بازاريابي يا بازارگرداني
بازاريابي يا بازارگرداني و يا مديريت بازار
در حال حاضر واژه ماركتينگ در ايران با كلمه بازاريابي ترجمه شده است. اين واژه براي اولين بار توسط دكتر ابراهيمي براي كلمه ماركتينگ انتخاب شد كه البته ايشان بعدها كلمه مردم يابي را واژه مناسبتري دانستند. اما آيا واژه بازاريابي كه در حال حاضر واژه فراگيري براي كلمه ماركتينگ است و گاه و بيگاه به جاي واژه هايي چون ويزيتوري معرفي محصولي و .... استفاده ميشود ترجمه درستي است ؟؟؟ در ادامه سعي بر آن داريم به تفسير واژه ماركتينگ بپردازيم :
ابعاد گوناگون ماركتينگ
ماركتينگ داراي ابعاد گوناگوني است كه عبارتند از:
بازارگرايي: توجه, تمايل و گرايش به مشتري و بازار
بازارشناسي: تحقيقات بازاريابي و بررسيهاي بازارها
بازاريابي: يافتن بازار هدف و بخشبندي بازارها
بازارسازي: ايجاد و افزايش سهم بازار, ساختن تصوير مناسب, يافتن جاي دلخواه در بازار
بازارگرمي: آمادگي براي رقابت, حضور در صحنه بازارها و نمايشگاهها, انجام تبليغات و ترفيعات و تشويقها
بازارگردي: ويترينگردي جهاني, حضور در صحنه مبادلات و بازارها, اطلاعات و ارتباطات بازار
بازارسنجي: مقايسه و ارزيابي گذشته و حال خود و ديگران براي ترسيم آينده
بازارداري: افزايش يا حفظ مشتريان (خلاقيت و نوآوري)
بازارگرداني: اداره كردن بازار از طريق مديريت محصول, قيمت, توزيع, ترفيع (مديريت بازار)
با توجه به ابعاد گوناگون ماركتينگ ميتوان گفت واژه مناسب براي Marketing «بازارگرداني» است كه همان مديريت بازار است و همه امور مربوط به برنامهريزي, اجرا و كنترل فعاليتهاي گوناگون و ابعاد اشاره شده را در بر ميگيرد. به عبارتي, بازارگرداني يعني انجام فعاليتهاي نظاممند و دائم بازارگرايي, بازارشناسي, بازاريابي, بازارسازي, بازارگرمي, بازارگردي, بازارسنجي و بازارداري (روستا, ونوس, ابراهيم 1375, 13ـ9).
فرايند بازارگرداني
فرايند بازارگرداني شامل تجزيه و تحليل فرصتهاي بازار, جستجو و انتخاب بازارهاي هدف, طراحي استراتژيهاي مديريت بازار, برنامهريزي براي برنامههاي مديريت بازار و سرانجام سازماندهي, اجرا و كنترل كليه فعاليتهاي بازارگرداني است.
1ـ تجزيه و تحليل موقعيتهاي بازار: تجزيه و تحليل موقعيتهاي بلندمدت موجود در بازار كمك مؤثري در بهبود عملكرد مؤسسات است.
2ـ جستجو و انتخاب بازارهاي هدف: پس از جمع آوري اطلاعات, شركتها بايد به جستجو و انتخاب بازار هدف بپردازند, بدين منظور بايد جذابيت بازار اندازهگيري شود كه اين نيز از طريق تخمين بازار, سودآوري, ميزان رشد آن و نظاير اينها امكان پذير است.
3ـ طراحي استراتژيهاي مديريت بازار: براي اينكار سازمان بايد ضمن تعيين دو ملاك سنجش (مانند كيفيت و قيمت) موقعيت خود را با توجه به اين دو عامل و نسبت به رقبا بسنجد. انتخاب استراتژي مناسب به سياست شركت و نقش مورد نظرش در بازار بستگي دارد.
4ـ برنامهريزي براي برنامههاي بازارگرداني.
5ـ سازماندهي, اجرا و كنترل فعاليتهاي مديريت بازار: آخرين مرحله در فرايند مديريت بازار عبارت است از سازماندهي منابع, اجرا و كنترل برنامههاي بازارگرداني. در شركتهاي كوچك شايد يكنفر هم بتواند همه كارها را انجام دهد ولي در مؤسسات بزرگ, متخصصان زيادتري مورد نياز است (روستا, ونوس, ابراهيمي1375, 69ـ66)
وظايف و اهداف مديريت بازار
وظايف خاص مديريت بازار عباتند از:
●تعيين اهداف بازارگرداني
●ايجاد و اجراي برنامههاي استراتژيك مديريت بازار
●تجزيه و تحليل محيطي و بازار
●اجراي تحقيقات بازار
●طراحي تركيب هاي (آميختههاي ) مناسب بازارگرداني
●بازاريابي داده در مديريت فروش
●ايجاد و توسعه خدمات جديد
●بخشبندي, هدفگذاري و تعيين موقعيت بازار
●ارتباطات داخلي (بازاريابي داخلي)
●تلفيق و هماهنگي با ساير مديريت بخشي
●ايجاد سيستمهاي اطلاعات مديريت بازار
اهداف مديريت بازار شامل موارد زير ميباشد:
● درك و پيش بيني نيازهاي مشتري,
●حفظ مشتريان موجود و ارتباط با مشتريان جديد,
●دستيابي به اهداف سازماني(Woodruffe 1996, 46).
كاتلر و آرمسترانگ براي نظام بازارگرداني چهار وظيفه زير را قايل شده اند:
●حداكثر نمودن مصرف
●حداكثر نمودن رضايت مصرف كننده
●حداكثر نمودن انتخاب
●حداكثر نمودن كيفيت زندگي(Kotler and Armstrong 1990, 16)
برچسب: ،