه‌ پيام. در اين مرحله درباره‌ پيام تبليغاتي ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‌‌‌‌‌‍‍‍‍‍‍(يا همان مزيت اصلي كه نام تجاري ارا‍‌يه مي‌كند) تصميم‌گيري مي‌شود.
پاسخ به هفت پرسش زير اطلاعات مقدماتي و لازم را براي آغاز تهيه‌ آگهي در اختيار تهيه‌كننده آگهي قرار مي‌دهد:
1. چه لوازم و مواد و عواملي در جنس به كار رفته است؟
2. به چه خوبي ساخته شده است؟
3. چه استفاده‌اي دارد؟
4. چگونه با كالاي رقبا مقايسه مي‌شود؟
5. وسيله شناسايي كالا در فروشگاه چيست؟
6. قيمت كالا چه‌قدر است؟
7. حقايق مهم درباره خريداران احتمالي؟ (جنسيت، سن و درآمد خريداران و افراد بانفوذ در تصميم‌گيري براي خريد).
افراد نوآ‌ور و خلا‌‌ق، براي ايجاد جاذبه‌هاي تبليغاتي ممكن و عملي، از روش‌هاي مختلفي استفاده مي‌كنند. برخي از اين افراد ضمن گفت‌و‌گو با مصرف‌كنندگان، واسطه‌هاي مجازي، كارشناسان و ‌رقبا به استقرا رومي‌آ‌ورند. مصرف‌كنندگان از جمله منابع خوب براي ارايه‌ ايده‌هاي مناسب به‌شمار مي‌روند. احساس آنها در‌باره‌ نقاط قوت و كاستي‌هاي موجود در مورد نام تجاري، سر‌نخ‌هاي خوبي پيش‌روي خط‌مشي نوآورانه مي‌گذارد.
بعضي از افراد خلاق، براي تهيه‌ پيام‌هاي تبليغاتي از يك چارچوب قياسي استفاده مي‌كنند. مالوني به اين نتيجه رسيده است كه خريداران از خريد هر كالا، يكي از اين محاسن چهارگانه را انتظار دارند: منطقي، حسي، اجتماعي و يا رضايت باطني.
در جاذبه منطقي به طور مشخص و صريح مزاياي كالا، خود كالا، ويژگي‌هاي آن و ... عنوان شده،و از پرداختن به مسايل و موضوعهاي حاشيه‌اي خودداري مي‌شود.
در تبليغ با جاذبه‌ احساسي بر خلاف جاذبه منطقي، سعي در تحريك احساسات فرد و برانگيختن آن و رسيدن به مقصود از اين راه است.
در تبليغ با جاذبه‌ اجتماعي، سعي بر آن است تا استفاده از كالا با يك موقعيت اجتماعي ويژه ارتباط داده شود.
در تبليغ با جاذبه‌ رضايت باطني، سعي بر آن است كه با ارايه دلايل متنوع، مصرف‌كننده از مصرف كالاي مورد نظر احساس رضايت و خشنودي كند.
ارزيابي و انتخاب پيام: تبليغ‌كننده بايد پيامهاي مختلف را ارزيابي كند. يك آگهي تبليغاتي خوب آن است كه بر يك پيشنهاد فروش منحصر به فرد تكيه كند. در اين زمينه پيشنهاد شده است كه پيامها بر اساس مطلوب‌بودن، استثنايي‌بودن و باوركردني‌بودن رتبه‌بندي شوند. پيامها در وهله اول بايد درباره كالا مطلوب و جالب بگويند. پيامها هم‌چنين بايد چيزي منحصر به فرد يا شاخص درباره‌ كالا مطرح سازد كه همه نامهاي تجاري واقع در طبقه كالا از آن برخوردار نباشند. سرانجام پيامها بايد باوركردني و قابل اثبات باشند.
 
اجراي پيام: اثربخشي يك پيام نه فقط به اينكه چه گفته مي‌شود، بلكه به چگونه گفتن هم بستگي دارد. بعضي از آگهي‌ها جايگاهي منطقي را اشغال مي‌كنند، در حالي كه پاره‌اي از آگهي‌ها به دنبال كسب جايگاهي عاطفي هستند.
افراد ابداع‌كننده بايد هم‌چنين به دنبال سبك، آهنگ، عبارت‌بندي و قالب براي اجراي پيام‌ باشند. اين اركان همگي بايد تصوير و پيام منسجمي را ارايه دهند.
سبك: براي ارايه پيام تبليغاتي، ممكن است از مقطعي از زندگي، خيال‌پردازي، پيام موزيكال، ارايه شواهد و تاييديه درباره محصول و مانند اينها استفاده شود.
لحن و آهنگ: ارتباط‌گر بايد براي آگهي خود به دنبال يك آهنگ و لحن مناسب نيز باشد.
واژه‌ها: در اين زمينه بايد به دنبال واژه‌هاي به يادماندني و جالب توجه بود.
قالب: اركان قالب آگهي تبليغاتي مانند اندازه، رنگ و شكل آگهي بر اثر‌بخشي و هزينه‌ آن تاثير مي‌گذارند.
تصميم درباره رسانه
پس از انتخاب پيام تبليغاتي وظيفه‌ بعدي تبليغ‌كننده، انتخاب رسانه‌ تبليغاتي است كه پيام را منتقل مي‌كند. عواملي كه در اين زمينه وجود دارند، عبارتند از: دسترسي مطلوب، فراواني و اثربخشي و انتخاب انواع رسانه‌هاي اصلي، تصميم‌گيري درباره زمان‌بندي رسانه و تصميم‌گيري درباره محدوده جغرافيايي رسانه.
_ دسترسي(R): شمار افراد يا خانوار‌هايي است كه در يك مدت زمان معلوم، در معرض يك برنامه‌ رسانه‌اي ويژه قرار مي‌گيرند.
_ فراواني (F): تعداد دفعاتي در يك مدت زمان معلوم است كه يك شخص يا يك خانوار با پيام روبه‌رو مي‌شود.
_ اثربخشي(I): ارزش كيفي يك مرتبه پخش از راه يك رسانه است.
هر اندازه دسترسي، فراواني و اثربخشي پخش بيشتر باشد، آگاهي مخاطبان بيشتر خواهد بود.
_ شمار كل پخش (E): حاصل ضرب دسترسي در فراواني متوسط است. يعني R*F=E. اين عدد، ناخالص بينندگان يا شنوندگان (GRP) هم نام دارد. در صورتي كه با يك برنامه‌ رسانه‌اي بتوان با فراواني متوسط پخش 3 به 80% منازل دسترسي پيدا كرد، گفته مي‌شود برنامه رسانه داراي GRP برابر با 240 است. حال اگر GRP برنامه رسانه‌اي ديگري برابر با 300 باشد، گفته مي‌شود اين برنامه وزين‌تر است، اما نمي‌توانيم چگونگي سرشكن‌شدن اين وزانت را به دسترسي و فراواني بيان كنيم.
_ شمار دفعات پخش موزون (WE): اين مورد هم حاصل‌ضرب دسترسي، در فراواني متوسط و در اثربخشي متوسط است، يعني WE=R*F*I.
به هنگام برنامه‌ريزي رسانه، موضوع بسيار مهم اين است كه با يك بودجه‌ معلوم از نظر هزينه، چه تركيبي از دسترسي، فراواني و اثر‌بخشي با صرفه‌‌ترين است؟ هنگام عرضه‌ كالاي جديد، نام‌هاي تجاري جانبي، بسط نامهاي تجاري شناخته شده و معروف، يا نامهاي تجاري كه به‌ندرت خريده مي‌شوند، يا زماني كه شركت به دنبال يك بازار تعريف نشده است، دسترسي بالا‌ترين اهميت را داراست. فراواني،زماني اهميت پيدا مي‌كند كه شركت با رقباي قهاري روبه‌رو است.
انتخاب از ميان انواع اصلي رسانه: برنامه‌ريز رسانه بايد نسبت به قابليت و توانايي انواع اصلي رسانه‌ها از نظر: دسترسي، فراواني و اثر‌بخشي آگاهي داشته باشد.
برنامه‌ريزان رسانه با بررسي متغير‌هايي، مانند: عادتهاي رسانه‌اي مخاطبان هدف، ويژگي‌هاي كالا، پيام و هزينه از ميان طبقات رسانه، يكي را انتخاب مي‌كنند.
در جدول(2) به تعدادي از مزايا و معايب برخي از رسانه‌ها اشاره شده است:
انتخاب رسانه براي تبليغات صنعتي، شبيه انتخاب آن براي تبليغات مصرف‌كننده است. هنگامي كه تبليغات مورد استفاده قرار مي‌گيرد، مديريت بايد آميخته‌ رسانه‌اي را كه مورد استفاده قرار مي‌دهد، مشخص كند. آميخته رسانه، تركيبي از انواع رسانه‌هاي چاپي، رسانه‌هاي صوتي و تصويري، بازاريابي مستقيم و رسانه‌هاي الكترونيكي است.
تصميم درباره زمان‌بندي رسانه: تبليغ‌كننده هنگام تصميم‌گيري درباره انتخاب نوع رسانه در زمينه زمان‌بندي، با يك مشكل كلان و يك مشكل خرد رو‌به‌رو مي‌شود:
مشكل زمان‌بندي كلان: مشكل زمان‌بندي كلان مستلزم تصميم‌گيري درباره‌ چگونگي زمان‌بندي تبليغات در رابطه با روندهاي فصلي و روند سيكل تجاري است.
مشكل زمان‌بندي خرد: مشكل زمان‌بندي خرد مستلزم تخصيص بودجه‌ تبليغات در كوتاه‌ترين مقطع زماني براي دستيابي به بالاترين اثربخشي است.
انتخاب موثرترين الگو به هدفهاي ارتباط در رابطه با ماهيت محصول توليدي، مشتريان هدف، كانالهاي توزيع و ديگر عوامل بازاريابي بستگي دارد.
سه روش عمده براي پخش آگهي‌هاي تبليغاتي وجود دارد:
1. جدول‌بندي پيوسته: در اين روش، الگوي پخش آگهي به گونه‌اي است كه پخش آن در يك مدت زمان معين، به گونه پيوسته انجام مي‌شود. اين روش بيشتر (و نه لزوماً) در مورد كالاهايي به كار مي‌رود كه در مراحل مياني به بعد از مرحله‌ عمر خود هستند و تبليغاتي كه در مورد آنها انجام مي‌شود، بيشتر جنبه‌ يادآوري در مورد كالا و نشان را دارد.
2. جدول‌بندي تناوبي: در اين روش پخش تبليغات در يك مدت زمان معين به صورت غيريكنواخت انجام مي‌گيرد. پخش آگهي به اين صورت موجب مي‌شود كه مخاطبان نسبت به پيام، آگاهي بيشتري كسب كنند و در نتيجه اين روش باصرفه‌تر است.
3. جدول‌بندي فصلي: تنوع فصلي و الزامات هر كدام، بعضاً ايجاب مي‌كند از جدول‌بندي فصلي استفاده شود. برخي از كالاها وجود دارند كه در برخي از فصل‌ها، داراي فروش بالا هستند. در مورد اين دسته از كالاها از اين روش بايد استفاده كرد.
 
ارزيابي اثربخشي تبليغات
با بررسي آثار تبليغات و ارتباط آن با هدفهاي سازمانها مي‌توان تغييراتي در بودجه‌ تبليغاتي، شكل و محتواي پيام‌ها و نوع رسانه‌ها و كانالهاي ارتباطي و حتي زمان و شرايط اجراي تبليغ به عمل آورد، تا تبليغات مفيدتر و موثرتر از گذشته صورت گيرد.
برنامه‌ريزي و نظارت و كنترل خوب بر تبليغات، به معيارهاي اندازه‌گيري اثربخشي آن بستگي دارد. اكثر تبليغ‌كنندگان به دنبال اندازه‌گيري اثر ارتباطي يك آگهي تبليغاتي هستند - يعني تاثير بالقوه آگهي بر سطح آگاهي، دانش يا رجحان مخاطبان هدف. آنها هم‌چنين مايلند تاثير آگهي بر فروش را، خود نيز به دست آورند.
تحقيق درباره‌ اثر ارتباطي تبليغات: هدف از تحقيق درباره اثر ارتباطي، آن است كه تعيين كند آيا يك آگهي تبليغاتي به گونه موثر ارتباط برقرار مي‌سازد يا نه؟ اين مورد را كه آزمون متن آگهي نيز نام دارد مي‌توان پيش از اينكه آگهي در رسانه قرار گيرد يا بعد از اينكه به چاپ رسيد يا از راه راديو و تلويزيون پخش شد انجام داد.
روش پيش آزمون: پيش آزمون آگهي تبليغاتي به سه روش عمده انجام مي‌شود: روش امتيازدهي مستقيم كه در آن از مصرف‌كنندگان خواسته مي‌شود به آگهي‌هاي مختلف تبليغاتي امتياز دهند. از اين امتيازها براي ارزيابي توان آگهي در جلب توجه، چگونگي خوانندگي، ميزان شناخت، موثر و محرك واقع شدن و چگونگي تاثير بر رفتار مخاطبان هدف استفاده مي‌شود. اگرچه يك امتياز بالا، معياري ناقص در مورد اثربخشي واقعي يك آگهي تبليغاتي است اما نشان‌دهنده‌ آن است كه آن آگهي از تاثير بالقوه‌ بيشتري برخوردار است.
در آزمونهاي دسته‌اي از مصرف‌كنندگان خواسته مي‌شود جمعي از آگهي‌ها را ببينند و يا به آنها گوش فرا دهند و هر ‌قدر هم دلشان مي‌خواهد وقت صرف كنند. سپس از اين مصرف‌كنندگان خواسته مي‌شود سعي كنند تمام آگهي‌ها و محتويات آن را به خاطر آورند. البته در اين مورد ممكن است مصاحبه‌كننده به آنها كمك بكند، يا نكند. ميزان به خاطرآوري آگهي توان آن را در برجسته‌بودن و اينكه چه‌قدر موفق بوده است تا پيام را تفهيم كند و در خاطره‌ها بنشاند، نشان مي‌دهد. هدف از آزمونهاي دسته‌اي، بيشتر ارزيابي تبليغات چاپي است. يعني در واقع غالباً براي ارزيابي اثربخشي تبليغات چاپي به كار گرفته مي‌شود. البته اين روش كمابيش در مورد تلويزيون نيز مي‌‌تواند به كار گرفته شود.
در آزمون‌هاي آزمايشگاهي براي اندازه‌گيري واكنشهاي فيزيولوژيكي مصرف‌كنندگان، از وسايل و تجهيزات استفاده مي‌شود. مهمترين اين واكنشهاي فيزيولوژيكي: تپش قلب، فشار خون، تغيير در اندازه‌ مردمك چشم و عرق‌كردن در رويارويي با يك آگهي تبليغاتي هستند. اين شاخصها اگرچه قدرت جلب توجه يك آگهي را نشان مي‌دهند، اما معياري در اين‌باره كه تا چه اندازه بر باور‌ها، عقايد يا مقاصد مخاطبان هدف موثر بوده‌اند، به دست نمي‌دهند و آشكار نمي‌سازند.
روش استعلامي در شرايطي واقعي‌تر از ساير روشها صورت مي‌گيرد و براي مرحله‌ اجراي تبليغ نيز قابل استفاده است. در اين روش دو تا سه تبليغ براي مدتي محدود و در شرايط عادي و در رسانه‌هاي انتخاب شده عرضه مي‌شود. به منظور ارزيابي تبليغات عرضه‌شده براي هر يك از آنها، كوپن‌هايي ضميمه شده و از خوانندگان مجله خواسته مي‌شود تا هر گونه پرسشي درباره‌ محصول، تبليغ و يا دريافت نمونه دارند، همراه با كوپنها برگردانند. كوپنها با توجه به نوع تبليغ شماره‌گذاري شده‌ اند و با دريافت پاسخ‌ها و شمارش كوپنها، تبليغي كه بيش‌ترين كوپن برگشتي را داشته باشد، به عنوان تبليغ مطلوب انتخاب مي‌شود.
در روش مقايسه‌ دوتايي به جاي عرضه‌ انواع تبليغات در يك زمان، به هر يك از اعضاي گروه، دو تبليغ نشان داده مي‌شود و از آنها خواسته مي‌شود تا يكي را كه از نظر آنها مناسب‌تر است انتخاب كنند. وقتي تبليغ مورد نظر انتخاب شد، تبليغ رد شده كنار گذاشته شده، تبليغ سوم عرضه مي شود و از اعضا خواسته مي‌شود تا مناسب‌ترين تبليغ را انتخاب كنند و اين روش ادامه مي‌يابد تا سرانجام به بهترين تبليغ برسند.
براي غلبه‌كردن بر بعضي از عوامل محيطي، ارزيابي‌هاي پيشين از روش مجله‌ ساختگي يا مجازي استفاده مي‌شود. در اين روش مجله‌اي با همه‌ ويژگي‌هاي مجله‌ واقعي براي خانه‌‌هايي كه بيانگر نمونه مناسبي باشند، فرستاده مي شود. در اين مجله، تبليغات مورد نظر عرضه شده است و از پاسخ‌دهندگان خواسته مي‌شود تا طبق معمول آن را مطالعه كنند، سپس در فرصتي ديگر مصاحبه‌كننده با طرح پرسشهايي سعي مي‌كند تا ميزان بازخواني يا به يادآوري تبليغات مورد نظر را معين سازد.
 

روش پس آزمون: تبليغ‌كنندگان هم‌چنين مايلند پس از اجراي كامل يك برنامه‌ تبليغاتي اثربخشي كلي ارتباطي آن را اندازه بگيرند. آيا برنامه تبليغاتي تا چه اندازه در ارتقاي سطح آگاهي نسبت به نام تجاري، درك نسبت به آن، رجحان آن و غيره موثر واقع شده است؟ اگر تبليغ‌كننده پيش از اجراي برنامه‌ تبليغاتي اين موارد را انداره گرفته باشد، او هم‌اكنون مي‌تواند با گزينش يك نمونه‌ تصادفي از مصرف‌كنندگان (پس از اجراي برنامه) اثرات ارتباطي اجراي اين برنامه را اندازه‌گيري كند. اگر شركتي اميدوار بوده سطح آگاهي نسبت به يك نام تجاري را از 20 درصد به 50 درصد بالاتر ببرد و پس از اجراي برنامه موفق شده است آن را به 30 درصد برساند، در اين صورت در اين ميان مشكلي وجود داشته است. يعني يا اينكه بودجه تبليغاتي كافي نبوده، يا آگهي تبليغاتي، آن قوت و قابليت لازم را نداشته، يا وجود عامل يا عوامل ديگري لازم بوده است. چند مورد از روشهاي پس آزمون توضيح داده شده است:
در روش آزمون‌هاي به خاطرآوري، تبليغ‌كننده از افرادي كه مجله‌ها را مي‌بينند يا برنامه‌هاي تلويزيوني را تماشا مي‌كنند، مي‌خواهد تاحد امكان هر آنچه درباره تبليغ‌كنندگان و كالاهاي آنها ديده‌اند، به ياد آورند. ميزاني كه از هر آگهي به خاطر مي‌آيد، توانايي آگهي را در جلب توجه و باقي‌ماندن در ذهن نشان خواهد داد.
در روش معيارهاي نگرش، مصاحبه‌كنندگان از مصاحبه‌شوندگان در مورد تبليغ پرسش‌هايي به عمل مي‌آورند، نظير اينكه آيا تبليغ باوركردني، متقاعدكننده، گنگ، تخيلي، اطلاع‌رسان، واقع‌بينانه، احمقانه و يا هر چيز ديگر بود يا خير؟ هم‌چنين از مصاحبه‌شوندگان درمورد اينكه تا چه اندازه تبليغ بر روي آن‌ها تاثير گذاشته است كه كالا را تهيه كنند و يا از آن استفاده كنند، پرسشهايي به عمل مي‌آيد.
در روش آزمون‌هاي شناختي، از مخاطبان خواسته مي‌شود تا اگر تبليغي را ديده يا شنيده‌اند اعلام كنند. سپس از كساني كه تبليغي را ديده و شنيده‌اند مي‌خواهند تا طرح و محتواي تبليغي را كه ديده‌اند، به ياد آورده، بازخواني كنند. بازخواني به دو صورت بازخواني كمكي (در اين مورد محقق نشانه‌ها و علايمي از تبليغ را به پاسخگو عرضه مي‌كند. مانند: نام محصول يا يك واژه يا عبارت كليدي تبليغ) و بازخواني غيركمكي (هيچ نوع كمكي از طرف محقق داده نمي‌شود) صورت مي‌گيرد.
 
تحقيق درباره اثر فروش تبليغات: تعيين و تشخيص آثار تبليغ بر فروش، بسيار دشوار است، زيرا عوامل بسياري بر فروش اثر مي‌گذارد. هيچ‌گاه نبايد فقط با مقايسه‌ ميزان فروش پيش از تبليغ و بعد از آن، نتيجه گرفت كه تفاوت ميزان فروش به دليل تبليغ بوده است. تغيير ميزان فروش ممكن است ناشي از عواملي، مانند: وضع رقبا، شدت نياز خريداران، شرايط قيمت‌ها، چگونگي توزيع، شرايط اقتصادي جامعه و يا حتي تبليغات گذشته باشد.
براي ارزيابي آثار تبليغ فروش محصولات شركت، دو روش عمده وجود دارد كه عبارت است از:
1. روش رابطه‌ پيشين فروش-تبليغ: اغلب شركتها اطلاعاتي درباره‌ فروش و هزينه‌هاي تبليغاتي خود در دوره‌هاي گذشته دارند. با مطالعه و يافتن رابطه‌اي بين تغيير در ميزان فروش و نيز تغيير در هزينه‌هاي تبليغاتي پيشين، مي‌توان آثار تبليغ را در ايام گذشته به دست آورد. در اين روش با استفاده از تكنيك‌هاي آماري، سهم و نقش تبليغات فروش تخمين زده مي‌شود. مديران تبليغاتي مي‌دانندكه فروش دوره‌ جاري، نتيجه تبليغات فعلي به‌علاوه آثار انتقالي تبليغات دوره‌هاي گذشته است. براي جداسازي آثار انتقالي تبليغات گذشته مي‌توان از مدل‌هاي آماري پيشرفته استفاده كرد.
2. روش مطالعات تجربي نتايج فروش: در بعضي از روش‌هاي تجربي دو گروه از شهرها انتخاب مي‌شوند. شهرهاي آزمايش و شهرهاي كنترل. دو شهر بايد از لحاظ جمعيت و تركيب آن و ويژگي‌هاي بازار يا صنعت مشابهت‌هايي داشته و به نسبت از هم دور باشند. معمولاً براي هر يك از گروه‌ها، دو تا سه شهر انتخاب مي‌شود. فروش محصول در هر يك از شهرهاي آزمايش و كنترل را به مدت دو ماه رسيدگي و محاسبه مي‌كنند، سپس تبليغات به مدت دست كم دو ماه و در شهرهاي آزمايش اجرا مي‌شود. بعد از اين مدت دوباره ميزان فروش محصول را در همه شهرها محاسبه كرده، نتايج حاصل را با فروش پيش از اجراي تبليغ مقايسه مي‌كنند. اگر فروش در شهرهاي آزمايش پس از اجراي تبليغ نسبت به فروش شهرها در دوره‌ پيش افزايش يافته باشد، مي‌توان نتيجه گرفت كه اين افزايش فروش حاصل تبليغات انجام شده است.
نتيجه گيري
در اين مقاله ابتدا تعريف واقعي از تبليغات ارايه شد. سپس فرايند برنامه‌ريزي تبليغات بيان شد. براي توضيح اين فرايند از مدل 5M استفاده شد كه مولفه‌هاي آن شامل تعيين ماموريت و هدفهاي تبليغات، تدوين بودجه لازم براي تبليغات، طراحي پيام تبليغاتي، مشخص كردن رسانه‌هاي مناسب براي اجراي تبليغات و در نهايت ارزيابي اثربخشي تبليغات است.
ارزيابي اثربخشي تبليغات را تنها مي‌توان پايان يك دور از سيكل برنامه‌ريزي تبليغاتي به حساب آورد، چرا كه نتايج اين ارزيابي در برنامه‌ريزيهاي بعدي مورد استفاده قرار گرفته، بدين ترتيب دور تازه‌اي از برنامه‌ريزي تبليغاتي آغاز مي‌شود.
منابع: 
1. Bingham, Gomes, Knowles, Business Marketing, 3rd edition, International edition, Mc GrowHill, 2001
2. Meluinl Defleur, Everettee Deniss, Understanding Mass Communication, 6th Edition. USA, Houghton Mifflin Co. 1998
3. Lamb, Charles & Hair, Joseph & McDaniel, Carl (1998). “Marketing”, Fourth Edition, South-Western College Publishing
4. Courtloud L. Bovee et al, Marketing, 2nd edition, International edition, Mc GrowHill, 1995
5. Joseph R. Dominic, The Dynamic of Mass Communication, 2nd edition, International edition, Mc GrowHill, 1993
6. Allen, Cliff, Kania, Deborah, and Yaeckel, Beth. 1998. Internet World Guide to One-To-One Web Marketing. New York: John Wiley & Sons.
7. PriceWaterhouseCoopers. 2004. IAB Internet Advertising Revenue Report, 2004 Second-Quarter and First Six-Month Results, September 2004.
8. Gao, Jerry, et. al. 2002. Online Advertising: Engineering Perspectives and A Taxonomy. 
9. كاتلر، فيليپ: ترجمه بهمن فروزنده، مديريت بازاريابي: تجزيه و تحليل، برنامه‌ريزي، اجرا و كنترل، چاپ اول، نشر آتروپات، تهران، 1382.
10. روستا، احمد، ونوس، داور و ابراهيمي، عبدالحميد: مديريت بازاريابي، چاپ اول، انتشارات سمت، تهران، 1375.
11. رضاييان، علي: مباني سازمان و مديريت، چاپ سوم، انتشارات سمت، تهران، 1380.
12. محمديان، محمود: مديريت تبليغات، دوم، انتشارات حروفيه، تهران، 1382.
13. رنجبريان، بهرام: بازاريابي و مديريت بازار، چاپ اول، شركت چاپ و نشر بازرگاني، تهران، 1378. 
منبع: ماهنامه تدبير-سال نوزدهم-شماره 200   

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۵۰ توسط:مديريت موضوع:

رضايت مصرف‌كننده... consumer satisfaction

رضايت مصرف‌كننده... consumer satisfaction
ترجمه: عليرضا حداديان - دانشجوي دكتري مديريت بازرگاني (گرايش بازاريابي)
منبع: consumers,chapter 18


نمونه موردي : شركت bath body works

درابتداي اين فصل از زبان يكي از مصرف كنندگان شركت Bath & Body (يكي ازتوليد كنندگان لوازم بهداشتي و آرايشي) دلايل رضايت و وفاداري وي به شركت و محصولات آن بيان شده است .

دلايل ذكر شده از سوي اين مصرف كننده : عدم آزمايش محصول برروي حيوانات، خدمات، مشتري برخورد دوستانه، با لبخند به استقبال آمدن فروشندگان، كمك فروشندگان به مشتري، احساس سالم بودن پس از مصرف محصولات، كيفيت محصولات و اثر مثبت آن برروي لطافت پوست، قيمت هاي منطقي و متناسب با ارزش، دادن نمونه هاي رايگان و ... را شامل مي شود . اين مصرف كننده بيان مي دارد به دليل رابطه دوستي كه طي دوسال خريد از محصولات شركت به وجود آمده اعتمادي بين وي و شركت ايجاد شده، همانطوركه مصرف كننده به دوستان صميمي خودش اعتماد مي كند .

مروري بر فصل:

رفتار فردي مصرف كننده بعد از خريد باعث تغيير توجه بازاريابان از ترغيب مصرف كنندگان به خريد به ايجاد روابط بلند مدت سود آور با آنها شده است .

در اين فصل به عوامل مؤثر در رضايت و پيامدهاي رضايت براي مصرف‌كنندگان و بازاريابان پرداخته مي‌شود . همه افراد در زندگي خود با سؤالاتي نظير آيا شما راضي هستيد ؟ يا چگونه راضي مي‌شويد؟ برخورد داشته‌اند . سازمانهاي انتفاعي و غيرانتفاعي و حتي دولت‌ها براي رضايت مشتريان و ذينفعان شان تلاش مي كنند .

ما در اين فصل پس از ارائه تعريف رضايت به بحث در مورد عوامل اثرگذار بر رضايت و انواع مختلف رضايت مي‌پردازيم. در انتها برخي نتايج رضايت و عدم رضايت را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

تعريف رضايت

رضايت چيست ؟

عبارت است از تشخيص سطح خوشايندي از كاميابي مرتبط با مصرف كه سطوح فراكاميابي و كامياب نشدن را در بر مي‌گيرد.

نكات مهم اين تعريف : اولا مصرف كنندگان تشخيص (قضاوت) خود درمورد رضايت‌شان را براساس ابعاد و جنبه هاي گوناگون محصولات و خدمات ارائه شده، انجام مي‌دهند. مثلاً مصرف‌كننده‌اي كه كامپيوتر خريداري مي‌كند، رضايت خود را از طريق ويژگيهاي كامپيوتر (اعم از سرعت، نرم‌افزار و خدمات) يا مراحل و ابعاد تصميم خريد (اعم از: فروشنده، مذاكرات، تحويل، كارهاي اداري و ...) تشخيص مي دهد .

رضايت، پيچيده تر از آن است كه فرض كنيم تمامي قضاوت‌هاي مشتري را مي‌توان به سطوح كلي‌تري تصميم داد. به عنوان مثال اگر بعد از خدمات بد و نامناسب، خدمات خوب و اثربخشي را ارائه دهيم رضايت كلي مشتري بيشتر مي‌شود. به عبارت ديگر معذرت‌خواهي و جبران كردن، باعث بهبود در رضايت مشتري مي‌شود. اما اين بهبود در خدمات، نمي‌تواند اشتباهات مكرر در خدمات را جبران كند.

ثانياً اين تعريف بر كاميابي تاكيد دارد . كاميابي نيز انواع گوناگوني دارد .

گاهي اوقات، مصرف كنندگان با رفع يك حالت منفي، (مثلاً تعمير يك ايراد سخت افزاري در كامپيوتر) و يا تجربه خدمات ولذتي كه انتظار آن را ندارند كامياب يا راضي مي‌شوند.

ثالثاً براساس اين تعريف، رضايت يك حالت دروني(internal state) است . دلايل رضايت بايد به مفاهيمي بپردازد كه مرتبط با حوزه آگاهي مشتريان باشد . لذا مديران بايد توجه داشته باشند كه ممكن است صرف توجه به كيفيت محصول به رضايت منجرنشود . بلكه بايد تجربه مشتري وقضاوت‌هاي گوناگون وي مورد بررسي قراربگيرد .

ممكن است دو مشتري كه سطح عملكرد محصول يكساني را دريافت مي‌كنند سطوح رضايت متفاوتي داشته باشند. همچنين رضايت بحثي اجتماعي است. بازاريابان بايد نسبت به چگونگي قضاوت‌هاي فردي در قالب سيستم گسترده‌تر ارزشهاي فرهنگي، معاني، باورها، احساسات و هيجانات، روابط گروهي و قضاوتها توجه داشته باشند.

درگير بودن مادران شاغل با مجموعه اي از تضادهاي نقش، ايده‌آل‌هاي جنسيتي، ارزشهاي فرهنگي و مطالبات بين فردي مثالي از بعد اجتماعي رضايت مي‌باشد و اين عوامل، تجربيات و ارزيابي‌هاي مصرف آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

به عنوان مثال: مصاحبه‌ها نشان مي‌دهد كه بين ايده‌آل‌هاي مورد تصور آنها و زندگي واقعي روزمره شان اختلاف وجود دارد كه خانواده ايده‌آل و كامل يكي از بازتاب‌هاي آن است. در كتاب، مثالي از يك مادر شاغل زده شده كه به بحث درمورد نارضايتي خود از خدمتكار مي‌پردازد و اين نشان مي‌دهد كه چگونه انتظارات اجتماعي باعث ايجاد رضايت مي‌گردد.

بازاريابان بين فرهنگي  (بين‌المللي) بايد به ياد داشته باشند كه ايده‌آل رضايت مشتري امري مطلق نيست. بسته به كشورهاي مختلف ممكن است متفاوت باشد . حتي ممكن است در بعضي جاها به عنوان يك تجمل خجالت آور در نظر گرفته شود .

در فرهنگ مصرف كننده، رضايت مصرف كننده به عنوان بخشي از اجتماعي شدن در نظر گرفته مي‌شود. به عنوان مثال يكي از برنامه هاي تبليغاتي شركت مستركارت براين پيام تمركز مي‌كند كه: «چيزهايي هستند كه با پول نمي توان آنها را خريد». رضايت هم اجتماعي است وهم فرهنگي .

نا‌رضايتي چيست؟

به طورساده عبارت است از: سطح نا خوشايندي از كاميابي مرتبط با مصرف

لذا بايد به خاطر داشت عواملي كه در سطح بالاتر رضايت مؤثر هستند گاهي اوقات ممكن است. متفاوت از عواملي باشند كه بر سطوح بالاتر نارضايتي اثر دارند .

به عنوان مثال : مشتريان يك كنسرت احتمالا رضايت خود را از اينكه براي بليط كنسرت در صف نايستاده‌اند بيان نمي‌كنند. اما اگر مجبور باشند در صف بايستند نارضايتي خود را بطور كامل بيان مي‌كنند.

مسائل مديريتي رضايت

مفهوم بازاريابي صراحتاً بيان مي‌دارد كه مشتري پادشاه است. اين فلسفه كسب و كار به مديران توصيه مي‌كند كه به ارضاي نيازها و خواسته‌هاي مشتري بپردازند .

همچنين بازاريابي رابطه‌اي مديران را برآن مي‌دارد تا با مشتريان، ارتباط بلند‌مدت برقرار كرده و ازمزاياي وفاداري مشتري بهره‌مند شوند. درپاسخ به سؤال چه چيزي باعث بازگشت مجدد مشتريان مي‌شود ؟ بايد گفت كه رضايت مشتري مفهومي اساسي است .

مدل پيشنهاد شده درشكل 1-18 روابط بين متغيرهاي كليدي نظير كيفيت، رضايت، وفاداري، و عملكرد سازماني را نشان مي دهد .

   درشكل، نشان داده شده است. كيفيت اثرمستقيمي بر روي رضايت مشتري وعملكرد سازماني دارد . كيفيت باعث كاهش نقص‌ها هزينه‌هاي عملياتي و هزينه بازيابي (اصلاح) مي‌شود. وقتي كه خريدار، يك محصول ناقص را تجربه مي‌كند سازمان فروش متحمل هزينه‌هايي از قبيل از دست دادن روابط تجاري كه مي‌توانست به طور 

بالقوه با مشتري ناراضي داشته باشد، مي‌شود.

يك روش براي كاهش ميزان نقص ها اجراي برنامه ضمانت مي باشد . دراين صورت به جاي صرف پول براي رفع ايرادات آن را صرف پيشگيري ازايرادات مي كنيم .

بعلاوه كيفيت به بهبود در اعتبار، عضوپذيري در كانال و كاهش هزينه‌هاي جذب مشتريان جديد كمك مي‌كند. رضايت از طريق اثر بر حفظ مشتري اثرات مستقيمي بر روي عملكرد سازماني دارد. به مشتريان راضي با سهولت بيشتري مي‌توان دسترسي يافت و با آنها ارتباط برقرار كرد، حجم خريدشان بيشتر افزايش پيدا مي‌كند و نسبت به افزايش قيمت‌ها انعطاف‌پذيري بيشتري دارند. سازمان‌ها مي‌توانند با حفظ سطوح عالي رضايت مشتري راههاي جديدي براي رقابت پيدا كنند. درحقيقت آنها پتانسيل تغيير قوانين بازي دركل صنعت را دارا هستند . همچنان كه شركت فدرال اكسپرس، خدمات مشتري درصنعت خودش را تغيير داد يا به شكل مشابه شركت دفع آفات BBBK متخصص دربازارB2B، كيفيت خدمات را درصنعت متحول نمود. پاداش ارتقاء رضايت مشتري براي اين شركت اين بود كه توانست قيمت‌ها را تا 10 برابر بيشتر از ساير رقبا تعيين كند. اين شركت سطح رضايت مشتري را تا 100 % ضمانت مي‌كند.

توضيح: درجايي كه رقباي شركت BBBK ادعا مي‌كردند ميزان آفات را به سطح قابل قبول مي‌رسانند دفع آفات را به طور كامل تعهد كرد. به عنوان مثال جهت تضمين خدمات براي رستوران يا هتل‌ها به موارد زير پايبند مي‌باشد:

· تا زماني كه تمام آفات، ريشه كن نشده باشند، شما يك پني هم بدهكار نيستيد.

·. اگرازخدمات ما ناراضي باشيد. پولتان را پس مي‌دهيم وتا 12 ماه مي‌توانيد از خدمات شركت ما بطور رايگان استفاده كنيد . به علاوه اگرخدمات رقيب ما را انتخاب كرديد تا يكسال هزينه‌هاي آن را ما مي‌پردازيم.

·. اگرمهمانان هتل در محوطه ساختمان شما آفت‌هايي را پيدا كنند، BBBK تمام هزينه غذا يا اتاق آنها را مي‌پردازد، نامه عذرخواهي به آنها ارسال مي‌كند و هزينه غذا يا اقامت روزهاي آتي را نيز پرداخت مي‌كند.

·. اگربه دليل وجود سوسك‌ها يا جوندگان، خسارتي به شما وارد شود و يا سود شما كاهش يابد. شركت BBBK تا 5000 دلار جريمه را مي‌پردازند.

البته اين شركت بخشي از مشتريان فاقد حساسيت نسبت به قيمت را هدف قرارداده كه اين مشتريان حاضرند در ازاي دريافت خدمات عالي حتي تا 10 برابر بيشتر از نرم صنعت پرداخت كنند.

پيگيري رضايت مشتري به ايجاد وفاداري مي‌انجامد و اين رابطه در طول زمان تقويت مي‌شود برخي از شركت ها همواره ازسطح بالاي وفاداري مشتريان شان منتفع مي‌شوند.

در صفحه 761 فهرستي از20 شركت برتر به عنوان رهبران وفاداري مارك تجاري ارائه شده است. همچنين در صفحه 762 فهرستي از قدرتمندترين مارك هاي تجاري اينترنتي وجود دارد. چنين شركت‌هايي مي‌توانند براي دستيابي به اهداف خود برروي جايگاه خود در بازار، سرمايه‌گذاري كنند . شركتها مي‌توانند براي مشتريان وفادار پاداش‌هايي قائل شوند. به عنوان مثال يك شركت فروشگاههاي زنجيره اي خواربارفروشي در فرانسه براي مشتريان وفادارخود امكان انتخاب تركيبات و ترفيعات خاص قيمتي را ازطريق پست الكترونيكي فراهم مي‌كند.

اينگونه امتيازات به افزايش حجم خريد و به تبع آن افزايش سودآوري اين شركت منجرخواهد شد. از طرف ديگر، 

مشتريان غيروفادار ارتباط شان با شركت كاهش مي‌يابد و به سمت رقبا مي‌روند كه اين امر بر كاهش جريان نقدينگي و كاهش سهم بازار اثر فوري دارد. در همين حين رقبا هم قويترمي‌شوند. همانطوركه مشتريان تجربيات منفي خود را به ديگران مي‌گويند سهم فروشنده از مشتري، كاهش مي‌يابد. لذا، حفظ مشتريان فعلي مهم‌تر است چرا كه جذب يك مشتري جديد 5 برابر حفظ مشتريان فعلي هزينه دارد . 

در شرايطي كه مشتريان مهم خود را از دست مي‌دهيم بايد براي درك دلايل اين حركت، تلاش مضاعفي انجام دهيم. براي شركتهايي كه منافع زيادي را از حفظ مشتريان به دست مي‌آورند نهادينه كردن اين فرآيند در فعاليت هاي روزانه شركت مهم است .

به عنوان مثال شركت فورد ارزش يك درصد افزايش در وفاداري را 100 ميليون دلارسود برآورد مي‌كند. علاوه براين مشتريان وفادار از نظر حمله‌ها و مانورهاي تاكتيكي رقبا به مراقبت كمتري نياز دارند.

چه چيزي موجب رضايت مي‌شود ؟

چگونگي ارتباط بين عملكرد و رضايت

بسياري ازمديران براين باورند كه عملكرد يا كيفيت خدمت موجب تسهيل دستيابي به رضايت مي‌شود . اغلب بيانيه‌هاي رسالت، شعارهاي شركت و موارد تبليغاتي ادعا مي‌كنند كه كيفيت، ايده‌آل آنها‌ست و رابطه نزديكي بين كيفيت و رضايت وجود دارد. درنتيجة باور به ارتباط بين عملكرد و رضايت، شركتهاي جهاني مشاوره مديريت از مكزيك گرفته تا مالزي درآمدهاي قابل توجهي را از انجام تحقيقات كيفيت و رضايت به دست آوردند. درآمد حاصل از تحقيقات پس از خريد ، يك سوم درآمد بزرگترين شركتهاي تحقيقات بازار ايالات متحده آمريكا را تشكيل مي‌دهد .

عليرغم اين حقيقت كه كيفيت محصول يا خدمت يك هدف هميشگي سازماني است، يك مفهوم مفيد از كيفيت و عملكرد از نظر مديريتي از خاطرمان رفته است. در صفحه 764 برخي از روشهاي تفكر درباره كيفيت، خلاصه شده است . مورد يك بر ماهيت ذهني ميزان كيفيت از نظر مصرف كننده اشاره دارد . همچنين مورد 5 براين حقيقت مهم كه انتظارات مصرف كننده در خصوص كيفيت محصول از فردي به فرد ديگر متفاوت است، تمركزمي كند .

راههاي متفاوت تفكردرباره كيفيت درك شده

1- قضاوت مصرف كننده ازامتياز و برتري كلي محصول

2- كليتي ازويژگيها و خصوصيات يك محصول ياخدمت كه از توانايي ارضاي نيازهاي ثابت و ضمني برخوردار است .

3- توانايي درك شده يك محصول براي فراهم آوردن رضايت مرتبط با گزينه‌هاي در دسترس .

4- كليه ويژگي هاي يك محصول كه به رضايت مصرف كننده منجر مي شود .

5- واكنش دروني افراد به اشياء كه پديده اي كاملا نسبي است و قضاوت‌هاي متفاوتي را در پي دارد .

توليد كنندگان و مصرف كنندگان، لزوماً در مورد كيفيت محصول و خدمت اتفاق نظر ندارند

طبق تحقيقي كه مجله فورچون انجام داد مشخص شد كه 60 % مديران اجرايي براين باوربودند كه امروزه كيفيت بهتر شده است و 13 % اعتقاد داشتند كه كيفيت در حال كاهش پيدا كردن است .

در تحقيقات گسترده اي كه در زمان مشابه در حوزه مصرف كنندگان انجام شد . 49 % پاسخ دهندگان بر اين باور بودند كه كيفيت، كاهش يافته و 59 % اعتقاد داشتند كه اين كاهش كيفيت ادامه دارد .

در تحقيقي كه در شركت جنرال الكتريك انجام شد مديران ماشين آلات، عوامل مختلفي را كه مشتريان، آنها را در درك كيفيت حياتي مي دانستند را فهرست كردند .

يافته‌ها بر سه نكته تاكيد داشت . چيزي به نام كيفيت واقعي وجود ندارد.( قضاوت‌ها هميشه بر اساس اداراكات افراد انجام مي‌گيرد) و مديران علاقمند به رضايت مشتري بايد بدانند كه مشتريان، چگونه كيفيت را درك مي كنند .

با اين وجود، با توجه به تعاريف زياد كيفيت مي‌توانيم اينگونه نتيجه‌گيري كنيم كه: كيفيت درك شده مستلزم ترجيحات بوده و بر اساس استانداردهاي مقايسه‌اي براي مشتريان شرايط و موقعيت‌هاي استفاده محصول متفاوت مي‌باشد.

علاوه بر اين كيفيت، هم جنبه شناختي (تفكر) و هم جنبه عاطفي (احساسي) دارد كيفيت درك شده، مهمترين پيش بيني كننده رضايت مشتري است .

چندين مطالعه، زنجيره علّي به صورت : كيفيت …. رضايت …. قصد خريد را پيشنهاد مي‌دهند . هر چند اين رابطه در تمام صنايع يا زمينه هاي فرهنگي كاملا به اثبات نرسيده است .

مساله اين است كه براي هر سازمان بايد تصميم گرفت كه مصرف‌كنندگان، كيفيت را چگونه درك مي‌كنند و چه خصوصيات و ويژگي‌هايي را در قضاوت در مورد كيفيت مورد استفاده قرار مي‌دهند . فهرست‌هاي بسياري از اين خصوصيات ايجاد شده است .

هشت بعد اصلي كيفيت شامل: ويژگي‌ها، عملكرد، قابليت اطمينان، سازگاري، دوام، قابليت خدمات، مسائل زيبايي شناختي و كيفيت درك شده، پيشنهاد شده است .

در تحقيقي نيز كه در33 طبقه محصولات غذايي انجام شد: طعم عالي، مزه طبيعي، مزه تازگي، عطرخوب و ظاهر اشتها آور به عنوان 5 بعد كيفيت، شناخته شدند .

بر اساس مقياس سروكوال دراندازه گيري كيفيت خدمات، 5 بعد : قابليت اعتماد، همدلي، ظاهر (ملموسات)، پاسخگويي و امنيت وجود دارد .

به دلايل گوناگون، درك و اندازه گيري رضايت مشتري سخت است اولاً. رضايت، مفهومي ذهني (دروني) و نسبي است كه بين افراد مختلف بسيار متفاوت است . لذا تجربه اي كه براي يك مصرف كننده راضي كننده بوده ممكن است براي فرد ديگر كاملا ناكافي و ناراضي كننده باشد .

ثانياً. عوامل موثر در رضايت مشتري در صنايع مختلف با يكديگر متفاوت است .

به عنوان مثال يك شركت خرده فروشي غذايي در بريتانيا دريافت كه قابليت اطمينان در فرآيند سفارش و كيفيت محصول از نظر ظاهر عوامل كليدي موثر در رضايت هستند. استاندارد لايف كه يك شركت بيمه است متوجه شد كاركنان‌اش به دليل اينكه تلفن‌ها را خيلي سريع‌تر از انتظارمشتريان پاسخ مي‌دهند باعث پراندن مشتريان مي شوند. به عبارت ديگر كاركنان، خيلي پاسخگو هستند!

ثالثاً. مفهوم كيفيت خدمات در فرهنگ‌هاي مختلف متفاوت است. در مطالعه‌اي كه در هتل‌هاي هنگ كنگ انجام شد يافته ها حاكي از اين بود كه براي مسافران آسيايي در وهله اول، ارزش خيلي مهم است درصورتي كه براي مسافران غربي كيفيت اتاق داراي اهميت مي باشد .

رابطه بين رضايت و قصد خريد نيز پيچيده است . براي برخي از كالاها رابطه نزديكي بين رضايت و قصد خريد مجدد وجود دارد. اما اگر مصرف كنندگان، تمايزي بين مارك‌هاي تجاري قائل نشوند رضايت نمي تواند به طور كامل به قصد خريد مجدد منجر شود .

چگونگي ارتباط بين رضايت مشتري و كاركنان

گاهي اوقات بيانيه هاي رسالت و شعارهاي شركت بيانگرارتباط بين رضايت مشتري و رضايت كاركنان است. به عنوان مثال: تحقيقي كه درصنعت بانكداري انجام شد، نشان داد كه اقدامات براي بهبود رضايت كاركنان بر روي رضايت مشتري نيزاثرمي گذارد .

مطاله جالبي با استفاده از تكنيك ثبت وقايع بحراني براي بررسي تجربه خدمات ازديدگاه دو گروه مشتريان و كاركنان انجام شد. اين تكنيك يك روش نظام‌مند براي ثبت وقايع و رفتارهاي مشاهده شده است كه به موفقيت يا شكست كارهاي خاص منجر مي‌شود.

از پاسخگويان در مورد وقايع خاص و شرح و تحليل محتواي آنها سؤال شد. محققان دريافتند كه در مورد معاملات خدماتي روزمره اكثر كاركنان و مشتريان تصورات يكساني از عوامل رضايت و عدم رضايت مشتري دارند. اين تحقيق نتايج زير را در برداشت :

1- هميشه مشتري به روشهاي معمول رفتارنمي كند و كاركنان بايد مهارتهاي سازگاري و حل مساله را جهت مديريت مشتريان فرا بگيرند .

2- كاركناني كه معمولا در تماس با مشتريان هستند بايد توانايي ارائه خدمات خوب به مشتري را داشته باشند .

چگونگي ارتباط بين رضايت و انتخاب

تحقيقاتي كه بر روي فعاليت هاي گردشگري ماجراجويانه نظير قايقراني در رودخانه‌هاي خروشان انجام شد تفاوت‌هايي را بين معيار انتخاب و عوامل رضايت نشان داد. مصرف كنندگان، اين خدمات را بر اساس امكانات رفاهي، دسترسي به رودخانه‌ها، طول سفر، و امنيت انتخاب مي‌كنند. (بيروني)

اما رضايت ازطريق احساس هماهنگي با طبيعت، ارتباط با گروههاي ماجراجو و تجربيات رشد فردي مانند ياد گرفتن هدايت يك قايق كاياك بوجود مي‌آيد.( دروني)

تحقيقات جالبي نيزبر روي بانكهاي اسلامي درخاورميانه انجام شد و پايداري به اصول بانكداري اسلامي را نشان داد . به عنوان مثال : براي وام ها بهره محاسبه نمي‌گردد .

براي متفاوت بودن معيارانتخاب ازعوامل رضايت، دلايل بسياري وجود دارد :

1- پيش‌بيني مسائل و مزاياي احتمالي مصرف براي مشتري سخت است. مثلاً براي خريد خدمات پيچيده، گسترده و غير مستمر نظير يك گردشگري ماجراجويانه گران قيمت يا محصولاتي كه از تكنولوژي بالايي برخوردارند .

2- ابعاد شرايط مصرف كه مستقيماً بر رضايت، اثر مي‌گذارند غير قابل پيش‌بيني هستند و لذا نمي‌توانند به عنوان معيار انتخاب مورد استفاده قرار بگيرند.

مثال : عدم آزمايش محصول بهداشتي بر روي حيوانات يك معيارانتخاب است اما عطر يك محصول بهداشتي عاملي است كه بر روي رضايت بعد از مصرف اثر مي‌گذارد .

نحوه قضاوت مصرف كنندگان در خصوص رضايت

رضايت، مستلزم اهداف و استانداردهايي براي مقايسه است . اين استانداردها، چگونه بوجود مي‌آيند‌؟ و چه استانداردهايي مبناي قضاوت‌هاي رضايت را تشكيل مي‌دهند ؟

يكي از اين معيارها و استانداردها، انتظارات است . انتظارات به طور ساده عبارتست از پيش‌بيني يا انتظار وقايع آينده. با توجه نمونه موردي ابتداي فصل، برخورد دوستانه هميشگي، پاداشها به شكل نمونه‌هاي رايگان و ... معرف انتظارات هستند و اساسي ترين انتظار از محصولات و خدمات اين است كه خواسته هاي مشتري را برآورده كند .

معيارهاي مقايسه اي ديگري مانند انصاف وجود دارد كه بر رضايت اثر مي‌گذارند.

ما در ادامه به بحث در مورد مدل انتظار عدم تأييد مي‌پردازيم و خلاصه كوتاهي از ساير استانداردهاي مقايسه مورد استفاده در قضاوت نمودن رضايت ارائه مي دهيم.

مدل انتظار – عدم تاييد در رضايت

اين مدل بيان مي دارد كه عدم تاييد انتظارات قبل از مصرف اثر مهمي بر روي رضايت مصرف كننده دارد.

اين مدل پيشنهاد مي‌كند كه انتظارات و عدم تأييد، مشتركاً در تعيين سطح رضايت نقش ايفا مي‌كنند.

وقتي كه عملكردها از انتظارات فراتر مي‌رود عدم تاييد مثبت روي مي‌دهد و احتمال رضايت مصرف كننده افزايش مي‌يابد. وقتي كه انتظارات برآورده نمي شود، عدم تأييد منفي رخ داده و احتمال عدم رضايت مصرف كننده افزايش مي‌يابد.

اگر، انتظارات عملكرد به طور عادي تاييد شود، اثر چنداني بر رضايت نخواهد داشت. در مدل EDM مهمترين چيز در پيش بيني رضايت، عدم تأييد ذهني (دروني) است كه توسط مصرف‌كننده احساس مي‌شود و ممكن است با عدم تاييد اندازه گيري شده توسط شركت متفاوت باشد.

به عنوان مثال، زمان انتظار درك شده نسبت به زمان واقعي انتظار مشتريان، بهتر مي‌تواند، رضايت از يك رستوران فست فود را پيش‌بيني كند.

در اين مدل، دو اصطلاح مهم داريم:

1) اثر يكي شدن (وابستگي) Assimilation

2)اثر تضاد Contrast

اثر وابستگي بيانگر اين است كه افراد به شناخت تضادهاي وضعيت حفظ شده قبلي، تمايلي ندارند. لذا، تضادها از انتظارات را حداقل كرده و آنها را توجيه مي‌كنند و از اين طريق رضايت افزايش پيدا مي‌كند.

در مقابل، اثرات تضاد به معني گرايش به مبالغه كردن در مورد تفاوت‌ها، بيشتر از آنچه در واقعيت وجود دارد، مي‌باشد. مشتريان جديد يا غير دائمي ممكن است در مورد تفاوت‌هاي بين انتظارات و نتايج، اغراق كنند.

دو نوع عدم تاييد داريم: منفي (بدتر از انتظار) و مثبت (بهتر از انتظار) در هر دو اينها، گرايش به مبالغه كردن تضادها وجود دارد.

كاركردهاي عدم تاييد در مبالغه نمودن تضادها به افزايش عدم رضايت (عدم تاييد منفي) يا خشنودي (عدم تاييد مثبت)منجر مي‌شود.

بالاخره، در رابطه بين انتظارات وعدم تأييد، بايد به اثر سقف و كف اشاره كنيم كه بر اساس آن انتظارات خيلي بالا (سقف)احتمال بيشتري دارد كه به عدم تاييد منفي بينجامد و انتظارات خيلي پايين (سقف) عدم تاييد مثبت را دنبال دارد.

به دليل اين اثرات است كه مردم از جملات: «من، خيلي نمي‌خواهم به آرزوهايم برسم چرا كه ممكن است نااميد شوم» يا «من، انتظارات را پايين مي‌آورم، بنابراين نااميد(سرخورده) نمي‌شوم».

برخي از عوامل مهم در انتظارات شامل: خاطرات تجربيات قبلي، ارتباطات شفاهي (دهان به دهان)، قول هاي آشكار و ضمني كه از طريق تبليغات داده شده است، سرنخ‌هاي محصول و اطلاعات شخص ثالث مي‌باشد.

محيط فرهنگي نيز از عوامل مهم است. مثلا رضايت آمريكايي ها از محصولات تكنولوژيكي به اسطوره هاي فرهنگي در مورد كمال مطلوب انساني، هوش و مهارت ارتباط مي‌يابد.

در دانمارك، صف از ويژگي هاي بسياري از خدمات است و وقتي به اين موسسات وارد مي‌شويد بايد شماره بگيريد. اين سيستم صف به ارزشهاي عدالت و آزادي در فرهنگ دانمارك بر‌مي‌گردد.

ممكن است انتظارات، از نظر مبهم بودن، پيچيدگي و قابليت دستيابي متفاوت باشد.

به عنوان مثال، سفرهاي تفريحي در آبهاي خروشان كه مشتريان قبل از تجربه كردن آن، انتظارات مبهمي دارند گاهي اوقات، مصرف كنندگان سعي مي‌كنند محصولات را با اندكي انتظارات فعال در سوپر ماركت آزمايش كنند. و خيلي به عواقب استفاده از محصول فكر نمي‌كنند. در اين صورت مي‌گوييم كه انتظارات منفعل دارد.

انتظارات مصرف كننده در طول زمان، تغيير مي‌كند.

ساير معيارهاي مقايسه‌اي براي قضاوت در مورد رضايت

تمايلات (خواسته‌ها): اهداف و تمايلات فردي را مي‌توان به عنوان يكي ديگر از معيارهاي قضاوت در مورد رضايت در نظر گرفت، در الگوي تمايلات رضايت، رضايت تابعي است از ارزيابي مصرف كننده از درجه‌اي كه يك محصول، تمايلات وي را برآورده كرده يا حتي از آن فراتر مي‌رود كه به پيامد آن، سازگاري تمايلات مي‌گويند.

* تمايلات، سطوحي از ويژگي‌ها و منافع محصولات هستند كه مصرف كننده به ارتباط آنها با ارزشهاي سطح بالاتر (مانند: ارزشهاي نهايي) باور دارد.

اكثر تحقيقات رضايت، فرض مي‌كنند كه قضاوت ها، فرآيند منطقي و شناختي ارتباط ويژگي‌هاي محصول به منافع هستند اما تمايلات مصرف، اغلب از فرآيندهاي احساسس ناشي مي‌شود تا فرآيندهاي منطقي

انصاف(عدالت) : ادراك مصرف كنندگان از انصاف بر رضايت آنها اثر مي‌گذارد. وقتي مصرف كنندگان، احساس مي‌كنند كه قيمت‌ها غير‌منصفانه يا فريبنده است به سمت مارك‌هاي تجاري يا شركت‌هاي ديگر حركت مي‌كنند.

مفهوم انصاف در قانون عدالت انساني (Homan`s rule of justice) بيان مي‌دارد كه پاداشهاي مشاركت كنندگان در مبادلات بايد با سرمايه‌گذاري‌هايشان متناسب باشد.

در قضاوت كردن انصاف، مصرف‌كنندگان آنچه را كه به دست مي آورند را با آنچه كه از دست مي‌دهند مقايسه مي‌كنند. همچنين دستاوردهايشان را با دستاوردهاي درك شده ساير افراد يا گروه‌ها مقايسه مي‌كنند. لذا، از تخفيف‌هاي قيمت براي بازنشستگان يا دانشجويان به انصاف تعبير نمي‌شود.

مصرف‌كنندگان در اروپاي شرقي، به دليل ميراث‌هاي اجتماعي‌شان اگر نسبت به شخص ديگري، خريد بهتري انجام دهند، احساس گناه مي‌كنند. در صورتي كه مصرف كنندگان غربي كه فرد گراتر هستند اگر شخص ديگري خريد بهتري نسبت به آنها انجام دهند، عصباني مي شوند.

شكل ص 744 رابطه بين ابعاد سه گانه انصاف و رضايت / عدم رضايت را نشان مي دهد.تحقيقات بازاريابي در خصوص انصاف، در وهله اول بر روي انصاف توزيعي تمركز مي‌كنند.

انصاف توزيعي بدين معني است كه منافع و دستاوردهاي يك مبادله چگونه بين طرفين، تقسيم مي شود. دو شكل ديگر از انصاف را هم داريم: انصاف در شيوه كار و انصاف در ارتباطات متقابل انصاف در شيوه كار بر مي گردد به حالتي (شيوه اي) كه دستاوردها ارائه مي‌شود. وقتي كه مشتريان هم در فرآيند، مشاركت دارند و هم به دستاوردهاي ارائه خدمت اثر مي‌گذارند، رضايت افزايش پيدا مي كند.

انصاف در ارتباطات متقابل بيانگر چگونگي برخورد متقابل مصرف كننده با بازارياب است. آيا اين ارتباطات بر اساس احترام، ادب و ارزش انجام مي‌گيرد؟

اسنادهاي مصرف‌كننده و فرآيند رضايت

وقتي كه محصولات يا خدمات ايراددارد، مصرف كنندگان سعي مي‌كنند تا دليل آن را درك كنند. تئوري اسناد در روانشناسي اجتماعي براي درك اينكه افراد چگونه توضيحاتي (توجيهاتيرا براي پيامدها و رفتارها پيدا مي كنند، به وجود آمد.

مثال صفحه 775 پروفسور آرنولد در كشور چاد
احساسات، دو دلي و رضايت

پنج حالت واكنش احساسي وجود دارد: رضايت، لذت، خشنودي، آسودگي (آرامش) و دودلي

رضايت (قانع شدن): يك واكنش منفعل است. و مصرف كننده در خصوص چگونگي راضي بودن خود از محصولات، فكر نمي‌كند.

اين واكنش براي محصولات با درگيري بالاي كه در طول زمان عملكرد ثابتي (بادوامي) دارند نيز صدق مي‌كند. به عنوان مثال، اعتماد به عملكرد يك اتومبيل خانوادگي كه سالهاست از آن استفاده مي شود.

لذت :زماني است كه خريد و استفاده از محصول باعث شاد شدن مشتريان مي‌شود. شركت‌ها با ارائه خدمات با كيفيت بالا سعي در ايجاد لذت در مصرف كنندگان دارند.

مثال: تجربه احساسي لذت بخش در استفاده از خدمات يك رستوران

خشنودي : تركيب شادماني و شگفت‌زدگي است. تاييد مثبت انتظارات و يا رويداد مثبتي است كه مصرف كننده اصلا انتظار آن را ندارد

مثال: اقامت يكي از نويسندگان كتاب در يكي از هتل هاي سوئد (ص777 و 778)

آرامش (آسودگي) : گاهي اوقات حذف يك حالت منفي منجر به رضايت مي شود. احساس آرامش ممكن است واكنشي به ارضاء نشدن انتظارات منفي باشد. («من نبايد بيش از آنچه كه انتظار داشتم، منتظر مي شدم» ، « به آن اندازه اي كه انتظار داشتم ، صدمه نديدم»)

همچنين، آرامش مي تواند از حذف يك حالت منفي ايجاد شود، مثل يك درمان طبي موفق يك دفاع حقوق موفق، ...

مثال ديگر، تبليغات شركت تروپيكانااست كه رفع عطش را با مصرف آب انگور تروپيكانا نشان مي دهد 779

دودلي: مصرف كنندگان در جوامع پيچيده با تضاد در تقاضاها، نقشهاي اجتماعي و ارزشهاي فرهنگي مواجه هستند دودلي مصرف كننده را مي توان به صورت تجربه همزمان يا متوالي حالت هاي احساسي گوناگون در ارتباط با فرآيندهاي خريد و مصرف، تعريف نمود. كه مي تواند سطوح بالاي درگيري و واكنش احساسي را در بر بگيرد. رضايت، ممكن است از رسيدن به تعادل در احساسات متضاد مرتبط با مصرف محصول، حاصل شود.

مانند عروس كه به هنگام خريد لباس عروس ممكن است عصباني شود،نااميد شود يا افسوس بخورد.

پيامدهاي رضايت و عدم رضايت

واكنش‌هاي رفتاري به تجربيات مصرف، موارد زير را شامل مي‌شود:

1- خروج وقتي كه مصرف كننده از خريد و تجربه مصرف، ناراضي باشد، معمول ترين واكنش وي خريد نكردن و استفاده نكردن مجدد از آن محصول يا خدمت مي باشد.

از آن محصول يا خدمت، پرهيز كرده و گزينه هاي ديگري را كه در دسترس و امكان پذير هستند، انتخاب مي كند.

البته همه تصميمات مبتني بر نارضايتي به خروج منجر نمي شود و همه مشتريان راضي باقي نمي‌مانند، بانك باركلي در انگلستان دريافت كه بسياري از مشتريان ناراضي به سادگي، سطح فعاليت حسابهايشان را كاهش مي دهند و از شكل منفعل خروج، استفاده مي كنند.

ما قبلاً در فصل 16 در مورد رفتار انتقالي صحبت كرده‌ايم. از آنجا كه مصرف كنندگان به دنبال تنوع هستند يا شرايط و نيازهايشان تغيير مي‌كند، خارج شده و گزينه ديگري را كه بهتر به نظر مي رسد انتخاب مي كنند. با اين وجود، ميزان از دست دادن مشتريان در هر سال به طور متوسط، 20 درصد برآورد شده است كه ا كثراً به علت نارضايتي مي باشد.

منتظر ماندن براي اينكه نارضايتي خودش ابراز شود اثرات فاجعه آميزي بر روي سود و سهم بازار خواهد داشت. وقتي كه بازارها نامتجانس هستند و گزينه‌هاي متفاوتي وجود دارد، برخي مشتريان به جاي شكايت كردن، تغيير موضع داده و خارج مي‌شوند.

استراتژي خروج، بخصوص وقتي كه محصولات داراي درگيري پايين يا ارزان قيمت باشند، استفاده مي شود.

اگر درگيري، بالا باشد خودشان اطلاعات گسترده‌اي دارند و با چشم باز انتخاب كرده‌اند. گزينه‌هاي مختلف را بررسي كرده‌اند و ممكن است احساس كنند كه جاي ديگر هم چيز بهتري به دست نمي‌آورند.

2- بيان كردن (ابراز كردن)

· ابراز كردن، اشكال متفاوتي به شرح زير دارد:

· تحسين هايي كه يك سازمان در اثر راضي كردن مشتريانش دريافت مي‌كند.

· شكاياتي كه شركت در اثر قصور در عملكرد دريافت مي‌كند.

· تبليغات دهان به دهان مثبت يا منفي كه مشتريان انجام مي‌دهند.

· تحسين ها يا شكايات اشخاص ثالث

شكايات و تحسين‌هاي مصرف كنندگان، بازخور ارزشمندي را براي شركت فراهم مي‌كند.

مشتريان وفادار معمولا تبليغات دهان به دهان مثبت را انجام مي دهند، نتايج يك تحقيق نشان داد كه مشتريان وفادار نه تنها تعداد دفعاتي كه استفاده از محصولات شركت را پيشنهاد مي دهند از ديگران بيشتر است بلكه براي دوره طولاني‌تري هم اين كار را انجام مي دهند.

ارتباطات بين فردي مصرف كنندگان چه مثبت و چه منفي اثر شديدي بر خريدهاي ساير افراد دارد. متاسفانه مشتريان به جاي ارائه بازخور به شركت بيشتر از تبليغات دهان به دهان استفاده مي كنند.

مديريت مي‌تواند از شكايات مشتري به عنوان يك ابزار مهم بهره ببرد. مشتريان ناراضي كه شكايت نمي كنند احتمال بيشتري دارد كه خريد را متوقف كرده و خارج شوند.

براي شركت بهتر است قبل از اينكه مشتريان ناراضي، شكايت خود را به اشخاص ثالث (دوستان و...) بگويند، مسأله مورد نظر را حل كند.

«ابراز كردن» بسته به فرهنگ هاي مختلف، چهارچوب (زيربناي) بازار، هزينه هاي شكايت و روانشناسي مصرف كننده متفاوت است.

مصرف كنندگان در فرهنگ هاي غير مساوات طلبانه و فردگرا (آمريكا و سوئيس) نسبت به فرهنگ هاي مساوات طلبانه تر و جمع گراتر (سنگاپور) بيشتر شكايت مي كنند

در ايالات متحده آمريكا بسته به گروه قومي و خرده فرهنگ، رفتار شكايت كردن، متفاوت است. مصرف‌كنندگان مكزيكي – آمريكايي، بيشتر در مورد مسائلي چون تاخير يا عدم تحويل شكايت مي‌كنند. براي پيش بيني رفتار شكايت كردن از سن، درآمد، تحصيلات، نگرشها، علايق و شخصيت‌ها استفاده مي‌گردد. شكايت‌كنندگان معمولا جوان‌تر، داراي درآمد بالاتر هستند و وفاداري‌شان به مارك تجاري، كم است.

ميزان عدم شكايت نيز بسته به فرهنگ‌هاي مختلف، متفاوت است. به عنوان مثال در فرهنگ‌هاي جبر گراتر، شكايت كمتر انجام مي‌شود. همچنين در رژيم سياسي استبدادي، شكايت كمتري وجود دارد.

در بسياري از اقتصادهاي در حال توسعه و در حال گذار، مصرف‌كنندگان به دليل فقدان دانش، كمتر شكايت مي‌كنند. حتي در اقتصادهاي توسعه يافته اروپايي نيز ديدگاه بدي نسبت به شكايت وجود دارد.

وقتي كه محصول براي مصرف كننده مهم باشد احتمال شكايت افزايش مي‌يابد.

درك هزينه‌ها و تلاشهايي كه بايد براي شكايت كردن انجام بگيرد باعث كاهش رفتار شكايت مي‌شود. همچنين مصرف‌كنندگان سعي دارند تا پيامدهاي احتمالي شكايت كردن را ارزيابي كنند.

شهرت يك شهرت در پرداختن به شكايات، رفتار شكايت كردن را افزايش مي دهد.

برخي از مصرف كنندگان با استفاده از شكايت ساختگي سعي مي كنند تا دستاوردهاي خود را افزايش دهند. هزينه‌هاي رونشناختي درك شده مشتريان منفعل را از شكايت كردن باز مي‌دارد. اين هزينه‌ها مي‌تواند به صورت ترس از خوردن برچسب شاكي يا شاكي سابقه‌دار باشد.

2- خريد مستمر

وفاداري مشتري عبارت است از حفظ تعهد عميق به خريد و حمايت مجدد از يك محصول يا خدمت ترجيح داده شده به طور مستمر در آينده عليرغم وجود شرايط و تلاشهاي بازاريابي كه به طور بالقوه ممكن است موجب رفتار انتقالي شود.

بنابراين، وفاداري، هم آمادگي براي عمل (خريد مجدد) و هم مقاومت در برابر گزينه‌ها را شامل مي‌شود. براي شركت‌ها، وفاداري به افزايش سود، جريان‌هاي فروش و سود قابل پيش‌بيني‌تر و تبليغات دهان به دهان مثبت منجر مي‌شود.

اگر مصرف كننده، وفادار و هزينه هاي انتقال بالا باشد تا زماني كه نارضايتي شديدي ايجاد نشده باشد، كاهش رضايت موجب انتقال نخواهد شد.

كيفيت محصول و هزينه‌هاي انتقال به تنهايي عوامل ضعيفي براي حمايت (خريد) مستمر هستند. ايجاد و حفظ رضايت مصرف كننده، آسان نيست. اگر چه مصرف كنندگان، ادعا مي‌كنند كه وقتي يك مارك تجاري خوب را پيدا مي‌كنند ديگر آن را رها نخواهند كرد اما به نظر مي‌رسد نبايد آن را به افزايش ميزان خريد مجدد به طور مستمر تعبير كرد.

در حاليكه 85 تا 95 درصد از مشتريان اتومبيل اظهار رضايت مي كنند، تنها 30 تا 40 درصد تصميم خريد قبلي شان را تكرار مي كنند. در تحقيق گسترده اي كه در دانمارك انجام شد پس از بررسي 684 مارك تجاري محصولات مصرفي دريافتند كه تنها 13% از مصرف كنندگان بيان كردند كه از يك مارك تجاري خاص در 90 تا 100 درصد مواقع استفاده مي كنند.

پايدار ماندن وفاداري، نتيجه بلند ؟ است كه فقط از برخي از انواع رضايت مشتري (لذت و خشنودي) حاصل مي شود . در اين شرايط است كه مصرف كنندگان وفادار نسبت به تلاشهاي انتقالي رقابتي مقاومت نشان مي دهند. اين قدرت ارتباطي باعث مي شود تا مصرف كنندگان گزينه هاي رقابتي را ناديده بگيرند. و حتي با وجود سخت بودن اين كار، همچنان وفادار باقي بمانند.

به عنوان مثال، برخي از مصرف كنندگان به خاطر احساسات وفادارانه شان نسبت به يك آرايشگاه حاضرند مسافت طولاني را طي كنند و زمان زيادي را صرف كنند تا اين حمايت (خريد) مستمر را انجام دهند. طرفداران ورزش يا موسيقي نيز چنين رفتارهايي را از خود نشان مي‌دهند. با كاهش هزينه‌هاي انتقال (تغيير موضع) در بازارهاي رقابتي، رابطه بين رضايت و حمايت مستمر، بي ثبات‌تر مي شود. وقتي كه افراد، نسبت به يك اتومبيل، نسبتاً راضي باشند ممكن است در برابر بسياري از مارك‌هاي تجاري در دسترس، رفتار انتقالي از خود نشان دهند رضايت براي اطمينان از حمايت مستمر، كافي نيست.



3- انحراف (چرخش)



عبارت است از روشهاي مثبت و منفي كه از طريق آنها مصرف‌كنندگان مفاهيم، نقش‌ها و اهداف بازار را تجديد ساختار مي كنند.

مصرف كننده، در برابر رضايت و عدم رضايت، رفتارهاي جديدي از خود نشان مي‌دهد كه قابل پيش‌بيني نيست. يك مثال براي انحراف مثبت ، مشتريان وفادار كتابفروشي Tattered Cover دردنور بودند كه وقتي مي خواست به مكان جديدش منتقل شود براي كمك، دست به كار شدند.

در اينجا مصرف كنندگان، شريك شركت هستند و براي كمك به آن جهت دستيابي به اهداف‌اش تقلا مي‌كنند.

از طرف ديگر، واكنش مصرف كنندگان، نسبت به نارضايتي ممكن است به صورت انحراف منفي باشد كه رفتارها و اعمال ناخواسته‌اي در تقابل با شركت، انجام مي‌شود.

گاهي اوقات اين رفتارها، اعتراض به شركت را شامل مي شود و برخي مواقع، رفتارهايي نظير دزديدن اجناس از فروشگاه، قاپيدن دزدانه و جايگزين كردن اقلام گران‌تر با اقلام ارزان تر در سبد خريد، تغيير بسته‌هاي محصولات گران با محصولات ارزان، استفاده از كوپن‌هاي تقلبي و .... از خود بروز مي دهند. اخيراً هم هكرها، وب سايت شركتها را مورد حمله قرار مي‌دهند.

چند نكته، اولاً. مصرف‌كنندگان مي‌تواند به صورت فردي يا جمعي مقاومت از خود نشان دهند. ثانياً: مصرف كنندگان مي‌توانند اهدافي داشته باشند كه از اصلاح طلب تا بنيادگرا، متفاوت باشد.

ثالثاً. تاكتيك‌هاي مقاومت مي‌تواند از اعمالي كه مستقيماً آميخته بازاريابي را تغيير مي‌دهد (درگيري با خصوصيات امنيت محصول يا مقابله با آگهي‌هاي تلويزيوني) تا اقداماتي كه مفهوم محصولات را تغيير مي‌دهد (استفاده از محصولات به روشهاي نامطلوب) متغير باشد.

رابعاً، مصرف‌كنندگان مي‌توانند از ابزارهاي تغيير و مقاومت، نظير مؤسسات بازاريابي مرتبط و يا مؤسسات و نهادهاي غير بازاريابي مانند دادگاهها استفاده كنند.








برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۴۹ توسط:مديريت موضوع:

روانشناسي رفتار مصرف كننده

روانشناسي رفتار مصرف كننده

اين رشته يكي از گرايشهاي پرطرفدار روانشناسي به شمار مي آيد و در طي ساليان اخير توجه بسياري از صاحب نظران و توليدكنندگان و نيز موسسات خدماتي را به خود جلب كرده است.از مهمترين و اصلي ترين زمينه هاي اين رشته ميتوان به موضوعاتي چون : توقعات و سليقه ها و نيازهاي مصرف كننده(مشتريان) اشاره كرد.به كمك اين علم مي توان از طريق شناسايي رفتار مصرف كننده عوامل موثر در برگزيدن مارك كالا را مورد بررسي قرار داد و نيز عوامل فرهنگي و اجتماعي را كه بر تصميم گيري مصرف كننده اثر مي گذارد را مورد تحليل قرار قرار داد.با به كارگيري صحيح روش هاي مطالعه درمورد رفتار مصرف كننده و پيش بيني رفتارهاي مرتبط با خريد مي توان به ساخت و ارائه بهتر كالا پرداخت كه در نهايت منجر به افزايش فروش و رضايت مشتري مي شود.آشنايي با رفتار مصرف كننده در شيوه كيفيت و كميت كارما اثر مي گذارد.

قوانين طلايي هشتگانه مصرف:

قانون اول: سود حاصل از حفظ مشتري دائم بيشتر از سود حاصل از جذب يك مصرف كننده جديد است.يك سازمان موفق سازماني نيست كه تنها به دنبال جذب مشتريان جديد باشد بلكه حفظ مشتريان سابق و وفاداري آنها نقش موثرتري در بهره وري خواهد داشت زيرا تنها 10 درصد از رشد ساليانه ناشي از جذب مشتريان جديد است.

قانون دوم: نارضايتي مصرف كننده ها از نارضايتي دوستان نيز مهم تر است. از اين قانون مي توان دو معناي جداگانه برداشت كرد:نخست آنكه ما تنها زماني مي توانيم مشتري خود را حفظ كنيم كه رضايت كامل او را جلب كنيم و دوم آنكه هميشه مشتري را دوست خود بدانيم و همانقدر كه جلب رضايت دوستان برايمان ارزشمند است بايد به همان اندازه بلكه بيشتر به جلب رضايت مشتري توجه نشان دهيم.

قانون سوم: اگر براي بهبود بخشيدن به وضعيت موجود خود به سرعت اقدام نكنيد به طورقطع مشتري هاي خود را براي هميشه از دست خواهيد داد. بسياري از سازمانها پس از مدتي اهميت ارتباط گيري با مشتري را فراموش مي كنند. در واقع مي توان گفت آنها مسئوليت ووظيفه خود را در قبال شرايط ايجاد شده و بهبود آن فراموش مي كنند به همين دليل مشتريان خود را به سرعت از دست مي دهند. ارتباط مدوام با مشتري امكان ماندگاري شرايط فروش را فراهم مي كند.

قانون چهارم: هميشه حق با مشتري نيست.نحوه بيان تفاوت ميان ديدگاههاي سازمان و مشتري داراي اهميت بسياري است و نحوه بيان آن با توجه به تقسيم بندي مشتريان صورت مي گيرد.
الف- مشتريان دروني: كه رضايت خود را در درون سازمان و از طريق ارتباط با سازمان و اعضاي آن كسب مي كنند. اين افراد را بايد دوستان سازمان دانست و مشكلات مربوط به خدمات مورد درخواستشان را به صورت مستقيم به آنها يادآوري كرد.
ب- مشتريان خارجي: كه تنها در جستجوي كالايي مفيد با قيمتي مناسب هستند و هرگز به ارتباط با سازمان نمي انديشند به همين دليل تذكر در مورد اشتباهاتشان بايد به صورت غيرمستقيم و دوجانبه صورت گيرد.

قانون پنجم: به اظهارنظر مشتريان خود گوش بدهيد تا بفهميد كه چه ميخواهند. موفقيتهاي سازمان به نحوه ارتباط آن با مشتريان وابسته است. اكر ارتباط با مشتري از طريق وسايل ارتباطي و كانالهاي متعدد صورت گيرد فهم بيشتري از نيازهاي علائق و مقاومتهاي مشتري امكان پذير است.

قانون ششم: به شكايت مشتريان خوش آمد بگوييد.براي اينكه مشتريان بتوانند شكايات خود را ابراز كنند بايد به سه نكته توجه داشت:1- ايجاد فضايي امن براي شكايت. 2- ايجاد اين باور كه نظرها و شكايات مشتريان براي سازمان ارزشمند است. 3- ايجاد اين باور كه سازمان براي رفع معايب و رسيدگي به شكايات مشتريان تلاش مي كند.

قانون هفتم:هرگز فراموش نكنيد كه اين مشتري است كه انتخاب مي كند.براساس مطالعه رفتار مصرف كننده مي توان گفت كه آنها برمبناي عوامل زير به انتخاب كالاها و خدمات مي پردازند:1- توجه2- علاقه 3- خواست و آرزو4- عمل. مصرف كننده براي انتخاب يك كالاي خاص بايد نسبت به آن شناخت پيدا كند و از طريق تبليغات و يا به صورت شفاهي توجه او جلب شود.از اين طريق علاقه اي براي استفاده از آن كالا به وجود مي آيد.با علاقه 

مند شدن او براي به دست آوردن آن تلاش مي كند و همزمان سعي دارد تا اطلاعات بيشتري بدست آورد.ارائه اطلاعات موردنياز مصرف كننده آرزوي داشتن كالاي موردنياز را در او ايجاد مي كند و بعد از آن فرد براي به دست آوردن آن كالا اقدام مي كند.

قانون هشتم: اگر از مشتريان خود مواظبت نكنيد كس ديگري اين كار را خواهد كرد.زماني كه سازماني در زمينه ارائه كالا و خدمات به اوج مي رسد روند مشابهي در سازمانهاي ديگر شروع شده و به اوج مي رسد. به همين دليل بايد به آرامي روند ديگري در ارائه خدمات شكل گيرد زيرا ديگر سازمانها در ارائه خدمات خود پيش بيني هاي بيشتري كرده كه ممكن است سازمان قبلي را پشت سر بگذارند بنابراين توجه به موقعيتهاي مختلف كه ممكن است باعث شكست سازمان شود بسياراهميت دارد.

جلب رضايت مشتري:
در اين زمينه بايد به دو عامل توجه كرد:
1- كيفيت
 2- جذابيت
روشهايي براي حفظ رضايت مشتري در بازار وجود دارد كه مورد تاكيد قرار كرفته است:
1- آگاهي از روشهاي موجود
2- تمايل براي بهره گيري از انديشه هاي نو
3- توجه با نكات جزئي
4- پشتكار و سخت كوشي

خط مشي براي جلب رضايت مشتري:
1- ارائه كيفيت و خدمات بهينه به همراه قيمت بالا
2- تهيه كالا ي ارزان قيمت براساس نظريه ي افزايش حجم و مقدار كار

راهكارهايي براي جلب مشتري:
1- موفقيتهاي خود را به عموم مردم بشناسانيد.براي اين كار استفاده از نشريات تجاري استفاده از آگهي تبليغاتي  نشان دادن عكسهايي از مشتريان جديد و ارائه محصولاتي از شركت و آگهي هاي اينترنتي كارساز مي باشد.

2- در فهرست تلفن و  كارت و پوسترهاي تبليغاتي و تقويم سال و دفترچه يادداشت و سوئيچ و خودكار و... محصولات خود را ارائه دهيد.

3- منزل به منزل بروشورهاي خود را ارائه دهيد. اين كار را مي توانيد با ارائه آگهي هاي كوچك انجام دهيد.

4- فهرستي از افراد و موسسه هايي  كه فكر مي كنيد احتمالا مشتري شما خواهند شد تهيه كرده و با آنها مكاتبه كنيد.

5- براي هر فروشي بدون تقاضاي مشتري بهايي كم كنيد.

6- در حمل كالا به مشتريان خود كمك كنيد.

7- كالا و خدمات خود را با ذكر قيمت دقيق عرضه كنيد

8- با هر فروشي چيزي را به عنوان نمونه ي كالا ( اشانتيون) به مشتري بدهيد

9- خطوط كامپيوتر خود را براي ردوبدل كردن اطلاعات و خريد و فروش تقويت نماييد.

10- براي جذب مشتري از افرادي استفاده كنيد كه مردم را دوست داشته باشند براي رسيدن به چنين بينشي طرز كار كاركنان خود را با مشتريان به دقت موردتوجه قراردهيد.






برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۴۸ توسط:مديريت موضوع:

كنفرانس بازاريابي خدمات مالي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۴۸ توسط:مديريت موضوع:

مشاوره و تدوين پايان نامه هاي تحصيلات تكميلي (كارشناسي ارشد)

 

مشاوره و تدوين پايان نامه هاي تحصيلات تكميلي (كارشناسي ارشد)

http://www.masterthesis.blogfa.com



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۴۷ توسط:مديريت موضوع:

قيمت گذاري در بازار الكترونيك

قيمت گذاري در بازار الكترونيك

امروزه پديده اينترنت و جهاني شدن به عنوان لازم و ملزوم يكديگر مطرح شده اند، به گونه اي كه انديشمندان اين دو را از يكديگر قابل تفكيك نمي دانند و معتقدند اينها تسهيل كننده يكديگر هستند. ديگر اينترنت يك ابزار قابل چشم پوشي و يا براي سرگرمي نيست، بلكه به يكي از لوازم ضروري زندگي بشر مدرن و رو به توسعه امروزي تبديل شده است. اينترنت و به طور كلي دنياي الكترونيك همه ابعاد زندگي و جوامع بشري را دستخوش تغيير خود كرده است.

به تبع آن بازارها نيز دچار تغييرات ماهيتي و شكلي شده اند. به اين بازارها كه در اثر تاثير و به كارگيري دنياي الكترونيك شكل گرفته اند، بازارهاي الكترونيك گفته مي شود. همانطور كه ماهيت بازار تغيير كرده است، قابل پيش بيني است كه ساير موارد وابسته به آن نيز تغيير كند. ازجمله اين موارد استراتژي هاي قيمت گذاري است كه مي بايستي متناسب با نوع بازار تغيير كند. در اين مقاله كوشش شده است استراتژي هاي قيمت گذاري در بازارهاي الكترونيك معرفي و به طور مختصر تشريح شود.
روند رو به رشد به كارگيري فناوري اطلاعات منجر به بروز و ظهور تجارت الكترونيك در قالب استفاده از بازارهاي الكترونيك در اكثر صنايع شده است. به گونه اي كه پس از ظهور B۲B،B۲C،C۲C هم اكنون بحث دولت الكترونيك و G۲G مطرح شده است كه اين نشان دهنده موج جديد كسب و كار است. ورود به بازارهاي الكترونيك و تلاش به منظور بقا در اين بازارها مستلزم بازنگري در كليه ابعاد، مباحث و استراتژيهاي كسب و كار در بنگاههاست. يكي از اين مباحث «قيمت گذاري» است. قيمت به عنوان يكي از عوامل چهارگانه آميخته بازاريابي است كه با سياستگذاري درست و دقيق بر روي آن بنگاهها مي توانند علاوه بر تاثير گذاري بر رفتار بازار هدف در راستاي تحقق اهداف بازاريابي، درآمد و سود سرشاري نصيب خود كنند. از آنجايي كه قيمت يكي از عوامل موثر بر تصميم به خريد مصرف كننده(مشتري) است، تعيين قيمت نامناسب در مواردي تاثيرات جبران ناپذيري بر بنگاهها وارد و منجر به كاهش سودآوري، كاهش سهم بازار و كاهش اعتبار بنگاهها مي شود. از اين رو بنگاهها بايد با استراتژي هاي قيمت گذاري در عرصه كسب و كار نوين كه همان بازار الكترونيك است آگاه باشند. از اين رو در اين مقاله استراتژي هاي نوين قيمت گذاري در بازارهاي الكترونيك به طور مختصر تشريح مي شود.

قيمت گذاري چيست؟
به طور ساده قيمت گذاري يعني تعيين قيمت براي كالا يا خدمت. قيمت گذاري فعاليتي است كه بايد تكرار شود و فرايندي مداوم و پيوسته محسوب مي شود (Shipley,۲۰۰۱) اين تداوم ناشي از تغييرات محيطي و عدم ثبات شرايط بازار است كه لزوم جرح و تعديل قيمت را ايجاد مي كند. قيمت گذاري با هدف حداكثر كردن سود،افزايش سهم بازار ،رهبري كيفيت، ادامه حيات و يا افزايش قيمت بازار صورت مي گيرد.

بازار الكترونيك
بازار الكترونيك اساس تجارت الكترونيك است. امروزه سيستم هاي اطلاعاتي وجود دارند كه شركتها را به هم پيوند مي دهند و اين شركتها با مشتريان و تامين كنندگانشان همانند يك مجموعه واحد تلقي مي شوند. بازار الكترونيك يك سيستم اطلاعاتي ميان سازماني است كه به خريداران و فروشندگان اين امكان را مي دهد كه در مورد قيمتها و محصولات ارائه شده به تبادل اطلاعات بپردازند. اين بازار به عنوان واسطه عمل مي كند و شركت كنندگان در اين بازار مي توانند خريداران، فروشندگان و يا طرفهاي سوم مستقل و يا كنسرسيوم هاي ميان چند شركت باشند. بازارهاي الكترونيك،كانونها و محلهاي تجاري تعاملي است كه در آن شركتهاي مختلف براي انجام فعاليتهاي تجارت به تجارت در تجارت الكترونيك و ديگر فعاليتهاي مربوط به تجارت الكترونيك گرد هم مي آيند.

● قيمت گذاري در بازار الكترونيك
قيمت گذاري در بازار بر مبناي هزينه صورت مي گيرد. در يك زنجيره ارزش عمودي فعاليتها بايد به صورت سلسله مراتبي تعريف شوند كه تا مراحل اوليه آن انجام نشود، نمي توان مراحل بعدي را آغاز كرد. چون قيمت گذاري در تجارت الكترونيك به صورت عمودي نيست ، قيمت گذاري بر مبناي هزينه ديگر پاسخگوي نياز بازار نيست. عمودي نبودن زنجيره ارزش موجب مي شود كالاهايي كه در بازار از ارزش پايين تري برخوردار هستند، هزينه توليد بالايي داشته باشند. به علت پايين بودن هزينه جستجو در اينترنت قيمت و حاشيه سود نيز كاهش مي يابد. همچنين بدين دليل اين كه خرده فروشان در بازارهاي الكترونيك حذف مي شوند، هزينه ها و در نتيجه قيمت كاهش مي يابد.بازارهاي الكترونيك با ايجاد تنوع در كالا و خدمات قيمتهاي متنوعي را ارائه مي دهند كه مشتريان بنابر توانايي مالي و ميزان رفاه خود، كالا و خدمات متناسب با خود را دريافت مي كنند. شركتها مي پندارند اگر قيمت كالاهاي آنان نسبت به رقبا پايين تر باشد، مي توانند بازار را در اختيار بگيرند. اگرچه ممكن است در بازارهاي فيزيكي اين اتفاق روي دهد اما در بازارهاي الكترونيك از اهميت زيادي برخوردار نيست.

قيمت گذاري پويا در بازار الكترونيك
قيمت گذاري پويا استراتژي قيمتي است كه در آن قيمتها در هر لحظه به خاطر مشتريان و مصرف كنندگان و يا به دليل مجموعه محصولات و خدمات ارائه شده تغيير مي كند. اگرچه چنين استراتژي قيمتي در بازارهاي فيزيكي وجود داشت، اما در بازارهاي الكترونيك به دليل تفاوت در زنجيرة ارزش ماهيت و اهميت ديگري مي يابد. قيمت گذاري پويا يكي از مهمترين هداياي اينترنت است. قيمت گذاري پويا، قيمت گذاري در محيطي است كه در آن قيمتها ثابت نيستند بلكه انعطاف پذير هستند. (Mohammed et.al, ۲۰۰۲, p۳۳۲) قيمت گذاري پويا را مي توان خريد و فروش كالاها و خدمات در بازاري تعريف كرد كه قيمتها در واكنش به شرايط عرضه و تقاضاي بازار براحتي كم و زياد مي شوند. (Bousseau and Gressens, ۱۹۹۹) قيمت گذاري پويا مكانيزمي است كه در آن قيمتها و شرايط بر اساس قيمت دهي شركت كنندگان در بازار تعيين مي شود.
قيمت گذاري صحيح با توجه به هزينه ها، مشتريان و رقبا صورت مي گيرد. وقتي هر يك از اين متغيرها تغيير كند، بهترين قيمت نيز ممكن است تغيير كند. قيمت گذاري صحيح نيازمند اطلاعات است. در يك بازار پيچيده و به شدت رقابتي، پيش بيني و محاسبه تقاضا، مشكل و گاه غيرممكن به نظر مي رسد. بنابراين اينترنت به عنوان يك بازار پيچيده موجب ايجاد حساسيت قيمتي بالايي مي شود. مشكل ديگر فروشندگان اينترنتي، اين است كه مشتريان مختلف قيمتهاي متفاوتي مي پردازند. قيمت گذاري در اين بازارها هم بايد جوابگوي اختلافات در بين اقشار مختلف مشتريان باشد و هم گروهها را حمايت و تشويق به خريد كند. بدين علت كه بازارهاي الكترونيك پيچيده هستند، استفاده از قيمتهاي ثابت ممكن است، مشكل زا باشد. پس برخي از شركتها از قيمت گذاري پويا استفاده مي كنند. وقتي شرايط با چنين سرعتي تغيير مي كند، تنها رهيافتهاي قيمت گذاري ،قيمت گذاري پويا خواهد بود. (Rashinghani, ۲۰۰۴). با توجه به امكان به دست آوردن سريع اطلاعات از ميزان تقاضا، رقبا و مشتريان [عوامل تأثيرگذار در قيمت گذاري] امكان قيمت گذاري پويا به وجود مي آيد و گاه قيمت يك كالا چند بار در يك روز مي تواند تغيير يابد. (Mohammed et.al,۲۰۰۲,pp۳۳۲-۳۵۶)

حراجي انگليسي
معروفترين نوع حراجيها، حراجيهاي انگليسي هستند. در اين حراجيها، خريداران قيمتهايشان را بالا مي برند تا اينكه در نهايت تنها يك خريدار باقي بماند. در اين حراجيها فروشندگان مي توانند حداقل قيمتي را براي فروش تعيين كنند كه اگر در قيمت گذاري به آن حداقل نرسيد، مي تواند كالا را نفروشد. البته بر اساس نوع حراجي اين حداقل قيمت مي تواند براي قيمت دهندگان اعلام شود و يا مطرح نشود.

● قيمت گذاري معكوس در حراجيهاي انگليسي
بسياري ازشركتها از قيمت گذاري معكوس به عنوان يك سياست در حراجيهاي خود استفاده مي كنند تا به اين وسيله در هزينه هاي تأمين شركتها صرفه جويي شود. در اين گونه سايت ها، ابتدا درخواستي براي يك طرح و يا درخواستي براي يك اعلام قيمت جهت به راه انداختن يك حراجي توسط يك شركت مطرح مي شود. در اين حراجي آن شركتي برنده خواهد بود كه كمترين قيمت را براي تأمين آن محصول يا كالا و خدمات ارائه كند. اينگونه بازارهاي آزاد از آنجا كه هزينه هاي تأمين شركتها را براي درخواستهايشان كاهش مي دهند، امروزه و مخصوصاً در تجارت هاي B۲B بسيار شناخته شده هستند. البته اين نوع حراجيها تنها محدود به كسب و كار B۲B نمي شود، بلكه برخي سايت ها از اين نوع حراجيها براي ارائه خدمات و محصولات به مشتريان نيز بهره مي برند.

حراجي به سبك هلندي
ميان تعريفي كه اقتصاددانان از حراجي به سبك هلندي ارائه مي كنند و آنچه كه در هلند براي خريد و فروش گل به كار مي رود، تفاوت وجود دارد. در اين سبك، گرداننده حراجي، ابتدا قيمتي را براي فروش اعلام مي كند و همينطور آرام آرام قيمت را پايين مي آورد تا بالاخره فردي اين قيمت را بپذيرد و اين كاملاً بر خلاف حراجي به سبك انگليسي است.
حراجي به سبك هلندي دو ايراد عمده دارد:
ـ فرايند به كار گرفته شده در اين حراجي به خريداراني كه به دنبال به دست آوردن اين كالا هستند، اجازه افزايش قيمت را نمي دهد. در حالي كه در حراجي انگليسي، هنگامي كه خريداري علاقه زياد خود به كالا را با قيمت گذاري خود نشان مي دهد، ديگر خريداران نيز به ارزيابي مجدد ارزش اين كالا مي پردازند و قيمت را افزايش مي دهند.
ـ در حراجي هلندي با قيمتي كه بالاتر از قيمت واقعي بازار آن كالاست، قيمت گذاري انجام مي شود و چرا كه در غير اينصورت سودي عايد فروشنده نخواهد شد.

حراجي به سبك eBay
در سايت eBay فروشنده چندين چيز يكسان را مي فروشد. فروشنده ابتدا حداقل قيمت و تعداد اين اجناس را مشخص مي كند. سپس خريداران از همان حداقل قيمت و يا بالاتر از آن شروع به قيمت گذاري مي كنند. در انتهاي اين حراجي، بالاترين قيمت دهندگان در پايين ترين قيمتي كه جزء قيمتهاي پيروز اين حراجي بوده است، اجناس را خريد مي كنند. به عنوان مثال، فرض كنيد دو خودنويس داريم و فروشنده تقاضاي ۲۰ دلار براي هر كدام كرده است. شخص A و B هر كدام ۲۰ دلار پيشنهاد مي دهند. در اينصورت هر كدام از A و B يك خودنويس با قيمت ۲۰ دلار به دست مي آورند. حال اگر A و B براي اين خودنويس ها ۲۰ دلار و شخص Cا۲۱ دلار پيشنهاد كنند در اينصورت A چون اول قيمت داده است و C با ۲۰ دلار به دو خودنويس مي رسند و به شخص B چيزي نمي رسد.

حراجيهاي به سبك قيمت گذاري با اولين قيمت قطعي شده
در اين نوع حراجيها، اطلاعات شفاف و روشن است. فروشندگان كالايي را جهت ارزيابي، بررسي و قيمت گذاري روي آن به خريداران ارائه مي كنند. پيش از موعد مقرر، خريداران بالقوه اين فرصت را دارند تا يك قيمت قطعي را براي محصول ارائه كنند. يكي از شرايط اين حراجي اين است كه تا زماني كه قيمت دهي قطعي ادامه دارد و وقت آن تمام نشده است، خريداران نمي توانند از ميزان قيمت پيشنهادي رقبا اطلاعي كسب كنند. بعد از اتمام اين زمان، محصول به بالاترين قيمت دهنده فروخته مي شود. همچنين فروشندگان حق دارند حداقل قيمتي را مشخص كنند و به زير از اين قيمت مي توانند محصول را نفروشند.
پرايس لاين (Price line)، اقتصاد جديدي را بر اساس همين حراجيهاي قيمت گذاري با اولين قيمت قطعي شده ايجاد كرده است. در اين مدل، قيمت دهنده يك قيمت را براي تهيه بليت هواپيما در يك روز خاص [كه توسط كارت اعتباري تضمين شده] مي دهد و موافقت مي كند كه پرايس لاين مي تواند در هر شركت هواپيمايي كه توانست براي او بليت را تهيه كند و بليتها غير قابل برگشت هستند. پس از اين پرايس لاين چك مي كند كه آيا شركت هوايي با اين قيمت بليت ارائه مي كند و يا حاضر است با اين قيمت چنين خدمتي را ارائه دهد. اگر چنين شركتي يافت شد به صورت اتوماتيك چك مي كند كه آيا در آن روز بخصوص صندلي خالي دارد يا خير. اگر چنين صندلي را داشت مشتري را خبر مي كند.
پرايس لاين درآمد خود را از طريق اين فرايند به دو شكل به دست مي آورد .به دليل قابليت دسترسي اين سايت، خطوط هوايي موافقت خود را براي ارائه خدماتشان بر روي اين سايت اعلام كرده اند. پرايس لاين بر اساس تفاوت موجود ميان قيمت يك بليت و قيمت گذاري مشتري مي تواند كسب درآمد كند. همچنين يك حق الزحمه اسمي را براي شارژ بليت از مشتري دريافت مي كند.

خريد گروهي
در خريد گروهي، يك سايت شروع به جمع آوري تقاضا براي يك كالاي خاص مي كند تا به واسطه خريد كردن بيشتر، تخفيف بيشتري دريافت كند. در اينصورت تك تك خريداران از تخفيف بهره مند مي شوند و فروشندگان نيز به صورت عمده به فروش محصولاتشان مي پردازند و سود مي برند. در اين روش فرقي ميان كسي كه اولين عضو اين مجموعه براي خريد يك كالا مي شود و آخرين نفر وجود ندارد. وب سايت هايي كه از اين مدل قيمت گذاري استفاده مي كنند، تقاضاي مشتريان را جمع آوري كرده و با خريد عمده از عرضه كنندگان تخفيفهايي را از آنها دريافت مي كنند.

قيمت گذاري تبادلي
تبادلات الكترونيك، بازارهايي هستند كه خريداران و فروشندگان را دور هم جمع مي كنند. اين بازارها، همانند يك دلال عمل مي كنند. در اين سايت ها، فروشندگان محصولات خود را براي فروش به خريداران بالقوه عرضه مي كنند تا در يك مدت زمان مشخص قيمت گذاري كنند و به همين ترتيب، خريداران نيز مي توانند نياز خود به يك محصول را اعلام كنند تا فروشندگان بالقوه آن محصول در يك دوره مشخص قيمت خود را براي عرضه آن محصول اعلام كنند و سپس خريدار انتخاب كند. يكي از مزيت هاي اين بازارها، براي خريداران اين است كه به تعداد زيادي از فروشندگان دسترسي دارند و بر اساس نظريه هاي اقتصادي، هرگاه تعداد فروشندگان زياد شود، رقابت افزايش مي يابد و قيمت آن محصول كمتر خواهد بود و به همين ترتيب، هرگاه تعداد خريداران افزايش يابد، فروشندگان نيز قيمتهاي بالاتري را براي فروش محصولاتشان دريافت خواهند كرد.

استراتژي هاي پيشرفته قيمت گذاري
۱) قيمت گذاري تبعيضي
واژه قيمت گذاري تبعيضي اشاره بر اين دارد كه قيمتهاي متفاوت را براي افراد متفاوت بر اساس تمايل آنها به پرداخت، به كار مي گيرند. قيمت گذاري تبعيضي اين سوال را به وجود مي آورد كه آيا چنين تاكتيك هايي براي جامعه مناسب و يا سودآور هست يا خير. استراتژيست هاي قيمت گذاري، قيمت گذاري تبعيض آميز را به سه دسته تقسيم بندي مي كنند:
الف) قيمت گذاري تبعيضي درجه يك؛
ب) قيمت گذاري تبعيضي درجه دو ؛
پ) قيمت گذاري تبعيضي درجه سه.
الف) قيمت گذاري تبعيضي درجه يك
دراين نوع قيمت گذاري ، فروشندگان از مصرف كنندگان همان مقداري را مطالبه مي كنند كه آنها بابت خريد يك چيز تمايل به پرداخت آن دارند. به همين دليل شركتها بايد از منحني تقاضاي هر مصرف كننده مطلع باشند كه البته كاري غير ممكن است. ضمن اينكه، در حالي كه يك مشتري تمايل به پرداخت قيمت بالايي براي محصول يك شركت دارد، ديگر شركتها ممكن است اين محصول را با قيمت پايين تري ارائه كنند. در اينصورت خريداران به سمت اين فروشندگان براي عدم پرداخت قيمت بالاتر هجوم مي برند. اما آنچه كه واقعي به نظر مي رسد اين است كه شركتها به دنبال كسب اطلاعات بيشتر از مشتريان هستند تا در هنگام چانه زني بر سر قيمت بتوانند از اين اطلاعات براي سنجش ميزان تمايل مشتري به پرداخت استفاده كنند. معمولاً تاجران حرفه اي، پس از چند دقيقه كوتاه متوجه مي شوند كه اين مشتري چه ميزان حاضر است براي خريد بپردازد. اين مطلب را معمولاً در جواب به سوال “چه ميزان بودجه داريد؟” مي توان دريافت.
ب) قيمت گذاري تبعيضي درجه دو
اين نوع قيمت گذاري نيز مشابهت زيادي به قيمت گذاري تبعيضي درجه يك دارد. با اين تقاوت كه در اين قيمت گذاري به دنبال آن هستند كه بدانند يك مشتري حداكثر قيمتي كه تمايل دارد براي يك محصول بپردازد چه ميزان است. در اين روش، به دنبال اين هستند كه بدانند كه مشتري نه تنها براي يك واحد بلكه براي واحدهاي بيشتر نيز چه ميزان خواهد پرداخت.
پ) قيمت گذاري تبعيضي درجه سوم
در اين قيمت گذاري مشتريان،بر اساس تمايلشان براي پرداخت، دسته بندي مي شوند. تبعيض قيمت بر اساس سن مشتريان روشي است كه در فروش بليت سينما و تئاتر نيز اجرا مي شود. بليت تئاتر براي كودكان و بچه ها از قيمت كمتري نسبت به ديگر سنين برخوردار است.شركتها قيمتهاي متفاوتي را به مشتريان مختلف براي يك محصول ارائه مي كنند، زيرا اين بخشهاي مختلف مشتريان تمايل متفاوتي براي پرداخت يك محصول دارند. به همان ميزان كه براي فروشندگان،پي بردن به خصوصيات مشتريان نظير سن آنها آسان است، اما فروش مجدد اين كالاها (خريد در قيمت پايين و فروش در قيمت بالاتر از قيمت خريد) كار آساني نيست. بر اساس اصول اقتصاد پايين ترين قيمتي كه بايد براي يك محصول درخواست شود،نبايد از هزينه هاي متغير توليد آن كالا و يا محصول پايين تر باشد.يكي از بحث برانگيزترين مباحث در اين قيمت گذاري تبعيضي، روشي است كه شركتهاي هواپيمايي به كار مي گيرند. در واقع براي تاجران و افرادي كه براي كار مسافرت مي كنند، اين مطلب كه باوجود پرداخت حداقل ۱۵ درصد بيشتر براي بليت نسبت به توريست ها بايد در كنار آنها بنشينند، تعجب بر انگيز است.

۲) قيمت گذاري بر اساس تخفيف مقداري
در مقام نظريه، اگر يك شركت فروشنده بتواند ميزان تقاضا براي محصول خود را تخمين بزند، مي تواند براي فروش محصولاتش بر مبناي حجم خريداري شده، تخفيفاتي را در نظر بگيرد و برنامه ريزي كند. در اين روش مشخص مي شود كه هر مشتري دقيقاً چه ميزان حاضر است براي خريد يك محصول بپردازد و براي تعداد بيشتر چه قدر حاضر است هزينه تقبل كند.
در اينگونه استراتژي هاي قيمت گذاري كه قيمت بـر اساس افزايش حجم خريداري شده، كـــاهش مي يابد، رابطه معكوس ميان قيمـــت و تعداد فروش محصول ايجاد مي شود. رستوران هاي پيتزا فروشي از اين روش براي تبليغات استفاده مي كنند . عبارت ” يك پيتزا بخر و پيتزاي ديگر را نصف قيمت ببر” از همين جمله هاست.
فهم اين ساختار قيمت گذاري سخت و مشكل است و اين سختي، تأثير معكوس بر فروش نيز مي تواند داشته باشد.

۳) قيمت گذاري دوبخشي
براي درك بهتر از اينكه مشتريان چه ميزان براي خريد يك كالا حاضرند بپردازند، شركتها از قيمت گذاري دوبخشي استفاده مي كنند. اين استراتژي از دو بخش تشكيل شده است. يك بخش قيمت گذاري ثابت و ديگري قيمت متغير كه وابسته به ميزان خريد هر جنس است. مثلاً قيمت ثابت يك بسته ۶ تايي CD، ۱۲ دلار و ۵۰ سنت است و پس از آن براي خريد هر CD مي توانند يك دلار و ۵۰ سنت بپردازند. از نقطه نظر اقتصادي، اين نكته كه قيمت متغير با هزينه متغير توليد كالا يكسان است، اهميت فراواني دارد. براي حداكثر كردن سود، لازم است اين استراتژي به گونه اي طراحي شود كه مصرف كنندگان را به خريد يك محصول در قيمت متغير،كه كمتر از هزينه توليد آن محصول است، محدود كند. به عنوان مثال در مثال CD، مشتري مايل است تا يك بسته كه قيمت آن ۱۲٫۵ دلار است را بخرد. در اين حالت سياست شركت فروشنده بايد اين باشد كه مشتري را به خريد CD ششم و هفتم با قيمت ۱٫۵ دلار ترغيب كند. حال اگر مشتري بخواهد اين CDها را به قيمت ۱ دلار خريد كند، از آنجا كه هزينه هر سي دي ، ۱٫۵ دلار است غير ممكن مي شود. بنابراين شركت از يك بسته با قيمت مشخص و در تك فروشيها از قيمتي كه انعطاف پذيري لازم را داشته باشد، استفاده مي كند.

۴) قيمت گذاري بسته اي
دو نوع استراتژي قيمت گذاري بسته اي وجود دارد: بسته هاي يك دست و خالص و بسته هاي مختلط. در بسته بندي خالص، محصولات يك شركت بخشي از آن بسته را در كنار محصولات قبلي شركت تشكيل مي دهند و خريدار ناگزير از خريد كل بسته محصولات است. مثلاً شركت اويتز (Ovitz) اگر بخواهد ستاره جديدي را به عنوان هنرمند معرفي كند، آن را در كنار ديگر ستاره هاي مطرح قرار مي دهد و به اين ترتيب آرام آرام به معروفيت و رشد او كمك مي كند. همچنين برخي شركتها از اين روش براي تبليغ محصولات جديدشان استفاده مي كنند. آنها محصولات جديدشان را با محصولات قديمي خود كه شناخته شده نيز هستند به صورت يك بسته به يك سري از مشتريان ارائه مي كنند و به اين ترتيب به شناخته شدن آن محصول جديد كمك مي كنند. ضمن اينكه مشتريان نيز از گرفتن اين محصول جديد به صورت رايگان و يا با تخفيف خوشحال مي شوند.شركتها بايد در نظر داشته باشند كه ارائه اين محصولات مكمل بايد براي جلب رضايت مشتريان باشد. اما در بسته بندي مختلط كه يكي از معروفترين استراتژي هاي بازاريابي است، محصولات هم به صورت تكي و هم به صورت بسته اي ارائه مي شود و خريدار از انعطاف پذيري در انتخاب برخوردار است. در اين بسته بندي قيمت بسته كمتر از جمع قيمت تك تك محصولات است. اين روش قيمت گذاري يكي ازآسانترين و سودآورترين روشها براي قيمت گذاري خدمات اينترنتي است. يكي از مزاياي كليدي به كارگيري تبعيض قيمتي اين است كه شركتها مي توانند يك نوع محصول را به قيمت متفاوت و به مشتريان مختلف ارائه كنند.

۵) تبعيض قيمتي در طول زمان
استفاده از اين روش يكي از روشهاي معمول و شناخته شده براي فروش يك محصول با قيمت متفاوت است. اين استراتژي براي خرده فروشان اينترنتي براحتي قابل اجراست. وقتي محصول جديدي به بازار ارائه مي شود، ابتدا قيمت اين محصول بالاست و آرام آرام كاهش مي يابد. در اين حالت برخي از مشتريان كه زمان براي آنها از اهميت بيشتري نسبت به قيمت برخوردار است، در همان ابتداي ارائه به بازار اين محصول را تهيه مي كنند و مشتريان ديگر صبر مي كنند تا قيمت پايين آيد و خريد كنند. بنابراين با استفاده ازاين استراتژي، مصرف كنندگان خودشان انتخاب مي كنند كه به واسطه زمان براي يك محصول چه هزينه اي را بپردازند. برخي شركتهاي خرده فروشي كاست و CDموسيقي از اين استراتژي به صورت معكوس استفاده مي كنند. هرگاه كاست جديدي به بازار ارائه شود، آنها براي كساني كه در هفته اول يا چند روز اول خريد كنند، تخفيف ويژه اي در نظر مي گيرند. با اين روش هم از ميزان تقاضا براي آن محصول مطلع مي شوند – كه اگر ميزان تقاضا خوب بود آن را تبليغ كنند- و هم مشتريان را به داخل مغازه و يا فروشگاه مي كشانند تا از ديگر محصولات نيز به اين واسطه ديدن كنند. البته اين روش مورد پسند شركتهاي توليدكننده آن CD و يا كاست و … نيست، زيرا از نظر بازاريابي قيمت گذاري هفته اول و يا اوايل فروش، براي شركت خيلي مهم است و مي توانند سود مناسبي كسب كنند. ضمن اينكه ممكن است، قيمت پايين سي دي يا محصول به منزله عدم كيفيت و يا ارزش كم آن در نظر گرفته شود و به اعتبار شركت لطمه بزند.

۶) قيمت گذاري ديوانه وار
شركتها معمولاً در اين روش با كاهش قيمت به دنبال كسب تقاضاي چشمگيري براي محصول خود هستند. اين حالت ممكن است به چند دليل اتفاق افتد.
▪ قيمت گذاري منصفانه: شركتهايي كه با تقاضاي اضافي مواجه هستند، شايد قيمت هايشان را پايين تر از بازار نگه دارند تا بدين وسيله حسن نيت خود را ثابت كنند و اين سبب خريد كردن ديوانه وار مي شود.
▪ عدم اطمينان از تقاضا: وقتي شركت، محصول جديدي را به بازار ارائه مي كند، از عدم اطمينان نسبت به پذيرش اين محصول توسط بازار اطلاعي ندارد. اگر تقاضا به صورت غير منتظره اي بالا باشد، برخي خرده فروشان و توليد كنندگان از ريسك پذيري كمي برخوردارند و به دليل افزايش يك دفعه اي قيمتها، برخي محصولات را با قيمتهاي پايين مي فروشند. مشتريان اغلب شركتها را به اين دليل كه هنگامي كه تقاضا براي محصولاتشان افزايش مي يابد، قيمتها را افزايش مي دهند، مورد انتقاد قرار مي دهند. اگرچه افزايش قيمتها مي تواند براي شركتها سود زيادي را ايجاد كند، اما به شهرت و اعتبار آنها لطمه مي زند.
▪ عوامل بازاريابي: قيمت گذاري ديوانه وار از طبيعت مشترياني سرچشمه مي گيرد كه به صورت جنون انگيزي به دنبال كسب آن محصول هستند. اين مشتريان به تك تك مغازه ها سر مي زنند، در حراجيها قيمت گذاري مي كنند تا اين محصول را به هر طريق ممكن به دست آورند. در اين حالت مشتريان ديوانه، به ايجاد يك پوشش رسانه اي مي پردازند. مثلاً در تعطيلات سال ۲۰۰۰ شركت سوني اعلام كرد تنها نيمي از يك ميليون دستگاه پلي استيشن را كه در ايالات متحده قول داده بود توزيع كند، مي تواند انجام دهد. اين خبر سبب شد مشتريان به صورت ديوانه وار به دنبال كسب اين وسيله باشند و به تبع آن، قيمت نيز افزايش چشمگيري داشت. سوني براي اين دستگاه قيمت ۲۹۹ دلاري را قرار داده بود، اما بعد از اين خبر قيمت آن به ۹۵۰ دلار رسيد.
▪ نشانه كيفيت: اگر قيمت يك محصول به دلايلي نظير افزايش تقاضا بالا رود، برخي مشتريان اين افزايش قيمت را نشانه كيفيت داشتن آن محصول به حساب مي آورند.
▪ روش فروش كارا : شركت والت ديزني با اعلام اينكه برخي از محصولات قديمي و كلاسيك ويديويي خود را (نظير پينوكيو و …) به صورت محدود به فروش مي رساند و پس از اين فروش تا مدتها اين محصول را ارائه نخواهد كرد، منجر به خريد ديوانه وار مشتريان و هجوم آنها براي خريد شد. در اين حالت اين شركت توانست علاوه بر كسب سود خوب، اين محصولات را به اندازه كافي و بيشتر از اعلام قبلي به فروش برساند و يك فروش كارا ايجاد كند.

● نتيجه گيري
اگرچه در بازارهاي سنتي قيمت گذاري بر مبناي هزينه صورت مي گرفت، ولي اين روش پاسخگوي قيمت گذاري در بازارهاي الكترونيك نيست. به علت پايين بودن هزينه جستجو و فراهم شدن امكان مقايسه قيمت، كيفيت و ساير جنبه هاي كالا بهره گيري از اينترنت در زندگي روزمره انسانها گسترش روز افزوني پيدا كرده است. مشتريان ترجيح مي دهند كالاها و خدمات مورد نياز خود را در بازارهاي الكترونيك جستجو كنند. در بازارهاي الكترونيك قيمت تحت تاثير حساسيت قيمت، منحصر به فرد بودن محصول،آگاهي از خدمت يا محصول جايگزين ، هزينه كل،هزينه مشترك،اثر قيمت-كيفيت و اثر موجودي قرار مي گيرد. فروشندگان با بررسي اين اثرات بر روي كالاها و خدمات قابل ارائه خود در بازار الكترونيك مي توانند استراتژي هاي متفاوتي را انتخاب كنند. اين استراتژي ها امكان قيمت گذاري صحيح با توجه به هزينه، مشتريان و رقبا را فراهم مي كند و يك حاشيه سود مناسب را براي فروشندگان به وجود مي آورد.

منابع
۱. Brousseau,C and Gressens,B (۱۹۹۹) “The Value Propositions of Dynamic Pricing in Business-to-Business E-Commerce “(۱/۱۵/۱۹۹۹) CRM Project Volume ۱
۲. David Shipley, David Jobber(۲۰۰۱), “Integrative Pricing Via The Pricing Wheel” Industrial Marketing Mnagement,VOL۳۰, PP۳۰۱-۳۱۴
۳. Jensen, M. and Skovggard, M. (۱۹۹۹) “strategic perspectives one-marketplaces. Master thesis, technology university of Denmark
۴. Kannan. P.K. and Kopalle. P.K.(۲۰۰۱), “Dynamic Pricing on the internet: Importance and Implication for Consumer behavior” International Journal of Electronic Commerce , Spring, Vol . ۵. No. ۳ pp. ۶۳-۸۳
۵. Mohammed R.A, Fisher .R.J, Jaworski B.J ,(۲۰۰۲) , Cahill.A.M “Internet Marketing: Building Advantage in the Networked Economy” McGraw – Hill press,N.Y
۶. Rashinghani, M.S(۲۰۰۴)”e-pricing for intelligent enterprises: a strategic perspective” chapter xv on” intelligent enterprises of the ۲۱st century” I idea group, Hershey

توسط غلامرضا دهقانپور



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۴۷ توسط:مديريت موضوع:

اجراي گام به گام يك برنامه بازاريابي موفق

اجراي گام به گام يك برنامه بازاريابي موفق

بسياري از صاحبان تجارت و كسب و كار گمان مي‌كنند كه تنها با آگهي در يك روزنامهء محلي يا راديو و تلويزيون، مصرف‌كنندگان به طور خودكار تشويق به خريداري محصول يا خدمتشان مي‌شوند; اين تا حدودي درست است. احتمال دارد بعضي افراد تنها از روي كنجكاوي محصول جديد شما را شناسايي و امتحان كنند، اما صدها، بلكه هزاران نفر از مشتريان بالقوه ممكن است هرگز محصول يا كسب و كار شما را شناسايي نكنند. در چنين مواقعي، بهره‌مندي از يك برنامهء بازاريابي موثر خواهد بود; آنچه كه شما بايد به عنوان مالك يك كسب و كار تجاري انجام دهيد، داشتن يك درك و بينش جامع از برنامهء بازاريابي و استفاده از آن به منظور كسب فرصت‌هاي بازار است.
● مرور استراتژي‌ها و تكنيك‌ها
اين كار را تا زماني كه متوجه شويد چگونه بايد استراتژي‌ها و روش‌ها را به منظور كسب نتايج دلخواهتان به كار گيريد، ادامه دهيد. به خاطر داشته باشيد، هدف شما فقط جلب و حفظ يك گروه ثابت از مشتريان وفادار نيست بلكه هدف گسترش جمعيت مشتريانتان از طريق شناسايي و جلب مشتريان جديد و كاهش ريسك به وسيلهء پيش‌بيني تغييرات بازار نيز هست كه مي‌تواند روي فعاليت شما تاثير بگذارد. براي اين‌كه شما به اين هدف نايل آييد، طرح بازاريابي شما بايد دربرگيرندهء استراتژي‌هايي باشد كه در هر طرح بازاريابي ديگر مورد استفاده قرار مي‌گيرد (محصول / قيمت / مكان / ترفيع فروش: P۴ .) طرح خود را مرور كنيد و اطمينان حاصل كنيد كه شامل اين استراتژي‌هاست و سپس تعيين كنيد كه چگونه اين استراتژي‌ها مورد استفاده واقع شده‌اند و براي هر استراتژي شرح مختصري بدهيد.
● هدف‌گذاري
مشتريان (بازار هدف) ‌را بر اساس سن، جنسيت، سطوح درآمد و تحصيلات، شغل و محل اقامتشان توصيف كنيد. هيچ‌كس بهتر از شما مشتريانتان را نمي‌شناسد، همچنين علايق آن‌ها، انتظاراتشان و چيزهايي كه مورد علاقه‌شان نيست را نمي‌داند. به دليل اين‌كه منابع شما محدود هستند، تنها مشترياني را مورد هدف قرار دهيد كه احتمال بيش‌تري وجود دارد محصولتان را خريداري كنند.
● تدوين سياست‌هاي قيمت‌گذاري
در ارتباط با قيمت‌گذاري در برنامهء بازاريابي بايد نكاتي از اين قبيل را مدنظر قرار داد:
▪‌ تكنيك‌هاي قيمت‌گذاري و شرح مختصري از اين قيمت‌ها
▪ هزينه‌هاي اداري و فعاليت‌هاي ترفيع فروش
▪ موقعيت رقابتي
▪ قيمت زير قيمت رقبا
▪ قيمت بالاتر از قيمت رقابتي
▪ قيمت‌گذاري چندگانه
▪ هزينه‌هاي مواد، نيروي كار و سربار
همچنين استراتژي‌ قيمت‌گذاري شما ممكن است بر مبناي استراتژي ‌مورد استفادهء ديگران باشد. در اين صورت شما بايد طرح و استراتژي‌‌هاي مورد استفادهء رقبا را مطالعه كنيد. به اين طريق شما كاملا متوجه مي‌شويد كه چگونه محصول خود را قيمت‌گذاري كنيد و مي‌توانيد تعيين كنيد كه آيا قيمت‌هاي شما مثل رقباست يا خير؟ آيا قيمت‌هاي آن‌ها برابر ميانگين صنعت است و اين‌كه شما چه تعديل‌هايي مي‌توانيد براي انطباق با آن‌ها انجام دهيد. كليد موفقيت، داشتن يك استراتژي‌درست طراحي شده براي تعيين سياست‌ها و نظارت دايم بر قيمت‌ها و هزينه‌هاي عملياتي است به منظور كسب اطمينان از به دست آوردن سود.
● ايجاد يك استراتژي ترفيع اثربخش
در اين قسمت توجه به مواردي از اين قبيل اجتناب‌ناپذير است:
▪ رسانهء تبليغاتي
▪ رسانه‌هاي چاپي (روزنامه، مجله، اعلاميه‌هاي كوچك، بروشوروها و…)
▪ راهنماهاي تجاري (Yellow Pages)
▪ صدا و سيما
▪ هداياي تبليغاتي
▪ و…
آن استراتژي‌ترفيعي را توسعه دهيد كه از رسانه‌هاي مخلتفي براي ارتقاي كسب و كار شما استفاده مي‌كند. رسانه‌هاي گوناگون را بررسي كرده و آن‌هايي را كه در ارتقاي كسب و كار شما اثربخش‌تر هستند شناسايي كنيد. روي جنبه‌هايي از اين رسانه‌ها تمركز كنيد كه مكان و قيمت شما را به خوبي نشان مي‌دهند.
● شناسايي رقبا
برخي نكات كه در شناسايي رقبا و بررسي بازار بايد به آن‌ها توجه كرد شامل عناوين زير است:
▪ تقاضا براي كالا يا خدمات
▪ نزديك‌ترين رقباي مستقيم و غيرمستقيم
▪ نقاط قوت و ضعف رقبا
▪ ارزيابي اين‌كه كسب و كار رقبا چگونه است
▪ توصيف ويژگي‌هاي منحصر به فرد محصولتان
▪ شباهت‌ها و تفاوت‌هاي بين محصول شما و محصول رقبا
▪ استراتژي‌هاي قيمت‌گذاري براي شما در مقايسه با رقبا
سپس پنج مورد از نزديك‌ترين رقباي مستقيم و غيرمستقيم خود را شناسايي كنيد يك پروندهء شناسايي نقاط ضعف و قوت آن‌ها تشكيل دهيد. تبليغات و ترفيعات آن‌ها و همچنين استراتژي‌هاي قيمت‌گذاري آن‌ها را در پرونده جمع كنيد. اين پرونده‌ها را به منظور تعيين اين‌كه آن‌ها كي و چطور تبليغ مي‌كنند يا چه زماني براي ترفيعات حامي مالي مي‌شوند و پيشنهاد فروش مي‌دهند،‌به طور دوره‌اي مرور كنيد.
● توصيف محصول
سعي كنيد فوايد محصولتان را از ديد مشتريان توصيف كنيد و روي خصوصيات ويژهء آن تاكيد كنيد. صاحبان موفق كسب و كار مي‌دانند و يا حداقل داراي ايده‌اي هستند از آنچه مشتريان از آن‌ها مي‌خواهند يا انتظار دارند. اين نوع پيش‌بيني مي‌تواند در ايجاد رضايت و وفاداري مشتريان مفيد باشد.
● تدوين بودجه بازاريابي
در پيش‌بيني بودجهء بازاريابي بايد مواردي از اين قبيل مدنظر قرار گيرد:
▪ طرح بازاريابي و سياست‌هاي ترفيع
▪ هزينه‌هاي تخصيص داده شده براي تبليغات و ترفيع
▪ امكانات مورد نياز براي تبليغات و ترفيع
▪ فهرست رسانه‌هاي تبليغاتي مورد استفاده
اجراي يك طرح بازاريابي اثربخش مستلزم صرف پول است. بنابراين شما بايد بخشي از بودجهء عملياتي خود را براي پوشش هزينه‌هاي تبليغاتي و ترفيع فروش و ساير هزينه‌ها تخصيص دهيد كه در ارتباط با بازاريابي‌اند.
بودجهء بازاريابي را بر اساس هزينه‌هايي كه براي رسانه مورد استفاده و هزينه‌هايي كه صرف جمع‌آوري داده‌ها و كنترل نظارت بر تغييرات در بازار مي‌شود، تدوين كنيد.
● توصيف مكان
سعي كنيد مكان كسب و كار تجاري خود را از ديد مشتريانتان توصيف كنيد.
آيا وسيلهء نقليهء مناسب در دسترس است؟ آيا جنبه‌هاي امنيتي، دكور و جاي پارك مناسب است؟ همچنين ميزان احساس امنيت و آرامش خاطري را كه به مشتريانتان تقديم مي‌كند، بررسي كنيد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۴۶ توسط:مديريت موضوع:

بازاريابي ورزشي

بازاريابي ورزشي

 

بازاريابي ورزشي دربرگيرندهٔ تمام فعاليت‌هائي است كه براي ارضاء نيازها و خواسته‌هاي تماشاچيان ورزشي طراحي شده‌اند.علم بازاريابي ورزشي، همانند خود بازاريابي از علوم ديگري چون علم اقتصاد، جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، ارتباطات و حقوق مدد مي‌جويد.
البته بايد بين بازاريابي ورزشي و بازاريابي از طريق ورزش تمايز قائل شد. بازاريابي ورزشي، هنگامي روي مي‌دهد كه سازماني ورزشي درصدد ترويج محصولات و خدماتش باشد، مثل يك باشگاه فوتبال كه براي فروش بليت مسابقهٔ مربوط به تيمش در روزنامه آگهي مي‌دهد. اما بازاريابي از طريق ورزش، زماني است كه سازماني غيرورزشي، درصدد بهره‌گيري از ورزش، به‌عنوان ابزار فروش محصولاتش باشد، مثل يك شركت توليدكنندهٔ نوشابه كه نام تجاري محصولاتش را طي يك رويداد ورزشي تبليغ مي‌كند.
ورزش به‌عنوان صنعت، امروز مفهومي آشنا در كشورهاي پيشرفتهٔ صنعتي دارد؛ رابرت ميرز، مدير شركت ريبوك (Reebok) مي‌گويد: ما چندين سال است به اين باور رسيده‌ايم كه امروزه بازار در اختيار انواع ورزش‌ها، مد و موسيقي است.
در آمريكا صنعت ورزش، يازدهمين گروه صنعتي بزرگ را تشكيل مي‌دهد و مردم سالانه ۲۱۳ تا ۳۵۰ بيليون دلار، صرف خريد كالاها و خدمات ورزشي مي‌كنند.
●انواع فعاليت‌ها در بازاريابي
بازاريابي، طيف وسيعي از فعاليت‌ها و تصميم‌ها را دربرمي‌گيرد كه در يك تقسيم‌بندي كلي، مي‌توان آنها را در چهار گروه يا طبقه خلاصه كرد:
ـ محصول
ـ قيمت
ـ ترفيع
ـ توزيع
ايجاد هماهنگي بين اين چهارطبقه، هدف اصلي بازاريابي را در برمي‌گيرد. فدراسيون‌هاي ورزشي و باشگاه‌ها نيز براي بازاريابي علمي، مي‌توانند فعاليت‌هاي خود را در چهار طبقهٔ مورد نظر خلاصه كرده و در هر طبقه از ملاحظات علمي ـ كاربردي آن استفاده كنند.
منظور از محصول ورزش، كالا، خدمات يا تركيبي از هر دو است كه براي ارائهٔ مزيت به تماشاگر ورزشي، ورزشكار، حامي يا اسپانسر، طراحي مي‌شود.
بازاريابي ورزشي، منحصربه‌فرد است، زيرا مشتريان آن مثل خريداران ساير فرآورده‌ها نيستند. فراهم‌كنندگان رويدادها، محصولات، و خدمات ورزشي، به‌دليل سرشت آزاد فعاليت‌ها، ناپايداري رويدادها و ابهام در نتايج، نمي‌توانند برجستگي كار را پيش‌بيني كنند، از اين‌رو در يك جمع‌بندي كلي مي‌توان گفت كه محصول در ورزش، متفاوت از ديگر حوزه‌هاست؛ مهمترين دلايل اين مسئله عبارتند از: غيرملموس بودن نتيجه، زودگذر بودن، عدم ثبات و پايداري، حواشي شديد احساسي، مشتريان متخصص، كنترل اندك بازارياب بر محصول، جذابيت عمومي و...
در اين طبقه از فعاليت‌هاي بازاريابي، ابتدا بايد محصولات و خدمات قابل عرضه و فروش را شناسائي و دسته‌بندي كرد. به‌طور كلي محصولات و خدمات بيشتر ورزش‌ها و فدراسيون‌هاي ورزشي بدين شكل طبقه‌بندي و معرفي شده است: مسابقات، آموزش، امور فرهنگي، امور توسعه و تجهيز نگهداري، امور پژوهشي و تحقيقاتي، اردوهاي تيم ملي، بازيكنان نخبه، امور اداري و مالي.
مسابقات و رويدادهاي رقابتي همواره يكي از محصولات اصلي ورزش‌هاست؛ طبيعي است كه اهميت و حساسيت‌هاي مسابقات در ارزش و متقاضي آن تأثير مي‌گذارد. اين محصولات از هر دو جنبهٔ بازاريابي ورزش و بازاريابي از طريق ورزش قابل ارائه است. در مسابقات حساس و پرمخاطب مي‌توان با اقدام به بليت‌فروشي يا مبالغ مربوط به وروديه براي شركت درمسابقات و... نسبت به بازاريابي اقدام كرد. در عين حال بسياري از توليدكنندگان محصولات غيرورزشي را مي‌توان متقاعد كرد كه در مسابقات فرصت خوبي را براي معرفي محصول خود خواهند يافت و مي‌توانند از طريق تبليغات دور زمين مسابقه، پشت بليت‌ها، و يا روي پيراهن بازيكنان، صاحب موقعيت‌هاي مناسب تبليغاتي شوند.
نكتهٔ مهم در بازاريابي ورزشي آن است كه همواره به خاطر داشته باشيم هر محصول قيمت تعيين شده‌اي دارد. در بازاريابي ورزش با تصميمات قيمت‌گذاري متعددي دربارهٔ محصول اصلي و ساير محصولات مرتبط با آن مواجه هستيم. بازارياب بايد براي قيمت محصول خود، توجيه منطقي داشته باشد. رويكردهاي قيمت‌گذاري عبارتند از: ۱ـ نقطهٔ سربه‌سر ۲ـ عرضه و تقاضا ۳ـ تأمين هدف‌ها ۴ـ قيمت‌گذاري رقبا
قيمت، تأثير زيادي بر ارزش محصول دارد، قيمت‌هاي بالا، سبب مي‌شود كه مشتري خواستار كيفيت‌هاي برتري از جمله جذابيت، تسهيلات، آرامش، پاكيزگي و قابليت دسترسي باشد. اهميت ايجاد خط‌مشي قيمت‌گذاري، براي آن است كه اثر چشمگيري بر موفقيت طرح بازاريابي، و به‌خصوص بازاريابي ورزشي دارد. بنابر نظريهٔ واستاتلار، براي اتخاذ خط‌مشي قيمت‌گذاري، بايد چهار عامل را در نظر گرفت:
۱ـ خريدار: از ابعادي چون شكل جمعيت‌شناسي، شكل‌هاي روانشناختي، رفتارهاي خريد و...
۲ـ رقبا: بينش مصرف‌كننده در مورد ارزش محصول، در مقايسه با محصولات، بررسي و تحليل قيمت محصول رقبا و...
۳ـ هزينه‌هاي توليد: شامل تحليل هزينه‌هاي مواد، تجهيزات، دستمزدها، اجاره و كمترين هزينه براي رسيدن به محصول۴ـ گرايش‌ها: بررسي و تحليل قوانين مربوط به قيمت‌گذاري، مقررات دولتي، وضعيت اقتصادي، سياسي و...
در مجموع بازاريابان ورزشي در تحليل نهائي، بايد تعيين كنند كه نگرش مصرف‌كنندگان نسبت به ارزش محصول در مقايسه با ساير محصولات رقيب چيست و بر اين اساس، بهاي مناسبي براي آن كالا مشخص سازند.
آگهي يا تبليغات ورزشي مي‌تواند به‌صورت كتبي و شفاهي، كاتالوگ‌ها، نامه‌هاي پستي، فيلم و نوار، مجلات تخصصي، بروشور و كتابچه، پوسترها و نقشه‌ها، راهنماها، تابلوهاي خياباني، نصب آگهي روي اتوبوس‌ها و در ورزشگاه‌ها، اعلان‌ها و اعلاميه‌ها، علائم نمايشي، كلمات و نشان‌ها، نمايش، پرچم‌ها و... انجام شود. در واقع عرضهٔ پيام‌هاي تبليغاتي دربارهٔ محصول مي‌تواند در رسانه‌هاي مختلف تبليغاتي انجام گيرد، همچنين مسابقات و سرگرمي‌ها، قرعه‌كشي، جوايز و هدايا، نمونه‌هاي رايگان، نمايشگاه‌ها، كوپن‌هاي خريد، تخفيف‌هاي تشويقي، اعتبارات يا بهرهٔ كم، برنامه‌هاي تفريحي، تخفيف تجاري، ملاقات‌ها، سررسيد نامه و تقويم، وسايل تبليغاتي، مواد آموزشي، گردش‌هاي دسته‌جمعي از نمونه‌هائي است كه مي‌تواند راهگشاي بازاريابان ورزشي باشد.
البته بهره‌گيري از عناصر يادشده، مستلزم تنطيم هدف‌هاي روشن، تشخيص مناسب عناصر آميزهٔ ترويجي مورد استفاده، هماهنگ‌سازي عناصر آميزهٔ ترويجي و تركيب آنها به شكل خط‌مشي‌هائي است كه بتواند به دستيابي به هدف‌هاي تبليغاتي بينجامد.
مشتريان با اطلاع از محصول و قيمت و فوايد خريد محصول و خدمات تمايل بيشتري به خريد نشان مي‌دهند؛ به‌عنوان مثال اقدامات فدراسيون اسكواش ايران در مسابقه، در اينجا مورد بحث قرار مي‌گيرد كه يكي از انواع اين مسابقات را با عنوان مسابقهٔ جام اوپن بين‌المللي زير پوشش پي.اس.اي به‌عنوان يك محصول و اقدامات فدراسيون اسكواش برگزار مي‌كند:
پي.اس.اي مخفف اتحاديه حرفه‌اي‌ها اسكواش و زيرمجموعهٔ فدراسيون جهاني اسكواش است و مسابقات حرفه‌اي اسكواش را زير پوشش مي‌گيرد. از ضوابط اين اتحاديه براي زير پوشش گرفتن مسابقات، حداقل جايزهٔ نقدي سه هزار دلاري و وجود سالن‌ها و امكانات استاندارد براي برگزاري مسابقات است. براي متقاضيان برگزاري اين نوع مسابقه ۳۰ تا ۳۵ ميليون تومان، هزينه خواهد داشت. مشتريان در اين حالت دو دستهٔ اصلي هستند:
۱. توليدكنندگان محصولات و خدمات غيرورزشي كه علاقه‌مند به بازاريابي از طريق ورزش باشند.
۲. بازاريابان ورزشي (بنگاه‌ها يا مؤسسات بازاريابي و تبليغات) كه به‌دنبال خريد اين رويدادها يا مشاركت در يافتن مشتري و مشاركت در درصد سود هستند.
در بررسي به‌عمل آمده در مورد نحوهٔ قيمت‌گذاري اين مسابقات مشخص شده است كه اين قيمت براساس هزينه‌هاي لازم براي برگزاري و ميزباني مسابقات و درآمدزائي فدراسيون ارائه شده است. به‌عبارتي اقدام اصلي و مهم براي شناساندن ويژگي‌هاي اين محصول، متناسب با قيمت تعيين شده، در گام اول مشخص كردن مزاياي بهره‌برداري مشتري از محصول ارائه شده است. در مورد ياد شده، ويژگي‌هاي تبليغاتي براي مشتريان، بدين شرح ارائه شده است:
▪ پخش مستقيم تلويزيوني براي ديدارهاي رده‌بندي و فينال.
▪ پخش اخبار راديوئي از زمان تصويب برگزاري مسابقه تا انتهاي مسابقات.
▪ پخش گزارش‌هاي خبري و توليدي در طول برگزاري مسابقات و بعد از آن.
▪ گزارش‌هاي خبري و تفسيري مطبوعاتي از زمان تصويب تا بعد از مسابقات.
▪ موارد بالا به نام حامي مالي از طريق رسانه‌ها و ثبت لوگو و آرم در مناطق مجاز سالن اعلام خواهد شد.
▪ چاپ پوستر مسابقات با آرم و لوگوي حامي مالي به دو زبان فارسي و انگليسي و پخش در سطح كشور و فدراسيون‌ها، كنفدراسيون‌ها و فدراسيون‌هاي جهاني.
▪ انعكاس لحظه به لحظهٔ نتايج از سايت پارس اسكواش (سايت اختصاصي فدراسيون اسكواش) با اشاره به نام حامي مالي.
▪ انعكاس در سايت‌هاي فدراسيون جهاني و قاره‌اي و به‌ويژه كشورهائي كه در مسابقات نماينده دارند.
▪ انعكاس در خبرنامهٔ فدراسيون اسكواش با شرح كامل معرفي حامي مالي.
▪ اهداي جوايز توسط نمايندگان حامي مالي.
▪ معرفي حامي مالي در مراسم افتتاحيه و اختتاميهٔ مسابقات.
▪ تهيهٔ سي‌دي مسابقات و ارائه به ميهمانان خارجي شركت‌كننده همراه با معرفي حامي مالي.
▪ ارائهٔ گواهينامهٔ سرمايه‌گذاري در ورزش اسكواش به حامي مالي به منظور امكان استفاده در مراجع مربوطه و استفاده از تسهيلات قانوني براي سرمايه‌گذاران در ورزش.
▪ پخش بخش‌هائي از مسابقه در برنامه‌هاي توليدي تلويزيون.
پس از اين مرحله تبليغ، روابط عمومي، فروش شخصي و ترفيعات فروش، مي‌تواند در جذب مشتري و بالارفتن سطح تقاضا مؤثر باشد. ارائهٔ محدود جزوات مربوط به بازاريابي ـ شامل معرفي محصولات، قيمت و ويژگي‌هاي حاصل از خريد ـ از طرف فدراسيون اسكواش به تعدادي از بنگاه‌هاي بازاريابي و مؤسسات تبليغاتي و برخي توليدكنندگان، بخشي از اقدامات انجام شده است. هر چند اين مسئله مي‌تواند با شناخت رسانه‌ها و تبليغ وسيع‌تر در آنها و نيز فعاليت‌هاي روابط عمومي، از جمله برگزاري مصاحبه‌هاي مطبوعاتي و راديو ـ تلويزيوني و حتي فروش شخصي به شكل ارائهٔ محصول با استفاده از روباط به مشتريان رابطه‌گرا و...، توفيقات بازاريابي را از طريق ترفيع در اين فدراسيون بيش از پيش كند.
●●نتيجه‌گيري
در حالت كلي، فدراسيون‌ها بايد محيط كاري، جذابيت‌ها و توانائي‌هاي خود را مطالعه كرده و اطلاعات مربوط به را از طريق تحقيقات بازاريابي جمع‌‌آوري كنند؛ آنها همچنين بايد مشترياني را انتخاب كنند كه با دوام‌ترند. همچنين بايد به برنامه‌ريزي محصولات يا خدمات، تصميمات مربوط به توزيع و چگونگي برقراري ارتباط با مشتريان و قيمت مناسب محصولات پرداخته، پس از آن با استفاده از اطلاعات كسب شده، در مورد حوزه‌هاي فعاليت بازاريابان خود، تصميم‌گيري كنند.
برآورد پيش‌بيني روندهاي آتي بازار نيز بسيار مهم است. تعيين روندهاي ورزشي، مستلزم بررسي عوامل دروني و بيروني است كه بر تلاش‌هاي بازاريابي تأثير مي‌گذارد. براي تهيهٔ طراحي روند آتي بازار، بايد روند قبلي بازار را تحليل كرد. مثلاً بايد مشخص شود كه رسانه‌ها در گذشته چه اثري بر ورزشي خاص ـ مثلاً بسكتبال ـ داشته‌اند و در آينده چه اثري دارند؟ تعيين روند گذشتهٔ بازار به مديران كمك مي‌كند تا عوامل كاميابي يا شكست در بازاريابي را مشخص سازند. پيشگوئي رند آتي بازار، مستلزم بررسي دوبارهٔ هدف‌ها و رسالت سازمان است. تعيين نقاط قوت و ضعف، يا رويدادها و فرصت‌ها، تهديدها در فدراسيون، منجر به ايجاد هدف‌هاي تازه‌اي مي‌شود كه به‌نوبهٔ خود بر طرح بازاريابي اثر خواهد گذاشت.

محسن جاويد مؤيد



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۴۶ توسط:مديريت موضوع:

دوره آموزِشي تحقيقات بازاريابي

دوره هاي آموزشي بازاريابي وي‍ژه كارشناسان و مديران بازاريابي

شبيه سازي پروژه هاي تحقيقات بازاريابي

(پروژه هاي تحقيقات بازاريابي شركت يا سازمانتان را بصورت عملي تمرين كنيد انجام دهيد ياد بگيريد و از نتايج آن استفاده كنيد. اين دوره ...) 

 Tel: 0912-143-9541

Website: www.methodmaster.org

Fax:#98-21-22769883



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۴۵ توسط:مديريت موضوع:

تدوين برنامه بازاريابي

تدوين برنامه بازاريابي

(دوره برنامه ريزي بازاريابي)

شروع فعاليت هاي توليدي و سرمايه گذاري هميشه با مطالعات و برنامه ريزي هاي علمي همراه است. در شركتهاي بزرگ قبل از آغاز به توليد فعاليت هاي گروه تحقيقات و بازاريابي براي امكان سنجي در مورد مقبوليت كالا و نياز بازار انجام مي شود. همچنين در صورتي كه كالاهايي توليد شده وجود داشته باشند و فروش نمي روند و يا در رقابت با كالاهاي مشابه از بازار مناسبي برخوردار نيستند لازم است تا گروه تحقيقات و بازاريابي وارد عمل شود و برنامه ريزي ها و مطالعات لازم را براي دست يابي به اطلاعاتي در مورد موقعيت بازار و كالا انجام دهد. تمامي فعاليت هاي گروهي و انفرادي براي بازاريابي يك كالا بايد حساب شده و در قالب هاي مشخصي تدوين شود و فعاليت هاي بدون مطالعه و برنامه ريزي بايد حذف گردد. براي اين منظور در بازاريابي هر كالا بايد برنامه مروبط به آن كالا را با دقت و مطالعه فراوان تهيه كرد و در اختيار مديران گذاشت تا تصميم گيري هاي لازم را روي آن انجام دهند.

دوره تدوين برنامه بازاريابي در دوسطح ۱- دانشجويان و علاقمندان و ۲- صاحبان كسب و كار توسط مركز آموزشهاي مديريتي methodmaster طراحي شده است.

از نكات قابل توجه در اين دوره ارائه يك مثال عملي ميباشد بطوريكه شما در پايان دوره برنامه بازاريابي كسب و كار خودتان را تهيه خواهيد كرد.

ضمن آنكه شما در طول دوره ايرادات مربوط به برنامه تان را اصلاح و باز نويسي خواهيد كرد.

اين دوره بر اساس كتاب How to Write a Marketing Plan  نوشته John Westwood  كه به وسيله عليرضا احمدي ترجمه و توسط انتشارات مبلغان چاپ شده است ارائه مي گردد.

 

 

Tel: 0912-143-9541

Website: www.methodmaster.org

Fax:#98-21-22769883



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۳:۴۵ توسط:مديريت موضوع: